تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 | 01:28 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که دندان ضعیفی می کند          کار آن شیر غلط بین می کند

در داستانی آمده است که خرگوشی، شیری را به کنار چاه آبی کشید. چون شیر در چاه آب نظر کرد، تصویر خود را در آب دید و به گمان اینکه آن تصویر رقیب و دشمن اوست، به آن حمله ور شد و به درون چاه پرآب درغلطید و مرد. مولانا در این بیت می گوید: انسانی که به ضعیفان ستم می کند و بر آنان درد و رنج وارد می سازد، در حقیقت مانند آن شیر به تصویر خود حمله کرده و خود را به نابودی می کشاند. ظلمی که انسانها به همنوعان خود می کنند، شمشیری است که در اصل بر خود می زنند.

عکس خود را او عدّو خویش دید          لاجرم بر خویش شمشیری کشید

بسیاری از ناگواری ها و ناملایماتی که در طول زندگی برای آدمی رخ می دهد، در حقیقت تأثیر اعمال و رفتار ناپسند خود اوست و از پلیدی های درون خود انسان سرچشمه می گیرد و حاصل جور و ستم هایی است که خود بر دیگران روا داشته است.

ای بدیده عکس بد بر روی عم          بد نه عم است آن تویی از خود مرم

عم: عمو

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، داستان شیر و خرگوش، پلیدی های درون، ظلم و ستم، ظلم به مظلوم، ستم بر مظلوم، ظلم به انسانها، حقیقت، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای بسا ظلمی که بینی در کسان          خوی تو باشد در ایشان ای فلان

بدی ها و زشتی هایی که انسان در وجود دیگران می بیند و حس می کند، در حقیقت خصلت ها و صفات خود اوست که چونان آینه ای در وجود آنان منعکس می شود. در اغلب موارد ظلمی که به انسان می رود، عکس العمل ستم هایی است که بر دیگران روا داشته و آثار آن به خود او باز گردانده شده است. بر مبنای این قانون، خلق و خوی ناپسند و ناشایستی که ما در وجود برخی انسانها می بینیم، در واقع انعکاس خصلت ها و صفات ناپسند خود ماست که در سیمای زشت و ظالمانۀ آنان ظاهر شده است.

در خود آن بد را نمی بینی عیان          ور نه دشمن بوده ای خود را به جان

انسانها غالباً بدی ها و زشتی های خود را نمی بینند و لذا همواره خود را دوست و عزیز می دارند. در حالی که اگر پلیدی های درون خود را می دیدند، با نفس خود به دشمنی و مبارزه بر می خاستند.

(بدلیل یافت نشدن تصویر مناسب با موضوع این قانون، از عکس منظره استفاده شده)

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زشتی، بدی، حقیقت، ظلم و ستم، دوست، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر ضعیفی در زمین خواهد امان          غلغل افتد در سپاه آسمان

امان خواهی و پناه جوییِ مظلومی که دستش از چاره کوتاه است و توان دفع ظلم و دفاع از خود را ندارد، فریاد بلندی است که طنین آن همۀ جهان را پر می کند و فرشتگان را با خبر می سازد و نیروهای غیبی را به یاری آن مظلوم بسیج می کند. بی تردید آه مظلوم گریبان ظالم را خواهد گرفت و او را به هلاکت خواهد رساند. آنجا که پای انسان مظلومی در میان است که قدرت دفاع از خود را ندارد و فریاد خواهی می کند، سپاه غیبی به یاری او بر می خیزد و داد او را از ظالم می ستاند. خداوند خود پناه بی پناهان و فریادرس ستمدیدگان است و فرجام خواهیِ آنان را خود عهده دار می شود. ظالمانی که بر ضعیفان و ناتوانان می تازند، در حقیقت به جنگ پروردگار عالم می روند و او را به مصاف با خود فرا می خوانند. به خوبی آشکار است که در این نبرد، این ستمگرانند که محو و نابود می شوند.

مرحوم علامه جعفری از مرد مورد وثوقی نقل می کرد: در یکی از روزها از فرط خستگی، شبانه برای خوابیدن و استراحت به منزل آمدم. همینکه چشمانم گرم شد و در آستانه خواب عمیق قرار گرفتم خروسِ خانه به خواندن آواز درآمد و مرا بیدار کرد. بار دیگر از شدت خستگی به خواب رفتم. پس از گذشت اندک زمانی دوباره صدای آواز خروس خواب را از چشمانم ربود، و این واقعه چندین بار تکرار شد تا اینکه عصبانی و خواب آلود برخاستم و از شدت ناراحتی قصد خروج از منزل نمودم. در وسط حیاط با خروس آوازخوان مواجه شدم. در حالت خشم چنان ضربه ای بر گردن خروس وارد کردم که خروس به گوشه ای از حیاط پرتاب شد. از خانه خارج شدم و در کنار خیابان به راه افتادم تا به محل کار بازگردم. مشغول رفتن بودم که ناگهان دستی با قدرت بر پشت گردنم اصابت کرد و در جوی کنار خیابان افتادم. چون از جای برخاستم، مردی را دیدم که با حیرت از من عذرخواهی می کرد. او گفت مرا ببخشید، شما را با دوست خود اشتباه گرفتم و چون از او دلخور بودم، به گمان اینکه شما همان دوست من هستید چنین کردم. این واقعه و هزاران واقعۀ مشابه به ما نشان می دهد که ظلمِ ظالمان بی پاسخ نخواهد ماند، حتی اگر این ظلم به یک خروس باشد.

عکس: تصویری از مظلومیت کودکان غزه

                                                     منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، آه مظلوم، دفاع از مظلوم، ظلم و ستم، علامه محمد تقی جعفری، جنگ با خدا، ستمدیده، نیروهای غیبی، فرشتگان،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای که تو از ظلم چاهی می کنی          از برای خویش دامی می تنی

ظلم و ستم که ریشه در تیرگی و تاریکی دارد، خود موجبات تیرگی هایی تازه برای ظالمان را فراهم می سازد. ظلم به انسانها و حتی سایر موجودات، در حقیقت چاهی عمیق و تاریک است که انسان ستمگر در پیش پای خود حفر می کند. جلال الدین در این بیت می گوید: ای کسی که با ظلم خویش برای هلاکت آدمیان چاه می کنی، بدان و آگاه باش که در کار تنیدن دام برای نابودی خود هستی و سرانجام خود در آن چاه هولناک گرفتار خواهی شد. ستمکاران گمان می کنند که آثار ظلمشان به خودشان باز نخواهد گشت. آنان غافلند که در حال تنیدن دام و کندن چاه برای تباهی و هلاکت خویشند.

چاه مظلم گشت ظلم ظالمان          این چنین گفتند جمله عالمان

جملۀ عالمان و خردمندان جهان، ظلم را به چاهی ظلمانی و تاریک تشبیه کرده اند که فرد ظالم برای خود حفر می کند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، ظلم و ستم، تاریکی، ظالمان، ستمکاران، انسان ستمگر، ظلم به خویشتن، ظلم به انسانها، حقیقت، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که او بنهاد ناخوش سنّتی          سوی او نفرین رود هر ساعتی

هر کس در زندگی راه و رسم و روش ناپسندی را بنیان گذارد، تا زمانی که آن رویه جاری و برقرار باشد موج لعن و نفرین حق و خلق به سوی او روان است. علاوه بر آن، هر آنچه از ناحیه این راه و رسم غلط و سنت نادرست به دیگر انسانها سرایت کند، برپا دارنده این سنت نیز از آنها بهره مند می شود. چه بسیار انسانها که به علت سنتهای نادرستی که توسط فرد یا افرادی بنا نهاده شده است به گمراهی در افتاده اند و خسارتهای فراوان دیده اند و از حیات خود بهرۀ مطلوب نبرده اند. روش های غلط چه آتش ها که در  جوامع انسانی نیافروخته و چه زیانها که به بار نیاورده است.

 

نیکوان رفتند و سنّتها بماند          وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند

 

انسانهای نیکوکار از جهان می روند و صفات و کردار نیک از آنان باقی می ماند. در حالیکه آدمیان پست و فرومایه پس از مرگ چیزی جز ظلم و ستم از خود باقی نمی گذارند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زندگی، راه و رسم زندگی، انسان، سنتهای نادرست، حیات، جوامع انسانی، انسانهای نیکوکار، جهان، مرگ، ظلم و ستم، انسانهای پست و فرومایه، نیکی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات