«به‌نام یگانه‌محبوب دل‌های پاك و بی‌‌آلایش»

«از با بوی یاس (1)، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت اول»

نمی‌شناختم، هنوز نشناخته‌ام، نخواهم شناخت!

چهارده نور الهی‌‌رو نمی‌شناختم!، اون معصومین‌رو هنوز نشناخته‌ام!، اهل‌البیت(ع)، امام‌حسین(ع) و فرزندان پاك و مطهّرش، تا‌ آخرین اون‌هارو، حجت خدا، غریب و تنها، قائم منتظر، مهدی موعود، صاحب‌الزمان(عج)‌؛ نخواهم شناخت!

 

هر دفعه‌ عكسش‌رو می‌بینم، لبخند قشنگش كه زبان‌زدِ همه‌ی هم‌رَزم‌هاشِ بِهم آرامش می‌ده، می‌دونی در مورد كی حرف می‌زنم؟ هَمونی كه همه شیفته‌ی مَرامش بودن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، اباعبدالله الحسین (ع)، امام حسین (ع)، شهید حاج حسین خرازی، حاج حسین خرازی، لشکر 14 امام حسین (ع)، لشگر 14 امام حسین (ع)، دوکوهه، پادگان دوکوهه، گناه، زهرای مطهر، حضرت زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، مولا علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، سالار شهیدان، حضرت علی (ع)، غرق خون، امام حسن (ع)، حضرت زینب (س)، زهرای پهلو شکسته، در نیم سوخته، پهلوی شکسته، عاشق، معشوق، عاشق و معشوق، شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید همت، حسینه شهید همت، حسینه شهید حاج ابراهیم همت، میعادگاه عاشقان، میعادگاه عشاق، بزرگداشت شهدا، سال تحویل، طلائیه، طلاییه، اباالفضل العباس، بسیج، چفیه، اهل البیت (ع)، مهدی صاحب الزمان (عج)، عطش، عباس بن علی (ع)، دخیل یا اباالفضل،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:51 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

از کجا معلوم به شهر برسیم؟

یکی از نورانی‌ترین رفتارهای ممتاز در جبهه و جنگ، اهتمام رزمندگان اسلام به نماز اول وقت در هر شرایطی بود. بارها خوانده یا شنیده‌ایم که به‌طور اعجاب‌آوری، پای‌بند به نماز بوده‌اند. دوستان شهید «زین‌الدین» نقل می‌کنند: «در مسیر برگشت به مقر لشکر در جنوب، ظهر برای خوردن ناهار، وارد رستورانی شدیم. شهید زین‌الدین، با ما سر میز غذا ننشست و به نمازخانه‌ی رستوران رفت و مشغول نماز اول وقت شد. نکته‌ی جالب این‌جا بود که ایشان در قنوت و سجده‌ی نمازهایش، با صدای بلند گریه می‌کرد و دعا می‌خواند، به‌حدی که باعث توجه و تعجب همه‌ی اطرافیان ما شد و خود شهید زین‌الدین به این مسأله اصلا توجهی نداشت. او پس از اتمام نماز، سر میز غذا حاضر شد و غذایش را میل کرد.»

در احوالات شهید «همت» نیز آورده‌اند که ایشان برای نماز اول وقت خود، حتی در مسافرت‌ها صبر نمی‌کرد تا به شهر برسد. همان کنار جاده، چه در روز یا در شب، ماشینش را نگه می‌داشت و نماز اول‌وقت خود را می‌خواند. حتی بعضی از دوستان ایشان اعتراض می‌کردند که مثلا در مدت کوتاهی به شهر می‌رسیم و نماز می‌خوانیم. برای چند دقیقه، ماشین را متوقف نکنید. ایشان می‌فرمود: از کجا معلوم به شهر برسیم؟ من نماز اول وقت را از دست نمی‌دهم.

منبع: امتداد




طبقه بندی: نماز، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: نماز، نماز شهدا، نماز اول وقت، جنگ، جبهه، جبهه و جنگ، شهید مهدی زین الدین، شهید همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید، شهادت، شهید و شهادت، شهدا و نماز، اهمیت نماز اول وقت، نمازخانه، سجده،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic