تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پنج حسـی هست جـز این پنـج حـس

آن چو زرّ سرخ و این حس ها چو مس

 

مولانا و دیگر عارفان بزرگ، حواس انسان را به دو دسته تقسیم کرده اند: یک دسته حواس پنجگانۀ متعلق به جسم است که در این مرتبه انسان با حیوانات اشتراک دارد. اینگونه حواس را جلال الدین به "مس" که فلزی کم قیمت است، تشبیه می کند. دستۀ دیگر، حواس متعلق به جان است که از مبدأ هستی به آدمی رسیده و مولانا آن را به طلای ناب تشبیه می نماید.

 

حس ابدان قوت ظلمت می خورد     حـس جـان از آفـتـابـی مـی چـرد

 

حواس وابسته به جان، از خورشید جهانشمول حضرت حق سرچشمه می گیرند و روشنایی عرضه می کنند. در حالی که حواس وابسته به بدن، از سفرۀ ظلمت تغذیه می شوند و تیرگی می آفرینند. انسان به میزانی که از حواس وابسته به تن فراتر رود، از حواس روحانی برخوردار می شود. حواس مختص جان، آدمی را با اسرار عالم غیب و حقایق دیار معنا آشنا می سازند و او را تا آنجا به پیش می برند که همچون موسای کلیم (ع) دست از گریبان بیرون کند و ظلمت را به نور و روشنایی مبدل سازد.

 

ای ببرده رخت حس ها سوی غیـب

دست چون موسی برون آور ز جیب

 

جیب: گریبان، کنایه از جان است.

 (بدلیل یافت نشدن تصویر مناسب با موضوع این قانون، از عکس منظره استفاده شده)

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: پنج حسـی هست جـز این پنـج حـس، عارفان بزرگ، حواس انسان، حواس پنجگانه، مس، مبدأ هستی، طلای ناب، حس ابدان قوت ظلمت می خورد، حواس وابسته به جان، خورشید، حضرت حق، روشنایی، حواس وابسته به بدن، سفرۀ ظلمت، تغذیه، تیرگی، حواس روحانی، اسرار عالم غیب، حقایق دیار معنا، موسای کلیم (ع)، ظلمت، نور و روشنایی، ای ببرده رخت حس ها سوی غیـب، جیب، گریبان، کنایه، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که را جامه ز عشقی چاک شد          او ز حرص و عیب کلی پاک شد

چنانچه انسان جامۀ صفات رذیله را چاک کند و لباس بندگیِ هوس ها را از تن بیرون کند و جامۀ عشق حق بپوشد و در دریای عشق الهی غوطه ور شود، از همۀ عیوب و رذیلت ها پاک می شود.

عشق اکسیری است که مسِ وجود آدمی را تبدیل به طلای ناب می کند. هر کس گریبان خود را از عشق بدراند و حلاوت عاشقی را بچشد، صفات ناپسند از او رخت بر می بندد و جانش نورانی می شود؛ از ظلمتِ تن بیرون می آید و در وادی پاکی ها گام در می نهد. در این بیت جلال الدین شاخصۀ پاکان را ظهور عشق در آنان دانسته است.

درک این معنا در دایرۀ عشق های مجازی نیز تا حدودی امکان پذیر است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حرص، لباس بندگی، انسان، صفات رذیله، بندگی هوس، جامة عشق، دریای عشق الهی، حلاوت عاشقی، اکسیر عاشقی، مس وجود، طلای ناب، عشق، صفات ناپسند، ظلمت تن، ظهور عشق، عشق مجازی، آنتی ویروس نود 32، nod32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات