تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پس دعاها کان زیان است و هلاک

وز کــرم مـی نشـنـود یـزدان پـاک

 

از آنجا که انسان از پسِ پردۀ غیب بی خبر است و حقایق پشت پرده را نمی داند و در بسیاری از اوقات قدرت تشخیص صلاح و فساد خود را ندارد، نمی داند که هنگام دعا در محضر حضرت حق از خداوند چه چیزی طلب کند که به مصلحت او باشد. و لذا گاهی درخواست هایی دارد که اگر از ناحیۀ خدای حکیم اجابت شود، زیان و هلاکت او را در پی خواهد داشت. در چنین وضعیتی که خواسته های انسان با جهل در می آمیزد، یزدان پاک گوئی این دعاها را نمی شنود و نمی پذیرد و چه بسا انسان بدون توجه به عواقب ناگوار اینگونه خواسته ها، بخاطر عدم اجابت آنها مکدر و ناخرسند می شود. لیکن پس از گذشت زمانِ لازم، در می یابد که قبول نشدن دعاهای او چه بلاها و زیان هایی را از او دور کرده است. و اگر آن خواسته ها اجابت می شد، چه تباهی ها که نصیب او نمی گردید. آدمی آنگاه با دریافت این معنا به شکرگزاری از حضرت حق می پردازد و خداوند متعال را سپاس می گوید که خواستۀ او را برآورده نکرده است.

 

شکر حق را کان دعا مردود شد          من زیان پنداشتم وآن سود شد

 

خداوند در آیه 216 سورۀ بقره می فرماید:

عَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ  وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ  وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ 

 

«بسا چیزى را خوش نمى‌دارید و آن براى شما خوب است، و بسا چیزى را دوست مى‌دارید و آن براى شما بد است، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید»

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: پس دعاها کان زیان است و هلاک، پردۀ غیب، صلاح و فساد، دعا، در محضر حضرت حق، طلب، مصلحت، خدای حکیم، خواسته های انسان، جهل، یزدان، پاک گوئی، بلاها، شکرگزاری از حضرت حق، شکر حق را کان دعا مردود شد، سورۀ بقره، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1391 | 01:42 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ما نبودیم و تقاضامان نبود          لطف تو ناگفتۀ ما می شنود

همۀ موجودات عالم از جمله انسان پیش از آنکه وجود خارجی پیدا کنند در علم خداوند ثبوت داشتند. مولانا می گوید: علم جامع خداوند آنچنان بر همه احوال مسلط است که قبل از موجودیت ما و ظاهر شدن خواسته ها و تقاضاهای ما، اسرار ناگفتۀ ما را می شنید و از تقاضاهای ما آگاهی داشت. او طلب کردن ما برای پوشیدن جامۀ وجود را در دایرۀ لطف خود پاسخ گفت و ما را به مرتبه ظهور رسانید.

خداوند پیش از آنکه موجودیت ظاهری ما انسانها محقق شود، ما را عاشق و شیفتۀ خود قرار داد و آنگاه در ما رغبت موجود شدن را پدید آورد و لذت هست شدن را به ما چشاند و ما را متظاهر ساخت. جلال الدین در تبیین این مطلب میگوید:

لذّت هستی نمودی نیست را          عاشق خود کرده بودی نیست را

ما انسانها قبل از آنکه وارد دایرۀ وجود شویم عاشق پروردگار خود بوده ایم.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عاشق، انسان، لذت، علم خداوند، طلب، دایره وجود، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 5،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات