تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تشنه را گر ذوق آید از سراب          چون رسد در وی گریزد جوید آب

انسانِ تشنه همینکه سراب و شبه آب را در پیش روی خود مشاهده می کند، خوشحال و شادمان به سوی آن حرکت می کند. ولی چون به آن نزدیک شد و فهمید که آن سراب، آب نیست از آن بیزار و گریزان می شود و دوباره به جستجوی آب واقعی می پردازد.

 

انسان ذاتاً در پی دست یافتن به حقایق هستی است و این جاذبه و کشش همواره در او وجود دارد. ولیکن سراب هایی نیز در مسیر زندگی قرار دارند که معمولاً آدمیان تشنه را مجذوب می سازند. این تشنگان به هوای رسیدن به حقیقتِ آب به سوی آن سرابها روان می شوند. ولی هنگامی که می رسند و مطلوب خود را نمی یابند، مجدداً به تکاپوی خود ادامه می دهند تا اینکه سرانجام به خواستۀ خود دست یابند. پدیده های غیرحقیقی و عاریتی، فاقد بقا و ماندگاری هستند و در نهایت ماهیت خود را آشکار می کنند. اگرچه به ظاهر شباهت زیادی با اصل و حقیقت داشته باشند.

 

آنکه مانند است باشد عاریت          عاریت باقی نماند عاقبت

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، سراب، حقایق هستی، حقیقت، تشنه، ذوق، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic