تاریخ : چهارشنبه 4 دی 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 شاه آن باشد که از خود شَه بُوَد

نه به مخزن ها و لشکر شه شود

 

در یک جمله عربی گفته شده است که : (شرف المکان بالمکین) در این جمله ی حکیمانه به این موضوع بنیادی و مهم تصریح شده است که مسند ها و جایگاههای اجتماعی و حکومتی و مسئولیت ها به خودی خود فاقد اعتبار و ارزش ذاتی هستند و اعتبار و اهمیت موقعیت ها و کرسی ها  به اعتبار و صلاحیت و روش و منش آن کسی است که بر مصدر امور می نشیند در حقیقت آن مقام و جایگاه سازمانی و حکومتی با تصدی انسانی شایسته و دارای اصالت و ارزش انسانی معتبر و ارزشمند می شود و این آدمیان صاحب صلاحیت و ارزشمند و خدا گونه هستند که به مسند ها شرافت و ارزش می دهند.

 

اساساً این تنها خدای سبحان است که به حق و به شایستگی مسند نشین اداره جهانیان است و با این مبنا تنها کسانی صلاحیت استقرار بر کرسی های اداره امور اجتماعات و ملت ها و سرنوشت آنان را دارند که توانسته باشند این ویژگی الهی یعنی استعداد خلیفه الهی خود را به منصه ظهور رسانده باشند و به صفات حق تخلق یافته و اندیشه و فعلشان خدائی شده باشد.

 

مولانا با بهره گیری از این قاعده اصیل می گوید: شاه و سلطان آن است که این جوهر ذاتی را در خود شکوفا کرده  و به لحاظ کسب فضیلت ها و کمالات انسانی و الهی به جایگاه رفیع ولایت حق دست یافته باشد. بی تردید بزرگترین شاخصه دست یابی به چنین مقام بلندی در گام نخست نفی خود و خودخواهی های نفسانی انسان است که او را به مرتبه ولایت می نشاند.

 

بر اساس نگاه مولانا پادشاهی از وجود ذاتی انسان شکوفا می شود و کسب چنین مقامی به اعتبار فراهم کردن خزانه ها و سپاه و لشکر میسر نمی شود، به بیان دیگر شاهی که به اعتبار ارزشهای ذاتی خود به مقام سلطانی رسیده باشد سلطنت او همانند عزّ و مُلک دینِ رسول ِمکرمِ اسلام(ص) ابدی و جاودانه و ماندگار خواهد بود.

 

 تا بماند شاهیِ او سَرمَدی         همچو عِزّ مُلکِ دینِ احمدی

 

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی مثنوی‌مولوی مثنوی‌معنوی‌مولوی، شرح‌مثنوی شرح‌مثنوی‌مولوی شرح‌مثنوی‌معنوی‌مولوی، مولانا مولاناجلال‌الدین‌محمدبلخی اشعارمولانا اشعارمولوی پندهایی‌ازمولوی، شاه ملت ولایت حق، خودخواهی، مقام خلیفه اللهی رسول مکرم اسلام، ظهور ارزش انسان عربی لشکر،

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مادر بُت ها بت نفس شماست          زآنکه آن بُت مار و این بت اژدهاست

نفس انسان بنیاد و سرچشمۀ همه زشتی ها و پلیدی هاست، تا آنجا که حکما خودخواهی و نفس پرستی را مادر همۀ خطاها دانسته اند. مولانا می گوید: بت های بیرونی در مقایسه با بت های درون انسان که از نفس امّاره نشأت می گیرند و آدمی را به خود مشغول می دارند و به پرستش هواها و هوسها می کشانند، همچون مار در مقابل اژدها هستند. اژدهای نفس پرستی، انسان را نابود می کند و به نیستی می کشاند.

 

خودخواهی قوی ترین غریزۀ انسان است و همۀ خواستن های آدمی از آن ناشی می شود. تمام گرفتاریهای بشر از هواهای نفسانی و خودخواهی ها سرچشمه می گیرد. چه جنایت ها و کشتارها که بر مبنای خواهش نفس جبّاران تاریخ رخ نداده است و چه ظلم ها که بواسطۀ خودخواهی افراد و گروه ها بر جامعه انسانی نرفته است. بنابراین تا وقتی که در جامعۀ بشری بت نفس آدمیان به واسطۀ تعالیم انبیاء الهی مهار نشود، خودخواهی های ویرانگر ادامه خواهد داشت و بشریت از شرارۀ آتش آن خواهد سوخت.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، نفس انسان، نفس اماره، نفس پرستی، زشتیه ها و پلیدی ها، پرستش، هوا و هوس، اژدها، خودخواهی، خودخواهی انسان، غرایز انسان، هواهای نفسانی، تاریخ، جامعه انسانی، انبیاء الهی، تعالیم انبیاء، بشریت، انسان، مار، بت، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات