تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 03:07 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یک قمقمه درد و عطش از من بجا مانده است

آهسته می آید صدا؛ انگشترم آنجاست

 

این هم کمی از چفیه ام... بال و پرم آنجاست

 

آنجا که ترکش ریخته زیر درخت نخل

 

چشم دلت را باز کن خاکسترم آنجاست

 

                    برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر دفاع مقدس، شعر در مضمون دفاع مقدس، شعر و دفاع مقدس، چفیه، عطش، مین، سنگر، جایگاه شعر دفاع مقدس، ادبیات دفاع مقدس، دفاع مقدس و شعر، امتداد،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات