تاریخ : چهارشنبه 3 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

گفت که چیه؟ هی جانباز جانباز!! شهید شهید!!!

میخواستن نرن! کسی که مجبورشون نکرده بود!

گفتم: چرا اتفاقا یه چیزی مجبورشون میکرد!

گفت: چی؟

گفتم: همونی که تو نداریش!

غیرت!!!!!!

با تشکر از: شوق پرواز




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، جانبازان، مباحث حجاب،
برچسب ها: جانباز، غیرت، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،

تاریخ : جمعه 28 تیر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392 | 01:44 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

منبع عکس از: عشاق الزهرا




طبقه بندی: درباره سید علی، جانبازان،
برچسب ها: جانباز، جانبازان و رهبری، مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، گریه،
دنبالک ها: عشاق الزهرا،

تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پیمان اباالفضلی با جلیلی می بندیم

دکتر لنکرانی:

ما در بین کاندیدا ها یک جانباز بیشتر نداریم که در طی این سال ها ، متعهد به مرام ابوالفضلی مانده . ما اگر او را معرفی می‌کنیم با او پیمان ابوالفضلی می‌بندیم که ولی را هیچگاه تنها نگذاریم و در دفاع از او سستی روا نداریم . پیمان ما با او ، پیمان بر خدمت ابوالفضلی است. پیمان بر سر ارزشها و باورهامان ، پیمان بر سر بصیرت و با اقتدای با بصیرتمندان . 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: انتخابات ریاست جمهوری 1392،
برچسب ها: حمایت دکتر لنکرانی از دکتر جلیلی، حماسه حسینی، انتخابات ریاست جمهوری، ‌انتخابات 24 خرداد، انتخابات یازدهم، جانباز، حضرت زینب (س)، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س)، صبر، دور اندیشی، بصیرت، همت، وفا، صداقت، امیرالمومنین (ع)،
دنبالک ها: رجانیوز،

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نام گمنامى

این پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است

نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است

من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود

در مقام وصل فهمیدم كه سرجا مانده است

بى نشانى را خود من خواستم باور كنید

نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است

من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد

دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است

آن بسیجى هم كه معبر را برایم باز كرد

دیدمش آن روز در تشییع بى‏پا مانده است

یادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام

زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است

پاسداریدش مبادا غفلتى خاكسترى

گیرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، سلاح، پلاک، استخوان، همسنگر، بسیجی، معبر، پاسدار، حضرت زهرا (س)، پرواز، وصل، شوق، جانباز، فانسقه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1391 | 12:10 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«قیام امام حسین (ع) برای امر به معروف بود.»

«مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»

رشته بعدى هم رشته نهى از منكر و امر به معروف در بالاترین شكل آن است كه در نامه به معاویه در كتابهاى تاریخ نقل شده است - نقل شیعه هم نیست - اتّفاقاً این نامه را - تا آن جاكه در ذهنم هست - مورّخین سنّى نقل كرده‏ اند؛ به گمانم شیعه نقل نكرده است؛ یعنى من برخورد نكرده ‏ام؛ یا اگر هم نقل كرده‏ اند، از آنها نقل كرده ‏اند. آن نامه كذایى و نهى از منكر و امر به معروف ، تا هنگام حركت از مدینه است كه بعد از به سلطنت رسیدن یزید است كه این هم امر به معروف و نهى از منكر است. « اُرید اَن امر بالمعروف وانَهى عن المنكر».

 

ببینید؛ یك انسان، هم در تلاش نفسانى و شخصى - تهذیب نفس - آن حركت عظیم را مى ‏كند؛ هم در صحنه و عرصه ‏ى فرهنگى، كه مبارزه با تحریف، اشاعه احكام الهى و تربیت شاگرد و انسانهاى بزرگ است و هم در عرصه سیاسى كه امر به معروف و نهى از منكر است. بعد هم مجاهدت عظیم ایشان، كه مربوط به عرصه سیاسى است. این انسان، در سه عرصه مشغول خود سازى و پیشرفت است.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: واجب فراموش شده (امر به معروف و نهی از منکر)، سخن ولایت،
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، امام خامنه ای، بیانات مقام معظم رهبری، ناهی از منکر، آمر به معروف، امر به معروف و نهی از منکر در بیانات رهبر انقلاب، امر به معروف و نهی از منکر در بیانات مقام معظم رهبری، قیام امام حسین (ع)، جبهه خودسازی، امام حسین (ع)، جبهه سیاسی، دنیای استکبار، جبهه فرهنگی، خودسازی فکری، اشاعة فکر و فرهنگ، حسین بن علی (ع)، انسان، کربلا، خاکریز نرم، حمله به دشمن، توپ و تفنگ، سیاسی، فرهنگ، سازندگی، امت اسلامی، فرهنگ منحط جاهلی، استکبار غرب، منافع سیاسی دشمن، منافع اقتصادی دشمن، اسلام، مسلمان، اسلام واقعی، قرآن، عملیات، جنگ و جهاد، جانباز، خانواده های شهدا، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                          

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت آخر»

جنگ كه شروع شد تا موقعی كه تموم بشه، همین‌طور بی‌قرار جبهه بودم. دلم می‌خواست منم می‌تونستم برم. با این كه سن و سالم كم بود، از همون موقع عاشق جبهه و شهادت بودم. نمی‌دونم چرا؟

 

هروقت عكس‌هاشون‌رو می‌بینم، تازه می‌فهمم كه هیچی نمی‌فهمم.

جبهه، حال و هوای جبهه، گرما و سرمای طاقت‌فرسای اون‌جا، بی‌خوابی، بی‌آبی، بی‌غذایی، جنگ با كمترین امكانات ولی عاشقانه!

 

                                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، جبهه و شهادت، جانباز، چفیه، طلائیه، طلاییه، زندگی، احساسات رمانتیک، شهیدان، اباعبدالله الحسین (ع)، عاشق، امام خمینی، کربلا، آرامش، امام خمینی (ره)، رحلت امام، رزمنده، عاشقانه، ناموش، دین، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«نامه ای به پدر جانبازم»

بابایی، سلام:

 

خوبی بابا؟

 

خیلی وقته حالت‌رو نپرسیدم. آخه همیشه تو خونه می‌بینمت. همیشه هم سالم می‌بینمت. برای همین حالت‌رو نپرسیدم. ببخش بابا، این‌قدر دور و برم شلوغ شده كه وقتی اسپری‌های رنگارنگت رو جلوی دهانت می‌گیری، صدای فِس فِسش لابه‌لای صدای هدفونی كه توی گوشمه گم میشه، تصویرش بین انعكاس مانیتور و تلوزیون از بین می‌ره و من هیچ‌وقت از تو نمی‌پرسم «حالت چطوره بابایی؟»

 

بابایی، می‌دونی كی‌ها یادت می‌افتم؟ بعضی شبا، وقتی بعد از شب‌زنده داری‌هام پای كامپیوتر كه چشام داره از قرمزی می‌سوزه، وقتی می‌خوام بخوابم، سكوت رو صدای خس‌خسِ سینه‌هات می‌شكنه و من یادم می‌افته باید در اتاقم رو ببندم تا بتونم راحت بخوابم.

                         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: جانبازان،
برچسب ها: جانباز، جانباز شیمیایی، مشکلات جانبازان، کامپیوتر، تلوزیون، مین والمری، چفیه، لباس خاکی، سهمیه دانشگاه، کربلا، جبهه و جنگ، شهید و شهادت، فوتبال، جنگ، جبهه، دفاع مقدس، داستان کوتاه دفاع مقدس، شب زنده داری،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس 4»

«جلسة دوم» قسمت دوم

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

ادامة بحث:

« «من»ِ شما کم و زیاد نمی شود»

 اگر «من» شما همین «تن» شما باشد اگر یک چیزی از بدنتان کم شد باید از من شما هم کم بشود. یعنی یک جانباز عزیزی مثل آقای «روغنی» که دو تا دست و دو تا پا ندارد و چشمهایش هم نابینا است (تو صندلی داغ هم یک بار دعوتش کردند و این آقای نجفی مجری برنامه زار زار گریه می کرد. چیز عجیبی هستند این آقای «روغنی» می گفتند ما که چیزی ندادیم کاش بازم داشتیم و می دادیم. می گفت اینهایی که نگهداشتیم اشتباه کردیم نگهداشتیم کاش تمامش را داده بودیم! بد نیست این را هم بگویم در زمان پیامبر (ص) گوسفندی را قربانی کردند و تمام آن را دادند بیرون برای فقرا و فقط یک ران از آن را نگهداشتند و عایشه گفت یا رسول الله همه گوسفند را دادید رفت فقط همین ران را نگهداشتید؟ حضرت در جواب فرمودند بقیه اش را (که دادیم) نگهداشتیم (چون روز قیامت نزد خودمان داریم) و این را (که نگهداشتیم) از دست دادیم. (چون می خوریم و بعد تو دستشویی دفع می کنیم و تمام می شود می رود پی کارش)) حالا این عزیز جانباز که «تن» او نصف است «من» او هم نصف است؟ یعنی «نیم من» است؟ یعنی باید بگوید بنده «نیم من» روغنی هستم!

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: آیات قرآن، مرگ، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، معرفت النفس، روح، امام علی (ع)، فوتبال، مغز و اعصاب، جامعه، پلاسیبو، مومن، مسلمان، کافر، ظهور، نحوة حضور غیبی امام زمان (عج) در عالم، معلم، مسجد، فلسفی، رویای صادقه، فلسفه، جانباز، صندلی داغ، عایشه،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، مجموعة فرهنگی لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات