تاریخ : شنبه 27 آبان 1391 | 10:50 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«عشقِ حسینی یا حسینِ عاشق»

سپاس خدای را كه طاعتش موجب قرب است و نافرمانیش موجب مغفرت، و سلام و درود بر محمد(ص) و خاندان معصومش و سلام بر مخلصان عالم حضرت اباعبدا... الحسین(ع) و یاران پاكش.

 

قیام عاشورا اگرچه در زمان و مكانی در سالها پیش از این اتفاق افتاده است، اما چگونه است كه تاكنون همچنان زنده مانده و روز به روز بر عظمتش افزوده می شود و جهتی گشته است برای بندگان مومن خدا كه در هر زمان و در هر مكان آنها را با حسینی بودن بیازمایند كه هر فكر، خیال، عمل، حركت و نگاهمان، ما را در یكی از صفوف اولیا و یا اشقیا قرار می دهد، و به راستی چیست این راز بزرگ كه انسانها را این چنان مستانه به سوی خود می كشد.

عشقِ حسینی یا حسینِ عاشق

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

                          


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم،
برچسب ها: امام حسین (ع)، اخلاص، محبت، عشق حسین (ع)، قرب الهی، مرکب عشق، نهایت عشق، بندگی، عاشق، عاشق و معشوق، عاشقی، عشق حسینی، حسین عاشق، عاشورا، قیام عاشورا، محرم، کربلا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

 

                                    «به‌نام یگانه‌محبوب دل‌های پاك و بی‌‌آلایش»

«از با بوی یاس (1)، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت اول»

نمی‌شناختم، هنوز نشناخته‌ام، نخواهم شناخت!

چهارده نور الهی‌‌رو نمی‌شناختم!، اون معصومین‌رو هنوز نشناخته‌ام!، اهل‌البیت(ع)، امام‌حسین(ع) و فرزندان پاك و مطهّرش، تا‌ آخرین اون‌هارو، حجت خدا، غریب و تنها، قائم منتظر، مهدی موعود، صاحب‌الزمان(عج)‌؛ نخواهم شناخت!

 

هر دفعه‌ عكسش‌رو می‌بینم، لبخند قشنگش كه زبان‌زدِ همه‌ی هم‌رَزم‌هاشِ بِهم آرامش می‌ده، می‌دونی در مورد كی حرف می‌زنم؟ هَمونی كه همه شیفته‌ی مَرامش بودن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، اباعبدالله الحسین (ع)، امام حسین (ع)، شهید حاج حسین خرازی، حاج حسین خرازی، لشکر 14 امام حسین (ع)، لشگر 14 امام حسین (ع)، دوکوهه، پادگان دوکوهه، گناه، زهرای مطهر، حضرت زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، مولا علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، سالار شهیدان، حضرت علی (ع)، غرق خون، امام حسن (ع)، حضرت زینب (س)، زهرای پهلو شکسته، در نیم سوخته، پهلوی شکسته، عاشق، معشوق، عاشق و معشوق، شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید همت، حسینه شهید همت، حسینه شهید حاج ابراهیم همت، میعادگاه عاشقان، میعادگاه عشاق، بزرگداشت شهدا، سال تحویل، طلائیه، طلاییه، اباالفضل العباس، بسیج، چفیه، اهل البیت (ع)، مهدی صاحب الزمان (عج)، عطش، عباس بن علی (ع)، دخیل یا اباالفضل،

تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391 | 02:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« معرفت النفس 10»

«جلسة چهارم/ قسمت دوم»

«دعوای علامه حسن زادة آملی با شیطان در خواب»

علامه حسن زاده می فرمودند که ما در خواب دیدیم که با یک قول بزرگی (شیطان) داریم دعوا می کنیم و بعد از کلی زدن و خوردن، دست این قول را گرفتم و گذاشتم توی دهانم و شروع کردن به گاز گرفتن. بعد از شدت درد بیدار شدم و دیدم که دست خودم را دارم گاز می گیرم. و فرمودند که آن قول و شیطانی که با او دعوا می کردم خودم بودم و باید با خودم مبارزه کنم.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، انسان شناسی، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعه فرهنگی و علمی سفیران بصیر علوی، قوه خیال، سرطان، سرطان خون، سرطان حنجره، تاثیرات تلقین، تلقین به نفس، سکته قلبی، مرگ، بیماری، فرانسه، شکنجه، مولوی، داستانی از مولوی، ازدواج، عشق، عاشق و معشوق، کوهنوردی، مارهای سمی، لذت، زندگی، مثنوی مولوی، سمرقند، مسجد، نماز، فشار قبر، عالم خواب، اراده تکوینی، اراده تشریعی، امیرالمومنین (ع)، امام علی (ع)، شیطان، علامه حسن زاده آملی،

تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391 | 07:19 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عشق هایی کز پی رنگی بود          عشق نبود عاقبت ننگی بود

عشق هایی که از هوا و هوس انسان سرچشمه می گیرد و در پی آب و رنگ و زیبایی های ظاهری به وجود می آید، اولاً زودگذر و ناپایدار است و ثانیاً ننگ و عار را بدنبال دارد. ارزش هر عشقی به اندازه بزرگی و اصالت معشوق آن است. و عشق های سطحی و کاذب اساساً عشق نیستند و نباید نام مقدس عشق را بر آنها نهاد.

مولانا می گوید: کاش عشق های کاذب و برخاسته از هوا و هوس از همان ابتدا ننگ خود را آشکار می کردند تا انسان ها به آن تعلق خاطر نمی یافتند و ناگواری ها گریبان آنان را نمی گرفت. چه بسا عشقهای واهی و ظاهری که در جوامع بشری ظاهر شده اند و کار عاشق و معشوق را به رسوایی و نابودی کشانده اند. و چه بسا قتل ها و فتنه ها که بر اثر عشق های دروغین رخ نموده است.

عشق آن زنده گزین کو باقی است          کز شراب جان فزایت ساقی است

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی، شرح اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، انسان، هوا و هوس، عشق، زیبایی، عشق کاذب، عاشق و معشوق، رسوایی، ساقی، جوامع بشری،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 07:38 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقی پیداست از زاری دل          نیست بیماری چو بیماری دل

در جان و دل عاشقانی که هنوز به وصال معشوق نرسیده اند همواره ناله ها و دل مشغولی هایی وجود دارد که در چهره و ظاهر آنان آشکار می شود و انسان آگاه می تواند از طریق شناختن این علائم راز عاشقان را دریابد و به درمان رنج درونی آنان همت کند.

بیماری دل در وجود انسان علائمی ایجاد می کند که اگر طبیبان الهی نباشند و رمز و راز جان ما را نشناسند طبیبان ظاهری این علائم را بر بیماری جسمی حمل می کنند و درمان آنها بی اثر می شود و گاهی هم نتیجه معکوس می دهد و لذا هیچ بیماری ای به اندازه بیماری دل اهمیت ندارد.

مولوی خود چنین می گوید:

علت عاشق ز علت ها جداست          عشق اسطرلاب اسرار خداست

می بینیم که جلال الدین درد عاشقی را از سایر دردها و بیماری ها جدا دانسته است و عشق را پدیده ای می داند که اسرار حقیقت از آن شناخته می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثتوی، مثنوی معنوی، مثنوی معنوی مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولوی، اشعار مولانا، وصال معشوق، درد عشق، عشق و عاشقی، عاشق و معشوق، بیماری دل، علائم عشق، بیماری جسمی، اسرار عشق، اسرار حقیقت،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 06:59 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای لقای تو جواب هر سؤال     مشکل از تو حل شود بی قیل و قال

لقای حضرت حق و دیدار اولیاء الهی و حضور در جوار معشوق حقیقی دافع همه مشکلات و گرفتاری هاست. انسان تا به مرحله وصل نرسیده است چون و چرا می کند و پرسش هائی برای او رخ می نماید که به دریافت پاسخ نیاز دارد. همینکه عاشق به مطلوب خود دست یافت و او را در کنار گرفت و لقاء حاصل شد دیگر مشکلی باقی نمی ماند که برای حل آن نیاز به گفتگو و جدال و قیل و قال باشد. چراکه معشوق و مراد بالاترین خواست عاشق و مرید است و چون دیدار میسر شد پاسخ سؤال ها نیز در آن ملاقات و رسیدن به مطلوب مستتر است و چنانچه نقصی هم باقی بماند سالک در جوار مراد بدون نگرانی با استفاده از اشراف ولی خدا آنها را مرتفع می کند.

به طور کلی سؤال تا زمانی وجود دارد که وصال رخ نداده است و لذا به محض تحقق وصال، دیگر سؤالی باقی نمی ماند.




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی، مثنوی معنوی، مولوی، جلال الدین محمد بلخی، مولانا، مثنوی معنوی مولوی، عاشق، وصال یار، معشوق، عاشق و معشوق، سالک الی الله، لقای حق، مرید و مراد، ملاقات حق،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic