تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سخن آخر

خانواده موفق 15

دکتر شاهین فرهنگ

یك روز یك آقایی خیلی دیر وقت آمد خانه، كوچولوی سه، چهار ساله ای بابایش را كه دید گفت: «سلام بابا.»

گفت: «سلام هنوز نخوابیدی؟»

گفت: « نه بابا منتظر بودم بیایی تا یك سوالی ازت بكنم.»

گفت: «بگو پسرم.»

«بابا هر ساعتی كه توی اداره كار می كنی چقدر بهت می دهند.»

گفت: «هزار تومان.»

«هزار تومان، بابا می شود هزار تومان به من بدهی؟»

پدر خیلی عصبانی شد. گفت:

« پس سوالت واسة این بود كه از من پول بگیری؟ ای بی چشم و رو برو توی اتاقت.»

بچه كوچولوی سه چهار ساله گفت:« چشم پدر»

رفت توی اتاق و بلند بلند شروع كرد به گریه كردن.

دل بابا سوخت. از رفتارش پشیمان شد. رفت توی اتاق، پسرش كز كرده بود یك گوشه ای، بغض گلویش را گرفته و قطره های اشك صورتش را پوشانده.

گفت: «بابا جان ناراحت نشو، این هزار تومان. ولی خوب خرجش كنی ها.»

پسر پول را كه گرفت چشمانش برق زد، دست كرد زیر بالشش یك تعدادی اسكناس مچاله شده (پنجاه تومانی و صد تومانی و دویست تومانی) كشید بیرون.

گفت: «بابا این هم هزار تومان. حالا شد دو هزار تومان. بابا این دو هزار تومان را بگیر و فردا دو ساعت زودتر بیا خانه. بابایی، من دلم برایت تنگ می شود، بابایی دوست دارم با تو شام بخورم. مامان آنقدر منتظرت می نشیند تا با هم شام بخوریم.»

دوست من، اولویت اول در زندگی برای مردها خانواده است.  یك جوری زندگی كنیم كه اگر بچه هایمان كلمه های قشنگ را شنیدند «مهربانی، صداقت،عدالت،» اولین كسی كه به ذهنشان بیاید كه این كلمات را معنی كنند خانواده باشد.

«پایان»




طبقه بندی: خانواده موفق (دکتر شاهین فرهنگ)، داستانک،
برچسب ها: دوره خانواده موفق استاد شاهین فرهنگ، دوره خانواده موفق دکتر شاهین فرهنگ، مهربانی، اولویت اول در زندگی، دوست داشتن، سلام، منتظر،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،