تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

khn2 داستان ابلیس و مرد عابد 

«ابلیس و مرد عابد»

(داستان کوتاه)

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:

« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند»

عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:

« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!»

عابد گفت: « نه، بریدن درخت اولویت دارد»

مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

                  مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: داستان ابلیس و مرد عابد، بنی اسرائیل، عبادت، دینار، داستانهای آموزنده، داستانکهای آموزنده، داستانهای کوتاه آموزنده، داستانکهای قشنگ و زیبا، داستانهای قشنگ و زیبا، داستانهای پند آموز، داستانهای زیبای پندآموز، داستانهای جذاب، داستانهای جذاب و خواندنی، داستانهای کوتاه قشنگ و زیبا، داستانهای زیبا و خواندنی، داستانهای قشنگ و خواندنی، حکایتهای پند آموز، ماجراهای جالب، ماجراهای واقعی، داستانهای طنز، داستانکهای طنز، داستانهای کوتاه طنز،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic