تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آرزو می خواه لیک اندازه خواه          برنتابد کوه را یک برگ کاه

خواستن و طلب داشتن از ضروریات حیات انسان است و آرزو آدمی را به زندگی امیدوار می کند و او را به حرکت و تکاپو وا میدارد. پس نفس داشتن آرزو مذموم نیست، بلکه آنچه به آن توصیه نمی شود طلب آرزوهای دور و دراز و دست نیافتنی است که انسان را به ناامیدی و سرخوردگی می کشاند.

بنابراین انسان باید در تقاضاهای خود اندازه نگه دارد و مطلوبی را بخواهد که ظرفیت و استعداد پذیرا شدنش را داشته باشد و بتواند آن را تحمل کند. همانگونه که یک برگ کاه تحمل سنگینی یک کوه را ندارد، ظرفیت انسان نیز محدود است و لازم است به اندازه درک و فهم خود از حقیقت طلب کند و در امور جاری زندگی نیز در پی خواسته ای گام بردارد که دسترسی به آن مسیر و ممکن باشد.

جلال الدین می گوید:

آفتابی کز وی این عالم فروخت          اندکی گر پیش آید جمله سوخت

خورشید اگر اندازه نگه ندارد و اندکی از آنجا که هست جلوتر بیاید، پدیده های عالم همه شعله ور می شوند و می سوزند.

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مثنوی معنوی مولوی، اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، شرح مثنوی معنوی مولوی، پندهای مولانا، آرزو، خورشید، حیات انسان، زندگی، امید در زندگی، ناامیدی، سرخوردگی، حقیقت طلبی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic