تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

کوزۀ چشم حریصان پر نشد          تا صدف قانع نشد پر درّ نشد

آدمیان حریص و آزمند هرگز سیر نمی شوند و همواره طمع و حرص، آنان را به وادی فزون خواهی می افکند و زیاده خواهی آنان را رها نمی کند. و لذا در تمام عمر در وادی آزمندی پریشانحال و نگرانند و سیمای آرامش را هیچگاه نمی بینند. اینگونه افراد به میزانی که در میدان حرص و ولع بیشتر می تازند، تشنه تر می شوند.

آدمی اگر همچون صدف در میان دریا به قناعت رو کند و از آزمندی دست بشوید، تبدیل به گوهری گرانبها در بحر بیکران هستی می شود و قدر و منزلت بسیار می یابد و به آرامشی که نیاز روح و روان انسان است می رسد و جانش شکوفا می شود و گوهرها می پروراند.

دُر ّقناعت، بی نیازی و عزّت نهفته است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، صدف، حرص، قناعت، بی نیازی، حرص و طمع، فزون خواهی، زیاده خواهی، آرامش، آزمندی، روح و روان، روان انسان، شکوفایی جان، آنتی ویروس نود 32، nod32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1391 | 02:11 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                     

اگر من حجابم را درست کنم جامعه درست می شود؟  همة ایران گیر این چهار تا موی من است؟

جواب از دکتر شاهین فرهنگ:

فردی کنار ساحل در حال پرت کردن مرجانهای دریایی به داخل دریا بود. یکی به او رسید و گفت چه‌کار می‌کنی؟ جواب داد دارم مرجان‌ها را نجات می‌دهم (مرجان‌ها وقتی توسط امواج به ساحل آورده می‌شوند دچار اختلالات تنفسی می شوند و می‌میرند) آن فرد خندید و گفت: «می‌دانی در سرتاسر این ساحل چند میلیون صدف به ساحل نشسته و تو می‌خواهی همه‌شان را نجات بدهی؟ با یک گل که بهار نمی‌شود» مرد لبخندی به او زد و خم شد و مرجانی را از روی زمین برداشت و به داخل دریا پرتاب کرد و گفت: «ولی برای این یکی که بهار شد!!!».

 تو اگر حجابت را درست کنی هیچ جای جامعه درست نمی شود. اما تو که با خدا رفیق تر می شوی. ممکن است کسی بگوید رفاقت با خدا را می خواهم چه کنم اتفاقا من آدمهای زیادی می شناسم که نه نماز می خوانند و نه حجاب دارند و بهترین زندگی ها هم بهره مند اند اما هر چی گرفتاری است مال دوستهای خدا است. جواب این است که درست می گویید. چون رفیقهای خدا مثل آن عینک زلال می مانند. اشکالش چی است که تو رفیق خدا بشوی و خدا بگوید رفیق من، تو حیف هستی که آلوده باشی می خواهم پاکت کنم. دلم نمی آید آن دنیا به جهنم بروی، همین دنیا پاکت می کنم که در قیامت راحت باشی.




طبقه بندی: مباحث حجاب دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، دکتر شاهین فرهنگ، جامعه، ساحل دریا، مرجانهای دریایی، صدف، بهار، گل، خدا، عینک، جهنم، قیامت، نماز، رفاقت با خدا، ایران،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات