تاریخ : شنبه 7 بهمن 1391 | 08:06 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« فرازی از وصیت نامه‌ی دو برادر شهید »

خدایا من که موفق نشده ام در زندگی برای اسلام خدمت کنم، لااقل مرگ مرا باعث رشد و تعالی احکام اسلام قرار ده که روز قیامت نزد پیامبر اکرم (ص)، و ائمه اطهار (ع) رو سفید باشم. ما اگر اکنون در جهان عزت و بزرگی داریم به جهت عمل به دستورات قرآن است. سعی کنید به قرآن بیش از پیش اهمیت دهید. خوب بخوانید و خوب عمل کنید تا رستگار شوید. تقوا را پیشه کنید همانگونه که خدا در قرآن می فرماید: که خدا دوست می دارد آنان را که مانند سدی استوار در مقابل دشمن  به پیکار می پردازند.... از حمایت روحانیت و مقام شامخ «ولایت فقیه» اطاعت کنید و نگذارید خدای نکرده بواسطه سهل انگاری، ظلم بر ممالک حاکم شود. من از همه مردم ایران می خواهم که تا آخرین قطره های خونتان از یاری اسلام و امام دست برندارند و شما باید سنگر شهدا را پر کنید.

 

شهید: سید روح الله صحفی

محل تولد: قم

محل شهادت: عملیات والفجر 8 (فاو)

مسئولیت: فرمانده قبضه موشک انداز مالیوتکا

تاریخ تولد: 1345

تاریخ شهادت:7/12/1364

 

سلام بر مادر مهربانم که مرا در دامن پر مهر خود به گونه ای تربیت کرد که تا امروز بتوانم در صف رزمندگان و مجاهدان راه دین، اسلام و قرآن قرار بگیرم. سلام بر پدر بزرگوارم که در کسوت روحانیت از خدمت گذاران به اسلام بوده و امیدوارم توفیق خدمت بیشتر را داشته باشد. از خواهر مهربانم می خواهم مانند زینب (س) که در مصائب عاشورا صبر و بردباری را پیشه خود ساخته بود صابر و شاکر باشد. از برادران و بستگان می خواهم هرگز در حمایت از روحانیت به ویژه «ولایت فقیه» که پرچم دار مبارزه ملت است کوتاهی نکنند و در راه پیشبرد اهداف دولت به هر طریقی می توانند کمک و پشتیبانی کنند.

 

شهید: سید محمد تقی صحفی

محل تولد: قم

محل شهادت: پاسگاه زید

مسئولیت: بیسیم چی

تاریخ تولد: 1343

تاریخ شهادت: 29/7/1361




طبقه بندی: وصیتنامه و دل نوشته های شهدا، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید سید محمد تقی صحفی، شهید سید روح الله صحفی، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، وصیت نامه شهدا، ولایت فقیه، حضرت زینب (س)، مصائب عاشورا، صبر و بردباری، روحانیت، اسلام، مجاهدان راه دین، رزمندگان، موشک انداز مالیوتکا، قم، عملیات والفجر 8، فاو، بیسیم چی، پاسگاه زید، سنگر شهدا، یاری اسلام، پیامبر اکرم (ص)، ائمه اطهار، زندگی برای اسلام، عمل به دستورات قرآن، تقوا، رستگاری،

تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 11:14 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دیگه هیچ شرحی نداره....

این تصویر خودش با آدم حرف میزنه.

بستگی داره کدوم وری باشی....

درست که دقت کنی می بینی بینشون یه سیم خاردار هم کشیدیم!...

دیگه یا علی......

کدوم وری هستی؟؟؟

لطفا در بخش نظرات بنویسید....

سمت راست، یا سمت چپ؟!

و چرا؟؟؟..

منبع: عصر انتظار




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید و شهادت، شهید، شهدا، فرهنگ شهادت، سوپر استار، عکس شهید، عکس شهدا، عکس بازیگران، عکس خوانندگان، عکس حاج حسین خرازی، عکس شهید بابایی، عکس شهید آوینی، عکس شهید حمید باکری، عکس شهید مصطفی چمران،
دنبالک ها: عصر انتظار،

تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یك ترانه در گلو...

تقدیم به سردار شهید حاج احمد کاظمی

19 دی سالروز شهادت و عروج آسمانی اش گرامی باد

من عطش آلوده‏ام آبم دهید

جرعه‏اى از باده‏ى نابم دهید

لب ز اسرار شهیدان دوختم‏

سینه‏ام آتش گرفت و سوختم‏

«گوى توفیق» از میان برداشتند

یكه و تنها مرا بگذاشتند

یك غزل در حنجرم خشكیده است‏

شعرهاى دفترم خشكیده است‏

دوستان رفتند و من جا مانده‏ام‏

در قفس تنهاى تنها مانده‏ام‏

قمریان در بوستان خنیاگرند

بلبلان در گلستانى دیگرند

ما فقط دم از تكامل میزدیم‏

دل به دریاى تساهل میزدیم‏

ما جعلنا خوانده و سالم شدیم‏

مایل این رخوت دائم شدیم‏

ما سلامت را سعادت خوانده‏ایم‏

در كجا درس شهادت خوانده‏ایم‏

غیرت آیینان خطر كردند، زود

تا خدا میل سفر كردند، زود

جملگى پروانه‏ى آتش شدند

در حریم عاشقى آرش شدند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، حریم عاشقی، سعادت، سلامت، درس شهادت، میل سفر، بلبل، گلستان، غزل، بوستان، اسرار شهیدان، عطش، آرش، شهید حاج احمد کاظمی،

تاریخ : جمعه 8 دی 1391 | 02:32 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

شهید رضا نادری

«فرازی از وصیتنامة شهید رضا نادری»

شهادت: عملیات مرصاد

الهی هر آن‌که را که بخواهی به راه آوری. طعم شیرین حضور جبهه را به او چشانی و او را عاشق و شیدای سرزمین خون و لاله‌های پرپر سازی و کسی که در این دیار معنی چگونه زیستن، عبادت، اخلاص، ایثار، استقامت، شجاعت و تمامی تبلورهای شرف و مردانگی را دانست ساکن همیشگی جبهه می‌شود و بیرون آمدن از فضای عطرآگین جبهه را به معنای افتادن در زندان و غنودن در زیر سایه بلند کاخ شیطان درون و فنا شدن در منجلاب و پارگین ناپاک دنیا می‌داند و بی‌خبران از این خوان رحمت حق تعالی از جبهه به‌عنوان فنا شدن و بدبختی یاد می‌کنند و گریزان از جبهه بسان موش‌های بزدل در سوراخ‌ها خزیده و بی‌بهره شدن خود از چشمه‌های معرفت و عشق را به حساب زندگی شخصی خود در بین مردم دانسته حال آن‌که کجایند تا ببینند که زندگی هرچه هست این‌جاست.

بر چهره‌ی گرفته و غمین بسیجیان در شهرها منگرید که داغ یاران از پیش سفرکرده‌ی خود از طرفی و غم دنیاپرستان بی‌تفاوت شهرها در قبال خون یارانشان از طرف دیگر، سیمایشان را درهم کشانده. وقت مسرت و سرمستی شیران بسیجی به هنگام جهاد است. آن‌جا که به وصال دلدارشان نزدیک‌اند؛ آن‌جا که می‌دانند در مسیر شط خون یارانشان در حرکتند.

شهید رضا نادری

به‌راستی که بسیجیان، شیران و سلحشوران جبهه‌اند و مظلومان و گمنامان شهرها. به خدا قسم این دنیا با تمام ظواهر فریبنده‌اش برای عاشقان بسیجی بسان قفسی است که دیگر طاقت ماندن در آن را ندارند و چشم امیدشان به گشودن درب زندان قفس دوخته گشته تا این‌که روزی روی دلدار و حبیب خود را ببینند و در آغوشش پر بگشایند.

فارغ دلان را آوَرَد عشرت‌پرستی سوی شهر

دیوانه‌ی عشق تو را غم سوی صحرا می‌برد

28 آبان 66، قبل از عملیات «نصر 8»

منبع: ماهنامه امتداد/ شماره 75




طبقه بندی: وصیتنامه و دل نوشته های شهدا، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهید و شهادت، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، وصیتنامه شهدا، بسیجیان، بسیج، بسیجی، سلحشوران جبهه، عاشقان بسیجی، عاشقان، روی دلدار، آغوش دلدار، وصال دلدار، جهاد، شط خون، سرزمین خون و لاله، فضای عطرآگین جبهه، عملیات مرصاد، عملیات نصر 8، فرازی از وصیتنامه شهید رضا نادری، عبادت، اخلاص، ایثار، استقامت، شجاعت، شرف و مردانگی، خوان رحمت حق، خوان رحمت الهی، عشق، چشمه های معرفت، زندان دنیا، دنیاپرستان، خون شهید، عشرت پرستی، دیوانه عشق، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

خدایا! اگر می‌خواهی تکه‌های بدنش را برایم بفرستی، نمی‌خواهم

شهید «حمیدرضا مهرایی» از زبان پدر و مادر شهید

کوچه شهید مهرایی

شهید مفقود «حمیدرضا مهرایی» از شهدای همین محله است؛ خانه‌ی کلنگی قدیمی خانواده‌ی شهید با خانه‌های اطراف فرق می‌کند؛ در این خانه پدر و مادری زندگی می‌کنند که سی سال است خواب راحت ندارند؛ سی سال حتی در ورودی خانه را عوض نکرده‌اند و در همان محله زندگی می‌کند تا مبادا پسرشان بیاید و خانه را پیدا نکند!

شب زمستانی که «حمیدرضا» به دنیا آمد

«لیلا بی‌طرف»، مادر حمیدرضا می‌گوید: اصالتاً برای شهر طبس هستیم؛ در 16 سالگی بعد از ازدواج با آقا طاهر به تهران آمدیم و همسرم باغبانی می‌کرد. سه پسر داشتم و پنج دختر که حمیدرضا، بچه‌ی چهارم خانواده، در 15 اسفند 43، به‌دنیا آمد. او در آزادسازی خرمشهر شهید شد و هیچ‌وقت پیکرش را برای ما نیاوردند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه‌ی شهدا،
برچسب ها: شهید حمید رضا مهرایی، زندگینامه شهید حمید رضا مهرایی، شهید، شهید و شهادت، شهادت، شهدای مفقودالاثر، خانواده شهدا، زندگینامه شهدا، شهر طبس، آزادسازی خرمشهر، میدان آزادی، امام خمینی (ره)، تپه قیطریه، حسن آباد، نفت، سحر، افطار، نماز، لقمه پاک، مسجد، جبهه و جنگ، حضرت زهرا (س)، اعزام به جبهه، شهدای گمنام، تشیع شهید، کفش کتانی، فلسفه روزه، رزمندگان اسلام، اسارت، عراق، اسیر بعثی، کوله پشتی، کوله بار، امامزاده اسماعیل (ع)، پادگان امام حسین (ع)، عروسی، شهدای تفحص، تابوت شهید، آغوش، هویزه، شلمچه، خاکریز، ولادت حضرت زهرا (س)، گل سرخ، چراغ گردسوز، ضد انقلاب، پایگاه مقاومت بسیج شمیران، انقلاب اسلامی، امام حسین (ع)، اسلام، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

هزار شهید را دیدم؛ هیچ‌کدام عزت‌الله نبود

شهیدی که پس از سال‌ها گمنامی، شناسایی شد

 

«کامیون داشتم و در شهرهای دور دست بار می‌بردم. یک روز صبح که سوار کامیون شدم، «سیدحسین حسینی»، همسایه‌مان که شهید هم شد، آمد و گفت: «شما جایی می‌روی؟»

گفتم: «بار دارم، باید به تهران ببرم.»

گفت: «حاجی! علی‌اکبر از عملیات برنگشته.»

یک حالی شدم...

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه‌ی شهدا،
برچسب ها: شهید، زندگینامه شهدا، شهادت، شهید و شهادت، شهید گمنام، شهدای گمنام، جنگ تحمیلی، کردستان، حرم حضرت معصومه (س)، عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس، اسرای جنگ تحمیلی، شهدای مفقودالاثر، بیمارستان جندی شاپور اهواز، شهدای شمال کشور، شهدای قم، شهدای تهران، چالوس، کوله پشتی، تابوت شهید، پرچم ایران، قرائت قرآن، امام زمان (عج)، قیام امام خمینی (ره)، شهید غلام حسین رحمانی، فاو، جبهه و جنگ، خانواده شهدا، صاحب الزمان، هفت تپه، عملیات کربلای 10، شلمچه، شنی تانک، سنگر، اباعبدالله الحسین (ع)، گردان صاحب الزمان (عج)، گردان مسلم، بلندی های ماهوت، حزب بعث عراق، قناسه، السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)، گردکوه، بنیاد شهید مهریز، گرگان، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 09:37 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«كعبة دل»

كوله بارى پر زمهر انبیا دارد شهید

سینه‏اى چون صبح صادق، باصفا دارد شهید

این نه خون است اى برادر بر لب خشكیده‏اش‏

بر لب خونرنگ خود، آب بقا دارد شهید

گرچه در گرداب خون، خوابیده آرام و خموش‏

با نواى بینوایى، بس نوا دارد شهید

كعبه‏ى دل را زیارت كرده با سعى و صفا

در ضمیر جان خود، گویى منا دارد شهید

دانى از بهر چه جانبازى كند در راه دوست‏

چون طواف كعبه را در كربلا دارد شهید

تا مس ناقابل خود را بدل سازد به زر

در رگ دل جوهرى از كیمیا دارد شهید

پیكر عریان او در خاك و خون افتاده است‏

از شرف بر جسم خود خونین قبا دارد شهید

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، مهر انبیاء، صبح صادق، طواف کعبه، کربلا، کعبه دل، لب خونرنگ، لب خشکیده، پیکر عریان، جانبازی، گرداب خون، سعی و صفا و مروه، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 25 آذر 1391 | 11:27 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یه روز یه رشتی بود…

میرزا کوچک خان جنگلی

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی بود…

حاج حسین خرازی

اسمش حسین خرازی بود
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه …

ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و … !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس « یه روز یه … بود » را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ،  به  « جوک ها » و « طعنه ها » و « تمسخرها » سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی !!!

این مطلب رو دوستان عزیز مبارز کلیپ کار کرده بودند. بس که خوشمان آمد کپی کردیم! ( البته با اجازه ) ما هم از وبلاگ مهاجر کپی کردیم. (با اجازه)




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهدا، دفاع مقدس، شهادت، جبهه و جنگ، میرزا کوچک خان جنگلی، جنگلهای شمال، یه روز یه اصفهانی بود، شهید حاج حسین خرازی، دین، ناموس، جوک، عشق، جنگ، جبهه، توپ، گلوله، خمپاره، دفاع از دین، دفاع از ناموس، دوستی، حماسه های اقوام ایرانی، یه روز یه ترک و رشتی و یه اصفهانی، حمله عراق به ایران، روزهای جنگ، رمز دوستی،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

اینجا ایران است

حاکمش نائب امام زمان (عج) است

او پاکترین رهبر جهان است

قدرت بسیجیانش کابوس اهریمنان است

اینجا کمی اجناس گران است

چونکه تحریم دشمنان است

اما ایرانی صبور و قهرمان است

هدف ما از زندگی نان نیست

حفظ ایمان است

زندگی همچو امتحان است

کسی قبول است که در خط شهیدان است

پیروی از ولایت وصیت آنان است

نه فقط فلسطین، بلکه حامی تمامی مظلومان است




طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: زندگی، فلسطین، ولایت، شهید، شهیدان، خط شهیدان، ایران، ایران و ایرانی، نائب امام زمان (عج)، کابوس اهریمنان، پاکترین رهبر جهان، هدف از زندگی، تحریم دشمنان، تحریم ایران، وصیت شهدا، ایران حامی مظلومان، گرانی اجناس، قدرت بسیج، وصیت شهیدان، امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای، حضرت ایت الله خامنه ای، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آخرین وداع»

در وقت مرگ ، روی لبش خنده ای شکفت با خون خود نوشت:
"آخر فتاد مرغ سعادت به دام ما"
"زد روزگار ، سکه ی عزت به نام ما."

"مادر" چنان عقاب به بالین او رسید
"فرزند" را به سینه ی پر مهر خود فشرد
دستی میان اشک ، به موی پسر کشید
بر روی "خون گرفته ی" او بوسه ای نهاد
در موج اشک گفت:
رویت سپید باد ،
"شهادت" مبارکت!
از ما ببر به
شهیدان سلام ما
با کشتگان بگو:
با ننگ ظلم ، زیستن ما ، حرام ما.

فرزند پاکزاد
مغرور و سربلند
لبخند زد به مادر و در "آخرین وداع"
با دیدگان سرخ
شهادت نگاه کرد
گفتا که: ای عزیزترین تکیه گاه من!
بشنو پیام ما:
ما کشتگان راه خداییم ،غم مدار
پاینده ایم و این بود آخر کلام ما:
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به
عشق"
"ثبت است بر جریده علم دوام ما"




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عشق، ظلم، دیدگان سرخ، موج اشک، بوسه، عقاب، سینه پر مهر، خون، مرغ سعادت، خنده، سکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 18 آذر 1391 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

زخم زیباى عشق

قسم به جان شقایق قسم به جان شهید

كه حرف عشق نگفته است جز زبان شهید

اگر كه تشنه یك جرعه نور معرفتی

دریچه‏اى بگشا تازه بر جهان شهید

شهید بنده محبوب بارگاه خداست‏

بنه جبین ارادت بر آستان شهید

فراز گنبد هفت آسمان فشاند نور

ستاره شرف نام جاودان شهید

ز جان خویش گذشتن به شوق حضرت دوست‏

به درس عشق همین است امتحان شهید

هزار لاله دمید از بهار سرخ تنش‏

تفرجى بكن اى دل به بوستان شهید

ز تیغ عشق خدا را چه زخم زیبایى است‏

شكفته بر تن چون باغ ارغوان شهید

از آن ز تربت او بوى عشق میآید

كه نیست غیر بهشت خدا مكان شهید

فناى تن چه دریغ است در تهاجم تیغ‏

بقاى دولت دین باد آرمان شهید

هزار سال اگر بگذرد به همره اشك‏

دل من است به دنبال كاروان شهید

منبع: علمی. آموزشی و مذهبی




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آرمان شهید، تهاجم تیغ، بهشت، کاروان شهید، اشک، فنای تن، تربت عشق، بوی عشق، تیغ عشق، بوستان شهید، لاله، درس عشق، امتحان شهید، نام جاودان شهید، جان شهید. حرف عشق، زبان شهید، شقایق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: علمی، آموزشی و مذهبی،

تاریخ : جمعه 17 آذر 1391 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

«آقا» شما بیا! تدارک اطعام با بسیج

 

پرچم زدن به گوشه هر بام با بسیج

 

گرچه پر است دام، ز بعد ظهورتان

 

منحل نمودن خطر دام، با بسیج

 

«کرب و بلا» مجال شما با سران کفر

 

یکسر نمودن خطر «شام» با بسیج

 

گرچه شهید راه تو «عیسی بن مریم» است

 

«آقا» قبور «قطعه گمنام» با بسیج




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، شعر دفاع مقدس، شعر و ادبیات، امام زمان (عج)،
برچسب ها: شعر، شعر بسیج، شعر امام زمان (عج)، کرب و بلا، قطعه شهدای گمنام، شهید، امام زمان (عج)، سران کفر، بسیج، عیسی بن مریم، ظهور، شام، قبور شهدا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

می گفت: مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام نباید به مسائل سیاسی آمیخته شود!
پرسیدم: سیاست بازی یا سیاسی ؟
گفت: اساساً این مراسم باید از مسائل سیاسی دور باشد!
گفتم: مگر امام حسین علیه السلام و یارانش در تصادف اتومبیل و یا در سانحه سیل و زلزله كشته شده اند؟!!!
سیاست به مفهوم واقعی آن اداره امور جامعه است و بنی امیه برای پیشگیری از حاكمیت حضرت كه عدالت پرور و در تضاد با حاكمیت ظالمانه و اشرافی آنان بود، آن حضرت را به شهادت رساندند، بنابراین، اگر در عزای آن بزرگوار بر ضرورت مبارزه با سلطه گران تاكید نشود و از نیاز به حاكمیت اسلام كه خواسته حضرت بود سخنی به میان نیاید، مراسم و مجالس سوگواری و عزاداری آن امام مظلوم و شهید آنگونه كه باید، برپا نشده است.
منبع: وبلاگ مهاجر




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم،
برچسب ها: امام حسین (ع)، مراسم عزاداری امام حسین (ع)، سیاست بازی، عزاداری امام حسین (ع) + سیاست، سیل، زلزله، سانحه تصادف، شهید، مجالس سوگواری امام حسین (ع)، مجلس عزای امام حسین (ع)، مبارزه با سلطه گران، مبارزه با ظلم، شهادت، اداره امور جامعه، حاکمیت اسلام، بنی امیه، امام حسین (ع) و سیاست، حاکمیت عدل، عدالت، حاکمیت ظالمانه، حاکمیت اشرافی، ماه محرم، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سخنان امام حسین (ع)»

« قسمت اول »

« نصایح امام حسین(ع) »

امام حسین(ع):

آنچه را طاقت نداری، به عهده مگیر؛ به آنچه نخواهی رسید، مپرداز؛ به آنچه قادر نیستی، وعده مده؛ جز به اندازه ای كه سود می بری، هزینه مكن؛ پاداش، جز به اندازة كاركرد خویش، مخواه؛ جز به فرمانبرداری از خدای سبحان كه بدست آورده ای، شادمان مشو و جز آنچه كه خود را برای آن شایسته می بینی، دریافت مكن.

ص844

« موارد صبر»

امام حسین(ع):

در  مواردی  كه حق، تو را ملزم  می سازد؛  بر آنچه نمی پسندی، شكیبا باش و در مواردی كه هوای نفس، تو را فرا می خواند؛ از آنچه (به ناحق است) و دوست می داری، خود را نگهدار.

ص847

« نماز و تلاوت قرآن »

امام حسین(ع):

من به راستی نماز و تلاوت قرآن و نیایش فراوان و استغفار را دوست می دارم.

ص441

« بی نیازی »

امام حسین(ع):

بی نیازی آن است كه آرزوهایت كم باشد و به اندازة كفاف خشنود باشی.

امام حسین(ع):

عزت آدمی در بی نیازی او از مردم است.

« زشت ترین چیزها »

امام حسین(ع):

زشت ترین چیزها در پیران، هرزگی و بی عاری؛ در قدرتمندان، درنده خویی؛ در شریفان و نجیب زادگان، دروغگویی؛ در ثروتمندان، بخل و تنگ نظری؛ و در عالمان، حرص است.

« کمال خرد »

امام حسین(ع):

كمال خرد پیروی حق است.

امام حسین(ع):

عقل، جز از راه پیروی حق، به كمال نمی رسد.

ص815

 

« دادرسی مومن »

امام حسین(ع):

هر كس در راه تامین نیاز برادر مومن خود تلاش كند، گویی كه نه هزار سال، خدا را پرستش نموده، در حالی كه روز را، روزه داشته و شب را، به بیداری سپری كرده است.

ص832

« نتیجة گناه »

امام حسین(ع):

كسی كه از راه نافرمانی خدا، درصدد بدست آوردن چیزی برآید؛ آنچه را امید دارد، زودتر از دست می دهد و آنچه را بیم دارد، زودتر به او می رسد.

ص850

 

« نشانه های عاقل »

امام حسین(ع):

عاقل، با كسی كه می ترسد او را دروغگو پندارد، هم سخن نمی شود؛ از كسی كه می ترسد او را رد كند، درخواستی نمی كند؛ به كسی كه می ترسد او را بفریبد، تكیه نمی نماید و به كسی كه به امید او اطمینان نیست، امید نمی بندد.

ص815

« صفتهای زیبا »

امام حسین(ع):

دانش ، نقطة باور معرفت است؛ تجربه های طولانی، فزونی عقل است؛ شرافت، همان پارسایی است؛ قانع بودن، آسایش تن است؛ هر كه تو را دوست دارد، از پلیدی و ناپاكی بازت می دارد؛ هر كه تو را دشمن دارد، بر كژی و نابكاری وادارت می سازد.

ص816

« دانا كیست؟ »

امام حسین(ع):

اگر همة گفتار دانا، نیكو و به حق بود، از خود پسندی، در آستانة دیوانگی قرار می گرفت؛ همانا دانا، كسی است كه حق گویی او، فراوان باشد.

ص816

« توبه »

امام حسین(ع):

خداوند توبه پذیر و بخشایشگر است، اوست كه توبة هر هوسران گمراهی راعهده دار پذیرش است.

ص942

« صدقة راستین »

امام حسین(ع):

به راستی صدقة پاكیزه، صدقة كسی است كه در راه به دست آوردن آنچه صدقه می دهد، بر پیشانی او عرق نشسته و چهرة او، غبار گرفته است.

ص744

« مومن، صدیق شهید است »

امام حسین(ع):

هیچ یك از شیعیان ما نیستند مگر آنكه صدیق شهیدند.

عرض كردم: فدایت شوم! این چگونه خواهد بود، در حالی كه عموم آنان، در بستر می میرند؟

فرمود: «آیا این آیة كتاب خدا را در سورة حدید، نمی خوانی كه: «و آنان كه به خدا و رسولان او ایمان آوردند، همانا نزد پروردگارشان صدیقان و شهیدانند.»

« كشتة اشكها »

امام حسین(ع):

من كشته اشكهایم؛ با سختی و اندوه، كشته می شوم و بر خدا شایسته است كه هیچ اندوهگینی نزد من نیاید، مگر آنكه اندوهش را بزداید و او را شادمان، به اهل خود برگرداند.

ص730

« تكلیف در حد توان »

امام حسین(ع):

خداوند، تاب و توان كسی را نستاند، مگر اینكه بار طاعتی از او بیفكند و نیز توانایی كسی را نگیرد، جز اینكه بار تكلیفی از او بردارد.

ص611

« هوای نفس »

امام حسین(ع):

از این هواهای نفسانی كه مجموعة آنها، گمراهی و سرانجام آنها آتش است، بپرهیزید.

ص848

« بدی كردن، پوزش خواستن »

امام حسین(ع):

كاری مكن كه از آن، پوزش بخواهی؛ زیرا مومن، نه بد می كند و نه، عذر می طلبد و منافق، هر روز بد می كند و عذر می خواهد.

ص848

« نیكی باید، به خوب و بد »

شخصی پیش امام حسین(ع) اظهار داشت: اگر نیكی به نا اهل برسد، تباه می شود،

امام حسین(ع) فرمود: «چنین نیست، بلكه نیكوكاری، همچون رگبار باران است كه باید به نیك و بد برسد.»

ص847

« معنای بردباری »

امام حسین(ع):

فرو بردن خشم و بر خود مسلط بودن از نشانه های حلم است.

ص847

« آثار صله رحم »

امام حسین(ع):

هر كه دوست دارد، اجل او تاخیر افتد و عمری دراز یابد و روزیش فزونی گیرد، باید صلة رحم انجام دهد.

ص846

« پذیرش دعوت مومن »

امام حسین(ع) شخصی را دید كه به یك مهمانی دعوت شد؛  در  پاسخ  دعوت  كننده  گفت:  معذرت می خواهم (نمی آیم)؛ حضرت به او فرمود: «برخیز، دعوت او را بپذیر كه در دعوت به مهمانی، عذرخواهی وجود ندارد؛ اگر روزه نداری، بخور و اگر روزه داری، مباركباد گو و در حقش دعا كن.»

ص846

« مدارا، كلید حل مشكلات »

امام حسین(ع):

هر كه از تدبیر بازماند و از چاره ها ناتوان گردد، مدارا، كلید گره گشای مشكلات اوست.

ص846

« شكر»

امام حسین(ع):

شكرگزاری تو، برای نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می شود.

ص845

«  یاری، در جوانمردی »

امام حسین(ع):

آن كس كه بخشش تو را بپذیرد، تو را در جوانمردی، كمك كرده است.

ص838

« بخشش به سائل »

روزی سائلی  طلب  حاجت  می نمود، امام حسین(ع) فرمود: « آیا می دانید، چه می گوید؟»

عرض كردند: نه.

فرمود: « می گوید: من پیام رسانِ  (نیازمندی آخرت) شما هستم؛  اگر چیزی به من دادید، آن را می گیرم و به آنجا می رسانم وگر نه، به آنجا می رسم، در حالی كه دستم خالیست.»

ص837

« موارد حاجت خواستن »

امام حسین(ع):

سوال كردن (و حاجت خواستن)  شایسته نیست، جز در بدهی سنگین، یا فقر كمرشكن، یا ضمانتی رسوا خیز.

ص836

« گریه از خشیت الهی »

امام حسین(ع):

گریستن از خشیت خدا، رهایی از آتش دوزخ است.

گریة دیده ها و خشیت دلها، رحمتی از خداست.

ص832

« آداب حاجت خواستن »

امام حسین(ع):

جز به یكی از سه كس، حاجت مبر: شخص دیندار، یا جوانمرد، یا دارای شرافت خانوادگی؛ اما دیندار، دین خود را با برآوردن حاجتت، حفظ می كند؛ اما جوانمرد، از مردانگی خود شرم می برد كه پاسخت ندهد و اما با شرافت، می فهمد كه تو با رو انداختن به او، از آبروی خود گذشتی؛ از این رو درحفظ آبرویت، كه نكند بدون برآورده شدن حاجتت برگردی، می كوشد.

ص834

« خوف از خدا »

امام حسین(ع):

در روز قیامت، جز آنكس كه در دنیا خوف خدا داشته، كسی ایمن نیست.

ص831

« سلام قبل از كلام »

مردی با امام حسین(ع)، آغاز سخن كرد كه خدا عافیتت بخشد؛ حالت چطور است؟ فرمود: « خدا آفیتت دهد، سلام كردن بر سخن گفتن، مقدم است؛ سپس فرمود: تا كسی سلام نداده، به او اجازة سخن ندهید.»

ص824

« بخل چیست؟ »

امام حسین(ع):

بخیل، كسی است كه از سلام كردن، بخل ورزد.

ص824

منبع: کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)

تدوین: گروه حدیث پژوهشكدة باقرالعلوم

زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی




طبقه بندی: سخنان امام حسین (ع)، معرفتی و دینی،
برچسب ها: امام حسین (ع)، سخنان امام حسین (ع)، فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، نصایح امام حسین (ع)، کلامی از امام حسین (ع)، پندهایی از امام حسین (ع)، بخل، سلام کردن، سخن گفتن، بخیل، روز قیامت، خوف خدا، جوانمرد، دیندار، شرافت خانوادگی، مردانگی، شرم، از خود گذشتگی، حفظ ابرو، آداب حاجت خواستن، گریه از خشیت الهی، رهایی از آتش دوزخ، خشیت دلها، رحمت خدا، بخشش به نیازمند، طلب حاجت کردن، یاری نمودن نیازمند، شکر نعمت، شکرگذاری، فزونی نعمت، مدارا، کلید حل مشکلات، پذیرش دعوت مومن، مهمانی، عذرخواهی، روزه داری، صله رحم، آثار صله رحم، بردباری، فرو خوردن خشم، نشانه های حلم، حلم و بردباری، نیکوکاری، خوب و بد، نیک و بد، هوای نفس، آتش دوزخ، گمراهی، پوزش خواستن، منافق، وظیفه و تکلیف، کشته اشک، سختی و اندوه، ایمان، صدیق، شهید، صدقه، شیعه، توبه، هوسران، دانا، صفتهای زیبا، فزونی عقل، قناعت، آسایش تن، پلیدی و ناپاکی، معرفت، دروغگو، عاقل، دانش، امید، نشانه های عاقل، نتیجه گناه، آثار گناه، پرستش خدا، روزه، شب زنده داری، کمال خرد، پیروی حق، درنده خویی، دروغگویی، حرص، هرزگی، بخل و تنگ نظری، بی نیازی، آرزو، عفت، بی عاری، استغفار، تلاوت قرآن، نماز، نیایش، صبر و شکیبایی،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شبى از خاك تا افلاك»

شبى از خاك تا افلاك رفتید

و با گل پیكرى صد چاك رفتید

شما پروانه‏ى افلاك بودید

جدا از تیره‏گى خاك بودید

لب تكبیرتان اعجاز میكرد

گره از دست و پاتان باز میكرد

اگر لبهایتان غرق دعا بود

نگاه دستتان سوى خدا بود

اگر با داغ تركش داغ گشتید

چو لاله نو عروس باغ گشتید

شما در بند جان و تن نبودید

كه خود را با شهادت آزمودید

علی گونه از اینجا پر كشیدید

و در آغوش حق خوش آرمیدید

منبع: نرم افزار روایت حماسه

 




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آغوش حق، لاله، نوعروس، پروانه، گل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

دلایل و زمینه های برتری ارتش عراق در ماه های پایانی جنگ چه بود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 22)

مهم‏ترین عوامل این برترى چنین بود:

١- اتفاق نظر بین‏المللى به ویژه شوروى و امریكا براى پایان دادن به جنگ.

٢- استفاده وسیع عراق از سلاح‏هاى شیمیایى و سكوت مجامع جهانى در برابر این اقدام عراق.

٣- بسته شدن راه كارهاى عملیاتى و ضرورت یافتن راه كارهاى جدید كه نیاز به تجهیزات پیشرفته داشت و فن‏آورى آن در اختیار جمهورى اسلامى نبود.

٤- عدم تمركز تجهیزات نظامى موجود در كشور در سازمانى كه عمل كننده اصلى در جنگ بود (سپاه).

٥- مهم‏تر از همه، عقب‏ماندگى اساسى ایران از نظر تجهیزات نظامى پیشرفته بود.

به ویژه بعد از سال ١٣٦٣ به دو علت توازن ابزارهاى پیشرفته به نفع عراق سنگینى مى‏كرد:

١- تحریم همه جانبه كشورهاى جهان در واگذارى تجهیزات هر چند عمومى نظامى به ایران.

 

٢- كاهش توان اقتصادى كشور براى خرید اقلام نظامى.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، انگلستان، آمریکا، جمهوری اسلامی ایران، قایق موتوری، تحریم تسلیحاتی ایران، تحریم اقتصادی ایران، موشک اسکاد، تجهیزات مخابراتی، شوروی، سلاح شیمیایی، فرانسه، هواپیمای میراژ، هواپیمای میگ، عملیات بدر، عملیات کربلای 5، سیانور، تهران، ادوات نظامی، هواپیمای سوپراتاندارد، عملیات خیبر، موشک اگزوسه، دولت سوئد، ارتش عراق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

پس از پیروزی ایران در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس، عراق از برخی مناطق اشغال شده در جبهه میانی عقب نشینی کرد، این اقدام عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 21)

عراق بعد از فتح خرمشهر بازگشت نیروهایش را به مرزهاى بین‏المللى مطرح كرد و آتش بس را در مرحله بعدى قرار داد و بدون آنكه منتظر جواب ایران بشود، به سرعت بخشى از نقاط اشغال شده را تخلیه كرد. البته برخى مناطق استراتژیك غرب كشور همچون ارتفاعات میمك، قصر شیرین و قلاویزان در اشغال عراق باقى ماند و شهرهاى قصر شیرین، سومار، مهران و... همچنان زیر دید و تیر دشمن بود. در حقیقت، عملیات بیت المقدس، عراق را وادار به عقب نشینى سراسرى كرد و ناچار به اقداماتى دست زد تا سه نقطه ضعف عمده خود را بپوشاند:

 

١- با اتخاذ خطوط پدافندى مناسب متكى به عوارض طبیعى در نوار مرزى از فكه به بالا، رخنه پذیرى خود را منتفى كرد.

٢- طول خطوط پدافندى خود را كاهش داد.

٣- موجب صرفه‏جویى در نیرو و در نتیجه ایجاد نیروى احتیاط متحرك در سپاه‏ها شد.در این مرحله از جنگ، عراق خواستار كوشش‏هاى میانجى گرانه شد.

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عملیات بیت المقدس، عملیات فتح المبین، فتح خرمشهر، عراق، ارتفاعات میمک، قصر شیرین، قلاویزان، سومار، مهران، فکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«قافلة سرخ»

دوباره امشب از این كلبه‏ى تماشایى

رهى گشوده شده تا طلوع زیبایى

كسى دوباره صدا میزند كه پنجره‏ها

گشوده میشود امشب به سمت تنهایى

و باز قافله‏اى سرخ میرسد امشب

به این دیار گرفتار خواب یلدایى

و میرسند از آن سوى خون، سبكبالان‏

شكسته بال ولى غرق در شكوفایى

به یادشان همه شب‏ها نشسته بر ساحل

نگاه دوخته‏ام بر غروب دریایى

نگاه عادت ما را دو چشم ساده دهید

كه بنگرد به افق‏هاى سرخ رؤیایى




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، قافله سرخ، خواب یلدایی، سبکبالان، ساحل، غروب دریا، افق سرخ، طلوع زیبایی، تنهایی، شکسته بال، آنتی ویروس نود 32، nod32،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 03:32 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«داغ بهاره»

دنیا و هر چه بود به دنیا نهاد و رفت

چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مثل عبور حادثه از مرز التهاب

بر روى لحظه‏هاى خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیم خانه به دوش زمانه بود

ما را كنار پنجره تنها نهاد و رفت

وقت غروب خویش همانند آفتاب

آئینه در مقابل فردا نهاد و رفت

گل بود كز مهاجرت ناگهان خویش

داغ بهاره‏اى به دل ما نهاد و رفت




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، لاله، نسیم، پنجره، غروب، گل،

تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 08:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بودن مجازى

از آسمان حقیقت صدایتان كردند

از این جهان مجازى جدایتان كردند

طنین زمزمه‏هاتان حدیث هجرت بود

كه از اسارت ماندن رهایتان كردند

شبى كه مست تجلى به آسمان رفتید

ستارگاه زمینى دعایتان كردند

فرشتگاه مقرب در آستان حضور

كبوتران حریم خدایتان كردند

شبى كه سهم من این بودن مجازى بود

از آسمان حقیقت صدایتان كردند


برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آسمان حقیقت، جهان مجازی، تجلی، اسارت، حدیث هجرت، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

معراجیان

آوازشان آواز بود آنان كه رفتند

پروازشان، پرواز بود آنان كه رفتند

چشمانشان مثل شقایق، مثل خورشید

در محضر گل، باز بود آنان كه رفتند

«نیریز»شان در كوچه باغ آبى عشق‏

سبز و طنین‏انداز بود آنان كه رفتند

پژواكى از «ماهور»شان در بیكران ریخت‏

«تحریر»شان همساز بود آنان كه رفتند

موج نگاه آسمان افروزشان نیز

روشن‏ترین اعجاز بود آنان كه رفتند

دیگر نیازیشان به دنیا دوستان نیست‏

دنیایشان یك راز بود آنان كه رفتند

معراجیان را مرگ، یعنى جشن میلاد

پایانشان آغاز بود آنان كه رفتند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، معراجیان، جشن میلاد، مرگ، موج نگاه، پرواز، آواز، شقایق، گل، ماهور، عشق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شهادت افتخار ماست امروز»

خوش آن روزى كه ما را سنگرى بود

هواى ما هواى دیگرى بود

خوش آن روزى كه دل‏ها یكصدا بود

خوش آن روزى كه جبهه كربلا بود

خوش آن روزى كه دل مى‏سوخت در تب‏

و چفیه، بوى خون مى‏داد هر شب‏

و چفیه، یادگار جبهه‏ها بود

و چفیه ، رازدار جبهه‏ها بود

خوش آن روزى كه با سر مى‏دویدیم‏

به خاك پاك جبهه مى‏رسیدیم‏

درون جبهه‏ها طوفان به پا بود

خدا در كنج سنگرهاى ما بود

دلى بود و خدایى بود و سنگر

دعا بود و شقایق‏هاى پرپر

هنوز آرى بسیجى مرد جنگ است‏

و در دست تمام ما تفنگ است‏

برادرهاى ما مردان جنگ‏اند

برادرهاى ما مرد تفنگ‏اند...

هنوز آرى هواى جبهه داریم‏

شقایق زادگان داغداریم‏

خزان ما، بهار ماست، امروز

شهادت، افتخار ماست ، امروز..




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، تفنگ، جبهه، شقایق، بسیجی، مرد جنگ، سنگر، کربلا، چفیه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سبكبالان»

خوش الحانان قفس را باز كردند

به قاف قرب حق پرواز كردند

سبكبالان شب سیر مهاجر

بهارى تازه را آغاز كردند

در دل را ز خلوتخانه راز

به سوى بى‏نهایت باز كردند

فراز قله ایثار را فتح‏

مقام صدق را احراز كردند

چو جام معرفت را سر كشیدند

به غمزه كشف رمز و راز كردند

گرفته جام دل از عمر و خود را

رها از قید حرص و آز كردند

كجا رفتند یارب سربداران‏

كه سر عشق را ابراز كردند

وصال ارزانى آنان كه ما را

به درد هجر خود دمساز كردند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:47 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شهادت‏»

ما رهروان وادى سرخ شهادتیم

گل‏هاى سبز و خرم باغ عبادتیم

ما كشتگان راه خداییم و باك نیست‏

ز آن رو كه زندگان جهان سعادتیم

چون قطره‏ایم و وصل به دریاى قرب دوست

با سیر جاودانه‏ى خون بى‏نهایتیم

ما پیرهن به عشق خدا رنگ مى‏كنیم

زین رنگ سرخ ، غرقه به خون شهادتیم

هرجا شهید جلوه كند ارض كربلاست

این نهضت از خدا بود و ما ز نهضتیم

عطر حسین (ع) را بشنو از مزار ما

در قعر گور خفته و در اوج عزتیم

همت طلب ز تربت این كشتگان عشق

چون مژده‏ى سعادت و پیغام رحمتیم

مهر على (ع) به جان « شفق » ریشه كرده است

زیرا به سایه سار درخت ولایتیم

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، کربلا، عشق خدا، کشتگان راه خدا، وادی سرخ شهادت، باغ عبادت، قرب دوست، عطر حسین (ع)، کشتگان عشق، مهر علی (ع)، ولایت، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:48 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هیهات، مصیبتی است تنها ماندن

هنگام رحیل همرهان جا ماندن

سخت است زمان هجرت هم قفسان

مبهوت قفس شدن ز ره واماندن

در چون و چرای حسرت هستی تا چند

تا چند اسیر خودسری ها ماندن

در حسرت پر کشیدن از دام وجود

ماندیم و نبود در خور ما رفتن

مشتاق رحیل و بال و پر سوخته ایم

سخت است در این سرا خدایا ماندن

«شهید محمدرضا تورجیزاده»

منبع: ماهنامه امتداد

 




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با صدای اذان از سر سفره بلند شد!

گفتیم: غذات سرد میشه!

گفت: نه! میرم نماز و گرنه غذای روحم سرد میشه!

«شهید محمود شهبازی»

منبع: ماهنامه امتداد




طبقه بندی: نماز، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: نماز، شهید، غذای روح، نماز غذای روح، اذان، صدای اذان، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«مثنوى یاد»

به یاد بسیجیان عارف

اى قلم امشب بیا اعجاز كن‏

خاطرات سرخ را آغاز كن‏

خاطرات روزهاى زخم و خون‏

خاطرات رهنوردان جنون‏

خاطرات خطه‏هاى آتشین‏

خاطرات تركش و میدان مین‏

خاطرات پاكبازان نجیب‏

خاطرات خلوت «امن یجیب»

خاطرات بیدلان بى‏قرار

خاطرات لاله‏هاى داغدار

خاطرات سركشان جام عشق‏

عارفان سرخوش و گمنام عشق‏

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شهیدان، قافله، دیده بوسی، نیستان، عشق، ذولفقار، آیینه دار عشق، حنابندان، اشراق، آیین، قلب، سینه، واژه سرخ شهادت، شهامت، شمشیر، آفتاب، خون، مردان نور، شور شیرین، عارفان، دلدار، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«تبلیغ پرواز»

به یاد یاران مفقودالاثر

مادرم هر بار برگ لاله‏اى بو مى‏كند

كوچه‏هاى منتظر را آب و جارو مى‏كند

باغ از بوى نجیب یاسمن پر مى‏شود

یادگار سینه‏ى سرخش گل به گیسو مى‏كند

شبنم شعر عطش، از برگ باور مى‏چكد

تا فلق، تبلیغ پرواز پرستو مى‏كند

هر سحر از سمت خوبیها، نسیمى مى‏وزد

گرد دل را مى‏تكاند، عشق را رو مى‏كند

تا پدر یك لب تبسم، بین ما قسمت كند

صبر را با خون دل، سنگ ترازو مى‏كند

این طرف از سینه‏ها هیهات جارو مى‏شود

قاصد ابهام آن سوتر هیاهو مى‏كند

با عطش با زخم باید عهد را تجدید كرد

ورنه، دل با لاى لاى عافیت خو مى‏كند

 منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عطش، پرستو، پرواز، یاسمن، لاله، صبر، خون، عهد، مفقودالاثر، عشق، قاصدک، سحر، منتظر، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«دایرة نور»

رفت آن سان كه نجستم اثرش را حتى

نشنیدم دگر از كس خبرش را حتى

با طلوع فلق از دایره‏ى نور رسید

محو شد تا كه نبینم سحرش را حتى

گونه‏اش سرخى گلبرگ شقایق را داشت

چهره ننمود ببینم نظرش را حتى

آمد از سویى و از سوى دگر رفت ، ولى

رو به من نیز نگرداند ، سرش را حتى

درد در سینه ، گل خنده به لب‏هایش داشت

ننمایاند به كس چشم پرش را حتى

كرد پرواز بدان‏گونه سبكبال، كه باد

در ره خویش نهان كرد پرش را حتى

رفت و بر جاش نهادند، یكى شاخه‏ى گل

برد با خویش دل شعله‏ورش را حتى

نخل سرخى شد و تا اوج شكوفایى رفت

رفت آن‏سان كه ندیدم اثرش را حتى

 

 منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، سحر، گلبرگ شقایق، شقایق، شاخه گل، چهره، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic