تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 01:39 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : یکشنبه 11 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چکار کنیم که پیش مردم عزیز بشویم؟

خیلی از کارهای روزانه ما، تلاش ‌های ما توی زندگی از سر آن است که دوست داریم عزیز بشویم. به آبرو واعتباری برسیم. توی چشم خلایق کم و پست و حقیر جلوه نکنیم. درس می‌خوانیم، کار می‌کنیم، پول در می‌آوریم، لباس خوب می‌پوشیم، خانه خوب، ماشین خوب، شغل خوب، همسر و بچه‌های خوب… دوست داریم بقیه هم ببینند و به ما به دیده تحسین نگاه کنند. خلاصه عزیز بودن توی چشم خلایق را همه مان دوست داریم. به هر دری می‌زنیم و هر تلاشی می‌کنیم تا سرمان را بالا بگیریم میان خلایق. بعد این وسط، اگر لطمه‌ای بخورد به این داشته‌هایمان، دیگر انگار همه آن عزت و آبرویمان را باخته‌ایم.

 

بعضی‌ها انگار عزت و اعتبارشان را از پول و خانه و ماشین و مدرک نمی‌آورند. هیچ کدام از اینها را هم ندارند اما توی چشم خلایق عزیزند، معتبرند. قرآن یادمان می‌آورد که اگر دوست داریم عزیز باشیم باید به منبع واقعی‌اش مراجعه کنیم. به کسی که عزیز شدن و ذلیل شدن در دست اوست.

 

بعضی‌ها اعتبار و آبرویشان خداست، عزیزشدنشان مال آن است که به خدا وصل‌اند. به سرچشمه حقیقی عزت. توی دل مردم محترم و دوست داشتنی‌اند، بی آنکه داشته دنیایی ویژه‌ای داشته باشند. خدایی که وعده داده اگر حساب خودتان با من را صاف کنید، رابطه‌تان را با من اصلاح کنید، من خودم تضمین می کنم که رابطه شما را با مردم اصلاح کنم، درست کنم. حتی بالاتر از این توی قرآنش وعده داده که محبت اهل ایمان و عمل را توی دل‌ها می اندازد. آنها را پیش مردم عزیز و دوست داشتنی می کند. خدایی که بلد است توی قلب‌ها نفوذ کند، خدایی که بلد است ذهنیت‌ها را، محبت‌ها را، علاقه‌ها را تدبیرکند، مدیریت کند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً

کسی که عزت می‌خواهد، پس عزت، همه از آن خداست.

افکار نیوز




طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: کارهای روزانه، زندگی، دوست داشتن، آبرو و اعتبار، چستی، حقارت، کار، پول، لباس خوب، خانه خوب، ماشین خوب، شغل خوب، همسر خوب، عزیز بودن، چشم خلایق، تلاش، عزت و آبرو، مدرک، قرآن کریم، ذلیل شدن، دوست داشتنی، محبت اهل ایمان، ایمان و عمل، اصلاح رابطه با خدا، اصلاح رابطه با مردم، قلب، محبت و علاقه، مدیریت، تدبیر، رابطه با مردم، فلله العزه جمیعا، افکار نیوز،
دنبالک ها: بروزترین ها،

تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سخن آخر

خانواده موفق 15

دکتر شاهین فرهنگ

یك روز یك آقایی خیلی دیر وقت آمد خانه، كوچولوی سه، چهار ساله ای بابایش را كه دید گفت: «سلام بابا.»

گفت: «سلام هنوز نخوابیدی؟»

گفت: « نه بابا منتظر بودم بیایی تا یك سوالی ازت بكنم.»

گفت: «بگو پسرم.»

«بابا هر ساعتی كه توی اداره كار می كنی چقدر بهت می دهند.»

گفت: «هزار تومان.»

«هزار تومان، بابا می شود هزار تومان به من بدهی؟»

پدر خیلی عصبانی شد. گفت:

« پس سوالت واسة این بود كه از من پول بگیری؟ ای بی چشم و رو برو توی اتاقت.»

بچه كوچولوی سه چهار ساله گفت:« چشم پدر»

رفت توی اتاق و بلند بلند شروع كرد به گریه كردن.

دل بابا سوخت. از رفتارش پشیمان شد. رفت توی اتاق، پسرش كز كرده بود یك گوشه ای، بغض گلویش را گرفته و قطره های اشك صورتش را پوشانده.

گفت: «بابا جان ناراحت نشو، این هزار تومان. ولی خوب خرجش كنی ها.»

پسر پول را كه گرفت چشمانش برق زد، دست كرد زیر بالشش یك تعدادی اسكناس مچاله شده (پنجاه تومانی و صد تومانی و دویست تومانی) كشید بیرون.

گفت: «بابا این هم هزار تومان. حالا شد دو هزار تومان. بابا این دو هزار تومان را بگیر و فردا دو ساعت زودتر بیا خانه. بابایی، من دلم برایت تنگ می شود، بابایی دوست دارم با تو شام بخورم. مامان آنقدر منتظرت می نشیند تا با هم شام بخوریم.»

دوست من، اولویت اول در زندگی برای مردها خانواده است.  یك جوری زندگی كنیم كه اگر بچه هایمان كلمه های قشنگ را شنیدند «مهربانی، صداقت،عدالت،» اولین كسی كه به ذهنشان بیاید كه این كلمات را معنی كنند خانواده باشد.

«پایان»




طبقه بندی: خانواده موفق (دکتر شاهین فرهنگ)، داستانک،
برچسب ها: دوره خانواده موفق استاد شاهین فرهنگ، دوره خانواده موفق دکتر شاهین فرهنگ، مهربانی، اولویت اول در زندگی، دوست داشتن، سلام، منتظر،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مباحث معرفت النفس (قسمت 16/ جلسه ششم/ بخش دوم)

استاد اصغر طاهرزاده

گرایش تكوینی و تشریعی

از موضوعات مهمی که باید با دقت فراوان به آن توجه شود تفاوت حضورِ تکوینی نفس ناطقه در بدن با حضورِ تشریعی آن در بدن است و اشکالی که در خلط بین این دو به وجود می‌آید. عرض شد حرکات قلبِ شما تکوینی است و در عین آن‌که به نفس ناطقه‌ی شما مربوط است، اختیار و اراده شما در حرکات آن نقشی ندارد. این نشان می‌دهد که وَجهی از نفس ناطقه‌ی شما در حوزه‌ی اختیار شما نیست و نفس ناطقه‌ در آن وَجه به خودی خود وظایفی را به عهده دارد. پس اگر حرکات قلبتان را از جهت تکوین به شما نسبت دهیم کار درستی است ولی اگر از جهت اراده‌ی تشریعی آن را به شما نسبت دهیم درست نیست زیرا شما اراده نکرده‌اید تا قلبتان را به حرکت در آورید ولی از آن طرف اگر نفس ناطقه‌ی شما بدن شما را ترک کند دیگر قلب شما حرکتی ندارد، این نشان می‌دهد حرکت قلب مربوط به نفس ناطقه‌ی شما بود، در عین این‌که مربوط به اراده‌ی تشریعی شما نبود. آن‌جا هم که عرض شد «نفس ناطقه، بدن خود را دوست دارد» منظور از دوست‌داشتن، دوست‌داشتن به اراده‌ی تکوینی بود و ربطی به اراده‌ی تشریعی شما نداشت تا شما بگوئید ولی من بدن خود را دوست ندارم. بر اساس دوست‌داشتن تکوینی است که اگر بدن شما زخم بردارد نفس ناطقه تلاش می‌کند آن را ترمیم کند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: مباحث معرفت النفس استاد اصغر طاهرزاده، نفس ناطقه، حرکات قلب، گرایش تکوینی نفس به بدن، گرایش تشریعی نفس به بدن، دوست داشتن، ساحت تکوینی، ساحت تشریعی، قلم، معده، بودن نفس ناطقه، شدن نفس ناطقه، امام جواد (ع)، مأمون، رابطه نفس ناطقه و تن، اراده تکوینی، اراده تشریعی، ظهور، رهن، قرآن کریم، رسول خدا (ص)، قیامت، دنیا، نیت، کار نیک، کار بد، زن بودن، زندگی در دنیا، مرگ تکوینی، مرگ تشریعی، افتخار، امور تکوینی، امور تشریعی، بیماری، حجاب، حاکمیت احکام الهی، ملک نکیر و منکر، حجابهای دنیایی، ریاضتهای شرعی، عرفای بزرگ، موت اختیاری، حضرت عزرائیل (ع)، قبض روح، اهل دنیا، دل بستن به دنیا، سیر تکوینی نفس ناطقه، تعلق به دنیا، برزخ و قیامت، حضرت امام خمینی، روح برزخی، استکمال نفس، یحی بن اکثم، حج عمره، حج تمتع، شکار در احرام، پرندگان، شب، روز، حیوانات کوچک، خلیفه، عالم، جاهل، برده و آزاد، حرمت شکار در احرام، ناتوانی و زبونی، نور علم، ارتکاب به گناه، علم حضوری، علم حصولی، اکسیژن، سلول، تسبیح خدا، غفلت، سوره اسراء، بحارالانوار، سوره مدثر، سوره آل عمران،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

معرفی دقیق دختر و پسر به همدیگر در جلسه دوم خواستگاری

(ازدواج موفق 43)

دکتر شاهین فرهنگ

تا الان دغدغه ما شناختن طرف مقابل خودمان بود. سوال می کردیم که با او آشنا بشوم. و در این قسمت دوم ما می خواهیم خودمان را به طرف مقابلمان بشناسانیم. در این بخش هر کسی باید به وضوح و دقیق و جزئیات بگیوید که من چه کسی هستم. من وقتی به وضوح خودم را معرفی می کنم و ویژگیهای مثبت و منفی خودم را می گویم، در واقع دارم یک امکانی را به نفر دوم می دهم. که برود برسی کند و ببیند آیا می تواند با چنین آدمی زندگی مشترک داشته باشد. چنین روحیه ای را می پسندد یا نه؟

در این قسمت از جلسه هر کس روحیات، رفتار، منش، سلیقه و عادت های خودش را به طرف مقابل می گوید. این کار را دوست دارم، از فلان کار بیزارم اهل مسافرت و مهمانی هستم یا نیستم. پر خوابم یا کم خوابم، از این چیزها خوشم می آید و از این چیزها بدم می آید. اعتقادات من اینهاست. نوع نگاه من به زندگی اینگونه است. محاسن و معایب خودم را می گویم. اینکه چه چیزهایی برایم مهم است و چه چیزهایی برایم کم اهمیت است.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، جلسه دوم خواستگاری، چادر، دختر چادری، خانواده، دختر مومن و پاک، دختر پاک و سالم، مسافرت، مهمانی، دوست داشتن، زندگی مشترک، سلیقه ها و عادتها، اعتقادات و باورها، ویژگیهای مثبت و منفی، کم خوابی، پر خوابی، سقوط یک زندگی، وعده دروغ، هدف در زندگی، ادامه تحصیل، موانع ازدواج، جدول اهداف، خانواده عروس، خانواده داماد، زن و شوهر، گفتگوی تلفنی دختر و پسر، چیدمان منزل، طلاق، مادربزرگ، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 08:27 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

لحظه ای تا مرگ.....

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه انگار
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد

منبع: مهاجر




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: داستان، مرگ، داسنان مرگ، دعا، دوست داشتن، لحظه ای تا مرگ، انتظار مرگ، مهربانی، داستانهای زیبا، داستانهای پندآموز، داستان کوتاه، داستانهای جالب و خواندنی، آنتی ویرود نود 32، nod 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نماز

دکتر شاهین فرهنگ

قسمت اول

همة آفریده های خدا حكمت دارد، اگر من و شما حكمت آن را نمی فهمیم، دال بر حكیمانه نبودن فرمان خدا نیست.

 

نماز یكی از آفریده های معنوی خدا است.

 

برای بهره مندی از مواهب الهی الزامی ندارد كه ما فلسفه اش را بدانیم. مگر شما آب كه می خورید برای این است كه خاصیت آن را می دانید؟

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث نماز دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: نماز، دکتر شاهین فرهنگ، دوست داشتن، عاشق، رسم عاشقی، عاشقی، انسان، گناه، خدا، عفو و بخشش، فساد، دنیا و آخرت، نعمتهای خدا، امام رضا (ع)، شرک، بت پرستی، خضوع و تواضع، معشوق، عشقهای زمینی، عبادت خدا، نماز تشکر از خدا، فلسفه، فلسفه نماز، حکمت، فرامین الهی،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 11:19 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تو مگو ما را بدان شه بار نیست      با کریمان کارها دشوار نیست

مولانا در پاسخ به گروهی از متکلمان که معتقدند محبت و دوست داشتن بنده خدای متعال را قابل تصور نیست این بیت را مطرح کرده است.

او می گوید اینچنین نیست که ما نتوانیم به بارگاه حضرت حق راه یابیم. بلکه از آنجا که خداوند کریم و بزرگوار و مهربان است، ورود به حریم محبت او نه تنها ممکن است بلکه انجام هیچ کاری برای خداوند مشکل نیست و او می تواند راه وصول به خود را به بندگان خود نشان دهد و آنان را عاشق خود گرداند. چرا که کارها با بزرگواران و بخشندگان آسان است. کریم بودن پروردگار راه را برای ورود به دایره دوستی اش می گشاید. او کریمانه بندگان را به مهمانی خویش می پذیرد.

«بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را»

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولانا، اشعار مولانا، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، حضرت حق، محبت، دایره دوستی، عاشق، خداوند، حریم محبت، دوست داشتن، متکلمین، شعر، وصول به حق، پروردگار،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

از کسانی که....

از کسانی که از من متنفرند سپاسگذارم، آنها مرا قوی تر می کنند.

از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنها قلب مرا بزرگتر می کنند.

از کسانی که مرا ترک می کنند متشکرم، آنها به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد نیست.

از کسانی که با من می مانند سپاسگذارم، آنها به من معنی دوست واقعی را نشان می دهند.




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: پیامهای زیبا، اس ام اس های زیبا، جملات زیبا، مطالب زیبا، دوست واقعی، دوست داشتن، تنفر، پیامهای آموزنده، جملات آموزنده، اس ام اس آموزنده، اس ام اس، پیامک،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات