تاریخ : یکشنبه 6 مرداد 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

رمضان، دریچه ای به عالم معنا

استاد اصغر طاهرزاده

قسمت چهارم

 

آزادی از وَهم

قدیمی‌ها قصه‌ای عبرت‌آموز دارند، می‌گویند:

بین یك مار و یك زنبور مكالمه‌ای صورت گرفت، زنبور ادعا كرد زهرِ من كشنده‌تر از زهرِ تو است ولی چون هیكلم كوچك‌تر است آدم‌ها باورشان نمی‌آید كه زهر من می‌میراند و چون مُردن را به خودشان القاء نمی‌كنند، زهر من تأثیر واقعی‌اش را نمی‌‌كند و این ترس مردم از هیكل توست كه مردم را می‌كشد و نه زهر تو. بالاخره بنا شد برای اثبات ادعای زنبور برنامه‌ای ترتیب دهند. قرار بر این شد هر دو بروند در كلونِ -قفل قدیمی- درِ باغی كمین كنند تا وقتی‌كه باغبان آمد و انگشت خود را داخل كلون كرد كه در را باز كند، روز اول مار انگشت باغبان را نیش بزند و زنبور بیرون بپرد و روز دوم كار را برعكس كنند، همین كار را كردند. در روز اول، باغبان یك مرتبه احساس كرد چیزی دستش را گزید، دستش را بیرون آورد و دید زنبوری پر زد و رفت، یك كمی مقاومت كرده ودستش را مكید و رفت دنبال كارش، پیش خود گفت زنبور بود و چیزی نبود. روز بعد، زنبور نیش زد و مار خودش را از سوراخ نشان داد، باغبان فریاد زد وای! مار دستم را گزید، و بیهوش شد. البته این یك قصه است ولی نكته روانی دقیقی در آن نهفته است.

                           مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: رمضان دریچه ای به عالم معنا (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: رمضان دریچه ای به عالم معنا، استاد اصغر طاهرزاده، ماه مبارک رمضان، روح، جبرئیل، نفس انسان، ظهور، حضرت امیرالمومنین (ع)، روزه، ملائکه، داستان، شیطان، عقل، رسول خدا (ص)، صوم، امام حسین (ع)، امام حسن (ع)، نهج البلاغه، معده، مثنوی، عالم غیب، نفسانیات، خنده، اشک، افطار، فلسفه زندگی دنیا، معارف اسلامی، قرآن کریم، حقایق معنوی، علامه طباطبایی، شریعت، جنگ فرهنگی، دشمنان اسلام، ماه رجب، آیت الله حسن زاده آملی، قناعت، امام زمان (عج)، حرص، اصول کافی، اسرار الصیام، مهجه البیضاء، گرسنگی، قصه، زنبور، مار، وهم، غسالخانه،

تاریخ : جمعه 3 خرداد 1392 | 02:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن

قسمت دوم

استاد اصغر طاهرزاده

فوق مرگ و زندگی

اجازه بدهید ابتدا تذکراتی در رابطه با حالاتی که باید یک معتکف در خود به‌وجود آورد عرض کنیم و سپس به اعمالی که باید به آن پرداخته شود توجه کنیم.

ابتدا باید عزیزان متوجه بوده و ایمان داشته باشند یک خبرهایی در عالَم بالا وجود دارد که اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنیم از آن خبرها و بصیرت‌ها محروم نمی‌شویم، و اگر عزیزان به دنبال آشنایی روح و قلب از آن حقایق غیبی نیستند، عملاً اعتکاف آن‌ها یک تفنن و تفریح محسوب می‌شود.

اعتکاف به آن نحوه‌ای که به ما دستور داده‌اند عملاً یک نحوه مُردن و خارج‌شدن از قیل و قال دنیا و واردشدن به برزخ است. شما باید در این چند روزه اولاً: روزه‌دار باشید، مثل مرده که غذا نمی‌خورد. ثانیاً: خودتان را در دست ارادة خداوند قرار دهید، مثل میت که در دست غسّال است و هیچ اراده‌ای از خود ندارد، تا حجاب اسباب‌ و وسایل از جلو قلب شما مرتفع شود. انسان مرده هیچ اراده‌ای از خود ندارد. به ما دستور داده‌اند اگر بتوانید در چنین شرایطی در برابر خدا بمیرید، به اعتکاف زنده می‌شوید. مثل انسانی که چون مُرد و او را در قبر گذاشتند، حیات برزخی او شروع می‌شود و به حیات برزخی زنده می‌شود و متوجه چیزهایی می‌گردد که تا آن موقع که در حیات دنیایی بود از آن‌ها غافل بود. پس آنچه را که خوب باید بفهمید و به قلبتان هم بفهمانید آن است که با ورود به اعتکاف احساس مُردن کنید و حکمِ «مُوتُوا قَبْلَ أنْ تَمُوتُوا» را در جان و قلب خود محقق نمایید و به فرمایش امیرالمؤمنین(ع): «قبل از این‌که بدن‌های شما به آن دنیا منتقل شود، قلب‌هایتان را به آن دنیا منتقل نمایید».

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن (استاد اصغر طاهرزاده)، معرفتی و دینی،
برچسب ها: اعتکاف و چگونگی ورود به آن، معتکف، ایمان، استاد اصغر طاهرزاده، روح، قلب، بصیرت، مرگ و زندگی، اراده خداوند، امیرالمومنین (ع)، موتو قبل ان تموتوا، حجاب قلب، روزه، برزخ، قیامت، امیال حیوانی انسان، آداب اعاتکاف، حضرت عزرائیل (ع)، اهل دنیا، وسوسه شیطان، حضور قلب، لطف الهی، عالم برزخ، عالم قیامت، قرآن کریم، مسجد، اولیاء خدا، فرزند، همسر، غصه، هوس، کار و کاسبی، ارتباط با خدا، قرب الهی، اسماء الهی،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر کجا آبی روان، سبزه بوَد          هر کجا اشکی دوان، رحمت شود 

 

یکی از توصیه های مؤکّد حکیمان و عارفان، روی آوردن انسان به تضرّع و گریه در پیشگاه خداوند است. چراکه گریه آلودگی های روح را می زداید و جان انسان را از غبار ناپسندی ها پاک می سازد. در این بیت مولانا می گوید هر کجا آبی روان باشد، در مسیر آن آب، سبزه زار می روید و خرّمی به وجود می آید. و هرگاه از دیدگان انسان اشک حزن و تضرّع جاری شود، رحمت خداوندی ظاهر می شود و روح و جان انسان را شستشو می دهد.

 

جلال الدین در بیت دیگری چشم گریان را به دولاب که همان چرخی است که با آن از چاه آب می کشند تشبیه می کند و می گوید: همانگونه که دولاب بخاطر کشیدن آب از چاه همواره خیس و تر است و بواسطۀ آن سبزه زاران می رویند و سیراب می شوند، تو نیز ای انسان اگر اشک ریزان باشی، از میدان جانت باغستان های سرسبز ایمان و عرفان می روید.

 

باش چون دولاب، نالان چشم تر          تا ز صحن جانت، بر روید خضر

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عرفا، حکما، تضرع، گریه، روح، چشم گریان، ایمان، عرفان، باغستان، آپدیت آنتی ویروس نود32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پنبه اندر گوش حس دون کنید          بند حس از چشم خود بیرون کنید

حواس ظاهری نسبت به حواس باطنی در مرتبه پایین تری قرار دارند و لذا تکیه دائمی به حواس ظاهری انسان را از توانایی های حواس باطنی غافل می سازد. برای دستیابی به ندای باطن و سرزمین پهناور روح باید حواس ظاهری را محدود و مسدود کرد و پنبۀ ناشنیدن در گوششان فرو برد و چشمشان را فروبست تا چشم و گوش درونی گشوده شود و شاهد تجلی و ظهور حواس باطنی باشیم.

انسانی که در کمند حواس ظاهری گرفتار است آرزو در او فراوان می شود و از آرزو غصه گرد می آید و از غصه غفلت فرا می رسد و از غفلت فراموشی رو می کند و از فراموشی عقل زائل می گردد و چون کسی را عقل نباشد مراقبه نباید و بی مراقبه آدمی به آرامش و سعادت نرسد. مولانا می گوید

بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید          تا خطاب اِرجعی را بشنوید

شنیدن خطاب خداوند و ندای پاک دورنی تنها با رهاشدن از قید و بند حواس ظاهری میسر می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، روح، غصه، آرزو، مراقبه، عقل، آرامش، سعادت، ظهور، تجلی، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

گرچه نماز چیزی نیست كه فلسفه اش بر كسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نكات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:


1) نماز و یاد خدا

روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان «ذكر الله» است كه در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.


البته ذكری كه مقدمه ی فكر, و فكری كه انگیزة عمل بوده باشد, چنانكه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است كه در تفسیر جمله ی «و لذكر الله اكبر» فرمود: ذكرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام »


«یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.» }1{


ادامه مطلب

طبقه بندی: نماز،
برچسب ها: فلسفه نماز، نماز، نماز در آیات قرآن، نماز در روایات اسلامی، روح، یاد خدا، ذکر، تفکر، امام صادق (ع)، حلال و حرام، مغفرت الهی، آمرزش الهی، انسان، توبه، پیامبر اکرم (ص)، نماز و آمرزش گناهان، گناه، روح ایمان، نماز تقویت روح ایمان، تقوی، نقش نماز در اصلاح انسان، ایمان و تقوی، رهروان راه حق، هدف آفرینش، خودبینی و کبر، امام علی (ع)، فلسفه عبادت در اسلام، تکامل معنوی انسان، فضائل اخلاقی، ملکوت آسمان، صفات خدا، امیر مومنان علی (ع)، ابن ملجم، ارتباط با خدا، ارتباط خلق و خالق، مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، وضو، غسل، ربا، تجاوز به حقوق دیگران، غضب، کم فروشی، قیامت، رشوه خواری، مال حرام، موانع قبول نماز، شرب خمر، شرابخوار، زکات، رابطه زکات و نماز، عجب، غذای حرام، نیت، رکوع، سجود، قیام، نماز جماعت، برکات نماز جماعت، اسرار نماز، امام علی بن موسی الرضا (ع)، امام رضا (ع)، ربوبیت، شرک و بت پرستی، خضوع و تواضع، غرایز انسان، تربیت الهی، رزق، توکل و تسلیم، روانشناسی، صبر و نماز، نظم و انضباط، جایگاه نماز در تکامل انسان، تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | 02:05 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

این جهان خود حبس جانهای شماست       هین روید آن سو که صحرای شماست

روح مجرد انسان تابع ابعاد و جهات نیست و در سیطره این محدودیت ها قرار نمی گیرد. این روح بی پروا و مجرد آن هنگام که در قالب جسمانی ما قرار می گیرد در حصار زمان و مکان محبوس می شود و از مرتبه آزاد خود فرود می آید.

جلال الدین به ما متذکر می شود که: بدانید و آگاه باشید که این جهانِ دارای ابعاد و جهات، همچون زندان محدود است و مبادا شما انسان ها که جانتان از عالم بی ابعادی سرازیر شده است محبوس این زندان بشوید. بلکه تلاش کنید تا خود را از حصار جهان ماده برهانید و به صحرای بی منتهای روح درآیید. چرا که در حقیقت شما را برای آن دیار پرورده اند. لذات مادی در چهاردیواری قوانین این جهان محدود و لذا زودگذر و ناپایدارند. ولی لذات روحانی از آنجا که از قواعد این عالم پیروی نمی کنند بسیار گسترده، عمیق و ماندگارند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، روح مجرد، روح، روح انسان، جهان ماده، لذتهای روحانی، لذتهای مادی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | 01:21 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

خشم و شهوت مرد را احول کند          ز استقامت روح را مبدل کند

دوبینی از خصوصیات کسانی است که چشم لوچ دارند. اینگونه افراد اشیاء و پدیده ها را دو تا می بینند و چون در سلامت چشم آنان نقص وجود دارد نمی توانند حقایق را آنگونه که هست ببینند. لذا بر اثر این اشتباه در دید، به خطا گرفتار می شوند.

مولانا می گوید: غلبه خشم و هواهای نفسانی چشمان حق بین جان انسان را لوچ می کند و انسان دوبین می شود و در این فضا حق و باطل را در هم می آمیزد و از تشخیص حقیقت عاجز می ماند. و به میزانی که در ورطه خشم و شهوات پایداری و استقامت کند و اصرار بورزد بیشتر در وادی احولی و دوبینی فرو می رود و تا آنجا پیش می تازد که دیده باطنی او بکلی خلل می یابد و واقعیت ها و حقایق را آنگونه که هستند نمی بیند و به شبح سازی گرفتار می شود.

همانند آن شیشه گری که چشمان لوچ داشت و چون استاد به او گفت که آن شیشه را از تاقچه برای من بیاور، پرسید : کدامیک را بیاورم؟ چرا که او در آن مکان دو عدد شیشه می دید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خشم، خشم و شهوت، روح، حق و باطل، هواهای نفسانی، پایداری و استقامت، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 6 مهر 1391 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

راه جان مر جسم را ویران کند          بعد از آن ویرانی آبادان کند

وجود انسان از دو بخش تشکیل شده است: روح (جان) و جسم (ماده(

بُعد روحانی وجود آدمی میل به رشد و کمال دارد و به آسمان می نگرد و بعد جسمانی و مادی او تمایل به خاک و زمینی شدن دارد. پدیده ها و صفات و خصایص ناپسند مربوط به بعد حیوانی و منطقه (من) طبیعی ماست. و خصلت های پسندیده و ویزگی های والا و بالا متعلق به حوزه معنوی و (من) انسانی ماست.

پرورش و رشد دادن بخش انسانی، از غلبه شهوات و تمایلات جسمانی جلوگیری می کند. وقتی صفات ناشایست نفسانی زدوده شد، آنگاه آبادانی جسم و جان آغاز می شود و انسان با پیوند جسم و جان به سوی کمال حرکت می کند و به آبادانی و سعادت می رسد. هنگامی که تاریکی های نفس از وجود آدمی رخت بربست، روشنایی و نور جایگزین آن می شود و انسان به مقام شهود دست می یابد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، بعد روحانی انسان، میل به کمال در انسان، صفات حیوانی انسان، ویژگیهای والای انسانی، تمایلات جسمانی، شهوات، شهوت، صفات و رذایل نفسانی، سعادت، مقام شهود، شهود، خصایص حیوانی، صفات حیوانی، آبادان، روح،

تاریخ : پنجشنبه 6 مهر 1391 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در دهان زنده خاشاکی جهد          آنگه آرامد که بیرونش نهد

انسان هوشیار و بیدار وجود خار و خاشاک را در دهان خود حس می کند و آن را از وجود خود دور می سازد. همانگونه که بدن سالم به وسیله علائم جسمی بیماری ها را نشان می دهد و انسان را به دفع آنها فرا می خواند، جان پاک و روح آراسته نیز در مقابل ناپاکی ها واکنش نشان می دهد و آدمی را به وجود ناخالصی ها آگاه می سازد.

انسانی که دارای دهان و دندان و زبان سالم باشد، اگر در غذایی که می خورد حتی یک خاشاک خرد را حس کند، آنرا از دهان خود خارج می کند تا آسوده شود. چنانچه انسان از سلامت دهان و دندان بی بهره باشد و حس چشایی و بویایی و لمس و بصر خود را از دست داده باشد، توان تشخیص شیی خارجی را ندارد و لذا به عوارض آن دچار می گردد. حواس باطنی انسان ها نیز چنین اند. چنانچه حواس درونی به وسیله آلودگی ها بی اثر نشده باشند، می توانند ناپاکی ها را بشناسند و از خود دور کنند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، روح، حواس پنجگانه، حواس باطنی انسان، سلامت دهان و دندان، بهداشت دهان و دندان، علائم بیماری ها، بدن سالم، حس بویایی، حس لامسه، حس چشایی، حس بینایی،

تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیم»

« معرفت النفس »

«جلسة چهارم/ قسمت اول»

موضوع این جلسه:

نکتة سوم معرفت الانفس:

«تن محل ظهور اراده های نفس است.»

«تن به طور کامل در قبضة نفس  و تحت تاثیر حالات نفس است.»

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعه فرهنگی سفیران بصیر علوی، روح، اراده، انسان، حالات نفس، امام زمان (عج)، عرفان، آیت الله بهجت، حضرت معصومه (س)، انسان کامل، ملائکه، واجب الوجود، مراتب هستی، حقیقت انسان، پرواز، نفس، قرآن، قیامت، برزخ، شب عروسی، حضرت موسی (ع)، کوه طور، خون، فوتبال، مزایده، شعر، فضا، نور، معرفت، موبایل، زندگی،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 11:05 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

« معرفت النفس 5»

«جلسة دوم/ قسمت سوم»

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

ادامة بحث:

«اراده از من»ِ شماست»

به دست من نگاه کنید که دارد باز و بسته می شود. الان من دستم را می بندم. و می گویم تو را خدا باز شو! باز شو! باز شو! چرا باز نشد؟ چون من نخواستم. پس دقت کنید من است که اراده می کند این دست باز و بسته می شود. تا حالا فکر می کردید این گوشت و پوست و استخوان هاست که باز و بسته می شد. در صورتی که شما دارید ارده های من را می بینید. تا الان شما یک گل را در بیرون می دیدید ولی الان یک اراده را می بینید که پشت این گل وجود دارد تا این گل رشد کند. برای همین است که مومن در پس اشیاء خدا را می بیند. این که می بینید حضرت علی (ع) می فرماید من هیچ چیزی را ندیدم جز اینکه قبل و بعد و همراه با آن چیز خدا را دیدم از این جهت است.

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، معرفت النفس، امام حسین (ع)، ملاصدرا، ابن سینا، هنر، ارادة تکوینی، ارادة تشریعی، روح، هیپنوتیزم، رویای صادقه، جهان، مسائل پزشکی، آیات متشابه، آیات محکمات، خودشناسی، قرآن، اباعبد الله، رسول الله، کربلا، حضرت علی اکبر (ع)، وجه الله، امام سجاد (ع)، عاشورا، آیت الله طباطبایی، آیت الله قاضی طباطبایی، امام خمینی (ره)، امام صادق (ع)، حضرت علی (ع)، شیخ مفید، شیخ بهایی، مکه، امام حسن (ع)، سید رضی، امام محمد باقر (ع)، شهادت، اصحاب کربلا، آیت الله زاهد، پیامبر اکرم (ص)، خویشتن پنهان،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، مجموعة فرهنگی لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس 4»

«جلسة دوم» قسمت دوم

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

ادامة بحث:

« «من»ِ شما کم و زیاد نمی شود»

 اگر «من» شما همین «تن» شما باشد اگر یک چیزی از بدنتان کم شد باید از من شما هم کم بشود. یعنی یک جانباز عزیزی مثل آقای «روغنی» که دو تا دست و دو تا پا ندارد و چشمهایش هم نابینا است (تو صندلی داغ هم یک بار دعوتش کردند و این آقای نجفی مجری برنامه زار زار گریه می کرد. چیز عجیبی هستند این آقای «روغنی» می گفتند ما که چیزی ندادیم کاش بازم داشتیم و می دادیم. می گفت اینهایی که نگهداشتیم اشتباه کردیم نگهداشتیم کاش تمامش را داده بودیم! بد نیست این را هم بگویم در زمان پیامبر (ص) گوسفندی را قربانی کردند و تمام آن را دادند بیرون برای فقرا و فقط یک ران از آن را نگهداشتند و عایشه گفت یا رسول الله همه گوسفند را دادید رفت فقط همین ران را نگهداشتید؟ حضرت در جواب فرمودند بقیه اش را (که دادیم) نگهداشتیم (چون روز قیامت نزد خودمان داریم) و این را (که نگهداشتیم) از دست دادیم. (چون می خوریم و بعد تو دستشویی دفع می کنیم و تمام می شود می رود پی کارش)) حالا این عزیز جانباز که «تن» او نصف است «من» او هم نصف است؟ یعنی «نیم من» است؟ یعنی باید بگوید بنده «نیم من» روغنی هستم!

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: آیات قرآن، مرگ، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، معرفت النفس، روح، امام علی (ع)، فوتبال، مغز و اعصاب، جامعه، پلاسیبو، مومن، مسلمان، کافر، ظهور، نحوة حضور غیبی امام زمان (عج) در عالم، معلم، مسجد، فلسفی، رویای صادقه، فلسفه، جانباز، صندلی داغ، عایشه،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، مجموعة فرهنگی لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس 3»

«جلسة دوم» قسمت اول

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

«حضور غیبی حضرت حجت (عج) در عالم»

در روایت داریم که چهاردهم ماه شعبان که شب نیمة شعبان باشد، امام حسن عسگری (ع) حلیمه را صدا زدند و گفتند عمه جان امشب بیایید من صاحب فرزندی می شوم. حلیمه با اینکه خودش یک قابله است و زنی است که بارداری را خوب تشخیص می دهد وقتی آمدند و جناب نرجس خاتون را دیدند گفتند این زن اصلا باردار نیست. چرا  امام از من درخواست کردند که بیایم؟ (در صورتی که قابله ها زنها را اگر در ماه دوم و سوم بارداری هم باشد می توانند تشخیص بدهند. چه برسد به ماه های آخر که کاملا مشخص است.) حلیمه می گوید من با خودم درگیر بودم چون امام که دروغ نمی گویند. چرا به من گفته امشب باید بیایم؟ می گوید نیمه شب که نماز شبم را می خواندم، در این شک و تردیدها بودم که صدای امام از پشت پرده آمد، که عمه جان شک نکن ساعت تولد فرزند نزدیک است. و بعد حضرت مهدی به دنیا آمد. یک نکتة ظریف در این داستان وجود دارد و آن این‌که «غلبة باطن بر ظاهر امام زمان بیشتر است.» غلبة غیب امام زمان (عج) به ظاهر امام زمان (عج) حتی در بدن مادی شان هم بیشتر است. لذا امام در بدن عادی‌شان هم نمایشی که ما به دنبال آن هستیم ندارد. این یک نکته را داشته باشید.

                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، حجت الاسلام موسویان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، حضرت مهدی (عج)، جنگلهای آمل، نفس اماره، نفس لوامه، آخر الزمان، توبه، سورة حج، نفس مطمئنه، روح، حکومت امام زمان (عج)، ظهور حضرت حجت (عج)، قرآن، قیامت، حضرت عیسی (ع)، اسلام، مسیحیت، امام حسن عسگری (ع)، مرگ، نرجس خاتون، تولد حضرت مهدی، ماه شعبان،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات