تاریخ : یکشنبه 26 خرداد 1392 | 03:45 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
سرباز مسلمان و سرباز آمریکایی!

قابل توجه سردمداران آمریکا

تا حتی در حرف هم از گزینه های روی میزشان استفاده نکنند!




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهدا، شهید و شهادت، فرهنگ شهادت، شهادت طلبی، آمریکا، دفاع مقدس، فرهنگ دفاع مقدس، سردمداران امریکا، گزینه های روی میز،
دنبالک ها: فرقان،

تاریخ : جمعه 9 فروردین 1392 | 04:01 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 5 فروردین 1392 | 04:21 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 5 فروردین 1392 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 | 02:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر کسی روشنی دهد عاقبتش دار (شهادت) است. سقف خانه را ببین، اعدام دسته جمعی چراغهاست!!!

 

از دشمن بزرگ نباید ترسید، اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت، جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

 

آزادی این نیست که هر کس هر چه دلش خواست بکند، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظیفه خود می کند.

 

اشخاص بزرگ و با همت به کوه مانند، هر چه به ایشان نزدیک شوی عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم می شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند که چون کمی به آنان نزدیک شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو اشکار سازند.

 

خدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در ناامیدی، عظمت بی نام، دین بی دنیا، و عشق بی هوس عطا کن.

 

از تقدیر سرنوشت غمگین مباش، چه بسا سگهایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند، شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند، ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ.

 

زندگی فیلم است... کارگردان آن خدا... تصویربرداران آن خدا، ملائکه، پیامبران، امامان، شهدا،.... و بازیگران آن هم ما هستیم. پس سعی کنیم جوری بازی کنیم که در جشنواره آخرت اسکار بگیریم.

 

«با تشکر از سید محمد صحفی از قم»




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: اس ام اس مفهومی، اس ام اس فلسفی، اس ام اس معنوی، شهدا، فیلم، خدا، ملائکه، پیامبران، امامان، جشنواره آخرت، اسکار، صبر در ناامیدی، شیر، سگ، تقدیر، غمگین، عظمت، مردم پست، سراب، پستی، همت، کوه، آزادی حقیقی، انجام وظیفه، شهادت، اعدام، روشنی، دشمن، صوفی منشی، جامعه، ‌جوانی، شادی، رقص، جملات زیبا، جملات پر مغز، جملات زیبا و تاثیرگذار، جملات قشنگ،

تاریخ : پنجشنبه 3 اسفند 1391 | 10:56 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر گاه شب جمعه شهدا را یاد کردید، آنها شما را نزد اباعبدالله (ع) یاد می کنند.

«شهید مهدی زین الدین»

به یاد همه شهدا صلوات

 

 




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، شهید مهدی زین الدین،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، ‌شهید و شهادت، شهید مهدی زین الدین، شب جمعه، یادی از شهدا، اباعبدالله، به یاد شهدا، به یاد همه شهدا، پیام شهید، سخن شهید، وصیت شهید، کلام شهید، کلام شهدا، سخن شهدا، وصیت شهدا،

تاریخ : شنبه 14 بهمن 1391 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

    

«دشمن باید بداند هر توطئه ای علیه انقلاب طرح ریزی کند امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز آن را خنثی می کند.»




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سردار شهید محمد کاوه، رهبر، رهبر عزیز، ملت بیدار و آگاه، توطئه علیه انقلاب،

تاریخ : شنبه 7 بهمن 1391 | 08:06 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« فرازی از وصیت نامه‌ی دو برادر شهید »

خدایا من که موفق نشده ام در زندگی برای اسلام خدمت کنم، لااقل مرگ مرا باعث رشد و تعالی احکام اسلام قرار ده که روز قیامت نزد پیامبر اکرم (ص)، و ائمه اطهار (ع) رو سفید باشم. ما اگر اکنون در جهان عزت و بزرگی داریم به جهت عمل به دستورات قرآن است. سعی کنید به قرآن بیش از پیش اهمیت دهید. خوب بخوانید و خوب عمل کنید تا رستگار شوید. تقوا را پیشه کنید همانگونه که خدا در قرآن می فرماید: که خدا دوست می دارد آنان را که مانند سدی استوار در مقابل دشمن  به پیکار می پردازند.... از حمایت روحانیت و مقام شامخ «ولایت فقیه» اطاعت کنید و نگذارید خدای نکرده بواسطه سهل انگاری، ظلم بر ممالک حاکم شود. من از همه مردم ایران می خواهم که تا آخرین قطره های خونتان از یاری اسلام و امام دست برندارند و شما باید سنگر شهدا را پر کنید.

 

شهید: سید روح الله صحفی

محل تولد: قم

محل شهادت: عملیات والفجر 8 (فاو)

مسئولیت: فرمانده قبضه موشک انداز مالیوتکا

تاریخ تولد: 1345

تاریخ شهادت:7/12/1364

 

سلام بر مادر مهربانم که مرا در دامن پر مهر خود به گونه ای تربیت کرد که تا امروز بتوانم در صف رزمندگان و مجاهدان راه دین، اسلام و قرآن قرار بگیرم. سلام بر پدر بزرگوارم که در کسوت روحانیت از خدمت گذاران به اسلام بوده و امیدوارم توفیق خدمت بیشتر را داشته باشد. از خواهر مهربانم می خواهم مانند زینب (س) که در مصائب عاشورا صبر و بردباری را پیشه خود ساخته بود صابر و شاکر باشد. از برادران و بستگان می خواهم هرگز در حمایت از روحانیت به ویژه «ولایت فقیه» که پرچم دار مبارزه ملت است کوتاهی نکنند و در راه پیشبرد اهداف دولت به هر طریقی می توانند کمک و پشتیبانی کنند.

 

شهید: سید محمد تقی صحفی

محل تولد: قم

محل شهادت: پاسگاه زید

مسئولیت: بیسیم چی

تاریخ تولد: 1343

تاریخ شهادت: 29/7/1361




طبقه بندی: وصیتنامه و دل نوشته های شهدا، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید سید محمد تقی صحفی، شهید سید روح الله صحفی، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، وصیت نامه شهدا، ولایت فقیه، حضرت زینب (س)، مصائب عاشورا، صبر و بردباری، روحانیت، اسلام، مجاهدان راه دین، رزمندگان، موشک انداز مالیوتکا، قم، عملیات والفجر 8، فاو، بیسیم چی، پاسگاه زید، سنگر شهدا، یاری اسلام، پیامبر اکرم (ص)، ائمه اطهار، زندگی برای اسلام، عمل به دستورات قرآن، تقوا، رستگاری،

تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 11:14 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دیگه هیچ شرحی نداره....

این تصویر خودش با آدم حرف میزنه.

بستگی داره کدوم وری باشی....

درست که دقت کنی می بینی بینشون یه سیم خاردار هم کشیدیم!...

دیگه یا علی......

کدوم وری هستی؟؟؟

لطفا در بخش نظرات بنویسید....

سمت راست، یا سمت چپ؟!

و چرا؟؟؟..

منبع: عصر انتظار




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید و شهادت، شهید، شهدا، فرهنگ شهادت، سوپر استار، عکس شهید، عکس شهدا، عکس بازیگران، عکس خوانندگان، عکس حاج حسین خرازی، عکس شهید بابایی، عکس شهید آوینی، عکس شهید حمید باکری، عکس شهید مصطفی چمران،
دنبالک ها: عصر انتظار،

تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یك ترانه در گلو...

تقدیم به سردار شهید حاج احمد کاظمی

19 دی سالروز شهادت و عروج آسمانی اش گرامی باد

من عطش آلوده‏ام آبم دهید

جرعه‏اى از باده‏ى نابم دهید

لب ز اسرار شهیدان دوختم‏

سینه‏ام آتش گرفت و سوختم‏

«گوى توفیق» از میان برداشتند

یكه و تنها مرا بگذاشتند

یك غزل در حنجرم خشكیده است‏

شعرهاى دفترم خشكیده است‏

دوستان رفتند و من جا مانده‏ام‏

در قفس تنهاى تنها مانده‏ام‏

قمریان در بوستان خنیاگرند

بلبلان در گلستانى دیگرند

ما فقط دم از تكامل میزدیم‏

دل به دریاى تساهل میزدیم‏

ما جعلنا خوانده و سالم شدیم‏

مایل این رخوت دائم شدیم‏

ما سلامت را سعادت خوانده‏ایم‏

در كجا درس شهادت خوانده‏ایم‏

غیرت آیینان خطر كردند، زود

تا خدا میل سفر كردند، زود

جملگى پروانه‏ى آتش شدند

در حریم عاشقى آرش شدند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، حریم عاشقی، سعادت، سلامت، درس شهادت، میل سفر، بلبل، گلستان، غزل، بوستان، اسرار شهیدان، عطش، آرش، شهید حاج احمد کاظمی،

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 09:37 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«كعبة دل»

كوله بارى پر زمهر انبیا دارد شهید

سینه‏اى چون صبح صادق، باصفا دارد شهید

این نه خون است اى برادر بر لب خشكیده‏اش‏

بر لب خونرنگ خود، آب بقا دارد شهید

گرچه در گرداب خون، خوابیده آرام و خموش‏

با نواى بینوایى، بس نوا دارد شهید

كعبه‏ى دل را زیارت كرده با سعى و صفا

در ضمیر جان خود، گویى منا دارد شهید

دانى از بهر چه جانبازى كند در راه دوست‏

چون طواف كعبه را در كربلا دارد شهید

تا مس ناقابل خود را بدل سازد به زر

در رگ دل جوهرى از كیمیا دارد شهید

پیكر عریان او در خاك و خون افتاده است‏

از شرف بر جسم خود خونین قبا دارد شهید

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، مهر انبیاء، صبح صادق، طواف کعبه، کربلا، کعبه دل، لب خونرنگ، لب خشکیده، پیکر عریان، جانبازی، گرداب خون، سعی و صفا و مروه، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 25 آذر 1391 | 11:27 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یه روز یه رشتی بود…

میرزا کوچک خان جنگلی

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی بود…

حاج حسین خرازی

اسمش حسین خرازی بود
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه …

ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و … !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس « یه روز یه … بود » را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ،  به  « جوک ها » و « طعنه ها » و « تمسخرها » سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی !!!

این مطلب رو دوستان عزیز مبارز کلیپ کار کرده بودند. بس که خوشمان آمد کپی کردیم! ( البته با اجازه ) ما هم از وبلاگ مهاجر کپی کردیم. (با اجازه)




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهدا، دفاع مقدس، شهادت، جبهه و جنگ، میرزا کوچک خان جنگلی، جنگلهای شمال، یه روز یه اصفهانی بود، شهید حاج حسین خرازی، دین، ناموس، جوک، عشق، جنگ، جبهه، توپ، گلوله، خمپاره، دفاع از دین، دفاع از ناموس، دوستی، حماسه های اقوام ایرانی، یه روز یه ترک و رشتی و یه اصفهانی، حمله عراق به ایران، روزهای جنگ، رمز دوستی،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آخرین وداع»

در وقت مرگ ، روی لبش خنده ای شکفت با خون خود نوشت:
"آخر فتاد مرغ سعادت به دام ما"
"زد روزگار ، سکه ی عزت به نام ما."

"مادر" چنان عقاب به بالین او رسید
"فرزند" را به سینه ی پر مهر خود فشرد
دستی میان اشک ، به موی پسر کشید
بر روی "خون گرفته ی" او بوسه ای نهاد
در موج اشک گفت:
رویت سپید باد ،
"شهادت" مبارکت!
از ما ببر به
شهیدان سلام ما
با کشتگان بگو:
با ننگ ظلم ، زیستن ما ، حرام ما.

فرزند پاکزاد
مغرور و سربلند
لبخند زد به مادر و در "آخرین وداع"
با دیدگان سرخ
شهادت نگاه کرد
گفتا که: ای عزیزترین تکیه گاه من!
بشنو پیام ما:
ما کشتگان راه خداییم ،غم مدار
پاینده ایم و این بود آخر کلام ما:
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به
عشق"
"ثبت است بر جریده علم دوام ما"




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عشق، ظلم، دیدگان سرخ، موج اشک، بوسه، عقاب، سینه پر مهر، خون، مرغ سعادت، خنده، سکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 18 آذر 1391 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

زخم زیباى عشق

قسم به جان شقایق قسم به جان شهید

كه حرف عشق نگفته است جز زبان شهید

اگر كه تشنه یك جرعه نور معرفتی

دریچه‏اى بگشا تازه بر جهان شهید

شهید بنده محبوب بارگاه خداست‏

بنه جبین ارادت بر آستان شهید

فراز گنبد هفت آسمان فشاند نور

ستاره شرف نام جاودان شهید

ز جان خویش گذشتن به شوق حضرت دوست‏

به درس عشق همین است امتحان شهید

هزار لاله دمید از بهار سرخ تنش‏

تفرجى بكن اى دل به بوستان شهید

ز تیغ عشق خدا را چه زخم زیبایى است‏

شكفته بر تن چون باغ ارغوان شهید

از آن ز تربت او بوى عشق میآید

كه نیست غیر بهشت خدا مكان شهید

فناى تن چه دریغ است در تهاجم تیغ‏

بقاى دولت دین باد آرمان شهید

هزار سال اگر بگذرد به همره اشك‏

دل من است به دنبال كاروان شهید

منبع: علمی. آموزشی و مذهبی




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آرمان شهید، تهاجم تیغ، بهشت، کاروان شهید، اشک، فنای تن، تربت عشق، بوی عشق، تیغ عشق، بوستان شهید، لاله، درس عشق، امتحان شهید، نام جاودان شهید، جان شهید. حرف عشق، زبان شهید، شقایق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: علمی، آموزشی و مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شبى از خاك تا افلاك»

شبى از خاك تا افلاك رفتید

و با گل پیكرى صد چاك رفتید

شما پروانه‏ى افلاك بودید

جدا از تیره‏گى خاك بودید

لب تكبیرتان اعجاز میكرد

گره از دست و پاتان باز میكرد

اگر لبهایتان غرق دعا بود

نگاه دستتان سوى خدا بود

اگر با داغ تركش داغ گشتید

چو لاله نو عروس باغ گشتید

شما در بند جان و تن نبودید

كه خود را با شهادت آزمودید

علی گونه از اینجا پر كشیدید

و در آغوش حق خوش آرمیدید

منبع: نرم افزار روایت حماسه

 




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آغوش حق، لاله، نوعروس، پروانه، گل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

دلایل و زمینه های برتری ارتش عراق در ماه های پایانی جنگ چه بود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 22)

مهم‏ترین عوامل این برترى چنین بود:

١- اتفاق نظر بین‏المللى به ویژه شوروى و امریكا براى پایان دادن به جنگ.

٢- استفاده وسیع عراق از سلاح‏هاى شیمیایى و سكوت مجامع جهانى در برابر این اقدام عراق.

٣- بسته شدن راه كارهاى عملیاتى و ضرورت یافتن راه كارهاى جدید كه نیاز به تجهیزات پیشرفته داشت و فن‏آورى آن در اختیار جمهورى اسلامى نبود.

٤- عدم تمركز تجهیزات نظامى موجود در كشور در سازمانى كه عمل كننده اصلى در جنگ بود (سپاه).

٥- مهم‏تر از همه، عقب‏ماندگى اساسى ایران از نظر تجهیزات نظامى پیشرفته بود.

به ویژه بعد از سال ١٣٦٣ به دو علت توازن ابزارهاى پیشرفته به نفع عراق سنگینى مى‏كرد:

١- تحریم همه جانبه كشورهاى جهان در واگذارى تجهیزات هر چند عمومى نظامى به ایران.

 

٢- كاهش توان اقتصادى كشور براى خرید اقلام نظامى.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، انگلستان، آمریکا، جمهوری اسلامی ایران، قایق موتوری، تحریم تسلیحاتی ایران، تحریم اقتصادی ایران، موشک اسکاد، تجهیزات مخابراتی، شوروی، سلاح شیمیایی، فرانسه، هواپیمای میراژ، هواپیمای میگ، عملیات بدر، عملیات کربلای 5، سیانور، تهران، ادوات نظامی، هواپیمای سوپراتاندارد، عملیات خیبر، موشک اگزوسه، دولت سوئد، ارتش عراق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

پس از پیروزی ایران در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس، عراق از برخی مناطق اشغال شده در جبهه میانی عقب نشینی کرد، این اقدام عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 21)

عراق بعد از فتح خرمشهر بازگشت نیروهایش را به مرزهاى بین‏المللى مطرح كرد و آتش بس را در مرحله بعدى قرار داد و بدون آنكه منتظر جواب ایران بشود، به سرعت بخشى از نقاط اشغال شده را تخلیه كرد. البته برخى مناطق استراتژیك غرب كشور همچون ارتفاعات میمك، قصر شیرین و قلاویزان در اشغال عراق باقى ماند و شهرهاى قصر شیرین، سومار، مهران و... همچنان زیر دید و تیر دشمن بود. در حقیقت، عملیات بیت المقدس، عراق را وادار به عقب نشینى سراسرى كرد و ناچار به اقداماتى دست زد تا سه نقطه ضعف عمده خود را بپوشاند:

 

١- با اتخاذ خطوط پدافندى مناسب متكى به عوارض طبیعى در نوار مرزى از فكه به بالا، رخنه پذیرى خود را منتفى كرد.

٢- طول خطوط پدافندى خود را كاهش داد.

٣- موجب صرفه‏جویى در نیرو و در نتیجه ایجاد نیروى احتیاط متحرك در سپاه‏ها شد.در این مرحله از جنگ، عراق خواستار كوشش‏هاى میانجى گرانه شد.

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عملیات بیت المقدس، عملیات فتح المبین، فتح خرمشهر، عراق، ارتفاعات میمک، قصر شیرین، قلاویزان، سومار، مهران، فکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«قافلة سرخ»

دوباره امشب از این كلبه‏ى تماشایى

رهى گشوده شده تا طلوع زیبایى

كسى دوباره صدا میزند كه پنجره‏ها

گشوده میشود امشب به سمت تنهایى

و باز قافله‏اى سرخ میرسد امشب

به این دیار گرفتار خواب یلدایى

و میرسند از آن سوى خون، سبكبالان‏

شكسته بال ولى غرق در شكوفایى

به یادشان همه شب‏ها نشسته بر ساحل

نگاه دوخته‏ام بر غروب دریایى

نگاه عادت ما را دو چشم ساده دهید

كه بنگرد به افق‏هاى سرخ رؤیایى




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، قافله سرخ، خواب یلدایی، سبکبالان، ساحل، غروب دریا، افق سرخ، طلوع زیبایی، تنهایی، شکسته بال، آنتی ویروس نود 32، nod32،

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic