تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«پرنده‏ترین»

گفتى بیا كه سینه به مردى سپر كنیم

با نام دوست ، از دل توفان گذر كنیم

در جبهه‏اى به وسعت هفت آسمان عشق

تفسیر دیگرى به زبان خطر كنیم

با انتخاب سرخ در این راه عاشقى

مردان آسمان وفا را خبر كنیم

دستى ز آستین شجاعت برآوریم

با چشم معرفت به شهیدان نظر كنیم

همراه با پرنده‏ترین سینه سرخ‏ها

تا كوى وصل تكیه به بال هنر كنیم

از دوردست حادثه تا آسمان عشق

پروازى از مدار زمین بیشتر كنیم

رفتى تو و توان پریدن مرا نبود

باید در این مسابقه فكرى دگر كنیم

وقت عروج بال امیدم شكسته شد

ماندیم تا رعایت این بال و پر كنیم

شرمنده‏ام كه از تو جدا ، زنده‏ام هنوز

تقدیر ما نبود كه با هم سفر كنیم

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، تقدیر، سفر، کوی وصل، آسمان عشق، عشق، شهیدان، عاشقی، راه عاشقی، جببه، دوست، عروج، شجاعت، انتخاب سرخ، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در غبار كوچه ذهن

من در اینجا و دلم در سنگرم جا مانده است‏

روح جان پرورده‏ام از پیكرم جا مانده است‏

نیست شوق پر كشیدن در وجودم یا كه نه‏

قدرت پرواز از بال و پرم جا مانده است‏

خالى دستم دلیل ترس از بیگانه نیست‏

در گلوى شب پرستان، خنجرم جا مانده است‏

روى خاكستر، میان كوچه‏هاى سوخته‏

رد پاى شعرهاى دفترم جا مانده است‏

با همین یك پاى زخمى جاده را طى مى‏كنم‏

مى‏روم آنجا كه پاى دیگرم جا مانده است‏

ناگهان چون این غزل از كوچه ذهنم گذشت‏

در غبار كوچه بیت آخرم جا مانده است

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا،

«قیام امام حسین (ع) یك مصداق بزرگ امر به معروف است»

امام حسین (ع) قیام كرد تا آن واجب بزرگى را كه عبارت از تجدید بناى نظام و جامعه اسلامى، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامى است، انجام دهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهى از منكر است؛ بلكه خودش یك مصداق بزرگِ امر به معروف و نهى از منكر است. البته این كار، گاهى به نتیجه حكومت مى ‏رسد؛ امام حسین براى این آماده بود. گاهى هم به نتیجه شهادت می‏ رسد؛ براى این هم آماده بود.

«مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»

 

تاریخ: 19/3/1374

«منبع: ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر»




طبقه بندی: سخن ولایت، واجب فراموش شده (امر به معروف و نهی از منکر)،
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، حضرت آیت الله خامنه ای، امام حسین (ع)، نظام اسلامی، جامعه اسلامی، قیام امام حسین، شهادت، حکومت، انحرافات بزرگ، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 01:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«خون شقایق»

نفس صبح معطر نه تو دارى و نه من

به گل و آینه باور نه تو دارى و نه من

در فضا هلهله شد چلچله‏ها كوچیدند

بال در بال كبوتر نه تو دارى و نه من

پشت این پنجره‏ها ، حنجره‏ها زخمى شد

سینه‏اى زمزمه‏پرور نه تو دارى و نه من

« قدس » ، زیر قدم فاجعه لرزید و هنوز

شور این حادثه بر سر نه تو دارى و نه من

باغ سرسبز شد از خون شقایق ، اما

شرمى از سرو و صنوبر نه تو دارى و نه من

گرچه همسایه‏ى گلزار شهیدان شده‏ایم

نكهت لاله‏ى پرپر نه تو دارى و نه من

نكند هروله‏ى باد ، پریشان ما را

ریشه‏ى نخل تناور نه تو دارى و نه من

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه


برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، لاله، قدس، خون شقایق، گل، چلچله، کبوتر، گلزار شهیدان، فضا، نفس، نخل، آنتی ویروس نود 32،

«آب دهان به صورتم پرت كردند، حجابم را حفظ كردم»

«گفت‌وگو با «زهرا گونزالس»، مسلمان امریكایی»

قسمت سوم

حجاب به ما آرامش و امنیت داد

خانم‌هایی بودند كه تازه مسلمان شده بودند. وقتی با آن‌ها صحبت می‌كردم، ابتدا از حجاب می‌ترسیدند؛ چون واقعاً سخت است. فرض كنید عمری باحجاب بودید، یك دفعه تصمیم بگیرید بی‌حجاب شوید، قطعاً خیلی استرس و اضطراب خواهید داشت، این‌كه چه می‌شود و همة مردم شما را نگاه خواهند كرد، مدام ذهنتان را مشغول خواهد كرد. حالا این را برعكس كنید؛ یعنی عمری بی‌حجاب بودید و حالا می‌خواهید حجاب داشته باشید. حتماً نگاه‌ها خیلی فرق خواهد كرد و حتی در كشور خودتان غریب خواهید شد، شاید هم صبر و تحملتان از متلك‌ها و صحبت‌های مردم سر برود. اما وقتی كه این‌ها حجاب را تجربه می‌كنند، خیلی برایشان زیباست؛ البته خیلی هم سخت است كه با آن آزارها كنار بیایند و كم نیاورند. شهید مطهری می‌گوید: «تا تجربه‌اش نكردی، نمی‌توانی كامل دركش كنی.»

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، بی حجابی، شهید مطهری، آرامش، جامعه، حجاب و امنیت، لذت نفسانی، تعلیم و تربیت، کودکی، ترویج حجاب، مسواک زدن، حجاب در کودکی، حجاب در نسل امروز، ایران، اینترنت، آمریکا، اسلام، رابطه دختر و پسر، وهابیت، والدین و حجاب، آثار حجاب، لباس تنگ، موبایل، بلوتوث، خانواده و حجاب، تکنولوژی، سایتهای غیرمجاز، فیلترینگ، کشورهای توسعه یافته، زنان چادری، تلوزیون، ورود امام، چادر، شهید حسین فهمیده، خرمشهر، شهادت، همسر، ایثار، ترکیه، سوسیالیسم، نژادپرستی، دانمارک، بلژیک، جنگ ایران و عراق، نیویورک تایمز، صدام، انقلاب اسلامی ایران، قرآن، حضرت زینب (س)، اسلام آمریکایی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«مردان تیغ»

باز امشب یاد لشكر كرده‏ام

یاد سرداران بى‏سر كرده‏ام

باز امشب یاد یاران شهید

پرده‏ى بغض گلویم را درید

یاد مردانى ز نسل بوتراب

شرمگین از خونشان صد آفتاب

یاد گمنامان « تیپ ذوالفقار »

مى‏كند باز این دلم را بى‏قرار

یاد مردانى كه بى‏سر بوده‏اند

با شقایق‏ها برادر بوده‏اند

یاد غواصان « گردان حبیب »

سینه سرخان صمیمى و نجیب

یاد سوسنگرد و « تیپ نینوا»

یاد « بهمنشیر » و شب‏هاى دعا

یاد سرداران عاشورا ، خدا

مى‏برد دل را به سمت « كربلا »

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 01:14 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سفر»

رفته بودم سفرى، سمت دیار شهدا

كه طوافى بكنم گرد مزار شهدا

به امیدى كه دل خسته هوایى بخورد

متبرك شود از گرد و غبار شهدا

هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه‏ى چشم‏

شرمگینم كه نشد اشك، نثار شهدا

خشكى چشم عطش خورده، از آنجاست كه من‏

آبیارى نشدم، فصل بهار شهدا

چون نشد شمع كه سوزد دل سنگم شب عشق‏

كاش مى‏شد كه شود سنگ مزار شهدا

آخرین خط وصایاى دل من این است‏

كه به خاكم بسپارید كنار شهدا

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عشق، دیار شهدا، مزار شهدا، غبار شهدا، شب عشق، اشک، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«گروه تفحص»

سفر كرده‏ام تا بجویم سرت را

و شاید در این خاكها پیكرت را

من اینجایم اى آشناى برادر

همان جا كه دادى به من دفترت را

همان جا كه با اشك و اندوه خواندى‏

برایم غزلواره‏ى آخرت را

كجایى كه چندى است نشنیده‏ام من‏

دعاهاى پر سوز و درد آورت را

همین تپه را باید آیا بكاوم‏

كه پیدا كنم نیمه‏ى دیگرم را

تفنگت، پلاكت همین جاست اما

ندیدیم تسبیح و انگشترت را

تو را زنده زنده مگر دفن كردند

كه بستند دستان و پا و سرت را

پس از این من اى كاش هرگز نبینم‏

نگاه به درمانده مادرت را

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر پایداری، شعر شهادت، شعر مقاومت، شعر دفاع مقدس، جنگ، جبهه و جنگ، هشت سال دفاع مقدس، تفحص، پلاک، تفنگ، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره تفحص، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهید و شهادت، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 5،

                                 

سنت و سیرة معصومین (ع) در استفاده از رنگ مشکی چگونه بوده است؟

 

مواظب باشید چادر را با هزار و یک دلیل و رنگ مشکی را در پیچ و تاب روانشناسی رنگها می خواهند از شما بگیرند!!

«مقام معظم رهبری»

جواب از سرکار خانم ساسانی، کارشناس برنامة «ریحانه» رادیو معارف:

در نقل‌های تاریخی داریم که وقتی حضرت زهرا (س) تصمیم گرفتند به مسجد بروند و آن خطبة معروف را ایراد کنند، لباسی که ایشان به‌عنوان لباس رو انتخاب کرده بودند لباس مشکی بود. یا آن‌چه که ما در قضیة عاشورا می بینیم، آن هنگامی که مردان اهل بیت به شهادت رسیدند، خب طبیعتا زمینه برای هجوم به زن‌ها باز می‌شود. در آخرین دیداری که حضرت اباعبدالله (ع) با همسران وفرزندان خودشان دارند، آن‌جا نکته‌ای را بیان می‌فرمایند و از آن‌ها تقاضایی دارند، که عزیزانم بعد از واقعه ممکن است شما مورد اذیت و غارت قرار بگیرید، «لباس اسارت» به تن کنید.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، حضرت زهرا (س)، مسجد، عاشورا، اهل البیت (ع)، شهادت، حضرت اباعبدالله، لباس مشکی، امام صادق (ع)، اصول کافی، واجبات، مستحبات، حج، مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، علامه مجلسی، عبا، عمامه، کراهت رنگ مشکی، روانشناسی، لباس اسارت، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«هزاران هزار زین الدین»

شب تمامی یك مرد مختصر ... چفیه

تفنگ و تیر ... حمایل ... قمقمه ... پوتین

و صبح باد به گوش همه وزید كه آی!

خوشا به حال فلانی كه رفته روی مین

خوشا به حال فلانی كه رفت و لاله دمید

به جای هر قدمش قطره قطره روی زمین

«كسی كه كشته نشد از قبیله ما نیست»

خوشا به حال هزاران هزار «زین الدین»

«حامد حجتی»




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر جنگ، شعر جبهه و جنگ، شعر شهید، شعر شهید و شهادت، شعر دفاع مقدس، شعر مقاومت، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                          

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت آخر»

جنگ كه شروع شد تا موقعی كه تموم بشه، همین‌طور بی‌قرار جبهه بودم. دلم می‌خواست منم می‌تونستم برم. با این كه سن و سالم كم بود، از همون موقع عاشق جبهه و شهادت بودم. نمی‌دونم چرا؟

 

هروقت عكس‌هاشون‌رو می‌بینم، تازه می‌فهمم كه هیچی نمی‌فهمم.

جبهه، حال و هوای جبهه، گرما و سرمای طاقت‌فرسای اون‌جا، بی‌خوابی، بی‌آبی، بی‌غذایی، جنگ با كمترین امكانات ولی عاشقانه!

 

                                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، جبهه و شهادت، جانباز، چفیه، طلائیه، طلاییه، زندگی، احساسات رمانتیک، شهیدان، اباعبدالله الحسین (ع)، عاشق، امام خمینی، کربلا، آرامش، امام خمینی (ره)، رحلت امام، رزمنده، عاشقانه، ناموش، دین، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت نهم»

جادِّه و اشك مهیّاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست بیا تا برویم

ایستاده‌ست به تفسیر قیامت خورشید

آن‌سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

خاك در خون خدا می‌شكفد، می‌بالد

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

تیغ در معركه می‌افتد و برمی‌خیزد

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

دستِ عباس به خون‌خواهی آب آمده است

آتش معركه برپاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

كاش، ای‌كاش كه دنیای عطش می‌فهمید

آب مهریّه‌ی زهراست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، کربلا، تربت کربلا، شهید ابوالفضل ضابط، نماز، نماز ظهر، معرفت، آرامش، بوی یاس، با بوی یاس، ذبح عظیم، آوای محزون، قنوت نماز، گریه، گردان حنظله، کانال، تشنگی، زیارت عاشورا، عطش، امام حسین 0ع)، اباالفضل العباس، ساقی، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، قتلگاه، علی اصغر (ع)، اشک، روز عاشورا، حقیقت کربلا، بوی سیب، روایت فتح، شهید سید مرتضی اوینی، سید شهیدان اهل قلم، عاشق، حضرت مهدی (عج)، صادق آهنگران، آهنگران، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هشتم»

به روستایی رسیدیم. حكایت این روستای كوچیك شنیدنیه؛ می‌گفتن كسی فكرش‌رو هم نمی‌كرد كه یه روزی زیارت‌گاه داشته باشه و زائر!

دهلاویه، روستای كوچیكیه كه قبل از جنگ كم‌تر كسی اسمش‌رو شنیده بود.

 

این روستا، روزی سقوط كرد و روزی برای همیشه آزاد شد، امّا برای این آزادیش تاوان سنگینی داد. تاوانی به قیمت خون پاك‌ترین فرزندان این سرزمین!

تاوانی به بزرگیِ خون «دكتر چمران» و دوستش سرگرد «احمد مقدّم».

 

تا حالا این مناجات‌رو شنیدی؟

«ای قلب من! این لحظات آخرین‌ را تحمّل كن... به شما قول می‌دهم كه پس از چند لحظه، همه‌ی شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش بیابید...»

 

این مناجات، مناجات معروف شهید چمران است با اعضا و جوارحش؛ در آخرین لحظات عمر پر بركتش.

شهید چمران ویارانش همان‌جا از قید زمان و مكان رها شده و به دیگر یاران شهید‌شون پیوستند.

«پایان قسمت هشتم»

ادامه دارد.....




طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، دهلاویه، شهید مصطفی چمران، شهید چمران، شهید دکتر مصطفی چمران، سرگرد احمد مقدم، یادمان دهلاویه، مناجات شهید مصطفی چمران، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                                                                     

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هفتم»

به استاد طاهرزاده گفتم: می‌خوام برم سفر برای دیدن اون عزیزهای‌ سفر كرده، بهم گفتند‌: خوش‌به‌حالتون خوب جایی دارین می‌رین. گفتم: استاد، من اوّلین بارمه كه دارم می‌رم، شما بگین اون‌جا رفتم چی‌كار كنم؟ بهم گفتند: فقط معاشقه. گفتم: غیرِ اون چی‌كار كنم؟ بازم گفتند: فقط معاشقه!  گفتم: چه دعایی‌رو بخونم بهتره؟ گفتند: اگه تونستی مناجات شعبانیه. گفتم: از حال‌و هوای اون‌جا برام بگین؛ گفتند: وقتی پا گذاشتم به‌ یكی از اون سرزمین‌های مقدّس، خودم‌رو توی كربلا می‌دیدم. حس‌اش عجیب و وصفش نگفتنی!

 

                                      برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، استاد طاهرزاده، استاد اصغر طاهرزاده، هویزه، کربلای هویزه، شهدای هویزه، یادمان هویزه، شهید سید حسین علم الهدی، شهید علم الهدی، شهید محمد دلجو، روز قیامت، امام زمان (عج)، دعای عهد، نماز، نماز صبح، مناجات شعبانیه، انسان سالک، سالک الی الله، عاشقانه، عشق، رنگ خدا، وصال یار، سالار شهیدان، عشق حسینی، عشق الهی، امام حسین (ع)، کربلا، عاشق، جامعه، درس عشق و ایثار، محمد رسول الله (ص)، عاشورا، بندگی، وطن، ناموس، اسلام، خون، روز عاشورا، آرزو،

                                                                                                                                                                                          

            «از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت ششم»

می‌گفتن: خاكش متبرّكه!

راه كه می‌‌رفتم حس خوبی نداشتم، با‌ این‌كه پابرهنه بودم انگار پا روشون می‌گذاشتم. هم می‌خواستم برم، هم‌ این‌كه نمی‌تونستم برم. درست مثل این بود كه... چرا بگم مثل این بود كه، واقعاً همین‌طور بود!

 

تو بگو؛ اگه بهت می‌گفتن، اگه می‌خوای روی تموم این خاك‌ها راه بری، یه چیزی‌رو باید بدونی؛ تموم كسانی‌رو كه خیلی برات عزیزن و دوست‌شون داری این‌جا زیر این خاك‌ها هستن. هر جا پا بگذاری انگار روی تك، تكِ اون‌ها پا گذشتی! و تو كه هم دلت می‌خواد بری و هم توان رفتن نداری. تو بگو جای من بودی چی كار می‌كردی؟

وجب،به‌ وجبِ اون با گوشتُ، پوستُ، خونِ یه سری از آدم‌هایی كه دیگه طاقت موندن نداشتن، یكی شده! باید می‌رفتن،

باید این تن خاكی‌رو می‌گذاشتن توی همین خاك بمونهُ، بپوسه. این‌رو می‌خواستن چه‌كار؟ اصل‌كاری روح‌ پاك‌شون بود كه رفت، اون‌جایی‌كه باید می‌رفت!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، طلائیه، یادمان طلاییه، یادمان طلائیه، طلاییه، شهدای گمنام عملیات رمضان، شهدای طلائیه، شهدای طلاییه، خاکریز، پناهگاه، نماز جماعت، وضو، مدرسه، امام زمان (عج)، استاد اصغر طاهرزاده، استاد طاهرزاده، کلام الله مجید، قرآن کریم، دکل، زیارت عاشورا، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                                                                               

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت پنجم»

فردای اون روز قبل از ظهر، همین‌‌طور كه با اتوبوس می‌رفتیم به منطقه‌ای رسیدیم، بهمون  گفتن این‌جا یادمان عدّه‌ی زیادی از عاشقاییه كه به خاك و خون كشیده شدن. دمِ درِ ورودی نگهبانی ایستاده بود. مارو كه دید لبخندی زد و با اشاره‌ی سر بهمون خوش‌آمد گفت. امّا؛ نه راننده و نه هیچ‌كدوم از مسافرها اون لبخندرو ندیدن و اتوبوس راهش‌رو كج كرد و رفت! چرا؟!

 

وقت تنگه، وقت نداریم! مگه نه این‌كه اون‌جا یادمانِ عزیزامون بود! پس چرا از اون‌ها یاد نكردیم و بی‌تفاوت گذشتیم؟!

 

                         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، بقیع، قبرستان بقیع، شهید گمنام، یادمان شهدای گمنام عملیات رمضان، عملیات رمضان، یادمان شهدا، شکار تانک، تانک،

       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت چهارم»

شاید حدود نیم‌ساعت یا بیشتر به اذان مغرب مونده بود. وقتی پا گذاشتم رو زمینِ خاكیش، دلم می‌خواست همون‌جا بنشینم و فقط نگاه كنم.

 

تا حالا این‌قدر یك‌دلی و یك‌رنگی‌رو یه‌جا ندیده بودم. اوّلین‌بار بود كه می‌دیدم جوون‌های زیادی، دختر و پسر، هر كدوم یه گوشه‌ای نشستن، سجده كردن، نماز می‌خونن‌؛ انگار ‌نه ‌انگار كه لباس‌هاشون خاكیِ،خاكی شده! تو اون خلوت قشنگ‌شون، یا تو‌ فكر بودن یا آروم، آروم گریه می‌كردن. خیلی‌هارو می‌دیدی، پشت سیم‌خاردارها نشسته بودن، زُل زده بودن به روبروشون! فقط باید بری و ببینی تا بفهمی من چی ‌می‌گم. منم یه ‌جایی‌ رو پیدا كردم، نشستم و رفتم به سجده.

                        

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شلمچه، قدمگاه شهیدان، کعبه، ایمان، نماز، قتلگاه، یا زهرا (س)، رمز یا زهرا (س)، سنگر، دژ، تانک، نمایشگاه دفاع مقدس، سجده، لباس خاکی، سیم خاردار، دختر و پسر، تانکآنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت سوم»

شنیده بودم امّا ندیده بودم؛ اكثر در و دیوارهای شهر سوراخ‌،سوراخ بودن!

تقریباً بعد از ظهر جمعه بود كه رسیدیم. گفتند: از اتوبوس بیایید پایین، می‌خوایم بریم موزه‌ی شهررو ببینیم. اومدم و با بقیّه راه افتادم.

 

وقتی رسیدم دمِ درِ ورودی، چشمم كه به اون ساختمون افتاد، می‌گفتن موقعی كه به‌دست عراقی‌ها افتاد، شده بود مركز فرماندهی‌شون. دلم می‌خواست بنشینم و فقط نگاه كنم. هر وقت می‌بَرنت یه موزه‌رو ببینی، تا وارد می‌شی یه ساختمون‌رو می‌بینی كه خیلی شیك و به قول بعضی‌یا باكلاسه!  اما ساختمونی كه من می‌دیدم خیلی فرق داشت؛ این‌قدر جای‌ تیر و تركش داشت كه می‌گفتی حالاست كه بریزه روی سرت؛ جای سالم كم می‌دیدی. با اون آدمك‌هایی كه گذاشته بودن دمِ هر پنجره‌ای، فكر می‌كردی تورو نشونه گرفتن و هرآنه كه یه تیر خلاصی بزنن بهت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، خرمشهر، خونین شهر، خون، زندگی، مدرسه، نیمکت، سنگر، نماز، نماز حاجت، عروسک، قاب عکس، یادگاری های جنگ، یادگار جنگ، عراق، موزه خرمشهر، موزه دفاع مقدس خرمشهر، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

        

                                                   

                                   

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت دوم»

ظهر جمعه بود. وارد منطقه‌ای شدیم كه سرشار از عشق و ایثار بود.

منطقه‌ای به‌نام اروندكنار؛ با اون نیزارها، در كنار اون رود وحشیِ بی‌قرار.

اروندرود؛ رودی وحشی با جزر و مدی هولناك، با دو مسیر متفاوت، با عمقی وحشت‌ناك!

از هر طرف محاصره شدیم،محاصره‌ی صداهایی كه هم دل‌خراش بود، هم دل‌نشین! حتماً می‌گی مگه میشه هم دل‌نشین باشن و هم دل‌خراش!

اون صداها چی بودن؟

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شب عملیات، عملیات والفجر 8، وصیتنامه شهدا، شوق وصال، عشق وصال، سجده، نماز، قرآن، اروندکنار، اروند رود، راز و نیاز با خدا، عاشقانه، عشق، ایثار، عشق و ایثار، گلوله توپ، خمپاره، گلوله تیر، زندگی، سفر، خدا،

 

                                    «به‌نام یگانه‌محبوب دل‌های پاك و بی‌‌آلایش»

«از با بوی یاس (1)، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت اول»

نمی‌شناختم، هنوز نشناخته‌ام، نخواهم شناخت!

چهارده نور الهی‌‌رو نمی‌شناختم!، اون معصومین‌رو هنوز نشناخته‌ام!، اهل‌البیت(ع)، امام‌حسین(ع) و فرزندان پاك و مطهّرش، تا‌ آخرین اون‌هارو، حجت خدا، غریب و تنها، قائم منتظر، مهدی موعود، صاحب‌الزمان(عج)‌؛ نخواهم شناخت!

 

هر دفعه‌ عكسش‌رو می‌بینم، لبخند قشنگش كه زبان‌زدِ همه‌ی هم‌رَزم‌هاشِ بِهم آرامش می‌ده، می‌دونی در مورد كی حرف می‌زنم؟ هَمونی كه همه شیفته‌ی مَرامش بودن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، اباعبدالله الحسین (ع)، امام حسین (ع)، شهید حاج حسین خرازی، حاج حسین خرازی، لشکر 14 امام حسین (ع)، لشگر 14 امام حسین (ع)، دوکوهه، پادگان دوکوهه، گناه، زهرای مطهر، حضرت زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، مولا علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، سالار شهیدان، حضرت علی (ع)، غرق خون، امام حسن (ع)، حضرت زینب (س)، زهرای پهلو شکسته، در نیم سوخته، پهلوی شکسته، عاشق، معشوق، عاشق و معشوق، شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید همت، حسینه شهید همت، حسینه شهید حاج ابراهیم همت، میعادگاه عاشقان، میعادگاه عشاق، بزرگداشت شهدا، سال تحویل، طلائیه، طلاییه، اباالفضل العباس، بسیج، چفیه، اهل البیت (ع)، مهدی صاحب الزمان (عج)، عطش، عباس بن علی (ع)، دخیل یا اباالفضل،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:53 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                  

                         

دید در معرض تهدید دل و دنیش را

رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را
رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر

چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را


خوشا آنان که جانان می شناسند

طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان

شهیدان را شهیدان می شناسند

        برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: اس ام اس دفاع مقدس، جهاد نفس، رهبر، جمهوری اسلامی، مسلخ عشق، عشقبازی با خدا، اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان،
دنبالک ها: ساسان اس ام اس،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:51 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

از کجا معلوم به شهر برسیم؟

یکی از نورانی‌ترین رفتارهای ممتاز در جبهه و جنگ، اهتمام رزمندگان اسلام به نماز اول وقت در هر شرایطی بود. بارها خوانده یا شنیده‌ایم که به‌طور اعجاب‌آوری، پای‌بند به نماز بوده‌اند. دوستان شهید «زین‌الدین» نقل می‌کنند: «در مسیر برگشت به مقر لشکر در جنوب، ظهر برای خوردن ناهار، وارد رستورانی شدیم. شهید زین‌الدین، با ما سر میز غذا ننشست و به نمازخانه‌ی رستوران رفت و مشغول نماز اول وقت شد. نکته‌ی جالب این‌جا بود که ایشان در قنوت و سجده‌ی نمازهایش، با صدای بلند گریه می‌کرد و دعا می‌خواند، به‌حدی که باعث توجه و تعجب همه‌ی اطرافیان ما شد و خود شهید زین‌الدین به این مسأله اصلا توجهی نداشت. او پس از اتمام نماز، سر میز غذا حاضر شد و غذایش را میل کرد.»

در احوالات شهید «همت» نیز آورده‌اند که ایشان برای نماز اول وقت خود، حتی در مسافرت‌ها صبر نمی‌کرد تا به شهر برسد. همان کنار جاده، چه در روز یا در شب، ماشینش را نگه می‌داشت و نماز اول‌وقت خود را می‌خواند. حتی بعضی از دوستان ایشان اعتراض می‌کردند که مثلا در مدت کوتاهی به شهر می‌رسیم و نماز می‌خوانیم. برای چند دقیقه، ماشین را متوقف نکنید. ایشان می‌فرمود: از کجا معلوم به شهر برسیم؟ من نماز اول وقت را از دست نمی‌دهم.

منبع: امتداد




طبقه بندی: نماز، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: نماز، نماز شهدا، نماز اول وقت، جنگ، جبهه، جبهه و جنگ، شهید مهدی زین الدین، شهید همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید، شهادت، شهید و شهادت، شهدا و نماز، اهمیت نماز اول وقت، نمازخانه، سجده،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1391 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سلام بر یاران آسمانی!

سلام بر آنانی که صادقانه ایستادند، مردانه جنگیدند، عاشقانه شهید شدند، و مظلومانه چه زود از خاطر برخی غائبان صحنة خون و خطر دیروز و مدعیان امروز رفتند! و چه تلخ و غمناک که بازماندگان غافلة عشق در کوچه پس کوچه های غربت و غریبی، نظاره گر  معرکه گیری نامحرمان می باشند.




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، هفته دفاع مقدس، عشق، خون، جنگ، غربت، یاران آسمانی،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

آرزومان کربلا بود و نجف

جان و سر دادیم در راه هدف

چفیه هایمان رنگ و بوی یاس داشت

رنگ و بوی بیرق عباس داشت

یاد شبهایی که ما بودیم و مین

جستجوی مرگ در زیر زمین

همدم شبهایمان سجاده بود

حمله کردن خط شکستن ساده بود

حسرت رفتن در این دل مانده است

دست و پایم سخت در گل مانده است

عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم

زیر بار غصه ها وا مانده ایم

 

                               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، شعر شهید، شعر شهید و شهادت، جملات زیبا برای شهید، اشعار زیبا برای شهید، اشعار زیبا برای شهید و شهادت، شعر برای شهدا، اشعار زیبا برای شهدا، شعر شهادت، جبهه، جنگ، شعر دفاع مقدس، شعر جبهه و جنگ، هفته دفاع مقدس، خون، کبوتز، پرواز، خون شهید، یاد شهید، یاد شهدا، خون شهدا، کربلا، نجف، عشق، بوی یاس، چفیه، مهدی، حسین، امام شهدا، تفنگ، نیزه، انقلاب، مجنون، سعادت، صیاد شیرازی، پلاک، حقیقت، اخلاص، ایمان، عدالت، عاشقی، خط شکن، اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، اس ام اس جبهه و جنگ، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 05:39 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

روز تاسوعا!

منطقة شرهانی!

پنج شهید گمنام، یکی بی سر بود. دیدن نامش «حسین پرزه اعزامی از اصفهان» بیشتر شبیه معجزه بود. نوشته ای پارچه ای در جیبش که با دیدنش اشک امانمان را برید:

بی سر و سامان تو ام یا حسین!

 منبع: امتداد




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، روز تاسوعا، شهید گمنام، منطقه شرهانی، شرهانی، معجزه، اصفهان، امام حسین (ع)، بی سر و سامان توام یا حسین، هفته دفاع مقدس،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

«ما شهدا را از دست نداده ایم، بلکه آنها را بدست آورده ایم.»

«شهید بهشتی»

 

«اینك ما و شما مانده ایم كه وارث رسالت و حامل امانت شهدا هستیم.»

«شهید موسی نامجو»

 

«شهید از خود می رهد تا در خویش ماندگان را (از خود) برهاند.»

 «شهید نوبخت»

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شاس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، سخن شهید، کلام شهید، کلام شهدا، سخن شهدا، شهید بهشتی، انقلاب، راست قامتان، اشک، خون، سید الشهداء، مادر شهید، روزه، شهید مطهری، شهید مرتضی مطهری، اسلام، شهید حاج حسین خرازی، شهید محمد جهان آرا، شهید مصطفی چمران، شهید مهدی زین الدین،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 07:26 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

« این تربت پاك شهیدان است كه تا ابد میعادگاه عاشقان و عارفان و دارالشفای آزادگان و دلسوختگان خواهد بود. »

 

«آنچه ما در اوج دانستنمان می دانیم، شهید در حضیض لذتش می بیند.»

 

« مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوك در عالم معنویت است. »

 

« رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود، که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود، و خود نیز شربت شهادت نوشید. »

 

« هان ای شهیدان! در جوار حق تعالی آسوده خاطر باشید، که ملت شما پیروزی شما را از دست نخواهد داد. »

 

« گوارا باد بر این شهیدان، لذت انس و همجواری شان با انبیای عظام و اولیای کرام و شهدای صدر اسلام، و گوارا تر بر آنان باد نعمت رضایت حق، که رضوان من الله اکبر. »

 

« گریه کردن بر شهید زنده نگهداشتن نهضت است. »

 

« شهادت یک هدیه ای است از طرف خداوند تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند. »

 

« ما بکشیم سعادتمندیم، کشته بشویم هم سعادتمندیم، وقت آن است که ما که وارثان این خونها هستیم، و بازماندگان  جوانان و شهدای به خون خفته هستیم، از پای ننشینیم تا فداکاری آنان را به ثمر برسانیم. »

 

« خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلا است. »

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، حضرت امام خمینی (ره)،
برچسب ها: اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، آمریکا، کربلا، شوروی، سیر و سلوک، انقلاب، زندگی، بندگی، رهبر، تانک، امام خمینی و شهدا، امام خمینی،
دنبالک ها: امام خمینی، ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«برای پاسداری این انقلاب و خط «ولایت فقیه» و پیروی کامل از رهبری و پشتیبانی از روحانیت خود را آماده سازید.»

 «شهید مهدی ایران منش»

 

 

«ولایت فقیه» به عنوان یکی از ارکان مهم این انقلاب است و بی شک قسمت مهمی از فتح ها و پیروزی هایی که در میدان های رزم بدست می آید مرهون این رکن اساسی است. نغمه های شومی که از سوی یک سری  افراد ضد ولایت فقیه شنیده می شود نباید روحیة ملت را تضعیف کند. »

«سردار شهید حاج اکبر اعتصامی»

 

از روحانیتی که تابع ولایت فقیه است و هم گام با مردم در جنگ و انقلاب شرکت داشته، پیروی کنید.

«شهید حاج احمد امینی فرمانده گردان خاتم الانبیاء»

 

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: وصیتنامه و دل نوشته های شهدا، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، جبهه و جنگ، وصیتنامه شهید، وصیت نامه شهدا، پندهای شهدا، سخنان شهدا، دل نوشته های شهدا، پند شهید، وصیت شهید، سخن شهید، پیام شهید، پیام شهدا، مفقود الاثر، نماز، نهج البلاغه، آخرت، اسلام، خضوع، خشوع، فروتنی، مرگ، سنگر، فرزند شهید، توکل، ولایت فقیه، انقلاب، امام زمان (عج)، امام خمینی (ره)، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                       

 

«سست نشوید و مرد عمل باشید. لحظه ای فکر کنید و بسوزید و لحظه ای بیاندیشید و پرواز کنید. نگذارید روح‌تان در عالم ماده زندانی باشد. با اشک چشم و ناله های شب و قرائت قرآن در این زندان را باز کنید. روح‌تان را به عالم معنا عروج دهید. چرا همین طور نشسته اید و ماتتان زده؟ حرکت کنید، به دنبال دین خدا بروید و در راه خدا ثبات قدم داشته باشید...

ای برادر عزیزم، ای بسیجی، ای طلبه، ای دانشجو، مواظب باشید که عملی انجام ندهید که غیر حق باشد و حق جلوه کند که این بزرگترین خسران است»  

                                                                             «شهید سید علی اکبر فاطمی»

 

«قدر این مملکت را بدانید. شما را به خدا در هر کجا که هستید نگذارید از انقلاب بد بگویند و از امام و جبهه ها. طرفدار امام عزیزمان باشید، نه اینکه تنها شعار دهید. قصد من تنها به عنوان تذکر است نه خدای نکرده توصیه به شما. امیدوارم در همة امور زندگی یاد خدا را از دست ندهید و یقین داشته باشید که هر که با اوست و نیت قلبی اش به خاطر خداست، نیازی به هیچ پشتوانه ای ندارد.»

                                                                                          «شهید حسین کرداری»

 

                                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

   


ادامه مطلب

طبقه بندی: وصیتنامه و دل نوشته های شهدا، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، وصیتنامه شهید، وصیت نامه شهدا، پندهای شهدا، سخنان شهدا، دل نوشته های شهدا، پند شهید، وصیت شهید، سخن شهید، پیام شهید، پیام شهدا، مفقود الاثر، نماز، قرآن، نهج البلاغه، آخرت، اسلام، خضوع، خشوع، فروتنی، مرگ، سنگر، فرزند شهید، توکل، ولایت فقیه، انقلاب، امام زمان (عج)، امام خمینی (ره)، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)، اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، اس ام اس جبهه و جنگ، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 06:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«طنز دفاع مقدس»

بعضی اوقات به ما سهمیه كمپوت و كنسرو می دادند. من همیشه روی تمام وسایل خودم علامت می گذاشتم. یك روز كه به ما سهمیة كمپوت دادند، رویش علامت همیشگی را گذاشتم «هوالباقی». كمپوت را گذاشتم كنار سنگر. فردا رفتم سراغش و دیدم سبك است و از زیر خالی شده است. رویش هم نوشته شده بود «هو الخالی»!!!! كار سید مهدی بود. بعدها تو شلمچه شهید شد.

                               «به نقل از ماهنامه امتداد»




طبقه بندی: طنز دفاع مقدس، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: طنز دفاع مقدس، طنزه جبهه و جنگ، شلمچه، شهید و شهادت، ایثار و شهادت، ماهنامه امتداد، شهید، شهادت، شهدا،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic