تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391 | 07:19 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عشق هایی کز پی رنگی بود          عشق نبود عاقبت ننگی بود

عشق هایی که از هوا و هوس انسان سرچشمه می گیرد و در پی آب و رنگ و زیبایی های ظاهری به وجود می آید، اولاً زودگذر و ناپایدار است و ثانیاً ننگ و عار را بدنبال دارد. ارزش هر عشقی به اندازه بزرگی و اصالت معشوق آن است. و عشق های سطحی و کاذب اساساً عشق نیستند و نباید نام مقدس عشق را بر آنها نهاد.

مولانا می گوید: کاش عشق های کاذب و برخاسته از هوا و هوس از همان ابتدا ننگ خود را آشکار می کردند تا انسان ها به آن تعلق خاطر نمی یافتند و ناگواری ها گریبان آنان را نمی گرفت. چه بسا عشقهای واهی و ظاهری که در جوامع بشری ظاهر شده اند و کار عاشق و معشوق را به رسوایی و نابودی کشانده اند. و چه بسا قتل ها و فتنه ها که بر اثر عشق های دروغین رخ نموده است.

عشق آن زنده گزین کو باقی است          کز شراب جان فزایت ساقی است

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی، شرح اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، انسان، هوا و هوس، عشق، زیبایی، عشق کاذب، عاشق و معشوق، رسوایی، ساقی، جوامع بشری،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات