تاریخ : جمعه 1 آذر 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سالهایی که به دنبال شقایق بودم

روز و شب در هدف کشف حقایق بودم

گه به این کوی و به آن کوی گذر میکردم

گه به اندیشه ی اغیار خطر میکردم

گه به خود نعره زدم راه خدا این باشد؟

راه حق غیر گذر از ره این دین باشد؟

دست تقدیر مرا وارد دورانی کرد

همرهت وارد آن باغ و گلستانی کرد

که ز محدوده ی فکرم به فراتر باشد

گلشن راه تو بر من به سراسر باشد

رهنمایم بشدی مرشد جانم بشدی

مصلح من بشدی جام شرابم بشدی

راه من شد ره دین سوی خدا از ره تو

نور حق گشته منور به دلم از بر تو

شده فرقان سخنت از بر من در دنیا

سخنت هادی من در گذر از  این دنیا

متصل کردی مرا با ره این دین خدا

که نباشد ره حق از ره این دین، جدا

گر چه نام تو بود اصغر طاهرزاده

اکبری در همه آنچه حبیبم داده

یا رب آن مرشد راهت که شدم خاک رهش

حافظ و یاور او باش همه روز و شبش

شعر از: ابوتراب پورحقانی




طبقه بندی: پرسش و پاسخ از استاد اصغر طاهرزاده، شعر و ادبیات،
برچسب ها: شعری تقدیم به استاد اصغر ‌طاهرزاده، شقایق کشف‌حقایق، روزوشب ره‌دین، دست‌تقدیر باغ‌وگلستان، فکر گلشن‌راه هادی، شراب، حبیب حافظ،

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بین ماه شعبان آمده، جان آمده، جان آمده

از عرش حق تا فرش دون، پیغام جانان آمده

 

ای جانِ جان بیدار شو، بیگانه با اغیار شو

در میکده هوشیار شو، ساقی مستان آمده

 

جامی بزن روشن شوی، تا خصم اهریمن شوی

فارغ ز خویش و من شوی، سلطان خوبان آمده

 

ای گمشده در کیش خود، مجروح زخم و نیش خود

مرهم بنه بر ریش خود، دارو و درمان آمده

 

برخیز از خاک و سمک، ای برفزوده از ملک

بر چَه، برون شو از فلک، از شاه فرمان آمده

 

درها گشوده آسمان، شد موسم پرواز جان

بگذر ز خواب و آب و نان،‌رضوان و ریحان آمده

 

خرقه بسوزان ای شها، نوری بیفشان ای مها

مبدا ببین در انتها، پایان هجران آمده

 

در آتش آ همچون خلیل، بین رونق باغ جمیل

بشنو تو آهنگ رحیل، آتش گلستان آمده

 

خود را بدان که کیستی، کمتر ز موری نیستی

برخیز و ترک خویش کن، حکم سلیمان آمده

 

عهدی که بستی در الست، جامی که نوشیدی ز هست

تعزیز نارد حال مست، قاضی به دربان آمده

 

ای شاهدا بر حفظ جان، خود را به نوح حق رسان

جان را در آن کشتی نشان، سیل است و طوفان آمده

 

ساقی برون شد از حجاب، در کف گرفته جام ناب

ارزان فروشد آن شراب، خود مست شعبان آمده

 

شعر: محمود قنبری (شاهد)

منبع: جمال حق




طبقه بندی: شعر و ادبیات، شعر مناسبتی و مذهبی و آیینی،
برچسب ها: شعر درباره ماه شعبان، شعر با موضوع ماه شعبان، مست، شراب، حجاب، طوفانع کشتی، نوح، قاضی، عهد الست، سلیمان، گلستان، باغ، آهنگ رحیل، آتش، هجران، موسم پرواز، پرواز جان، رضوان، ریحان، اب و نان، آسمان، سلطان، میکده، ساقی، فلکع شاه، دارو، درمان، اهریمن، محمود قنبری،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 10 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون نمایی مستی ای خورده تو دوغ          پیش من لافی زنی آنگه دروغ؟

برخی از افراد بی آنکه درون خود را پرورده باشند و راهی به سرزمین نورانیِ جان پیدا کرده باشند و مزۀ عشق و عاشقی را چشیده باشند و شراب طهور الهی را نوشیده باشند، خود را عاشق و سرمست جلوه می دهند و در میان مردم چنین وانمود می کنند که "می" خورده اند و مست و شیدایند. در صورتیکه اینان دوغ خورده اند و گمان کرده اند و یا چنین وانمود می کنند که شراب نوشیده اند و با دروغ و گزافه گویی لاف مستی می زنند و خود را در عداد اولیاء و بزرگان قرار می دهند.

یکی از پدیده های ناروایی که اغلب در جامعه دیده می شود همین است که مدعیان دروغین و دوغ خوردگان "می" ناشناس، جامه و ردای خراباتیان به تن می کنند و در میان مردم به مستی و عربده کشی ظاهر می شوند و دکان فریب می گشایند و شراب تنبلی می فروشند و لاف گزاف می زنند و مدتی مردمان را به دکان خود سرگرم می سازند و عمرشان بر باد می دهند. اینان دوغ خوردگان مست نمایی هستند که نام و نان خود را در دروغ گویی و لاف زنی جستجو می کنند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، مستی، عاشق، عاشق سرمست، عشق و عاشقی، مزه عشق و عاشقی، می، مدعیان دروغین، شراب، لاف و گزاف، لاف مستی، خراباتیان، شراب طهور الهی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 07:45 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

انقلاب اسلامی رجوعی جدید در قرن بیستم

امروز آرام آرام بشر دارد از غرب عبور می کند و به دنبال یک حقیقت هستند. اگر من و شما این حقیقت را روی دست بلند نکنیم معلوم نیست فضای ظهور دوباره تا چه زمانی به عقب بیافتد چون «فرج حاصل نمی شود مگر اینکه یأس مردم را فرا بگیرد» یعنی مردم باید از نحوة زندگی شان و از نحوة رجوعشان مأیوس بشوند. خود انتظار هم یعنی نارضایتی از وضع موجود و تلاش برای رسیدن به وضع بهتر. وقتی ما می توانیم تمدن زایی بکنیم که یک نمونة آرمانی به جهان ارائه بدهیم. حرف حضرت امام خمینی (ره) این بود که در مقابل این روایت که داریم فرج حاصل نمی شود الا اینکه یاسی بر مردم حاکم بشود. یا ما باید همینطور دست به سینه بنشینیم و هیچ کاری نکنیم تا مردم مایوس بشوند. یا اینکه ما بیاییم یک مدلی هر چند ناقص از حکومت دینی ارائه می دهیم تا بعد انسان طلب حکومت کامل تر را بکند. همین مدل ناقص انقلاب اسلامی را که مردم ببینند از زندگی خودشان مأیوس می شوند و به این نوع زندگی امیدوار می شوند. مثل این است که شما در یک اداره ای روزی 18 ساعت کار می کنید و یک حقوقی هم به شما می دهند، بعد یک نفر می آید می گوید من یک کاری سراغ دارم با 4 ساعت کار اما همان حقوق 18 ساعت کار را به شما می دهند. معلوم است که دیگر شما نسبت به کار قبلی خودتان ناامید می شوید. حالا در قرن بیستم حضرت امام (ره) یک مسیر تازه ای را در جلوی راه بشر قرار داده و گفته که مسیرهای قبلی که بشر رفته جوابگوی انسان نیست. این جایگاه تاریخی انقلاب ماست و اگر این جایگاه را نشناسیم نمی توانیم در مسیر آیندة بشریت تاثیر گذار باشیم.

            برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: فرانسیس بیکن، خاکهای نرم کوشک، ماهواره، حزب الله، اسرائیل، جنگ 33 روزه، حضرت زهرا (س)، انقلاب اسلامی، تمدن غرب، فرانسیس فوکویاما، اشپیگل، لیبرال دموکراسی، دانشجو، اصفهان، بورس ایران، شیکاگو، طلاق، اقتصاد غرب، کمونیست، امام خمینی (ره)، فرانسه، ظهور، آیت الله بهجت، علامه طباطبایی، فلسفه، آخوند، روحانی، آیت الله جوادی آملی، آمریکا، جنگ، جنگ بدر، لبنان، حضرت علی (ع)، امام زمان (عج)، معرفت النفس، ملاصدرا، استاد طاهرزاده، اسفار، ده نکته در معرفت النفس، خویشتن پنهان، جومونگ، جواهری در قصر، تخت فولاد اصفهان، دوست دختر، روحانیت، عارف، نماز، قرآن، شرک، گناه، مسجد، دعای ندبه، زیارت عاشورا، سورة بقره، حضرت یوسف (ع)، شیطان، ازدواج، حضرت یونس، شراب، درس اخلاق، چشم پزشکی، طلبه، هایدگر، مرکابا، یوگا، پست مدرنیسم، مدیتیشن، معنویت، زاینده رود، عصر ظهور، امام باقر (ع)، آخرالزمان، سورة جمعه، اهل البیت (ع)، حضرت محمد (ص)، حضرت نوح (ع)، اعتکاف، شیعه، توبه، مقام معظم رهبری، اقتصاد، شهدا، امام صادق (ع)، سلمان فارسی، قوم لوط، خمینی شهر، مجموعة فرهنگی سفیران بصیر علوی، حجت الاسلام موسویان، شهید برونسی، رئیس جمهور، احمدی نژاد، دانشگاه امام صادق تهران،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی سفیران بصیر علوی خمینی شهر،

تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 07:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس »

جلسة اول (قسمت اول)

موضوع این جلسه:

« ضرورت بحث معرف النفس »

سرآغاز سخن

گفت بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست        آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

  مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب                 در دلم هست که بین من و تو فاصله هاست

بحثی که انشاء الله ما در خدمت عزیزان هستیم معرفت النفس است. معرفت النفس چیست؟ شناخت خود انسان! ما کلمه ای که به جای معرفت النفس می توانیم استفاده بکنیم «من کیستم» است. شاید یکی از سوالهای اساسی که برای بشریت، بدون هیچ دین و آیین و مقدمه ای شروع می شود این است که من کی هستم؟ و شروع می کند به شناختن خود در این عالم هستی. جالب اینجاست که ما چه در فضای دبستان و چه دبیرستان و دانشگاه و چه فضای اساتید دانشگاه، وقتی این بحث را برایشان شروع می کنیم که شما واقعا کی هستید، یکدفعه همه به فکر می افتند. چون یک بحثی است که ربطی به سواد انسان ندارد. بلکه مربوط به «خود» انسان است و چه با سواد و چه بی سواد، وقتی انسان تذکری دربارة وجود خودش به او بدهند شروع مبارکی خواهد بود.

                برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: فرانسیس بیکن، خاکهای نرم کوشک، ماهواره، حزب الله، اسرائیل، جنگ 33 روزه، حضرت زهرا (س)، انقلاب اسلامی، تمدن غرب، فرانسیس فوکویاما، اشپیگل، لیبرال دموکراسی، دانشجو، اصفهان، بورس ایران، شیکاگو، طلاق، اقتصاد غرب، کمونیست، امام خمینی (ره)، فرانسه، ظهور، آیت الله بهجت، علامه طباطبایی، فلسفه، آخوند، روحانی، آیت الله جوادی آملی، آمریکا، جنگ، جنگ بدر، لبنان، حضرت علی (ع)، امام زمان (عج)، معرفت النفس، ملاصدرا، استاد طاهرزاده، اسفار، ده نکته در معرفت النفس، خویشتن پنهان، جومونگ، جواهری در قصر، تخت فولاد اصفهان، دوست دختر، روحانیت، عارف، نماز، قرآن، شرک، گناه، مسجد، دعای ندبه، زیارت عاشورا، سورة بقره، حضرت یوسف (ع)، شیطان، ازدواج، حضرت یونس، شراب، درس اخلاق، چشم پزشکی، طلبه، هایدگر، مرکابا، یوگا، پست مدرنیسم، مدیتیشن، معنویت، زاینده رود، عصر ظهور، امام باقر (ع)، آخرالزمان، سورة جمعه، اهل البیت (ع)، حضرت محمد (ص)، حضرت نوح (ع)، اعتکاف، شیعه، توبه، مقام معظم رهبری، اقتصاد، شهدا، امام صادق (ع)، سلمان فارسی، قوم لوط، خمینی شهر، مجموعة فرهنگی سفیران بصیر علوی، حجت الاسلام موسویان، شهید برونسی، رئیس جمهور، احمدی نژاد، دانشگاه امام صادق تهران،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی سفیران بصیر علوی خمینی شهر،

تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 03:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آنچه رفت و آنچه آمد!

 

فرهنگ انتظار رفت، فرهنگ غرب آمد!

فرهنگ شهادت رفت، فرهنگ شیطان پرستی آمد!

فرهنگ قناعت رفت، فرهنگ تجمل و فخر فروشی آمد!

فرهنگ عشق و دوست داشتن برای خدا رفت، فرهنگ سکس برای ارضای شهوت آمد!

کمال دختر رفت، آرایش صورتش آمد!

چادر رفت، نمایش اندام آمد!

رابطه با خدا رفت، رابطه با جنس مخالف آمد!

 

         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،
برچسب ها: نماز شب، صلة رحم، اعتیاد، غیرت، شراب، حریم خصوصی، رابطه با خدا، شهادت، شیطان پرستی، ماهواره، فرهنگ انتظار، فرهنگ غرب، رابطه با جنس مخالف، همسر، بی حجابی، اینترنت، دنیا، آخرت، تلفن، تلوزیون، چادر، سکس، نمایش اندام، بهره و سود، تلاوت قرآن،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic