هزار شهید را دیدم؛ هیچ‌کدام عزت‌الله نبود

شهیدی که پس از سال‌ها گمنامی، شناسایی شد

 

«کامیون داشتم و در شهرهای دور دست بار می‌بردم. یک روز صبح که سوار کامیون شدم، «سیدحسین حسینی»، همسایه‌مان که شهید هم شد، آمد و گفت: «شما جایی می‌روی؟»

گفتم: «بار دارم، باید به تهران ببرم.»

گفت: «حاجی! علی‌اکبر از عملیات برنگشته.»

یک حالی شدم...

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه‌ی شهدا،
برچسب ها: شهید، زندگینامه شهدا، شهادت، شهید و شهادت، شهید گمنام، شهدای گمنام، جنگ تحمیلی، کردستان، حرم حضرت معصومه (س)، عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس، اسرای جنگ تحمیلی، شهدای مفقودالاثر، بیمارستان جندی شاپور اهواز، شهدای شمال کشور، شهدای قم، شهدای تهران، چالوس، کوله پشتی، تابوت شهید، پرچم ایران، قرائت قرآن، امام زمان (عج)، قیام امام خمینی (ره)، شهید غلام حسین رحمانی، فاو، جبهه و جنگ، خانواده شهدا، صاحب الزمان، هفت تپه، عملیات کربلای 10، شلمچه، شنی تانک، سنگر، اباعبدالله الحسین (ع)، گردان صاحب الزمان (عج)، گردان مسلم، بلندی های ماهوت، حزب بعث عراق، قناسه، السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)، گردکوه، بنیاد شهید مهریز، گرگان، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic