تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 | 01:06 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

حضور لنكرانی به صورت داوطلبانه در خط مقدم جبهه

حضور لنكرانی در عملیاتهای كربلای 4 و 5

عملیات مرصاد و باز پس گیری مهران

 

دکتر باقری لنکرانی كه این روزها به عنوان یكی از كاندیداهای اصلی انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اعلام حضور كرده است، سوابق ممتاز و درخشانی دارد كه نبوغ خاص و ویژه علمی، حضور در جبهه های دفاع مقدس، نقش فعال در جنبش دانشجویی، وقایع دوم خرداد و تجربه موفق وزارت بهداشت دولت نهم، از جمله آنهاست.

 

به گزارش رجانیوز، در حالی كه حضور باقری لنكرانی در راس وزارت بهداشت و فضاهای علمی - پژوهشی، موجب شده تا دیگر ابعاد فعالیت های مثبت وی نادیده گرفته شود این در حالی است كه اجتناب لنكرانی از بازگو كردن برخی از این محاسن همچون حضور در جبهه های دفاع مقدس نیز مزید بر علت ناپیدا ماندن این زوایا شده است.

 

در همین زمینه، یكی از همرزمان دكتر لنكرانی در گفتگویی با صابرنیوز برخی از خاطرات حضور وی در دفاع مقدس را بازگو كرده است.

برای مشاهدة کامل متن و تصویر بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، انتخابات ریاست جمهوری 1392،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری، شهادت، جنگ، دفاع مقدس، غسل شهادت، جبهه، دکتر لنکرانی در دوران دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، سنگر، عملیات مرصاد، عملیات کربلای 4، عملیات کربلای 5، علمیات بازپس گیری مهران، توپخانه، عملیات کربلای پنج، عملیات کربلای چهار، رزمنده، ‌ نخبگان پزشکی، خط مقدم جبهه، امداد رسانی، اورژانس، عملیاتهای دفاع مقدس، اورژانس لشگر المهدی (عج)، خاطرات دفاع مقدس، وزارت بهداشت، جنبش دانشجویی، سید اصغر گلشنی، نماز شب،
دنبالک ها: رجا نیوز،

تاریخ : چهارشنبه 15 آذر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

زندگانی آشتیِ ضدهاست          مرگ آنک اندر میانش جنگ خاست

در زندگی ما انسانها، پدیده ها و موضوعات فراوانی یافت می شود که در ظاهر ضد یکدیگرند و متضاد می نمایند و با هم به ضدّیت رفتار می کنند. به عنوان مثال، روز ضد شب می نماید و شب در ضدیت با روز شناخته می شود. لکن در پیشگاه آفریدگار هر یک به انجام مأموریت خود مشغولند و تضادی بین آنها وجود ندارد. اضداد تا آنجا که به اعتدال رفتار کنند، موجبات استمرار حیات را فراهم می کنند. ولی همینکه یکی بر دیگری غالب شود، مرگ و نیستی رخ می دهد.

انسان خردمند کسی است که بتواند میان این رخدادهای ظاهراً متضاد، آشتی و مسالمت برقرار سازد، تا کشمکش های اضداد باعث نابودی و تباهی او نشود. شیر درنده و گورخر چرنده در میان جنگل با هم زندگی می کنند، اگر چه دشمن یکدیگرند. لطف ایزدی این دو را با هم الفت داده است و هر دو یاری گر ادامۀ بقا و حیات در جنگل هستند.

لطف حق این شیر را و گور را          الف داده است این دو ضدّ دور را

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زندگانی، زندگی، ضدیت، شیر درنده، گورخر، انسان خردمند، جنگل، لطف ایزدی، آشتی و مسالمت، الفت، روز و شب، مرگ، جنگ، اعتدال، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

 

«آیا در خواستگاری همه چیز را باید گفت؟»

(ازدواج موفق 44)

دکتر شاهین فرهنگ

سوال: آیا همة مسائل را باید در جلسه خواستگاری بگوییم؟

جواب: نخیر. کدام مسائل را باید بگوییم و چه وقت؟ گاهی وقتها یکی از این دو نفر قبلا نامزد داشته و به هر دلیلی نامزدی خودشان را به هم زده اند، گاهی وقتها ممکن است من یک مشکل جسمی داشته باشم، مثلا دستم سوخته باشد و هنوز پوست دست من به فرم طبیعی خودش برنگشته و شاید هم هیچ وقت برنگردد. چنین مسائلی را حتما باید بگویید. اما کی؟

چنین مسائلی به هیچ وجه نباید در جلسه اول خواستگاری مطرح بشود. چون اینها مسائلی نیست که بخواهد یک ازدواج را زیر سوال ببرد. اگر اینها را بگویید ممکن است که خانواده مقابل هنوز خانواده شما را نشناخته و تحقیق و برسی نکرده بگوید نه. 

این مسائل را باید در جلسه دوم خواستگاری مطرح کرد.

دختر و پسر خودشان به هم باید بگویند و پدر و مادر ها هم به همدیگر باید بگویند. و نمی شود که فقط دختر و پسر به همدیگر بگویند و از خانواده ها آن را قایم کرد.

من یک بیماری دارم که دارد درمان می شود و یا قابل درمان نیست و یا سیکل درمانی آن هم این است. این مطالب را باید گفت. اما در جلسه دوم. اما اگر شما سرطان دارید و قابل درمان نیست این را باید در جلسه اول بگویید. پس بستگی به شدت و حدت آن دارد.

اگر قبلا ازدواج کردیم و طلاق گرفتیم باید در جلسه اول آن را گفت.

اگر نامزد بودیم و به هم زدیم باید در جلسه دوم آن را گفت.

یک چیزهایی هستند که آنقدر بزرگ و مهم نیست که همان جلسه اول مطرح بشود اما چیزهایی هم هستند که مهم اند و باید در جلسه اول گفت.

اگر پسر به دلایل مالی سابقه زندان داشته (مثلا بخاطر چک برگشتی که ضامن کسی شده بوده سه ماه زندان بوده است، یعنی آن صاحب چک فرار کرده و این که ضمان شده بوده را گرفته اند زندان کرده اند و در واقع خود آن پسری که ضامن شده بوده تقصیر و گناهی نداشته است) این را باید در جلسه اول گفت. چون اینجور چیزها خیلی پر رنگ و حساس است. چون خانواده وقتی می روند تحقیق می کنند و می فهمند قبلا زندان بوده همه چیز خراب می شود.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: زدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، جلسه دوم خواستگاری، جلسه اول خواستگاری، خانواده، سرطان، طلاق، زندان، چک برگشتی، نامزدی، گناه، دوستی با جنس مخالف، دوست جنس مخالف، رابطه نامشروع، رابطه جنسی نامشروع، حرام، دوست صمیمی، دوستی پیامکی، دوستی إس ام دسی، دوستی دختر و پسر، ‌ روابط دختر و پسر، رسول اکرم (ص)، رنگ کردن مو، بیماری صرع، پلاتین، زندگی مشترک، معتاد، اعتیاد، عاشقانه، فیلم بازی کردن، فیلم، دین اسلام، دروغ، دروغ مصلحتی، صداقت در زندگی، جنگ، اصلاح بین مردم، عروسی، اسرار خانوادگی، فاش کردن اسرار خانوادگی، شیرخوارگاه، تحقیق در ازدواج، روابط دختر و پسر، رابطه تلفنی دختر و پسر، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : جمعه 26 آبان 1391 | 12:27 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

خوف فرزند شک است و شک زاییدة شرک و این هر سه، خوف و شک و شرک راهزنان طریق حق اند. پس اگر از مرگ بترسی، خوف راه تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی کرد... اگر مرد میدان صداقتی نیک در خود بنگر، آیا تو را نیز با مرگ انسی هست؟ «شهید سید مرتضی آوینی»

 

نپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر... صحرای بلا به وسعت تاریخ است و کار به یک یالیتنی کنت معکم ختم نمی شود. غربال ابتلائات هیچکس را رها نمی کند و فاش باید گفت، محضر عظیم حق جایی برای پنهان شدن ندارد! «شهید سید مرتضی آوینی»

 

راز قربت را بر سرهای بریده فاش می کنند و بین ما و حسین تنها همین خون فاصله است! طلسم شیطان، ترس از مرگ است و این طلسم جز در میدان جنگ نمی شکند. مردان حق را خوفی از غیر خدا نیست و صدق این مدعا را در میدان کربلایی جنگ می آزمایند.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، امام حسین (ع)، کربلا و محرم، پیامک و اس ام اس مناسبتی،
برچسب ها: کربلا، جملات زیبا درباره کربلا، جملات زیبا درباره محرم، جملات زیبا درباره عاشورا، جملات زیبا درباره امام حسین (ع)، همه جا همین جاست، اس ام اس کربلا، اس ام اس محرم، اس ام اس عاشورا، اس ام اس امام حسین (ع)، پیامک کربلا، پیامک عاشورا، پیامک محرم، پیامک امام حسین (ع)، دهه محرم، دوران جاهلیت، سیاره زمین، سرهای بریده، جنگ، قافله عشق، کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا، میدان جنگ، شیطان، طلسم شیطان، عاشورائیان، یا لیتنی کنت معک، شهید سید مرتضی آوینی، مرگ، صحرای بلا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز          تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

ستیزه کردن با قضا و قدر موجب می شود که قضا و قدر نیز با انسان به ستیزه برخیزد. پنجه افکندن در چهرۀ قضای الهی و مخالفت و جنگ با آن، از ویژگی های انسانهای عجول و هیجان زده است که می کوشند تقدیرها را به کناری نهند و راهی را در پیش گیرند که در سرنوشت آنان رقم نخورده است. اینگونه انسانها در واقع آب در هاون می کوبند.

 

ما در پیرامون خود افرادی را می بینیم که برای رسیدن به مطلوب خود، به هر راهی می روند و به هر وسیله ای متوسل می شوند، ولی در واقع دانسته یا نادانسته پنجه در قضای الهی می زنند. قضای الهی نیز متقابلاً با آنان ستیزه می کند و درنتیجه این انسانها هیچگاه به آنچه می جویند دست نمی یابند. جلال الدین در این بیت توصیه می کند که همواره تسلیم امر حق و قضای او باشید. چرا که خداوند احوال شما را بهتر می داند و نیک و بد شما را بهتر می شناسد.

 

مرده باید بود پیش حکم حق         تا نیاید زخم از ربّ الفلق

 

باید تسلیم امر خدا بود تا بواسطۀ خروج از مسیر حق، حوادث ناگوار برای انسان پیش نیاید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قضای الهی، قضا و قدر الهی، حکم حق، آب در هاون کوبیدن، مقام تسلیم، قضا و قدر، جنگ، مسیر حق،
دنبالک ها: جمال حق،

چرا در ایران، به جنگ عراق و ایران جنگ تحمیلی گفته می شود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 13)

تجاوز عراق به ایران در شرایطى آغاز شد كه ایران دوره انقلابى و بى‏ثباتى را طى مى‏كرد. نظام سیاسى ایران هنوز تثبیت نشده بود و در داخل و خارج با چالش‏هایى روبه رو بود. از بعد داخلى، در رأس حكومت ایران اختلافات اساسى وجود داشت. نظام جمهورى اسلامى در گوشه و كنار كشور با گرایش‏هاى تجزیه‏طلبى روبه رو بود.

ارتش ایران بنابر ضرورت انقلاب مورد تصفیه قرار گرفته بود و هیچ گونه آمادگى براى یك جنگ بیرون از مرزهاى ایران را نداشت؛ ضمن اینكه در ذهن سران نظام نوپاى جمهورى اسلامى چنین فكرى كه خود را در بیرون از مرزها درگیر نمایند خطور نمى‏كرد.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، جنگ تحمیلی، جنگ، تجاوز، صدام حسین، عراق، آمریکا، انگلیس، محاصره اقتصادی ایران، حمله نظامی آمریکا به طبس، کودتای نوژه، روابط دیپلماتیک آمریکا با ایران، کارشناسان نظامی آمریکا در ایران، تحریم تسلیحاتی، تسخیر لاته جاسوسی، انقلاب، جمهوری اسلامی ایران، نظام جمهوری اسلامی، نظام سیاسی ایران، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«ابعاد مختلف نماز»

نماز در رأس همه عبادات است

نماز پر تنوع ترین عبادت است

نماز و هجرت

ترک مهم ترین جلسات تاریخ به خاطر نماز

نماز اول وقت وسط جنگ

آنجا که خواب از مناجات بهتر است

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نماز،
برچسب ها: نماز، نماز اول وقت، ابعاد مختلف نماز، نماز در وسط جنگ، جایگاه نماز، فلسفه نماز، اهمیت نماز، دین اسلام، خواب، جنگ، عبادت، مناجات، کلید بهشت، نماز کلید بهشت، نیایش عاشقانه، عاشقانه، شب قدر، اعیاد اسلامی، جمعه، دعا، شب مبعث، شب جمعه، جهاد، حج، وضو، غسل، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، انواع نماز، نماز امام زمان (عج)، امام زمان (عج)، نماز حضرت امیر المومنین (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، نمازگزاران، وظیفه نمازگزار، قرآن، صابئین، خوزستان، حضرت یحیی (ع)، سفر، هجرت، ستارگان، امام رضا (ع)، صدای اذان، ابن عباس، حضرت علی (ع)، آسمان، نماز در حال جنگ، رسول اکرم (ص)، نماز جماعت صبح، نماز صبح، حضرت فاطمه زهرا (س)، مسجد، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: تبیان،

اصلی ترین اهداف و عوامل موثر در هجوم ارتش عراق به ایران چه بود و کدام یک نقش محوری داشت؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 9)

عوامل مختلفى در وقوع جنگ ایران و عراق مؤثر بود: اختلافات تاریخى؛ تلاش عراق براى بر قرارى حاكمیت مطلق بر اروندرود؛ اقدام ارتش عراق به تصرف قسمتى از اراضى ایران در جبهه‏ى مركزى؛ تصمیم رژیم عراق به تجزیه استان خوزستان از ایران و مطامع آن در مورد جزایر سه گانه ابوموسى، تنب بزرگ و تنب كوچك؛ اهداف ارضى و مرزى عراق؛ تفاوت ایدئولوژیكى سیستم حكومتى دو كشور؛ جلوگیرى از تحقق اهداف انقلاب اسلامى در ایران و تأثیر آن بر موج بیدارى مردم منطقه و عراق و تهدید نظام حكومتى این كشور توسط شیعیان عراق؛ سرنگون ساختن دولت جمهورى اسلامى ایران؛ تلاش رژیم عراق براى عهده‏دار شدن ژاندارمى خلیج فارس و رهبرى جهان عرب.

در اینجا به برخى از این عوامل به اختصار پرداخته مى‏شود:

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، عراق، اروندرود، ارتش عراق، رژیم بعث عراق، استان خوزستان، ایران، جزایر سه گانه ایران، ابوموسی، تمب بزرگ، تمب کوچک، جزایر سه گانه خلیج فارس، اهداف انقلاب اسلامی، شیعیان عراق، خلیج فارس، جمهوری اسلامی ایران، تجاوز به ایران اسلامی، صدام، جهان عرب، ایدئولوژی، ایدئولوژی حزب بعث عراق، ناسیونالیسم، ناسیونالیسم عربی، سوسیالیسم، خاورمیانه، صدام حسین، رویارویی با انقلاب اسلامی ایران، حمله به ایران، شعارهای اسلامی، همسایگان ایران، شیعه، آیت الله سید محمد باقر صدر، شهادت، مردم عراق، قرار داد 1975 الجزایر، جنگ، شط العرب، مجمع ملی عراق، جمال عبد الناصر، کانال سوئز، تاریخ، حسن همجواری، کشتی رانی، پرچم عراق، آژانسهای بین المللی، سعدون حمادی، سازمان ملل متحد، ژنرال عدنان خیر الله، وزیر دفاع عراق، نیروهای مسلح عراق، الجزایر، تجزیه خوزستان، دامنه جنوبی زاگرس، بلوچستان، عربستان، رژیم اسرائیل، اسامی تاریخی سرزمینهای عربی، بغداد، اسلحه، طه یاسین رمضان، مجمع شورای ملی عراق، وزارت امور خارجه انگلیس، تجاوز عراق به ایران، تضعیف انقلاب اسلامی ایران، روزنامه الثوره، محافل اقتصادی بین المللی، آمریکا، سقوط رژیم پهلوی، منافع آمریکا در خاورمیانه، سرکوب انقلاب اسلامی، کردستان، گنبد، سیستان و بلوچستان، شوروی سابق، ابر قدرت، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جنگ سرد، کشورهای خاورمیانه، علل آغاز جنگ تحمیلی از سوی عراق، ژاندارمی خلیج فارس، جنگ عراق علیه ایران، اتحاد جماهیر شوروی، ایران در دوره پهلوی، تسلط آمریکا بر ایران، اهداف سه گانه عراق در جنگ، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، خط تالوگ، عباسیان، امویان، جاهلیت اعراب، جنگ قادسیه، سعد ابن ابی وقاص، خسرو پرویز، بی دینی، کشورهای حوزه خلیج فارس، منطقه خلیج فارس، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تیغ چوبین را مبر در کارزار          بنگر اول تا نگردد کار، زار

 

این قانون به ما می آموزد که هنگام نبرد سلاح خود را متناسب با میدان نبرد برگزینیم. همانگونه که با شمشیر چوبین نمی توان در میدان جنگ حاضر شد و به مقابله با خصم پرداخت، انسان خردمند همواره برای ورود به صحنه های گوناگون زندگی، خود را با ابزار متناسب با آن صحنه مجهز می کند تا بتواند با خیال آسوده و امید به موفقیت به هدف خود دست یابد.

در روزگار ما که عصر پیشرفت دانش و سیطره علم و تکنولوژی بر زندگی انسان است، نمی توان با اتکا به جهل و نادانی و پرداختن به خرافات و بی خردی و با تیغ چوبین در  کارزار زندگی گام نهاد و خود را به نابودی کشانید.

 

گر بُود چوبین برو دیگر طلب          ور بُود الماس پیش آ با طرب

 

چنانچه به تیغ الماس گونه مجهز نیستی، برو و تیغی را طلب کن که چونان الماس بُرنده و پیش برنده باشد. آنگاه خواهی توانست شاهد پیروزی را در آغوش بگیری.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، آغوش، علم و تکنولوژی، زندگی، زندگی انسان، الماس، پیروزی، عصر تکنولوژی، سلاح، شمشیر، جنگ، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

چرا رژیم بعثی عراق از هجوم به ایران به عنوان نبرد قادسیه یاد می کرد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 6)

«قادسیه» نام نبردى است كه نیروهاى اسلام در سال ١٤ ه. ق علیه نیروهاى ایران، در زمان یزدگرد سوم به راه انداختند و با پیروزى آنان به خاتمه رسید. در این جنگ، عده‏اى از ایرانیان كه از ظلم و ستم پادشاه خود به تنگ آمده بودند، در كنار مسلمانان قرار گرفتند و زمینه پیروزى مسلمانان را فراهم كردند.

صدام حسین ماه‏ها قبل از آغاز جنگ رسمى علیه ایران، در جریان دیدار از پادگان «قهرمانان اقدام ملى قادسیه» چنین مى‏گوید: شما در پادگان قادسیه، انقلاب خود را پیش روى دارید كه شما را به مفهوم قادسیه رهبرى مى‏كند. شما اكنون در اینجا نه تنها نام قادسیه را بر خود دارید بلكه شرف، مفهوم و روح آن را نیز با خویش دارید. شما آمادگى والاى گذشت و ایثار را همان گونه كه صفت مردان قادسیه‏ى نخستین، در رهایى امت عرب و رهایى تمام میهن عربى بوده، دارا هستید و تنها براى پاسدارى و نگهبانى از عراق آزاد و سرافراز مبارزه نمى‏كنید.این سخنرانى در هشتم ژوئن ١٩٨٠ برابر با ١٨ خرداد ١٣٥٩ ایراد شد.

آنچه بعدها قادسیه‏ى صدام نامیده شد، به گونه‏اى آشكار و روشن، از این سخنرانى در پادگانى بدین نام، الهام گرفته بود.صدام با انتخاب لقب فرمانده‏ى قادسیه براى خود، جنگ علیه ایران را آغاز كرد.

هدف رژیم بعث از انتخاب لقب سردار قادسیه، تداعى جنگ اعراب مسلمان علیه ایرانیان زرتشتى بود كه صدام همواره ایرانیان را مجوس مى‏نامید و از جنگ تحمیلى، با عنوان جنگ اعراب و مجوسیان یاد مى‏كرد تا پشتیبانى كشورهاى عربى را نیز جلب نماید.هدف دیگر رژیم بعث از به كارگیرى این لقب، تداعى پیروزى اعراب بر ایرانیان بود. صدام مى‏خواست وانمود كند، همان طور كه اعراب در جنگ قادسیه در سال ١٤ ه. ق بر ایرانیان پیروز شدند، ما نیز در این جنگ پیروز خواهیم شد.

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، نبرد قادسیه، یزدگرد سوم، صدام حسین، آغاز جنگ تحمیلی، عراق، ایران، جنگ ایران و عراق، جنگ، اعراب، ایرانیان زرتشتی، شرف، ایثار، رژیم بعث، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 02:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بیانات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»

«در اجتماع بزرگ مردم بجنورد»

 

«ورزشگاه تختی بجنورد»

19/7/1391

«قسمت دوم»

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب برچسب ها: بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم بجنورد، سخنان مقام معظم رهبری در جمع مردم بجنورد، مقام معظم رهبری در خراسانی شمالی، سفر مقام معظم رهبری به استان خراسان شمالی، منابع انرژی، منابع نفت و گاز، نیروهای مسلح، سیاستهای اصل 44، حمل و نقل، نسل جوان، اشتغال، بیکاری، کمونیست، انقلاب اسلامی، کردستان، پیشمرگان مسلمان کرد، هشت سال جنگ تحمیلی، شهدا، بسیج، روحانیون، تحریم، انرژی هسته ای، تحریم علیه ایران، جنگ، جمهوری اسلامی، انگلیس، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مشکلات اقتصادی، جنبش 99 درصدی، جنبش وال استریت، اغتشاشات تهران، فتنه 88، قانون اساسی، رژیم صهیونیستی، خاورمیانه، تولید ملی، تولید ملی کار و سرمایه ایرانی، نمایندگان مجلس، کشاورزی، دامداری، آنتی ویروس نود 32،

 (پاسخ به شبهات دفاع مقدس 1)

پیشینه تاریخی اختلافات مرزی عراق با ایران چه بود؟

سابقه‏ى اختلافات ایران و عراق به دوره‏اى بر مى‏گردد كه عراق، جزء امپراتورى عثمانى بود. اختلافات ایران و دولت عثمانى در طول چهار قرن (١٥١٤ - ١٩١٤) با وجود انعقاد بیش از هجده قرار داد صلح و چندین پروتكل مرزى، همچنان حل نشده ماند و این منازعات به دولت تازه تأسیس عراق پس از جنگ جهانى اول منتقل گردید. در این قسمت به برخى از اختلافات ایران و عثمانى و معاهداتى كه بین دو كشور در دوره قاجار و پهلوى به امضا رسید، اشاره مى‏كنیم:در اواخر دوره فتحعلى شاه، مسئله رفت و آمد ایلات چادرنشین در مناطق مرزى میان دو كشور باعث بروز درگیرى‏هایى شد. عباس میرزا براى تثبیت اوضاع به غرب لشكر كشید و تا بغداد پیش رفت. دولت عثمانى ناچار تقاضاى صلح كرد و پس از مذاكرات نمایندگان ایران و عثمانى در شهر «ارزنة الروم»، معاهده اول ارزنة الروم (١٢٣٨ ه / ١٨٢٣ م) بین دو دولت به امضا رسید.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دولت عثمانی، بغداد، جنگ، محمد شاه، روسیه، انگلیس، عهدنامه ارزنه الروم، حاکمیت ایران، ایران، سلیمانیه، اروندرود، فتحعلی شاه، قاجار، پهلوی، جنگ جهانی اول، صلح، آبادان، خرمشهر، انگلستان، اسلامبول، اختلافات ایران و عثمانی، علمای شیعه، اختلافات مرزی ایران و عراق، شط العرب، عراق، قرارداد 1975 الجزایر، تاسیس عراق، محمره، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 5،

تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«گروه تفحص»

سفر كرده‏ام تا بجویم سرت را

و شاید در این خاكها پیكرت را

من اینجایم اى آشناى برادر

همان جا كه دادى به من دفترت را

همان جا كه با اشك و اندوه خواندى‏

برایم غزلواره‏ى آخرت را

كجایى كه چندى است نشنیده‏ام من‏

دعاهاى پر سوز و درد آورت را

همین تپه را باید آیا بكاوم‏

كه پیدا كنم نیمه‏ى دیگرم را

تفنگت، پلاكت همین جاست اما

ندیدیم تسبیح و انگشترت را

تو را زنده زنده مگر دفن كردند

كه بستند دستان و پا و سرت را

پس از این من اى كاش هرگز نبینم‏

نگاه به درمانده مادرت را

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر پایداری، شعر شهادت، شعر مقاومت، شعر دفاع مقدس، جنگ، جبهه و جنگ، هشت سال دفاع مقدس، تفحص، پلاک، تفنگ، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره تفحص، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهید و شهادت، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 5،

تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نماز را بر پای دار!

نماز، داروی نسیان و وسیلة ذكر خداوند است.

نماز، پیمان خداوند است.

نماز، نور چشم پیامبر عزیز است.

نماز، اهرم استعانت در غمها و مشكلات است. خداوند می فرماید: از صبر و نمار در مشكلات كمك بگیرید و بر آنها پیروز شوید.

نماز، داروی تكبر است.

نماز، وسیلة تشكر از خداوند بر نعمتهای اوست.

نماز، سیمای مكتب اسلام است.

نماز، پایه و ستون دین است.

نماز، بمنزلة سر نسبت به تن است.

نماز، كلید بهشت است.

نماز، وسیلة سنجش مردم است.

نماز، اساس دین است.

نماز، اولین سوال در قیامت است.

نماز، گناهان را از بین می برد.

نماز، رابطة مخلوق با خدا است.

نماز، تنها عبادتی است كه حتی در حال غرق شدن و جنگ هم ساقط نمی شود و برترین فریاد آزادگی انسان از سلطة قدرتمندان و اعلام بندگی در آستانة خداوند است.

نماز، زنده نگهداشتن سنت ابراهیم (ع) و محمد (ص) و حسین (ع) و مهدی (عج) است.

نماز، وسیلة نزدیك شدن انسان به خدا است.

نماز، آخرین سفارش انبیاء و آخرین سفارش امام صادق(ع) پیش از وفات است كه هر كس نماز را سبك شمارد، مشمول شفاعت ما در قیامت نخواهد بود.

نماز، برای اولیای خدا شیرین و برای منافقان دشوار و بار سنگین است.

نماز، كوبندة شیطان است.




طبقه بندی: نماز،
برچسب ها: نماز، آثار نماز، فضیلت نماز، درباره نماز، سبک شمردن نماز، نماز اعلام بندگی، نماز کلید بهشت، قیامت، جنگ، عبادت، نماز ستون دین، صبر و نماز، تکبر، گناه، امام صادق (ع)، ذکر خدا، رابطه با خدا، شیطان، انسان، آزادگی، شفاعت، امام حسین (ع)، حضرت مهدی (عج)، حضرت ابراهیم (ع)، پیامبر اکرم (ص)، منافق، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | 02:59 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ور حسد گیرد تو را در ره گلو          در حسد ابلیس را باشد غلو

حسادت یکی از صفات بسیار مذموم و ناپسند است که گریبان اغلب انسانها را گرفته و جان نورانی آنان را در ظلمت فرو برده است. ریشه این پدیدۀ زشت حقارت و خود کم بینی ست که در چهره بدخواهی دیگران و کینه ورزی ظاهر می شود و در واقع از شرارت نفس سرچشمه می گیرد. حسد از صفات برجسته شیطان است و اولین بار این موجود بر مقام قرب و منزلت آدم نزد خداوند حسد برد و دشمنی آغازید و کوشید که او را از آن جایگاه بلند به پایین بکشاند. جلال الدین می گوید: هرجا حسد راه را بر شما مسدود کرد و گلوی شما را فشرد بدانید که پای ابلیس در میان است. چرا که شیطان از انسان ننگ دارد و نسبت به او حسد می ورزد و با سعادت انسان در جنگ و ستیز است.

کو ز آدم ننگ دارد از حسد          با سعادت جنگ دارد از حسد

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حسد، ابلیس، حسادت، شیطان، صفات شیطان، دشمنی شیطان، جنگ، سعادت انسان، سعادت، آدم، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 7 مهر 1391 | 01:19 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«روح روزگار»

قدما بر این معتقد بودند كه همة خلقت از یك قانون پیروی می‌كند و كسی كه بتواند قانون وجودی چیزی را كشف كند، به قانون خلقت دست پیدا كرده است. از این رو حكیمان فلسفه، طبیبان دل و جان مردم می‌شدند. گرچه سال‌ها گذشت و علم نوین برآن شد كه برای هر موضوعی علمی وضع كند و شباهت‌های نظام‌های آفرینش را از سر اتفاق و ظاهری ارزیابی نماید، اما هیچ‌گاه فهم آدمی از انتظام كلی آفرینش تهی نشد.

شباهت اینكه آدمی به قلب نیاز دارد و گیاه به ریشه و حتی یك عنصر دست‌ساز بشر مانند اتومبیل به موتور، این شباهت‌ها نه تنها در اشیا، بلكه در جوامع نیز به چشم می‌خورد؛ یعنی همان‌گونه كه آدمی سر دارد و چشم و قلب و پا، اجتماع انسانی نیز، به استعاره‌ای، خالی از این اعضای بدن نیست.

كوتاه دیباچه اینكه اجتماعات آدمیان نیز برای اثرگذاری (كه در تعریف به آن تمدن) می‌گویند، نیاز به سری برای فكر كردن، ‌دستی برای كاركردن و پایی برای راه پیمودن و بالاخره قلبی برای تپیدن و خون‌رسانی دارند. جامعة آدمی نیز مانند تن او دارای عناصر و سلول‌هایی است كه با مرگ و تولد هزار باره نو می‌شوند.

هر هفت سال یك‌بار همة سلول‌های بدن عوض می‌شوند و هر چند سال یك‌بار كل اجزای اجتماع انسانی. اما مطلبی كه نمی‌توان از آن به سادگی عبور كرد، آن است كه همان‌گونه كه بدن چندین‌بار نو شده، هیچ‌گاه چند شخصیت نیست و یك فرد، به‌رغم تحول جسمی، همیشه نمایندة یك نفر است. جامعه نیز به‌رغم همة تحولات خود، دارای یك شخصیت و هویت است.

                برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: روح آدمی، اجتماع، رهبری، ملت، رهبری در جامعه، جنگ، ایران، ایران اسلامی، تاریخ اجتماعی ایران، روح ملت، تاریخ سیاسی ایران، ملت ایران، خدا، قرآن کریم، امام مجتبی (ع)، امام حسن مجتبی (ع)، خودباختگی، فرهنگی، سیاسی، جامعه، سنتهای خدا، تمدن ایران، امام حسن (ع)، خامنه ای، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، امام خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی، خمینی، عصر خمینی، امام خمینی، اقتصادی، اجتماعی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

                                                                                          

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت آخر»

جنگ كه شروع شد تا موقعی كه تموم بشه، همین‌طور بی‌قرار جبهه بودم. دلم می‌خواست منم می‌تونستم برم. با این كه سن و سالم كم بود، از همون موقع عاشق جبهه و شهادت بودم. نمی‌دونم چرا؟

 

هروقت عكس‌هاشون‌رو می‌بینم، تازه می‌فهمم كه هیچی نمی‌فهمم.

جبهه، حال و هوای جبهه، گرما و سرمای طاقت‌فرسای اون‌جا، بی‌خوابی، بی‌آبی، بی‌غذایی، جنگ با كمترین امكانات ولی عاشقانه!

 

                                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، جبهه و شهادت، جانباز، چفیه، طلائیه، طلاییه، زندگی، احساسات رمانتیک، شهیدان، اباعبدالله الحسین (ع)، عاشق، امام خمینی، کربلا، آرامش، امام خمینی (ره)، رحلت امام، رزمنده، عاشقانه، ناموش، دین، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت نهم»

جادِّه و اشك مهیّاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست بیا تا برویم

ایستاده‌ست به تفسیر قیامت خورشید

آن‌سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

خاك در خون خدا می‌شكفد، می‌بالد

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

تیغ در معركه می‌افتد و برمی‌خیزد

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

دستِ عباس به خون‌خواهی آب آمده است

آتش معركه برپاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

كاش، ای‌كاش كه دنیای عطش می‌فهمید

آب مهریّه‌ی زهراست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، کربلا، تربت کربلا، شهید ابوالفضل ضابط، نماز، نماز ظهر، معرفت، آرامش، بوی یاس، با بوی یاس، ذبح عظیم، آوای محزون، قنوت نماز، گریه، گردان حنظله، کانال، تشنگی، زیارت عاشورا، عطش، امام حسین 0ع)، اباالفضل العباس، ساقی، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، قتلگاه، علی اصغر (ع)، اشک، روز عاشورا، حقیقت کربلا، بوی سیب، روایت فتح، شهید سید مرتضی اوینی، سید شهیدان اهل قلم، عاشق، حضرت مهدی (عج)، صادق آهنگران، آهنگران، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هشتم»

به روستایی رسیدیم. حكایت این روستای كوچیك شنیدنیه؛ می‌گفتن كسی فكرش‌رو هم نمی‌كرد كه یه روزی زیارت‌گاه داشته باشه و زائر!

دهلاویه، روستای كوچیكیه كه قبل از جنگ كم‌تر كسی اسمش‌رو شنیده بود.

 

این روستا، روزی سقوط كرد و روزی برای همیشه آزاد شد، امّا برای این آزادیش تاوان سنگینی داد. تاوانی به قیمت خون پاك‌ترین فرزندان این سرزمین!

تاوانی به بزرگیِ خون «دكتر چمران» و دوستش سرگرد «احمد مقدّم».

 

تا حالا این مناجات‌رو شنیدی؟

«ای قلب من! این لحظات آخرین‌ را تحمّل كن... به شما قول می‌دهم كه پس از چند لحظه، همه‌ی شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش بیابید...»

 

این مناجات، مناجات معروف شهید چمران است با اعضا و جوارحش؛ در آخرین لحظات عمر پر بركتش.

شهید چمران ویارانش همان‌جا از قید زمان و مكان رها شده و به دیگر یاران شهید‌شون پیوستند.

«پایان قسمت هشتم»

ادامه دارد.....




طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، دهلاویه، شهید مصطفی چمران، شهید چمران، شهید دکتر مصطفی چمران، سرگرد احمد مقدم، یادمان دهلاویه، مناجات شهید مصطفی چمران، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                                                                     

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هفتم»

به استاد طاهرزاده گفتم: می‌خوام برم سفر برای دیدن اون عزیزهای‌ سفر كرده، بهم گفتند‌: خوش‌به‌حالتون خوب جایی دارین می‌رین. گفتم: استاد، من اوّلین بارمه كه دارم می‌رم، شما بگین اون‌جا رفتم چی‌كار كنم؟ بهم گفتند: فقط معاشقه. گفتم: غیرِ اون چی‌كار كنم؟ بازم گفتند: فقط معاشقه!  گفتم: چه دعایی‌رو بخونم بهتره؟ گفتند: اگه تونستی مناجات شعبانیه. گفتم: از حال‌و هوای اون‌جا برام بگین؛ گفتند: وقتی پا گذاشتم به‌ یكی از اون سرزمین‌های مقدّس، خودم‌رو توی كربلا می‌دیدم. حس‌اش عجیب و وصفش نگفتنی!

 

                                      برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، استاد طاهرزاده، استاد اصغر طاهرزاده، هویزه، کربلای هویزه، شهدای هویزه، یادمان هویزه، شهید سید حسین علم الهدی، شهید علم الهدی، شهید محمد دلجو، روز قیامت، امام زمان (عج)، دعای عهد، نماز، نماز صبح، مناجات شعبانیه، انسان سالک، سالک الی الله، عاشقانه، عشق، رنگ خدا، وصال یار، سالار شهیدان، عشق حسینی، عشق الهی، امام حسین (ع)، کربلا، عاشق، جامعه، درس عشق و ایثار، محمد رسول الله (ص)، عاشورا، بندگی، وطن، ناموس، اسلام، خون، روز عاشورا، آرزو،

                                                                                                                                                                                          

            «از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت ششم»

می‌گفتن: خاكش متبرّكه!

راه كه می‌‌رفتم حس خوبی نداشتم، با‌ این‌كه پابرهنه بودم انگار پا روشون می‌گذاشتم. هم می‌خواستم برم، هم‌ این‌كه نمی‌تونستم برم. درست مثل این بود كه... چرا بگم مثل این بود كه، واقعاً همین‌طور بود!

 

تو بگو؛ اگه بهت می‌گفتن، اگه می‌خوای روی تموم این خاك‌ها راه بری، یه چیزی‌رو باید بدونی؛ تموم كسانی‌رو كه خیلی برات عزیزن و دوست‌شون داری این‌جا زیر این خاك‌ها هستن. هر جا پا بگذاری انگار روی تك، تكِ اون‌ها پا گذشتی! و تو كه هم دلت می‌خواد بری و هم توان رفتن نداری. تو بگو جای من بودی چی كار می‌كردی؟

وجب،به‌ وجبِ اون با گوشتُ، پوستُ، خونِ یه سری از آدم‌هایی كه دیگه طاقت موندن نداشتن، یكی شده! باید می‌رفتن،

باید این تن خاكی‌رو می‌گذاشتن توی همین خاك بمونهُ، بپوسه. این‌رو می‌خواستن چه‌كار؟ اصل‌كاری روح‌ پاك‌شون بود كه رفت، اون‌جایی‌كه باید می‌رفت!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، طلائیه، یادمان طلاییه، یادمان طلائیه، طلاییه، شهدای گمنام عملیات رمضان، شهدای طلائیه، شهدای طلاییه، خاکریز، پناهگاه، نماز جماعت، وضو، مدرسه، امام زمان (عج)، استاد اصغر طاهرزاده، استاد طاهرزاده، کلام الله مجید، قرآن کریم، دکل، زیارت عاشورا، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                                                                               

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت پنجم»

فردای اون روز قبل از ظهر، همین‌‌طور كه با اتوبوس می‌رفتیم به منطقه‌ای رسیدیم، بهمون  گفتن این‌جا یادمان عدّه‌ی زیادی از عاشقاییه كه به خاك و خون كشیده شدن. دمِ درِ ورودی نگهبانی ایستاده بود. مارو كه دید لبخندی زد و با اشاره‌ی سر بهمون خوش‌آمد گفت. امّا؛ نه راننده و نه هیچ‌كدوم از مسافرها اون لبخندرو ندیدن و اتوبوس راهش‌رو كج كرد و رفت! چرا؟!

 

وقت تنگه، وقت نداریم! مگه نه این‌كه اون‌جا یادمانِ عزیزامون بود! پس چرا از اون‌ها یاد نكردیم و بی‌تفاوت گذشتیم؟!

 

                         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، بقیع، قبرستان بقیع، شهید گمنام، یادمان شهدای گمنام عملیات رمضان، عملیات رمضان، یادمان شهدا، شکار تانک، تانک،

       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت چهارم»

شاید حدود نیم‌ساعت یا بیشتر به اذان مغرب مونده بود. وقتی پا گذاشتم رو زمینِ خاكیش، دلم می‌خواست همون‌جا بنشینم و فقط نگاه كنم.

 

تا حالا این‌قدر یك‌دلی و یك‌رنگی‌رو یه‌جا ندیده بودم. اوّلین‌بار بود كه می‌دیدم جوون‌های زیادی، دختر و پسر، هر كدوم یه گوشه‌ای نشستن، سجده كردن، نماز می‌خونن‌؛ انگار ‌نه ‌انگار كه لباس‌هاشون خاكیِ،خاكی شده! تو اون خلوت قشنگ‌شون، یا تو‌ فكر بودن یا آروم، آروم گریه می‌كردن. خیلی‌هارو می‌دیدی، پشت سیم‌خاردارها نشسته بودن، زُل زده بودن به روبروشون! فقط باید بری و ببینی تا بفهمی من چی ‌می‌گم. منم یه ‌جایی‌ رو پیدا كردم، نشستم و رفتم به سجده.

                        

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شلمچه، قدمگاه شهیدان، کعبه، ایمان، نماز، قتلگاه، یا زهرا (س)، رمز یا زهرا (س)، سنگر، دژ، تانک، نمایشگاه دفاع مقدس، سجده، لباس خاکی، سیم خاردار، دختر و پسر، تانکآنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت سوم»

شنیده بودم امّا ندیده بودم؛ اكثر در و دیوارهای شهر سوراخ‌،سوراخ بودن!

تقریباً بعد از ظهر جمعه بود كه رسیدیم. گفتند: از اتوبوس بیایید پایین، می‌خوایم بریم موزه‌ی شهررو ببینیم. اومدم و با بقیّه راه افتادم.

 

وقتی رسیدم دمِ درِ ورودی، چشمم كه به اون ساختمون افتاد، می‌گفتن موقعی كه به‌دست عراقی‌ها افتاد، شده بود مركز فرماندهی‌شون. دلم می‌خواست بنشینم و فقط نگاه كنم. هر وقت می‌بَرنت یه موزه‌رو ببینی، تا وارد می‌شی یه ساختمون‌رو می‌بینی كه خیلی شیك و به قول بعضی‌یا باكلاسه!  اما ساختمونی كه من می‌دیدم خیلی فرق داشت؛ این‌قدر جای‌ تیر و تركش داشت كه می‌گفتی حالاست كه بریزه روی سرت؛ جای سالم كم می‌دیدی. با اون آدمك‌هایی كه گذاشته بودن دمِ هر پنجره‌ای، فكر می‌كردی تورو نشونه گرفتن و هرآنه كه یه تیر خلاصی بزنن بهت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، خرمشهر، خونین شهر، خون، زندگی، مدرسه، نیمکت، سنگر، نماز، نماز حاجت، عروسک، قاب عکس، یادگاری های جنگ، یادگار جنگ، عراق، موزه خرمشهر، موزه دفاع مقدس خرمشهر، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

        

                                                   

                                   

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت دوم»

ظهر جمعه بود. وارد منطقه‌ای شدیم كه سرشار از عشق و ایثار بود.

منطقه‌ای به‌نام اروندكنار؛ با اون نیزارها، در كنار اون رود وحشیِ بی‌قرار.

اروندرود؛ رودی وحشی با جزر و مدی هولناك، با دو مسیر متفاوت، با عمقی وحشت‌ناك!

از هر طرف محاصره شدیم،محاصره‌ی صداهایی كه هم دل‌خراش بود، هم دل‌نشین! حتماً می‌گی مگه میشه هم دل‌نشین باشن و هم دل‌خراش!

اون صداها چی بودن؟

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شب عملیات، عملیات والفجر 8، وصیتنامه شهدا، شوق وصال، عشق وصال، سجده، نماز، قرآن، اروندکنار، اروند رود، راز و نیاز با خدا، عاشقانه، عشق، ایثار، عشق و ایثار، گلوله توپ، خمپاره، گلوله تیر، زندگی، سفر، خدا،

 

                                    «به‌نام یگانه‌محبوب دل‌های پاك و بی‌‌آلایش»

«از با بوی یاس (1)، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت اول»

نمی‌شناختم، هنوز نشناخته‌ام، نخواهم شناخت!

چهارده نور الهی‌‌رو نمی‌شناختم!، اون معصومین‌رو هنوز نشناخته‌ام!، اهل‌البیت(ع)، امام‌حسین(ع) و فرزندان پاك و مطهّرش، تا‌ آخرین اون‌هارو، حجت خدا، غریب و تنها، قائم منتظر، مهدی موعود، صاحب‌الزمان(عج)‌؛ نخواهم شناخت!

 

هر دفعه‌ عكسش‌رو می‌بینم، لبخند قشنگش كه زبان‌زدِ همه‌ی هم‌رَزم‌هاشِ بِهم آرامش می‌ده، می‌دونی در مورد كی حرف می‌زنم؟ هَمونی كه همه شیفته‌ی مَرامش بودن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، اباعبدالله الحسین (ع)، امام حسین (ع)، شهید حاج حسین خرازی، حاج حسین خرازی، لشکر 14 امام حسین (ع)، لشگر 14 امام حسین (ع)، دوکوهه، پادگان دوکوهه، گناه، زهرای مطهر، حضرت زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، مولا علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، سالار شهیدان، حضرت علی (ع)، غرق خون، امام حسن (ع)، حضرت زینب (س)، زهرای پهلو شکسته، در نیم سوخته، پهلوی شکسته، عاشق، معشوق، عاشق و معشوق، شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید همت، حسینه شهید همت، حسینه شهید حاج ابراهیم همت، میعادگاه عاشقان، میعادگاه عشاق، بزرگداشت شهدا، سال تحویل، طلائیه، طلاییه، اباالفضل العباس، بسیج، چفیه، اهل البیت (ع)، مهدی صاحب الزمان (عج)، عطش، عباس بن علی (ع)، دخیل یا اباالفضل،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 01:20 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«...وقتی صحبت از جنگیدن در غرب می‌شود، صحبت از جنگیدن در عمق دره‌هایی است که بر سطح آن برفی به ارتفاع 9 متر نشسته، صحبت از جنگیدن بر فراز قله‌هایی به ارتفاع سه تا چهار هزار متر است؛ جایی که انسان یخ می‌بندد و امکان تحمل حتی ده دقیقه نگهبانی هم سخت است...»

«سخنان «حاج‌احمد متوسلیان» در سمینار سراسری فرماندهان سپاه در اصفهان برای تشریح سختی‌های جبهه‌های غرب.»

منبع: امتداد




طبقه بندی: حاج احمد متوسلیان، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهید و شهادت، حاج احمد متوسلیان، جنگ، اصفهان، سپاه اصفهان، جبهه های غرب، جنگیدن در غرب، شهدای مناطق غرب، شهدا، سخن شهید، کلام شهید، پیام شهید، هفته دفاع مقدس،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:51 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

از کجا معلوم به شهر برسیم؟

یکی از نورانی‌ترین رفتارهای ممتاز در جبهه و جنگ، اهتمام رزمندگان اسلام به نماز اول وقت در هر شرایطی بود. بارها خوانده یا شنیده‌ایم که به‌طور اعجاب‌آوری، پای‌بند به نماز بوده‌اند. دوستان شهید «زین‌الدین» نقل می‌کنند: «در مسیر برگشت به مقر لشکر در جنوب، ظهر برای خوردن ناهار، وارد رستورانی شدیم. شهید زین‌الدین، با ما سر میز غذا ننشست و به نمازخانه‌ی رستوران رفت و مشغول نماز اول وقت شد. نکته‌ی جالب این‌جا بود که ایشان در قنوت و سجده‌ی نمازهایش، با صدای بلند گریه می‌کرد و دعا می‌خواند، به‌حدی که باعث توجه و تعجب همه‌ی اطرافیان ما شد و خود شهید زین‌الدین به این مسأله اصلا توجهی نداشت. او پس از اتمام نماز، سر میز غذا حاضر شد و غذایش را میل کرد.»

در احوالات شهید «همت» نیز آورده‌اند که ایشان برای نماز اول وقت خود، حتی در مسافرت‌ها صبر نمی‌کرد تا به شهر برسد. همان کنار جاده، چه در روز یا در شب، ماشینش را نگه می‌داشت و نماز اول‌وقت خود را می‌خواند. حتی بعضی از دوستان ایشان اعتراض می‌کردند که مثلا در مدت کوتاهی به شهر می‌رسیم و نماز می‌خوانیم. برای چند دقیقه، ماشین را متوقف نکنید. ایشان می‌فرمود: از کجا معلوم به شهر برسیم؟ من نماز اول وقت را از دست نمی‌دهم.

منبع: امتداد




طبقه بندی: نماز، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: نماز، نماز شهدا، نماز اول وقت، جنگ، جبهه، جبهه و جنگ، شهید مهدی زین الدین، شهید همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید، شهادت، شهید و شهادت، شهدا و نماز، اهمیت نماز اول وقت، نمازخانه، سجده،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1391 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سلام بر یاران آسمانی!

سلام بر آنانی که صادقانه ایستادند، مردانه جنگیدند، عاشقانه شهید شدند، و مظلومانه چه زود از خاطر برخی غائبان صحنة خون و خطر دیروز و مدعیان امروز رفتند! و چه تلخ و غمناک که بازماندگان غافلة عشق در کوچه پس کوچه های غربت و غریبی، نظاره گر  معرکه گیری نامحرمان می باشند.




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، هفته دفاع مقدس، عشق، خون، جنگ، غربت، یاران آسمانی،

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic