تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:06 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

به نام خدایی كه كربلا را آفرید تا ما وطن داشته باشیم

 

اول، حرف آخر را....؛ كربلا یك شهر نیست، عالم است...

 

كربلا اگر نبود، زمین آیا باز هم جاذبه داشت؟...

 

كربلا چنان خراب می كند كه نتوان ساخت، و چنان می سازد كه نتوان خراب كرد...

 

كربلا برای ما، نه دلیلی بر وجود خدا، كه حجتی بر دیدنی بودن اوست...

 

همه جا كربلاست، و حسین خالق كربلاست، معادله گویاست.

 

كربلا خانة ماست، والحق هیچ كجا خانة آدم نمی شود...

 

حسین (ع) جان! نگاهی كن! تا ما آب شویم، كربلا سیراب...

 

و كربلا را آفرید، تا عشق، جهان گیر شود.

 

تا بود كربلا منتظر حسین (ع) بود، تا هست حسین (ع) منتظر ماست...

 

آنسان كه حسین (ع) كربلا رفت، كربلا باید رفت...

 

هر كه می خواهد بماند، با حسین (ع) برود...

 

حسین (ع) را هم اگر نمی شناسی بشتاب،

كه او تو را می شناسد...

 

به اذن امام بود كه تیر بر پیشانی نشست و سنگ بر پیشانی؛ تا اجازه نداده اند، بر خاك كربلا نتوانی نشست...

 

ما نه امروز، همان روز كه در دامان مادر حسین حسین گفتیم، كربلا رفتیم...

 

 

در فرات به آب نگاه كن! خودت را ببین! و مراقب باش خود را از حسین (ع) محروم نكنی!

 

كربلا سرزمین بهت است، چه برای آنان كه در جبهة كفرند، چه آنان كه در جبهة ایمان، همه مبهوت ابهت امام اند...

 

اگر عبد نباشی، بهت كربلا دودمانت را به باد خواهد داد، كوفیان اگرچه نمی خواستند، ولی حسین (ع) را كشتند...

 

در كربلا اگر ندانی چه باید كرد، كه نمی دانی، زود خود را به امام برسان...

 

هر كه در كربلا خود را به امام نداد، در برابراو خواهد ایستاد...

 

كربلا ابن زیاد هم دارد، مراقب باش!

 

ترس ما در كربلا نه از مرگ است، بیمناك آنیم ا

 

اولین شرط عشق و آخرین گام وصل، خون است؛ همان سكة كربلا...

 

بین الحرمین فاصلة عشق است و عاشقی، و كه می گوید عشق و عاشقی جدایی پذیرند؟ فاصله ها برای ماست كه نمی دانیم حرم یكی

 

آنان كه جز ظاهر را نمی بینند، كربلا را نمی بینند...

 

شعاع كعبه تا اسلام است، و شعاع كربلا تا انسان...

 

آزمون تمام مقام ها، كربلاست،

اما، نه چنان سهل كه ما می پنداریم..

 

هر كه از كربلا گذشت، به خدا نرسید، و هر كه به خدا رسید از كربلا گذشت...

 

در كربلا گران می خرند و گران می فروشند، آن جا می روی اگر، هر آنچه داری ببر!

 

برگرفته از کتاب: «همه جا همین جاست»

نویسنده: علی اکبر بقایی

 

 




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم، پیامک و اس ام اس مناسبتی، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: کربلا، جملات زیبا در باره کربلا، جملات زیبا درباره امام حسین (ع)، جملات زیبا درباره کربلا، همه جا همین جاست، اس ام اس کربلا، اس ام اس محرم، اس ام اس عاشورا، اس ام اس امام حسین (ع)، پیامک کربلا، پیامک عاشورا، پیامک محرم، پیامک امام حسین (ع)، دهه محرم، عشق، مرگ، ایمان، عاشقی، کعبه، اسلام، عشق و عاشقی،

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:05 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«کل ارض کربلا»

كل ارض كربلا، همه جا كربلاست، همه جا همین جاست...

 

كل ارض كربلا،  یعنی خدا همه جا هست...

 

كل ارض كربلا، همین بس تا باور كنیم، خدا ما را دوست دارد..

 

كل ارض كربلا، آغوش امام به وسعت دنیا و عقبی گشوده است...

 

كل ارض كربلا،  همه جا میهمان حسینیم، همه...

 

كل ارض كربلا، و اگر اینچنین، لا یمكن الفرار من حكومتك...

 

كل ارض كربلا، پس عجیب نیست اگر ما رو به كعبه نماز می گذاریم...

 

كل ارض كربلا، هیچ خاكی از عشق خالی نیست...

 

كل ارض كربلا، پس ما رأیت الا جمیلا...

 

كل ارض كربلا، عالم تجلی گاه ارباب ماست...

 

كل ارض كربلا، همه را كربلایی می خواهند...

 

كل ارض كربلا،از هر كربلایی كه برون شدی، به كربلایی دیگر قدم خواهی نهاد...

 

كل ارض كربلا، از جبهه ای به جبهة دیگر شاید،ولی از كربلا نتوان گریخت.

 

كل ارض كربلا، هر كه به هر جا رسید، از كربلا رسید، در كربلا رسید، و به كربلا رسید...

 

كل ارض كربلا، هر چه را می جویی، یا هر كه را، در كربلا خواهی یافت...

 

به كربلا هم اگر نرسی، كربلا تو را در آغوش خواهد فشرد، مگر نه اینكه: كل ارض كربلا،

 

برگرفته از کتاب: همه جا همین جاست

نویسنده: علی اکبر بقایی

 




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم، پیامک و اس ام اس مناسبتی، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: کربلا، جملات زیبا در باره کربلا، جملات زیبا درباره محرم، جملات زیبا درباره عاشورا، جملات زیبا درباره امام حسین (ع)، جملات زیبا درباره کربلا، همه جا همین جاست، اس ام اس کربلا، اس ام اس محرم، اس ام اس عاشورا، اس ام اس امام حسین (ع)، پیامک کربلا، پیامک عاشورا، پیامک محرم، پیامک امام حسین (ع)، دهه محرم، کل ارض کربلا، عشق، جبهه، آغوش،

تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 | 12:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

از كربلا اگر بپرسند، جز«نتوان گفت» نتوان گفت...

 

از كربلا كه آمدی،  خواهی دانست فراق بهشت با آدم چه كرد...

 

كربلا یعنی، می شود با آب تشنه ماند، و بی آب سیراب شد...

 

كربلا یعنی، همان جا كه آسمان و زمین یكی است؛ یعنی، همه جا...

 

كربلا یعنی، همان جا كه آدم آدم شد...

 

آینده از آن كسانی است كه قلبشان در كربلا می تپد و كربلا در قلبشان...

 

آغاز، ادامه، و پایان راه ما كربلاست...

 

كربلا رفتن سفر نیست، سیر است...

 

در سیر كربلا، نیت و رفتن و رسیدن، همان است...

 

ترس ما از مرگ، همان فاصلة ماست تا كربلا...

 

هیچ كس نیست كه راهی كربلا نیست، مگر نه این است كه كربلا قیامت است و ما راهیان قیامت...

 

كربلا می روی اگر، هر آنچه داری ببر، نداری ات را می گویم.

 

از داشته ها اگر تهی شدی، پژواك پر طنین این آوا، دلت را تسخیر می كند: «هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله...»

 

ای خدای آب! ما را چنان تشنه بخواه، كه هیچ آبی جز عطش كربلا، سیرابمان نكند...

 

كربلا را اگر مرزی هست، نه در زمین، كه در هواست، از مرز گذشتیم، از كدام...؟ نمی دانم...!

 

برای كربلا یك مرز بیشتر نیست، از خود كه گذشتی، به كربلا رسیده ای...

 

در كربلا ماندن جز با رفتن ممكن نیست...

 

ما به كربلا رسیدیم، ولی ما را هنوز تا كربلا فاصله بسیار است...

 

هر كه از خود (نفسانی) گریخت، به كربلا رسید، و هر كه از كربلا گریخت، به خود (ملكوتی) نرسید ...

 

اشتباهی در كار نیست، قرار بود ما را بهشت ببرند، كربلا بردند.

 

ما را كربلا بردند، تا بدانیم هنوز به ما امیدی هست...

 

بر چه حكمتی است كه ما را كربلا بردند؟ شاید به كار می آییم! تا به بار بنشینیم.

 

به كربلا كه رسیدیم، دیدیم بیش از آنچه ما، كربلا در انتظار بود...

 

در بازار كربلا، آن گاه كه هر آنچه بودت دادی،خریده شده ای.

در دیار كربلا، نه به آنچه داده ای، به آنچه نداده ای می نگرند.

بازار غریبی است كربلا، كه خریداران خریده می شوند...

در كربلا اگر جان نسپاری، جانت را می ستانند، سپاه عشق و نفرت را همین اختیار فاصله است...

تمام عشق ما و عشق تمام ما همه در كربلاست...

در دیار عشق، همه چیز در سكوت رقم می خورد؛ این همه هیاهو برای چیست؟ نمی دانم، كربلا را ببین! هر چه صداست، همه در جبهة یزید است؛ كربلائیان، آرام جان می دهند....

عاشقان بهانه جویان وصل اند، به یك سیب سرخ هم كربلایی می شوند، چه، رنگش،رنگ پرچم، و عطرش، شمیم سحرگاهان حرم است...

برگرفته از کتاب: «همه جا همین جاست»

نویسنده: علی اکبر بقایی




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم، پیامک و اس ام اس مناسبتی، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: کربلا، جملات زیبا در باره کربلا، جملات زیبا درباره محرم، جملات زیبا درباره عاشورا، جملات زیبا درباره امام حسین (ع)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic