تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پس بخسپم باشم از اصحاب کهف

به ز دقـیـانـوس آن محـبـوس لهـف

 

این بیت به داستان اصحاب کهف اشاره دارد که برای رهایی از ظلم و ستمِ پادشاه وقت، دقیانوس، به غار پناه بردند تا از این طریق جان خود را از آلودگی ها و انحرافات ناشی از سیطرۀ باطل مصون دارند. مولانا با بهره گیری از این قصۀ قرآنی می گوید: ای کسانی که می خواهید زشتی ها و ناپاکی ها در شما مؤثر نگردد، باید همچون اصحاب کهف از ظالمان و حق ستیزان فاصله بگیرید و به غار عزلت و تنهایی پناه ببرید و جان نورانی خود را از دسترس دقیانوسیانِ تیرگی آفرین دور سازید. مانند آنان بیداری خود را در پوشش خواب مخفی کنید تا از گزند بدی ها در امان باشید. چرا که خوابِ همراه با آگاهی و معرفت، عین بیداری است. بدا به حال آنان که بیدارند و با نادانان و ناپاکان مصاحبت و معاشرت می کنند و عمر خود را اینگونه تباه می سازند.

 

خواب بیداری است چون با دانش است

وای بـیــداری که بــا نــادان نـشــســت

 

هنگامی که زمستان فرا می رسد و زاغان بر باغ و بستان خیمۀ حضور بر می افرازند، بلبلانِ خوش نوا خموشی می گزینند و از چشم زاغان تیره بخت پنهان می شوند.

 

چونکه زاغان خیمه بر بهمن زدند

بلبـلان پنـهـان شـدنـد و تـن زدنـد

 

لهف: غم، اندوه

خیمه زدن: مقیم شدن، سلطه یافتن

تن زدن: خاموش شدن، سکوت کردن

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: پس بخسپم باشم از اصحاب کهف، داستان اصحاب کهف، رهایی، ظلم و ستمِ پادشاه، آلودگی ها، انحرافات، سیطرۀ باطل، قصه های قرآن، زشتی ها، ناپاکی ها، اصحاب کهف، ظالمان، حق ستیزان، غار، عزلت و تنهایی، جان نورانی، دقیانوس، بدی ها، آگاهی و معرفت، بیداری، مصاحبت با ناپاکان، معاشرت با نادانان، خواب بیداری است چون با دانش است، زمستان، باغ و بستان، خیمۀ حضور، بلبلانِ خوش نوا، چونکه زاغان خیمه بر بهمن زدند، بلبـلان، غم، اندوه، خیمه زدن، مقیم شدن، سلطه یافتن، خاموش شدن، سکوت کردن، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic