تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دشمن ار چه دوستانه گویدت          دام دان گر چه ز دانه گویدت

دشمنان حقیقت برای فریب دادن اهل حق، با زبان نرم و دوستانه سخن می گویند و مصلحت جویانه و دلسوزانه وارد می شوند و در واقع دام خود را در دانه ها و عطایای ظاهری می گذارند. انسان های ساده لوح نیز به طمع دستیابی به آن دانه های رنگین، با پای خود در دام دشمن گرفتار می شوند. سخنان فریبنده و دانه های خوشگوار، مرغ جان را در قفس صیاد نفس گرفتار می سازد.

هواهای نفسانی و تحریکات شیطانی و خواسته های زودگذر، در حقیقت همان دوستانه سخن گفتنِ دشمن انسان است که با ظاهری زیبا و اغوا کننده، پرندۀ تیز پرواز جان را به دام خود می کشد و گرفتار می سازد. بزرگترین دشمن انسان در درون او جای گرفته است و این دشمن سرکش جز هواهای نفسانی و خواسته های حیوانی نیست. اگر باز شکاری که می تواند به دوردست ها پرواز کند و رزق خود را از بهترین ها فراهم کند، به طمع دانه ای اندک در دام صیاد گرفتار شود، نباید جز خود را سرزنش کند که ناشیانه و طمع کارانه فریب صیاد را خورده است.

گر تو را قندی دهد تو زهر دان          گر به تو لطفی کند آن قهر دان

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، دشمنان حقیقت، دشمن حقیقت، اهل حق، دام و دانه، انسان های ساده لوح، دام دشمن، مرغ جان، قفس، صیاد نفس، هواهای نفسانی، تحریکات شیطانی، پرواز جان، دشمن انسان، باز شکاری، خواسته های حیوانی، خواسته های زودگذر، طمع، سخن دوستانه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر به صورت آدمی انسان بُدی          احمد و بوجهل خود یکسان بُدی

آدمیان از جهت ویژگی های ظاهری همانند یکدیگرند. چه بسیار کسانی که بویی از انسانیّت نبرده اند و از باطنی گرگین صفت برخوردارند ولی ظاهر انسان گونه دارند. اگر شکل و قیافۀ ظاهری تنها مصداق انسان بودن باشد، آنگاه تفاوتی میان پیامبر و ابوجهل نخواهد بود. بنابراین قضاوت در مورد انسان بودن یک فرد، با شناخت اعمال و رفتار او ممکن می شود. تفاوت انبیاء الهی با دشمنان حقیقت، از راه و رسم و منش و گویش و اندیشۀ آنان آشکار می گردد.

نقش کشیده شده از یک انسان بر روی دیوار، همانند و شبیه خود آن فرد است و از لحاظ ظواهر کمبودی ندارد. ولیکن این تصویرِ نقش بسته بر دیوار، از گوهر جان بی بهره است. پس اعتبار و انسانیّت آدمی به کیمیای جان اوست؛ نه به صورت خوش آب و رنگ او.

                           نقش بر دیوار مثل آدم است            بنگر از صورت چه چیز او کم است

                           جان کم است آن صورت با تاب را          رو بجو آن گوهر کم یاب را

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، ابوجهل، انسانیت، پیامبر، انبیاء الهی، دشمنان حقیقت، کیمیای جان، حضرت محمد (ص)، پیامبر اکرم (ص)، آنتی ویروس نود 32، اپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات