تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نقش می بینی که در آئینه ای ست

   نقش توست آن، نقش آن آئینه نیست   

 

آینه صاف و پاک فراتر از نقش و نگار و اثرپذیری است و چنانچه آینه نقشی را آشکار می کند آن نقش متعلق به کسی است که در آینه می نگرد و اگر اشکال و ایرادی به آن تصویر وارد است و یا کمالاتی در آن ظاهر است به آینه نسبت داده نمی شود. بلکه نقص و کمال متوجه صاحب تصویر است. جهان هستی همچون آئینه تجلیگاه اعمال آدمیان است وهر آنچه از نیک و بد برای آدمی رخ می نماید در حقیقت بازتاب همان است که از خود او صادر شده است .

از نگاه دیگر مقصود مولانا در این بیت و ابیات مشابه این است که آینه جان آدمی ظرفیت وسیع و بسیار گسترده ای دارد و اگر انعکاس مناسبی از آن دریافت نمی شود مسبب آن دل و جان انسان نیست بلکه این نقایص و کاستی ها به فرستنده ونگرنده در آن باز می گردد چرا که دل و جان همچون آینه صادق و شفاف است و همان را نشان می دهد که به آن عرضه شده است.

جلالدین در بیت دیگری همین معنا را در مثال نی و نی زن آشکار می کند و می گوید صدا و آوازی که از نی شنیده می شود متعلق به نی نسیت بلکه متعلق به دمنده ی در نی است و نی تنها انعکاس دهنده احوال و میزان کمیت و کیفیت دمی است که از سوی دمنده در نی وارد می شود و آنچه از نی ظاهر است تماماً در خور فرد نائی و نی نواز است و حمد و سپاس هرکس در بارگاه خداوند به اندزه خود اوست و  تفاوت احوال انسان ها با هم  از میزان انعکاسی است که در آینه هستی از خود نشان می دهند:

 

    دَم  که  مرد   نائی  اندر   نای   کرد

    در خور نای است؟ نه، در خورد مرد
  
هان و هان گر حمد گوئی گر سپاس

   همچو  نافرجام  آن  چوپان  شناس


نائی : نوازنده نی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: نقش می بینی که در آئینه ای ست، آیینه، نقش و نگار، نقص و کمال، جهان هستی، حقیقت، تجلی، انعکاس، دل و جان، نی، آواز، کمیت و کیفیت، حمد و سپاس، آینه هستی، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 | 12:29 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که باشد شاه دردش را دوا   گر چـو نی نالـد نباشـد بی نـوا

 

جلال الدین در این بیت می گوید: هر کس به حضرت حق اتکاء کند و درمان دردهای خود را از او بخواهد، خدای سبحان او را مورد عنایت قرار می دهد و خواسته هایش را اجابت و دردهایش را دوا می کند. چنین انسانی حتی اگر همچون نی نالان باشد، هیچگاه بینوا و بیچاره نیست. آنکه با چنین پادشاهی دوست باشد و او را محبوب و معشوق خود بداند، هرگز دچار درماندگی وغربت و تنهایی نخواهد شد. چرا که خدای سبحان بهترین حبیب و عالی ترین محبوب است. «یا خیر حبیب و محبوب»

 

آنکه باشد با چنان شاهی حبیب

هر کجـا افتـد چـرا باشـد غریـب؟


اگرچه ما آدمیان از جنس پادشاه عالم نیستیم، لکن مظهر تجلی حضرت حق هستیم و از نورانیت او برخورداریم

 

من نیم جنس شهنشه دور از او      لــیــک دارم در تـجـلـی نـور از او

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: هر که باشد شاه دردش را دوا، تجلی، حبیب، غربت، تنهایی، درماندگی، محبوب، معشوق، خدای سبحان، پادشاهی، درد، درمان، حضرت حق، دوست، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 08:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بودن مجازى

از آسمان حقیقت صدایتان كردند

از این جهان مجازى جدایتان كردند

طنین زمزمه‏هاتان حدیث هجرت بود

كه از اسارت ماندن رهایتان كردند

شبى كه مست تجلى به آسمان رفتید

ستارگاه زمینى دعایتان كردند

فرشتگاه مقرب در آستان حضور

كبوتران حریم خدایتان كردند

شبى كه سهم من این بودن مجازى بود

از آسمان حقیقت صدایتان كردند


برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آسمان حقیقت، جهان مجازی، تجلی، اسارت، حدیث هجرت، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پنبه اندر گوش حس دون کنید          بند حس از چشم خود بیرون کنید

حواس ظاهری نسبت به حواس باطنی در مرتبه پایین تری قرار دارند و لذا تکیه دائمی به حواس ظاهری انسان را از توانایی های حواس باطنی غافل می سازد. برای دستیابی به ندای باطن و سرزمین پهناور روح باید حواس ظاهری را محدود و مسدود کرد و پنبۀ ناشنیدن در گوششان فرو برد و چشمشان را فروبست تا چشم و گوش درونی گشوده شود و شاهد تجلی و ظهور حواس باطنی باشیم.

انسانی که در کمند حواس ظاهری گرفتار است آرزو در او فراوان می شود و از آرزو غصه گرد می آید و از غصه غفلت فرا می رسد و از غفلت فراموشی رو می کند و از فراموشی عقل زائل می گردد و چون کسی را عقل نباشد مراقبه نباید و بی مراقبه آدمی به آرامش و سعادت نرسد. مولانا می گوید

بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید          تا خطاب اِرجعی را بشنوید

شنیدن خطاب خداوند و ندای پاک دورنی تنها با رهاشدن از قید و بند حواس ظاهری میسر می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، روح، غصه، آرزو، مراقبه، عقل، آرامش، سعادت، ظهور، تجلی، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic