تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

خود چه جنس شاه باشد مرغکی؟

مشـنـوش گـر عـقـل داری انـدکـی

 

مولانا در این بیت به ما متذکر می شود: یک مرغ کوچک و بی مقدار چه سنخیتی با پادشاه دارد که بخواهد ادعای بزرگی و همنشینی با سلطان را بکند؟ چه کسی باور می کند فرومایگانی که لافِ نزدیکی و معاشرت با پادشاه را می زنند و خود را ساعدنشین سلطان معرفی می کنند، از جلال و عزت و عظمت او بهره ای برده باشند؟ آیا آن مرغکِ شکاری، هم جنس و هم وزن پادشاه است که خود را اینچنین می نمایاند؟ آنان که مدعی اند همچون باز به ساعد حضرت حق متصلند، در حقیقت حیله گران و یاوه گویانی هستند که می خواهند با خدعه و نیرنگ، ساده اندیشان را به دام اندازند و اهل سلامت را از راه به در کنند.
 

لاف از شه می زند وز دست شه

تـا بـرد او مـا سـلـیـمــان را ز ره


آنان که اینگونه ادعاها را باور می کنند و حق را از باطل تمیز نمی دهند، ابلهانی بیش نیستند.
 

هر که ایـن بـاور کـنـد از ابلـهـی اسـت

مرغک لاغر چه در خورد شهی است؟

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: حق و باطل، ابلهی، سلیمان، ساده اندیشان، حضرت حق، معاشرت، پادشاه، سلطان، عقل، حقیقت، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات