تاریخ : پنجشنبه 24 مرداد 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد

 

اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی

 

اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی

ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی

 

اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید

ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی

 

اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی

ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی

 

اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو

در پوشش بودن های تو

ارزشی قائل نباشند

 

اینکه جوری حرف بزنی ، قدم برداری و پوشش داشته باشی که

همکارت ، استادت ، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد ؛ اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود ؛

 

همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید:

 

« خدابا! دختران امت پدرم ، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند

ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند

پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن !

طوری که هیچ چشم و ابرویی

ناز و کرشمه ای

پول و مکنتی

نتواند جایگزین آن شود ! »

 




طبقه بندی: مباحث حجاب،
برچسب ها: دعا، زیبایی، نامحرم، ناز و کرشمه، محبت، همکلاسی، دانشگاه، جامعه، شادی، هوی و هوس، عشوه، زن خوش اندام، حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حکم حجاب در اسلام، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، انگیزه حجاب، چرایی حجاب، احکام حجاب و پوشش در اسلام، رعایت پوشش و حجاب، علت حجاب، وجوب پوشش، ضرورت حجاب، فلسفه پوشش زن در اسلام، فوائد حجاب،

تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آتش اندر زن به گرگان چون سپند   زانکـه آن گـرگـان عـدوّ یوسـفـنـد

 

در مسیر کمال انسان، همواره خطرات پیدا و پنهان مترصد فرصت هستند تا از کمینگاه شیطانی خود بیرون جهیده و سالکان طریق حقیقت را از ادامۀ راه باز دارند. مولانا خطرات مسیر را به گرگ هایی تشبیه کرده که دشمن جان یوسفان هستند و می کوشند تا با پنجه های تیز و دندان های برندۀ خود بر چهرۀ زیبای طالبان حق چنگ و دندان زنند و آنان را به درد و رنج گرفتار سازند. جلال الدین توصیه می کند که برای رهایی از این گرگ صفتان، آنان را چون اسپند در شعله های آتش بیافکنید تا بسوزند و نابود شوند.

 

گرگانِ راه گاهی از درون انسان سر بر می کشند و گاهی از بیرون سد راه می شوند. درندگان درونی خصلت هایی چون کینه، حسد، بخل، غضب و شهوت هستند که پنجه بر جان آدمی  می زنند. و درندگان بیرونی وسوسه گران و شیادانی هستند که انسان را از طی طریق باز می دارند.  ابلیسان با نیرنگ و فریب، خود را همچون پدری مهربان و مشفق جلوه می دهند و انسان را فرزند خویش خطاب می نمایند و با سخنان فریبنده، زشتی ها را زیبا و زیبایی ها را زشت معرفی می کنند و انسان را به بیراهه می برند. وسوسه های شیطانی چه بیرونی و چه درونی همان می کنند که ابلیس با پدر ما حضرت آدم کرد: او را فریب داد و به پرتگاه سقوط کشاند و زمینۀ تبعیدش به دیار خاکی را فراهم ساخت

 

جان بابا گویدت ابلیس هین          تا به دم بفریبـدت دیو لعیـن

این چنیـن تلبیـس با بابات کرد        آدمی را این سیه رخ مات کرد

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: آتش اندر زن به گرگان چون سپند، در مسیر کمال، کمینگاه شیطان، سالکان طریق حقیقت، دشمن جان، دندان های برنده، زیبایی، طالبان حق، چنگ و دندان، درد و رنج، گرگ صفتان، شعله های آتش، گرگانِ راه، کینه، حسد، بخل، غضب و شهوت، جان آدمی، وسوسه گران، شیادان، ابلیس، نیرنگ و فریب، پدری مهربان، سخنان فریبنده، زشتی ها، زیبا و زیبایی، بیراهه، وسوسه های شیطانی، حضرت آدم، پرتگاه سقوط، جان بابا گویدت ابلیس هین، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 | 03:11 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده قبول کن! (طنز)

زن به شیطان گفت : آیا آن مردخیاط را می بینی؟میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش راطلاق دهد ؟

شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است.

پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد.

پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد!

سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن!

 

زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :

چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید

و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد

 

سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم

و آن زن گفت :کمی صبر کن.

نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!

شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟

آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت

همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.


و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!

منبع : ارسالی کاربران : مونا




طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: زن، شیطان، مرد خیاط، همسر، عذرخواهی، ادای نماز، زیبایی، صبر، کید و مکر زنان، طلاق، معشوقه، پارچه های زیبا، هدیه، اعتراف، وسوسه، داستان طنز، داستان آموزنده، داستان پند آموز، داستانک طنز، داستانک آموزنده، داستانک پند آموز،
دنبالک ها: بروزترین ها،

تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند.
جواب داد:


اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1


اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10


اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100


اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم= 1000

 

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

منبع: ستاره لارا23




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: دانشمند ریاضیدان، زن و مرد، اخلاق، زیبایی، پول، اصل و نصب، تنهایی، متن زیبا، متن جالب، ارزش انسان، زمان، عدد، متن خواندنی، متن های زیبا، متن عاشقانه،
دنبالک ها: ستاره لارا 23،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

«سیمای خداوند درنیایش عرفة امام حسین(ع)»

ستایش، مخصوص آن خدایست كه قضای او را، كسی نراند و عطای او را، كسی باز ندارد و همچون سازة او، سازة هیچ سازنده ای نیست و او، بخشنده دست باز است. انواع نو آفریده ها را بیافریند و با حكمت خود، همة مصنوعات را استوار داشت. جلوداران آفرینش بر او پوشیده نمی ماند و امانتها و سپرده هایِ دار هستی نزد او تباه نمی گردد؛ كتاب جامع قرآن را فرود آورد و شریعت اسلام، این نور درخشان هدایت را پدید آورد.

 

و اوست كه همة خلایق را بیافرید و اوست كه بر ناگواریها یاریش جویند؛ هر سازنده ای را پاداش دهد و هر قناعت پیشه ای را سامان بخشد و روزی رساند و به هر زاری كنندة به درگاهش، مهر ورزد و همة منافع خلق را، از نزد خود فرود آورده و این كتاب جامع آسمانی(قرآن مجید) را، با نور درخشان خود، نازل فرموده است.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، قضای الهی، حکمت، آفرینش، قرآن، قناعت، قرآن مجید، مهر، نیایش بندگان، اشک چشم، آسمان، گناه، بردباری، فرشتگان، قهر الهی، بردگی، حضرت ایوب (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت یونس (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت یوسف (ع)، حضرت زکریا (ع)، بنی اسرائیل، عقوبت الهی، بی دینی، مهربانی، شرک، فضل و احسان، عرش الهی، ستایش، زیبایی، آمرزش، نافرمانی خدا، دل و جان، آغاز آفرینش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چرا نماز را باید به عربی بخوانیم؟

«دکتر شاهین فرهنگ»

دلیل اول:

اینكه نماز كلام خدا است، و همانی است كه خدا گفته است. ما حق نداریم كلام خودمان را با كلام محبوب مقایسه بكنیم. بین آنچه كه خدا گفته و آنچه كه ما از كلام خدا ترجمه می كنیم تفاوت بسیاری وجود دارد. ما وقتی  نماز را  به عربی می خوانیم بخاطر این این است كه داریم با كلام معشوق صحبت می كنیم، همانجوری كه او می خواهد. و از طرفی نماز ذكر قرآن است كه بیان ما در برابر آن بسیار كوچك و ناچیز است و از طرفی تكنیك عشق بازی حرف زدن به زبان معشوق است.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث نماز دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: نماز، دکتر شاهین فرهنگ، چرا نماز را به عربی بخوانیم؟ زبان عربی، عربی، زبان فارسی، فارسی، زیبایی، زبان فرانسه، عشق، عشق بازی، تکنیک عشق بازی، معشوق، کلام معشوق، کلام محبوب، قرآن، زبان شناسی، دنیا، کاملترین زبان دنیا، چرا نماز؟، اسم خاص، اسم عام، کلمات نماز، نماز فارسی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آدم باید دلش پاک باشد، مؤمن بودن به حجاب و چادر نیست!!!

جواب از دکتر شاهین فرهنگ و دکتر سید مجتبی حورایی:

بعضی ها می گویند حجاب می خواهی چکار دلت پاک باشد.

من هم حرف شما را قبول دارم، اگر دل شما پاک باشد همه چیز حل است. به خدا قسم اگر دلی پاک باشد دیگر هیچ گره ای نیست.

ولی در این عالم هر چیزی یک ظاهر دارد و یک باطن. یک پوست دارد و یک مغز. یک بیرون دارد و یک درون. مثلا یک موبایل یک بدنه دارد و یک تجهیزات داخلی. قیمت موبایل که مال بدنة آن نیست مال تجهیزات داخل آن است. حالا اگر من بگویم موبایل من پوست احتیاج ندارد و بدنه اش را بردارم مطمئن باشید که خیلی زود خواهد سوخت (با اولین ضربه یا آسیب).

حتی محبت و مهربانی هم یک پوست دارد و یک مغز، مغزِ محبت همان محبت قلبی و درونی است که مثلا من به مادرم عشق می‌ورزم. آیا این کافی است؟ یا نیاز به یک پوست دارد؟ پوستِ محبت چیست؟ همان نشانه ها و ظاهر نمودن محبت که عبارتند از گفتن «دوستت دارم» هدیه خریدن، در آغوش گرفتن، بوسیدن و... بدون این پوست آیا می‌شود به دیگران محبت خودمان را نشان بدهیم؟ پس پوست مهم است.

هرچند خاصیت و خوشمزگی هر چیزی به مغز آن است نه پوست. (ما مغز گردو و فندق و پسته و هندوانه و... را می‌خوریم)

                   برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب دکتر شاهین فرهنگ، پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: دکتر شاهین فرهنگ، سید مجتبی حورایی، استاد حورایی، حجاب و عفاف، حجاب، پوشش و حجاب، نماز، روزه، عبادت، مغز، فلسفه حجاب، تلوزیون، جمجمه، عریان، چادر، پوست، دوستت دارم، موبایل، دانشمند، پاکی دل، قوانین عالم، جلوه گری، گل رز، شهرداری، هوس، زندگی، زیبایی، محبت، مهربانی، آغوش، بوسه،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 06:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دشمن طاووس آمد پرّ او          ای بسی شه را بکشته فرّ او

زیبایی و شکوه پر و بال طاووس موجبات دشمنی با جان او را فراهم کرده است و انسان ها برای دست یافتن به پرهای زیبای او جانش را نشانه رفته اند. طاووس را می کشند تا پرهایش را در اختیار خود گیرند و چه بسیار پادشاهانی که به واسطه کرّ و فرّ و شکوه و شوکتی که داشته اند، حسادت هایی را برانگیخته اند که آنان را به دام هلاکت برده است و در حقیقت قربانی نام و آوازه خود شده اند.

و چه بسا آهوان مشکین ناف که صیادان برای بدست آوردن مشک خوش بوی آنان جانشان را گرفته اند و خون صافشان را ریخته اند و چه بسا روباهانی که شکارچیان برای دست یافتن به پوست ارزشمند آنها در کمینشان نشسته و جانشان را ستانده اند.

و در طول تاریخ چه بسیارند زن های زیبایی که زیبایی شان  بلای جان آنان شده است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، پندهایی از مولانا، مولوی، اشعار مولوی، زن های زیبا، آهوی ختن، مشک، طاووس، پادشاهان، حسادت، زیبایی، انسان، پوست روباه، تاریخ،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391 | 07:19 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عشق هایی کز پی رنگی بود          عشق نبود عاقبت ننگی بود

عشق هایی که از هوا و هوس انسان سرچشمه می گیرد و در پی آب و رنگ و زیبایی های ظاهری به وجود می آید، اولاً زودگذر و ناپایدار است و ثانیاً ننگ و عار را بدنبال دارد. ارزش هر عشقی به اندازه بزرگی و اصالت معشوق آن است. و عشق های سطحی و کاذب اساساً عشق نیستند و نباید نام مقدس عشق را بر آنها نهاد.

مولانا می گوید: کاش عشق های کاذب و برخاسته از هوا و هوس از همان ابتدا ننگ خود را آشکار می کردند تا انسان ها به آن تعلق خاطر نمی یافتند و ناگواری ها گریبان آنان را نمی گرفت. چه بسا عشقهای واهی و ظاهری که در جوامع بشری ظاهر شده اند و کار عاشق و معشوق را به رسوایی و نابودی کشانده اند. و چه بسا قتل ها و فتنه ها که بر اثر عشق های دروغین رخ نموده است.

عشق آن زنده گزین کو باقی است          کز شراب جان فزایت ساقی است

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی، شرح اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، انسان، هوا و هوس، عشق، زیبایی، عشق کاذب، عاشق و معشوق، رسوایی، ساقی، جوامع بشری،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آیا پوشیدن مانتوی تنگ بی حجابی به حساب می‌آید و گناه دارد؟»

جواب از خانم ساسانی کارشناس برنامة ریحانة شبکة رادیویی معارف:

ما باید بین حجاب و لباس تفکیک بکنیم. انسان لباس را برای دلایل مختلفی می پوشد، مثل حفاظت از سرما و گرما و همچنین زیبایی، انسان‌ها معمولا با لباس زیباتر می‌شوند. اما حجاب اساسا برای پوشاندن زیبایی ها وزینت‌ها و کم کردن جلوه فروشی است، لذا هرگونه تلاش برای جذابیت حجاب غلط است. خانمی که از مانتو استفاده می‌کند به عنوان حجاب؛ باید از اصول حاکم بر حجاب تبعیت بکند و نه از اصول حاکم بر لباس. ما در بحث حجاب یک چهارچوبی داریم و آن این است که حجاب نباید جلب توجه کند و نباید تبرج داشته باشد؛ و باید با آن فلسفة خودش هماهنگ باشد. لذا گرچه در انتخاب رنگ و مدل حجاب در دین اجباری وجود ندارد، رنگ و مدل حجاب در دین تنها در حد پیشنهاد آمده، واجب نکرده، ولی در این چهارچوب‌ها باید باشد، رنگی که با جلوه فروشی ارتباط معینی دارد، یا یه قول صاحبان جراید «جیغ می‌زند» یا پیام دارد، نباید به عنوان حجاب استفاده بشود. دربارة مدل لباس هم همین‌طور است. باید بین لباس و حجاب فرق بگذارند. لباس مد قبول می‌کند (البته بحث راجع به مد و مدگرایی یک بحث جدا و مفصل است)، ولی حجاب را از مد تفکیک بکنند، حجاب نباید تنگ باشد به‌گونه‌ای که بدن را نشان بدهد. در یک کلام پوشش و حجاب نباید به گونه‌ای باشد که نگاه نامحرم را به‌خود جلب بکند.




طبقه بندی: پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: حجاب و عفاف، برنامه ریحانه، شبکه معارف، بی حجابی، زیبایی، جلوه فروشی، مدگرایی، حجاب و مد، نگاه نامحرم، پوشش و حجاب، حجاب و پوشش، مانتوی تنگ، تربج، چهارچوب حجاب، زیبایی و حجاب، گناه، مد و لباس، لباس و مد، فلسفه حجاب، فلسفه،

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391 | 02:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«نت های حجاب»

آن‌چه در پی می‌آید، متن سرودی دربارة حجاب و ترجمة آن است كه خوانندة مسلمان، «داوود وارنزبی‌ علی»، آن را در قالب یك ترانة زیبا اجرا كرده است.

داوود وارنزبی علی با نام اصلی «دیوید وارنزبی» در سال1972 در اونتاریو به دنیا آمد. او كه یك موزیسین گروه‌های «فالك راك» بود، در سال 1993 با مطالعه و تعمیق بر روی قرآن، نامش را به داوود تغییر داد و علی را نیز به نام دومش اضافه كرد.

او به سبك فالك و هم‌چنین «ورلد موزیك»، نواهای مذهبی و ترانه‌های اسلامی می‌خواند. او طی این سال‌ها با خوانندگان مسلمان زیادی از جمله «یوسف اسلام، زین هیخا، سامی یوسف و ارشاد خان» هم‌كاری كرده است.

این اقدام او را باید حركتی مؤثر در برابر جریان «حجاب‌هراسی» دانست. این ترانه به شكلی زیبا، احساس عزت دختر مسلمان نسبت به حجاب خود نشان داده و پوچی و سردرگمی مخالفان او را به تصویر می‌كشد.

 

They say, "Oh, poor girl, you're so beautiful you know

آن‌ها می‌گویند: ای دختر بی‌چاره! تو خیلی زیبایی! اینو میدونی؟

It's a shame that you cover up your beauty so

این یك ننگه كه تو خودتو می‌پوشونی. تو خیلی زیبایی!

She just smiles and graciously responds reassuringly

آن دختر فقط به آن‌ها لبخند می‌زند و بزرگوارانه و با ‌آرامش پاسخ می‌دهد:

"This beauty that I have is just a simple part of me

این زیبایی كه من دارم، فقط بخش ساده‌ای از من است.

This body that I have, no stranger has the right to see

هیچ غریبه‌ای حق ندارد بدن من را ببیند.

These long clothes, this shawl I wear, ensure my modesty

این لباس‌های بلند و این روسری، عفت من را حفظ می‌كنند.

Faith is more essential than fashion, wouldn't you agree?

ایمان خیلی ضروری‌تر از مد است، موافق نیستید؟

This hijab, this mark of piety,

این حجاب، این نشانة تقوا،

Is an act of faith, a symbol for all the world to see.

عملی از ایمان است. نشانه‌ای است تا همة جهان آن را ببینند.

A simple cloth, to preserve her dignity.

لباسی ساده است كه شأن او را حفظ می‌كند.

So lift the veil from your heart to see the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

They tell her, "Girl, don't you know this is the West, and you are free?

آن‌ها به او می‌گویند: «ای دختر! نمی‌دونی كه این‌جا غرب است و تو آزادی؟!»

You don't need to be oppressed, ashamed of your femininity.

لازم نیست خودت رو محدود كنی و از زنانگی خودت خجالت بكشی.

She just shakes her head and she speaks so assuredly.

او فقط سرش را تكان می‌دهد و با اطمینان سخن می‌گوید:

See the bill-boards and the magazines that line the check-out isles

بیل بوردها و مجلات را ببینید كه جزایر مجزا را به خط می‌كنند

with their phony painted faces and their air-brushed smiles?

با چهره‌های ساختگی رنگ‌شده و خنده‌های نقاشی شده!

Well their sheer clothes and low cut gowns they are really not for me.

لباس‌های نازك و كوتاه آن‌ها واقعا مناسب من نیست.

You call it freedom, I call it anarchy.

تو آن را آزادی و من آن را هرج و مرج می‌نامم.

This hijab, this mark of piety,

این حجاب، این نشانة تقوا،

Is an act of faith, a symbol for all the world to see.

عملی از ایمان است. نشانه‌ای است تا همة جهان آن را ببینند.

A simple cloth, to preserve her dignity.

لباسی ساده است كه شأن او را حفظ می‌كند.

So lift the veil from your heart to see the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

Lift the veil from your heart and seek the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

                                                       ترجمه: محمدحسین طهماسبی

ماهنامه امتداد (سایت امتداد)

شماره 60، بهمن 1389

صفحات (65-65)

 




طبقه بندی: شعر حجاب، مطالب به زبان انگلیسی،
برچسب ها: شعر درباره حجاب، سرود درباره حجاب، حجاب و عفاف، ماهنامه امتداد، زیبایی، هرج و مرج، نقاشی، قرآن، ترانه های اسلامی، مطالعه در اسلام، خوانندگان مسلمان، سامی یوسف، حجاب هراسی، ایمان، آزادی، لباسهای نازک و کوتاه، bill-boards، heart، A simple cloth، hijab، purity، freedom، anarchy، gown، you're so beautiful، magazine، so beautiful، symbol، fashion، smile، girl، femininity، beauty body،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات