تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 | 02:29 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

وقت ملاقات

دختركى به میز كار پدرش نزدیك مى‌شود و كنار آن مى‌ایستد.

پدر كه به سختى گرم كار و زیر و رو كردن انبوهى كاغذ و نوشتن چیزهایى در تقویم خود بود، اصلا متوجه حضور دخترش نمى‌شود.

تا اینكه دخترك مى‌گوید: «پدر، چه مى‌كنى؟»

 

و پدر پاسخ مى‌دهد: «چیزى نیست عزیزم! مشغول مرتب كردن برنامه‌هاى كاریم هستم.اینها نام افراد مهمى هستند كه باید در طول هفته با آنها ملاقات داشته باشم.»

 

دخترك پس از كمى مكث و تأمل مى‌پرسد: «پدر! آیا نام من هم در بین آنها هست؟»




طبقه بندی: داستانک، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: داستانک وقت ملاقات، داستان کوتاه وقت ملاقات، پدر، دختر، دخترک، تقویم، کار، داستانک آموزنده، داستانک پند آموز، داستان کوتاه پند آموز، داستان کوتاه آموزنده،
دنبالک ها: گروه اینترنتی خورشید،

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 12:28 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«كشف حجاب، كشف تمدن رضاخانی!»

هفدهم دیماه سالروز كشف حجاب در ایران در سال 1314 هجری خورشیدی است، اقدامی كه بنا بر اسناد موجود در تاریخ، به‌دستور «رضا شاه» و برای پیشرفت جامعة ایرانی و با اجبار انجام گرفت و در نهایت هم به‌عنوان یكی از مظاهر اسلام‌زدایی در ایران، زمینة سقوط سلسله پهلوی را فراهم آورد.

 

بخشنامة كشف حجاب جهت تصویب رضا شاه در تاریخ 27 آذر 1314 از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در اول دی ماه دستور‌العمل اجرای غیر رسمی قانون كشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال گردد.

رضا شاه در روز هفدهم دی ماه 1314 برای اعطای گواهینامة فارغ‌‌التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی‌كه ملكة ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن كرده بودند، طی نطقی از كشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت: «...شما زن‌ها باید این روز را كه روز سعادت و موفقیت شماست، روز بزرگی بدانید و از فرصتی كه به‌دست آورد‌ه‌‌اید برای خدمت به كشور خود از آن استفاده كنید... شما خواهران و دختران من، حالا كه داخل جامعه شده‌اید و برای پیشرفت خود و كشورتان این قدم را برداشته‌اید باید بفهمید كه وظیفة شما این است كه برای كشور خودتان كار كنید، سعادت آینده در دست شماست.»

 

و بدین‌گونه بود كه كشف حجاب اجباری در ایران به نام پیشرفت، موقعیت و جایگاه زنان و به‌منظور توسعة غایی جامعة ایرانی، با زور و سركوب به اجرا گذاشته شد و البته دیری نپایید كه همین امر، به پاشنة آشیل سلطنت پهلوی تبدیل گردید و بر سر آن طایفه، آن رفت كه رفت.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب، رژیم پهلوی،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، کشف حجاب، کشف حجاب رضاخان، سالروز کشف حجاب، کشف حجاب در ایران، رضا شاه، ایران، جامعه ایرانی، سقوط سلسله پهلوی، اسلام زدایی در ایران، قانون کشف حجاب، دانشسرای عالی ایران، ملکه ایران، زن، دختر، جایگاه زن، سلطنت پهلوی، ترکیه، مستشار الدوله، سفیر کبیر ایران در ترکیه، بی حجابی زنان ترکیه، آنکارا، تربیت دختران، سفر رضا خان به ترکیه، چادر، سنتهای فاخر ایرانی، فرهنگ غنی اسلامی، حکومت رضاخانی، جنگ اعتقادی، تعلقات مذهبی، زن چادری، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت

«ازدواج موفق 18»

«دکتر شاهین فرهنگ»

ظلمهایی که در امر ازدواج، ما مردها در طول تاریخ در حق خانمها انجام داده ایم:

سالها به جنس زن در طول تاریخ ظلم شده و سوال من از خانمها این است که چرا شما می خواهید ادامه دهندة این ظلم باشید؟ سالها ما مردها به شما ظلم کردیم. حالا شما می خواهید اضافه بر آن ظلمها هم به خودتان ظلم کنید. اول من به شما بگویم که ما مردها چه ظلمهایی در حق شما خانمها کرده ایم. و بعد می گویم چرا اینقدر محکم می گویم که به خودتان ظلم نکنید.

 

در جنوب آمریکا بلاک فیتها خانمهایشان را شبها با هم معاوضه می کردند.

 

در گروییلند و یونان برای یک مدتی خانمهایشان را به هم قرض می داند.

 

خانهای مغول زنهایشان را به همدیگر هدیه می دادند.

 

در روم باستان اگر کسی می توانست دختر یا زنی را تو خیابان به زور بگیرد و آن را ببرد خانة خودش (حتی شده با مشت و لگد) و یکسال او را نگهدارد و در این مدت یکسال نتواند از دست او فرار کند می شد زن آن آدم. و به این ازوس می گفتند. یعنی اگر یک مردی دختر کسی را می دزدید و می برد خانه شان آن دختر حق نداشت برود دادگاه و شکایت کند. قانون می گفت یکسال بیاد صبر کنی اگر توی این یک سال توانست او را نگهدارد زن اوست و اگر نتوانست دختر تو است.

 

در هندوستان دختر را در گهواره با پسر سه ساله عقد می کردند و هر وقت پسر می مرد در هر سنی که بود دختر را با او زنده زنده می سوزاندند.

 

در آفریقا دخترهایشان را در مقابل چند رأس گاو می فروختند.




طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، یونان، آفریقا، آمریکا، مغولستان، هندوستان، دوستی های پنهانی دختر و پسر، تمدن غرب، حقوق زن، عقد، دختر دزدی، قانون، دختر، صبر،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

قسمت چهارم (نظرات و ایده ها)

با توجه به اینكه امریكا درس خواندید نظرتان در مورد جامعة امریكا چی است؟

جامعة امریكا، یك جامعة قشنگی نیست. به دلیل اینكه حتی مذهبی ترین و معنوی ترین آدمها در آمریكا اولین پارامتری كه برایشان ارزش دارد پول است. آنقدر پول در جامعة امریكا مهم است كه در معنوی ترین خانوادة امریكایی هم وقتی بچه دختر یا پسر فرقی هم نمی كند به سن شانزده سالگی می رسد، از درآمدهای آن خانواده محروم می شود، پدر به بچه می گوید من به تو دیگر یك سنت هم پول نمی دهم، خودت می دانی، برو كار كن. دختر خانه است، می رود تو پیتزا فروشی كار می كند، مدرسه هم می رود تا پولش را خودش در بیاورد. و خوب اینكه پول برای آدمها در اولویت اول باشد كمی عرصه را برای آدم تنگ می كند. زندگی قشنگی نیست. مواردش زیاد است. آن فسادی كه آنجا می بینید. بی خیال بودن آدمها نسبت به خیلی از ارزشهای اخلاقی. این كه عنصری به نام خانواده بسیار بسیار بسیار آنجا كمرنگ است. اینكه آدمهای دیندار هم در دینداریشان خیلی محكم نیستند. همة اعمال دینی شان خلاصه می شود توی یك كلیسا رفتن كه آن هم چهار هفته یكبار می روند. چیز قشنگی نیستند. یعنی آدم چیزی را آنجا نمی بیند كه جذب بشود و دوست داشته باشد آنجا زندگی بكند. اینكه تكنولوژی بالا است خوب باشد. ولی زندگی را من در آنجا حتی تك ثانیه هم دوست ندارم.

               

                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: سهراب سپهری، احمدی نژاد، فاطمه فاطمه است، دکتر علی شریعتی، شجریان، محمد خاتمی، جامعه، خدا، جنگ، انسان، عکس، رهبر، سیاسی، ازدواج، بینوایان، همسر، پرواز، ایران، جبهه، حجاب، عشق، پول، حافظ، دکتر محمود حسابی، رئیس جمهور، سراج، شیراز، مکه، امام حسن، امام حسین، شعر، زیبا، ماتریالیست، پیامبر، علیرضا افتخاری، مختاباد، هاشمی رفسنجانی، دختر، خانواده، دوست،

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1391 | 03:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

فقط یک اصفهانی میتونه یک جمله را با 20 تا فعل بسازه: داشتم میرفتم برم، دیدم گرفت نیشست، گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد؟  دیدم میگد نیمیخوام بیام بذار برم بیگیرم بخوابم!

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم .... فکر نکن یاد تو بودم، کار نداشتم ول میگشتم.

 

به یک خسیس میگن اگر هوا سرد شد چکار می کنی؟ میگه: بخاری را روشن می کنم. میگن: اگه خیلی سرد شد چکار می کنی. میگه بخاری را بغل می کنم. میگن اگر خیلی خیلی سرد شد چکار می کنی؟ میگه: بخاری را روشن می کنم!!!

 

به ماره میگن نظرت در مورد عشق چیه؟ میگه: بسوزه پدر عاشقی. چند ساله به پای دختر همسایه نشستم دیروز فهمیدم شلنگه.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: معدن، عاشقی، عشق، قلب، بغل، جذاب، دنیا، اشک، گلستان، فرشته، زنان، دختر،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic