تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آتشفشان زخم»

تقدیم به خانواده شهداى مفقودالاثر

با گریه گفته بود در آن شب به من كسى

تا دل نسوخت با تو ، نگوید سخن كسى

در عمق زخم جان من ، آتش گداختند

آتشفشان به یاد ندارد چو من كسى

دیرى است در خرابه‏ى دل ، مرده است عشق‏

آخر نخواند مرثیه‏اى یك دهن كسى

« یعقوب » ، گر به پیرهنى داشت دلخوشى

از « یوسفم » نداد به من پیرهن كسى

پاییز بود و لاله در آغوش خاك سرد

حاجت نداشت هیچ به غسل و كفن كسى

در حفظ آبروى شما غرق بوده‏ام

فریادرس نداشتم از مرد و زن كسى‏

من مرگ را به چشم چشیدم در آن غروب

جز آفتاب ، داشت دل سوختن كسى ؟

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، یعقوب، یوسف، لاله، آغوش، عشق، مرثیه، شهدای مفقود الاثر، غسل، مرگ، آفتاب، پیراهن یوسف، خرابه، غروب، آنتی ویروس نود 32،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic