تاریخ : دوشنبه 5 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

باد خشم و باد شهوت، باد آز          بـرد او را کـه نبـود اهـل نمـاز

 

در وجود انسان حالاتی از خشم و شهوت و حرص و آز وجود دارد که اگر در جای خود اعمال نشود و با سرکشی درآمیزد و از کنترل عقل خارج شود، انسان را به یکباره به سقوط و تباهی می کشاند. در قرآن کریم یکی از خواص برجستۀ نماز بازداشتن از زشتی و تباهی ذکر شده است:

 

إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَر

 

بنابراین یکی از عوامل مهم در مهار آن سه ویژگی (خشم و شهوت و حرص) اقامۀ نماز است. نماز اصول بندگی و تسلیم شدن در برابر حق را به انسان می آموزد. در حقیقت نماز وسیله ای برای تمرین آدم شدن است. آنان که نماز را به پا می دارند و بندگی حق را گردن می نهند، از تبعیت از هواها مصون می مانند. اینگونه انسان ها همۀ وجودشان برای خدا می شود و جز برای او گام بر نمی دارند و در مقابل تندبادهای خشم و شهوت ایستادگی می کنند. آنان هرگاه چون کوه می ایستند و مقاومت می کنند، پایداری و استقامتشان را از بنیان استوار حق دریافت می دارند. و هرگاه چون کاه سبکبال می شوند و به پرواز در می آیند، سبکبالی و عروجشان نیز بواسطۀ وزش باد حق ظهور می یابد. در حقیقت آنان با اقامۀ نماز، فرماندهی امیال و احوال خود را به حضرت حق می سپارند و هواهای نفسانی را همچون غلامانی در سیطرۀ خود می گیرند.

 

نماز تجلی طرب، و رقص عاشق در پیشگاه معشوق، و عالی ترین نماد عشق ورزی، و زیباترین نمایش دلدادگی است.

 

کوهم و هستـیِ من بنیـاد اوسـت      ور شوم چون کاه، بادم باد اوست

جـز بـه بــادِ او نجـنــبــد مـیـل مـن     نیست جز عشق احد سرخیل من

خشم بر شاهان شه و بر ما غلام     خـشـم را هـم بستـه ام زیـر لگـام

سرخیل: فرمانده

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: باد خشم و باد شهوت، باد آز، اهـل نمـاز، وجود انسان، خشم و شهوت، حرص و آز، سرکشی، کنترل عقل، سقوط و تباهی، قرآن کریم، خواص نماز، زشتی و تباهی، ذکر، إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَر، خشم و شهوت و حرص، اقامۀ نماز، اصول بندگی تسلیم شدن در برابر حق، حقیقت نماز، تمرین آدم شدن، بندگی حق، تبعیت از هواها، تندبادهای خشم و شهوت، کوه، مقاومت، پایداری، کاه، پرواز، سبکبالی، عروج، وزش باد حق، ظهور، فرماندهی امیال، هواهای نفسانی، نماز تجلی طرب، رقص عاشق در پیشگاه معشوق، نماز نماد عشق ورزی، نماز زیباترین نمایش دلدادگی، کوهم و هستـیِ من بنیـاد اوسـت، جـز بـه بــادِ او نجـنــبــد مـیـل مـن، خشم بر شاهان شه و بر ما غلام، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر بریزی بحر را در کوزه ای          چند گنجد؟ قسمت یک روزه ای

این بیت به این نکته اشاره دارد که هر انسانی همانقدر بهره مند می شود که ظرفیت دارد. و لذا اندوختن و فراهم کردنِ بیش از نیاز،  همچون ریختن آب دریا در کوزه است. یعنی در هر صورت، حریصان و آزمندان نصیبی بیش از قسمت یک روزه ندارندپس بهتر است به جای افتادن در وادی حرص و آز  که همواره انسان را در حالت پریشانی و اضطراب نگه می دارد، خود را از آرامشِ قناعت بهره مند سازیم.

ظرفیت انسانها به فراخور احوال درونی آنها متفاوت است و آنان که از سلطۀ منِ طبیعی خارج نشده اند، ظرف وجودیشان آنقدر کوچک است که با دریافت تنها یک جرعه سرریز می شود و همچون یک کوزۀ آب، فقط برای مصرف یک روز گنجایش دارد. از سوی دیگر، انسانهای خارج شده از دایرۀ خواسته های نفسانی، ظرف وجودیشان به سادگی پر نمی شود و همواره پذیرای جام های معرفتند و هر لحظه تشنه تر می شوند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خواسته های نفسانی، قناعت و سادگی، ظرفیت انسان، آرامش، حرص و آز، اضطراب و پریشانی، جام معرفت، بحر، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 07:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بدگمانی کردن و حرص آوری          کفر باشد پیش خوان مهتری

 

کسی که برای مهمانی به مجلس بزرگان اهل کرم دعوت می شود چنانچه حرص و طمع بر او غالب شود و زیاده خواهی کند در حقیقت کفران نعمت کرده است و خود را از عطایا و مزایای این ضیافت محروم می دارد.

 

خداوند برای قوم حضرت موسی بدون تلاش و زحمت مائده آسمان می فرستاد و آنها می خوردند. پس از مدتی چند نفر از میان قوم موسی زیاده خواهی کردند و بهانه گرفتند که در این سفره مهمانی از سیر و عدس خبری نیست. اینان اینگونه گشتاخی نمودند و ناسپاسی کردند و این بدگمانی به صاحب کرم باعث قطع مائده آسمانی شد و آنها مجبور شدند برای معاش خود به زحمت طاقت فرسا تن دردهند.

 

ظن ناروا به اولیاء الهی بردن و به خداوند بدگمانی کردن آدمی را از عنایات حق محروم می سازد. حرص و آز و طمع چشم حق بین انسان را می پوشاند.

                 منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثتوی، مثنوی معنوی، مثنوی معنوی مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولوی، اشعار مولانا، قوم بنی اسرائیل، حضرت موسی (ع)، مائده آسمانی، مهمانی حق، مجلس بزرگان، کفران نعمت، حرص و آز، ناسپاسی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات