خدایا! اگر می‌خواهی تکه‌های بدنش را برایم بفرستی، نمی‌خواهم

شهید «حمیدرضا مهرایی» از زبان پدر و مادر شهید

کوچه شهید مهرایی

شهید مفقود «حمیدرضا مهرایی» از شهدای همین محله است؛ خانه‌ی کلنگی قدیمی خانواده‌ی شهید با خانه‌های اطراف فرق می‌کند؛ در این خانه پدر و مادری زندگی می‌کنند که سی سال است خواب راحت ندارند؛ سی سال حتی در ورودی خانه را عوض نکرده‌اند و در همان محله زندگی می‌کند تا مبادا پسرشان بیاید و خانه را پیدا نکند!

شب زمستانی که «حمیدرضا» به دنیا آمد

«لیلا بی‌طرف»، مادر حمیدرضا می‌گوید: اصالتاً برای شهر طبس هستیم؛ در 16 سالگی بعد از ازدواج با آقا طاهر به تهران آمدیم و همسرم باغبانی می‌کرد. سه پسر داشتم و پنج دختر که حمیدرضا، بچه‌ی چهارم خانواده، در 15 اسفند 43، به‌دنیا آمد. او در آزادسازی خرمشهر شهید شد و هیچ‌وقت پیکرش را برای ما نیاوردند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه‌ی شهدا،
برچسب ها: شهید حمید رضا مهرایی، زندگینامه شهید حمید رضا مهرایی، شهید، شهید و شهادت، شهادت، شهدای مفقودالاثر، خانواده شهدا، زندگینامه شهدا، شهر طبس، آزادسازی خرمشهر، میدان آزادی، امام خمینی (ره)، تپه قیطریه، حسن آباد، نفت، سحر، افطار، نماز، لقمه پاک، مسجد، جبهه و جنگ، حضرت زهرا (س)، اعزام به جبهه، شهدای گمنام، تشیع شهید، کفش کتانی، فلسفه روزه، رزمندگان اسلام، اسارت، عراق، اسیر بعثی، کوله پشتی، کوله بار، امامزاده اسماعیل (ع)، پادگان امام حسین (ع)، عروسی، شهدای تفحص، تابوت شهید، آغوش، هویزه، شلمچه، خاکریز، ولادت حضرت زهرا (س)، گل سرخ، چراغ گردسوز، ضد انقلاب، پایگاه مقاومت بسیج شمیران، انقلاب اسلامی، امام حسین (ع)، اسلام، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic