آن که خود را نشناخت، چگونه دیگری را می شناسد ؟


آن که خود را فراموش کرده است، از یاد چه چیز خرسند است ؟!


ٱن که می پندارد کاری برتر از خود شناسی و خداشناسی است، چیست ؟!


آن که خود را برای همیشه درست نساخت، پس به چه کاری پرداخت ؟!


آن که در وادی مقدّس من کیستم قدم ننهاده است، خرواری به خردلی.


آن که از مرگ می ترسد، از خودش می ترسد.


آن که خود را جدولی از دریای بی کران هستی شناخت، دریابد که با همه موجودات مرتبط است، و از این جدول باید بدانها برسد.


ما جدولی از بحر وجودیم همه ما

دفتری از غیب و شهودیم همه

ما مظهر واجب الوجودیم همه

افسوس که در جهل غنودیم همه


آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.


آن که خود را زارع و مزرعه خویش نداند، از سعادت جاودانی باز بماند.


آن که کشتزارش را وجین نکند، از گیاه هرزه آسیب بیند.


آن که در آثار صفات و اخلاق انسانها، و در احوال و افعال حیوانها دقیق شود، حیوانها را تمثلات ملکات انسانها می یابد


آن که با یاد خدا همدم نیست، آدم نیست.


آن که از اعتلای فهم خطاب محمّدی سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.

 

آن که خود را ابدی شناخت، فکر ابد می کند.


آن که خود را دوست دارد، دیگر آفریده ها را دوست دارد که همه برای او در کارند.




طبقه بندی: آثار آیت الله حسن زاده آملی،
برچسب ها: علامه حسن زاده آملی، آیت الله حسن زاده آملی، استاد حسن زاده آملی، صد کلمه در معرفت النفس، خطاب محمدی، فکر، آثار علامه حسن زاده آملی، یاد خدا، همدم، افعال حیوانات، اخلاق انسانها، ملکات انسان، گیاه هرزه، وجین کردن، کشتزار، آرمان، مزرعه، سعادت جاودانی، جهل، واجب الوجود، خداشناسی، خود شناسی، وادی مقدس، بحر وجود، غیب و شهود،
دنبالک ها: وبلاگ علامه حسن زاده آملی،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات