تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 07:38 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقی پیداست از زاری دل          نیست بیماری چو بیماری دل

در جان و دل عاشقانی که هنوز به وصال معشوق نرسیده اند همواره ناله ها و دل مشغولی هایی وجود دارد که در چهره و ظاهر آنان آشکار می شود و انسان آگاه می تواند از طریق شناختن این علائم راز عاشقان را دریابد و به درمان رنج درونی آنان همت کند.

بیماری دل در وجود انسان علائمی ایجاد می کند که اگر طبیبان الهی نباشند و رمز و راز جان ما را نشناسند طبیبان ظاهری این علائم را بر بیماری جسمی حمل می کنند و درمان آنها بی اثر می شود و گاهی هم نتیجه معکوس می دهد و لذا هیچ بیماری ای به اندازه بیماری دل اهمیت ندارد.

مولوی خود چنین می گوید:

علت عاشق ز علت ها جداست          عشق اسطرلاب اسرار خداست

می بینیم که جلال الدین درد عاشقی را از سایر دردها و بیماری ها جدا دانسته است و عشق را پدیده ای می داند که اسرار حقیقت از آن شناخته می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثتوی، مثنوی معنوی، مثنوی معنوی مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولوی، اشعار مولانا، وصال معشوق، درد عشق، عشق و عاشقی، عاشق و معشوق، بیماری دل، علائم عشق، بیماری جسمی، اسرار عشق، اسرار حقیقت،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات