تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 05:33 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چرا باید از فلسطین حمایت کرد؟؟!!

پیش دانشگاهی بودم نمیدونم چی شد حرف از صندوق صدقات و بعدم فلسطین شد!

معلممون برگشت گفت: اتفاقا همین چندوقت پیش یه میلی برام اومده بود یه سری عکسای آنچنانی خانوما لب ساحل و عشق و صفا! کی میگه فلسطین بدبخته؟!! اصلا میدونستید فلسطین به بهشت اروپا معروفه؟! این تصاویرو نشون میدن دل من و شمارو بسوزونن خودشون اون پشت خوش میگذرونن....

 

خلاصه مارو میگی عصبانی شده بودیم میگفتم وای این چرندیات چیه این داره سرکلاس میگه! بچه ها هم که اکثرا خودشیرین هرکی یه دری وری اضافه می کرد! نمی دونستم چه جوری باید با معلم کلاس در این باره بحث کنم از یه طرف آمپرم رفته بود بالا بدجور! آخرسر دیگه طاقت نیاوردم و با یه "وااااااااااااااا" ی خوشگل نارضایتیمو نشون دادم! بعدش ادامه دادم: ببخشین مگه این چیزا دلیل میشه؟!!! مگه همین زمان هشت سال جنگ خودمون همه بدبخت بیچاره و خاکی ماکی بودن؟؟!! یعنی هیچ جشنی عروسی ای چیزی نبود؟ عکسی گرفته نشد؟ اصلا مگه یه عده بزدل جیره خور اجانب نبودن که اصلا ماموریت خاصی هم داشتن؟!!! فلسطین یه جاهاییش دست یهودیاست! اصلا از کجا معلوم که این عکسا دقیقا با این هدف گرفته و ارسال نشده باشه؟!! بعد تازه بهشت بودن فلسطین لزوما دلیل رفاه داشتن فلسطینیا نیست اتفاقا دلیل اینه که صهیونیست بهش طمع کنه و.....

 

خلاصه معلممونو میگید اینطوری  منم گفتم دیگه آمپره زده بود بالا خیلی بد توپیدم! بعد دیدم گرخید خب بالاخره دفتری گفتن مدیری گفتن حرف خلاف زدن و بچه هارو شوروندن!!!! اونم تو اون برهه حساس!!! واسه همون خیلی ظریف حرفو عوض کرد و تمومش کرد! اما ما که دست بردار نبودیم! 

 

جلسه بعدش یه بروشور داشتم سخنرانی معروف شهید مطهری درباره اشغال فلسطین! یه سخنرانی مفصل! بردم دادم بهش بخونه!

 

آخر جلسه بعدش صدام زد گفت: ببین عزیزم (دستشم گذاشت رو شونم که یعنی ما با هم رفیقیم به سرت نزنه بری دفتر و ایناها!! ) من نگفتم که به فلسطین کمک نکنیم! من گفتم اول کشور خودمون اول مسلمونای ایران بعدش مسلمونای کشورای دیگه!! خب وگرنه کیه که از کشته شدن بچه های بی گناه ناراحت نشه؟؟! منتها هرچیزی اولویت بندی داره!! الان هنوز بم بازسازی کامل نشده....

 

راستش من مطمئن بودم که کمک به فلسطین درسته و منافاتی با کمک به مستضعفین خودمون نداره اما اون روز هیچی نتونستم بگم! نمی دونستم چه جوری اثبات کنم یکمم ترسیدم لحنم تند بشه و...

 

خیلی پشیمونم که عین یه مرد وای نستادم بهش بگم:

 

یعنی نمیشه هم مردم کشور خودمون رو کمک رسانی کنیم هم از اونارو حمایت مالی و معنوی کنیم؟؟؟ شاید بر می گشت می گفت خب اول مستضعفین کشور خودمون تموم بشن بعد به بقیه کمک کنیم!!!! منم میگفتم اولا که اینجوری اگه باشه تا ظهور خود آقا هم مستضعفین تموم نمیشن اصلا به اونا نمیرسه که!! بعدشم تو همون سخنرانی شهید مطهری میگه اصلا مشکل مسلمونا همین مرزبندی هاست!! اصلا مگه آرمان مسلمین امت واحده نیست؟؟؟ پس مسلمون ایرانی و فلسطینی چه فرقی باهم داره! مثلا برای شما فرقی داره که به محرومین شیراز کمک کنیم یا محرومین یزد؟؟ کسی بر میگرده بگه باید به فلان شهر بیشتر توجه بشه؟؟؟ اسلام هم همینو می خواد از مسلمونا!!!!

 

یه چیز دیگه اینه که شما تصور کنید برادرتون تو خونه مریضه بعد خونه همسایتون یه نفر داره همسایتونو می کشه! شما چیکار می کنید؟؟ میگید نه من برادرم مریضه باید پیشش باشم؟؟؟؟؟؟ واقعا اینو میگید؟ یا میرید برای نجات همسایتون اقدام می کنید؟؟!

 

اصلا تمام این فرض هایی که مرزبندی نباید بشه و همه با هم برادریم و اینا رو ولش کنید! شما حتی اگه آدم خودخواهی هم باشید عقل میگه که باید از فلسطین حمایت کنید! چرا؟؟؟ مثلا فرض کنید خونه شما دیوار نداره توی خونتونم یخچال ندارین مثلا!! براتون خریدن کدوم ارجح تره؟؟! یخچال؟؟!! که پسفردا به خاطر دیوار نداشتن خونتون همونم از دست بدین؟؟؟؟

 

خب قضیه فلسطینم همینه! اسرائیل برنامه داره! اصلا عقل سلیم هم میتونه حدس بزنه که این صهیونیست بی وجود به همین خاک راضی نیست! از نیل تا فرات برنامشه! تو دل مسلمونا! تا به همه خصوصا جمهوری اسلامی که به بقیه داره خط میده تسلط داشته باشه! چه اتفاقی می افته اگه اسرائیل غاصب بیاد تا عراق؟؟!!!! هر آن در معرض حمله هستیم! البته هرچند مطمئنا اسرائیل پشیزی نیست که بخواد حریف جمهوری اسلامی بشه!!! اما بالاخره جنگ نظامی ضررای خودشو داره و.....

 

اصلا این سوریه خودمون! فکر می کنید کی داره این بلا رو سر مردمش میاره؟ افراطی های سلفی؟ اونا فقط ابزار دست صهیونیستها و آمریکاییان تا بشار اسد سقوط کنه! اونوقت چی میشه؟ بزرگترین متحد منطقه ای ایران از دست میره و اسرائیل میشه همسایه عراق، عراق هم که دست آمریکاست اونوقت اسرائیل شده همسایه خودمون! به همین راحتی! ما که دوست نداریم بلایی که سر سوریه آوردند سر ما بیارند؟ البته خوابشو ببینن! چون ما روز جمعه با حضورمون در راهپیمایی روز قدس نشون میدیم که تا آخر توی صحنه هستیم! و بصیرتمون رو به دنیا نشون میدیم!

اینا حرفایی بود که تو گلوم گیر کرده بود و واقعا از خودم متنفرم که اون روز این حرفارو نگفتم!!!

 

اگه اون بچه ها اون طرز فکر معلممونو پیدا کرده باشن و یا اینکه اون معلممون همچنان به این حرفاش سرکلاساش ادامه بده

من مقصرم........................................................

این پست خیلی طولانی شد ببخشید!




طبقه بندی: فلسطین، انتفاضه، قدس، اسرائیل و صهیونیسم،
برچسب ها: معلم، اسرائیل، عراق، سوریه، آمریکا، راهپیمایی روز قدس، بصیرت، بشار اسد، جنگ نظامی علیه ایران، افراطی های سلفی، فلسطین، صهیونیست، از نیل تا فرات، مسلمانان، جمهوری اسلامی ایران، عقل سلیم، شیراز، شهید مطهری، اسلام، بهشت، صندوق صدقات، عشق و صفا، فلسطین بهشت اروپا،
دنبالک ها: برو به جهنم اسرائیل،

تاریخ : یکشنبه 2 تیر 1392 | 01:08 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ایران در طول جنگ با عراق، مهمات و نیازهای تسلیحاتی خود را از کدام کشورها تأمین می کرد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 32)

ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامى (١٣٥٧)، متكى به سلاح و تجهیزات نظامى كشورهاى غربى به ویژه امریكا و انگلیس بود، به این دلیل ایران براى تهیه تجهیزات نظامى و لوازم یدكى آن در طول جنگ به خرید از كشورهاى غربى نیاز داشت.

اما از آنجایى كه ایران از طرف امریكا تحریم اقتصادى و نظامى شده بود، نمى‏توانست مستقیما از امریكا سلاح بخرد. امریكا حتى سلاح‏هایى را كه قرار داد آن مربوط به قبل از انقلاب بود و پول آن نیز پرداخت شده بود به ایران نمى‏داد، لذا ایران مجبور بود سلاح‏هاى مورد نیاز خود را از بازار سیاه توسط دلالان اسلحه خریدارى كند یا كشورهایى مثل پاكستان كه این تجهیزات را در اختیار داشتند با چندین برابر قیمت در اختیار ایران قرار مى‏دادند. امریكا براى جلوگیرى از فروش اسلحه به ایران با كشورهاى دیگر نیز مذاكره مى‏كرد و آنها را تحت قرار مى‏داد. كه به ایران سلاح نفروشند. ریچارد مورفى معاون وزارت خارجه امریكا گفت:

قدرت نظامى ایران به دنبال حركتى كه تحت رهبرى امریكا براى جلوگیرى از فروش اسلحه به تهران صورت گرفت، شدیدا به تحلیل رفت. امریكا تا كنون براى جلوگیرى از ارسال اسلحه به ایران با ٢٠ كشور تماس رسمى گرفته است. در سال ١٩٨٧، ایران از شش كشور غربى فقط توانست سلاح‏هایى به ارزش ٢٠٠ میلیون دلار بخرد در حالى كه در سال ١٩٨٤ ارزش سلاح‏هایى كه ١٥ كشور غربى به ایران تحویل داده‏اند، یك میلیارد دلار بود.

در میان كشورهاى مختلف دنیا، چین و كره شمالى از مهم‏ترین منابع تأمین سلاح براى ایران در طول جنگ بودند. كشورهاى اتحاد جماهیر شوروى سابق، سوریه، لیبى و پاكستان نیز در طول جنگ بنا به مورد و البته نه به صورت قابل توجه به ایران سلاح فروختند. البته لازم به ذكر است كه هم به دلیل كمبود بودجه و ارز و هم به دلیل فشارهاى غرب، ایران بخش اعظم مهمات و سلاح‏هاى مورد نیاز خود را از طریق صنایع دفاعى خود تهیه و تأمین مى‏كرد.

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، اتحاد جماهیر شوروی سابق، سوریه، لیبی، پاکستان، قدرت نظامی ایران، توان نظامی ایران، آمریکا، فروش اسلحه به تهران، فروش اسلحه به ایران، ریچارد مورفی، انگلیس، ارتش ایران، سلاح های آمریکا، بازار سلاح، دلار و ارز، صنایع دفاعی، کشورهای غربی، بروز رسانی آنتی ویروس نود 32، nod 32،

چرا ایران پس از آزادی خرمشهر و ایجاد شرایط مناسب برای صلح، باز هم به جنگ ادامه داد و وارد خاک عراق شد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 28)

یك اشكالى در این سؤال هست و آن اینكه اگر صلح را مجموعه‏اى از آتش بس، نحوه و شرایط آن، عقب نشینى و نحوه و شرایط آن، تعیین متجاوز، تأمین خسارت‏هاى وارده و... بدانیم، باید گفت كه در آن زمان هیچ گونه پیشنهاد صلحى ارائه نشد و شوراى امنیت و دیگران تنها آتش بس را توصیه مى‏كردند.

در آن زمان طرحى كه متضمن صلح واقعى باشد و مثلا شناسایى متجاوز و پرداخت غرامت را نیز شامل شود وجود نداشت و پیشنهادهاى ارائه شده تنها در حد آتش بس و مذاكره طرفین بود كه این امر با توجه به پشتیبانى بین‏المللى از عراق هیچ گاه نمى‏توانست شرایط ایران را براى یك صلح شرافتمندانه تحقق بخشد.

به این ترتیب ایران دلایل منطقى و عقلانى براى ادامه جنگ داشت.

این دلایل عبارت بودند از:

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، بغداد، اجلاس سران جنبش غیر متعهد، عملیات رمضان، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، اسرائیل، ارتفاعات جولان، صدام حسین، ارتش عراق، خرمشهر، شلمچه، طلائیه، فکه، قصر شیرین، سومار، نفت شهر، مهران، شورای امنیت سازمان ملل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

آیا ارتش عراق در جنگ علیه ایران تنها به نیرو و تجهیزات نظامی خود متکی بود یا از کشورهای دیگر هم کمک می گرفت؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 19)

در این باره ملاك و دلایل بسیار روشن و قاطعى وجود دارد كه از همكارى و مساعدت تعدادى از كشورهاى حاشیه خلیج فارس، بعضى از كشورهاى خاورمیانه، حتى تعدادى از كشورهاى عرب قاره افریقا و كمك‏هاى بى‏دریغ نظامى، تبلیغاتى، تسلیحاتى، اطلاعاتى، فنى، آموزشى، تداركاتى و... شوروى سابق، فرانسه، امریكا و... به كشور عراق حكایت دارد. براى نمونه اظهارات برخى مقامات و بیانیه‏هاى رسمى این كشورها و یا تحلیل رادیوها و خبر گزارى‏هاى وابسته به آنها، آن هم فقط در یك ماه اول جنگ آورده مى‏شود تا این موضوع روشن و مستند گردد.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، یمن، کره شمالی، چین، کشورهای عربی، سودان، خط مقدم جبهه، کمکهای نظامی به عراق در جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران، استخبارات عراق، جنگ عراق و آمریکا، سازمان ملل متحد، سوریه، لیبی، صدام حسین، رادیو آمریکا، فرانسه، شوروی، موشکهای شیمیایی، اردن، جنگهای چریکی، سلاح های زمینی و هوایی، رادیو اسرائیل، کشورهای جهان سوم، کمکهای شوروی به عراق در جنگ تحمیلی، ملک حسین، ارتش عراق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1391 | 08:47 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«زندگینامه‌ی شهید محمد علی رجایی»

محمد علی رجایی در سال 1312 در قزوین به دنیا آمد. پدرش پیشه ور بود و در بازار قزوین به کسب خرازی اشتغال داشت. پدرش را در 4 سالگی از دست داد و برادرش که 10 سال بزرگتر از او بود بیرون از خانه کار می کرد. مادرش نیز از صبح تا شب پنبه پاک می کرد و فندق و گردو و بادام می شکست به طوری که بیش تر اوقات دست هایش به خاطر فشار زیاد ترک بر می داشت.

                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه‌ی شهدا،
برچسب ها: زندگینامه شهید محمد علی رجایی، شهید رجایی، تهران، فدائیان اسلام، زبان انگلیسی، معلم، دانشسرای تربیت معلم، وزارت آموزش و پرورش، ملایر، خوانسار، مسجد هدایت، آیت الله طالقانی، نهضت آزادی ایران، روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین خلق ایران، هیئتهای موتلفه اسلامی، هیئت موتلفه اسلامی، انقلاب اسلامی، مارکسیست، مباحث فلسسفی، فلسفه، تقوی، توبه، قرآن، دعا، صبر، کمیته استقبال از امام، رژیم پهلوی، مجلس شورای اسلامی، بنی صدر، انتخابات ریاست جمهوری ایران، حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز، امام خمینی، محمد جواد باهنر، کابینه دکتر باهنر، دولت شهید رجایی، ساده زیستی، قانون گرایی، فرانسه، ترکیه، سوریه، دولت رزم آرا، نیرویی هوایی ارتش، دکتر مصدق، کودتای 28 مرداد سال 1332، ماه مبارک رمضان، مهندس بازرگان، ساواک، دکتر امانی، بنیاد رفاه و تعاونی اسلامی، ستاد نماز جمعه تهران، پاریس، امام حسن، روزه، نماز جماعت، انجمن اسلامی معلمان، مدرسه رفاه، قزوین،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic