تبلیغات
اوج پرواز - مطالب ابر عالم معنا
تاریخ : یکشنبه 11 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چشم بند آن جهان حلق و دهان      این دهـان بربـنـد تا بیـنـی عیـان

 

در نوشته های پیشین بیان شد که انسان دارای دو نوع حواس است: گروهی از حواس بیرونی اند که همان حواس پنجگانه را تشکیل می دهند. و گروهی نیز درونی و مرتبط با عالم معنا هستند که در صورت زدودن حجاب ها از جان، به ظهور و شکوفایی می رسند. انسانِ راه یافته به عالم معنا، چشم و گوش و حواس تازه ای می یابد که بوسیلۀ آنها می تواند حقایقی را شهود کند که انسانهای عادی قادر به درک آن نیستند. مولانا می گوید: برای کسب توانایی های آن جهانی، باید حلق و دهان را مهار زد. به این معنی که از توجه بسیار به جسم و شهوات آن پرهیز کرد و اسب چموش نفس اماره را با افسار ریاضت و تمسک به تقوای الهی، از زیاده خواهی ها و تندروی ها بازداشت. در حقیقت، دهان هواهای نفسانی را باید بست تا چشم جان گشوده شود و حقایق عالم معنا آشکار و عیان گردد. جهت دستیابی به عالم والای معنا، باید حجاب های تنیده شده از تعلقات جسمانی را از جان زدود تا آفتاب معرفت بر آن بتابد و آن را گرما و روشنایی ببخشد.

 

جلال الدین دهان آدمی را که سمبل طلب های مادی و جسمانی است، به دهانۀ دوزخ تشبیه کرده که هر چه بیشتر در آن ریخته شود، آتش تباهی جان را شعله ور و افروخته تر می سازد. این جهان را نیز به برزخ و عبورگاه تطبیق داده و توقف در این جایگاهِ موقت را خردمندانه نمی داند.

 

ای دهان تو خود دهانۀ دوزخی     وی جهـان تـو بـر مثـال برزخـی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: چشم بند آن جهان حلق و دهان، حواس بیرونی، حواس پنجگانه، حجاب جان، ظهور، شکوفایی، عالم معنا، چشم و گوش، حواس، شهود، انسانهای عادی، حلق و دهان، شهوات، اسب چموش، نفس اماره، ریاضت، تمسک به تقوای الهی، زیاده خواهی ها، تندروی ها، حقیقت، هواهای نفسانی، چشم جان، حقایق عالم معنا، عالم والای معنا، حجاب، تعلقات جسمانی، آفتاب معرفت، گرما و روشنایی، سمبل، طلب های مادی و جسمانی، دهانۀ دوزخ، آتش تباهی، تباهی جان، آتش شعله ور، آتش افروخته، جهان برزخ، خردمندان، ای دهان تو خود دهانۀ دوزخی، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به زیـر پرده ی هر ذره پنهــان          جمال جان فزای روی جانان

اگر یك ذره را برگیری از جای          خلل یابد همه عالم سراپای

بی تردید یكی از ویژگی های برجسته و آشكار پدیده های موجود در نظام هستی، همانا حاكمیت قانون در همۀ اركان و ذرات وجود آنها است. این قانونمداری را می توان در تمامی زوایای پیدا و پنهان موجودات مشاهده و احساس نمود. خدای سبحان آسمان و زمین و هر آنچه را كه در این دو جای داده، بر اساس قانون و نظم خاص آفریده و در مسیر معین قرار داده است. اساس عالم بر پایۀ نظم و قانون استوار است. در قرآن كریم آیات فراوانی وجود دارد كه خدای متعال بر استقرار نظم و قانون تلویحاً و تصریحاً اشاره فرموده است: كتاب و میزان را منشاء ایجاد قسط و عدل در نظام زندگی آدمیان قرار داده؛ رسیدگی به اعمال خیر و شر انسان ها را در مقیاس ذره هایی چون دانۀ خردل به تمثیل كشیده؛ و گردش اجرام آسمانی و زمین و خورشید و قمر را با نظمی شگرف بر پای داشته است.

 

توجه به نظم و قانون از قول و فعل انبیا و اولیای الهی به تواتر سفارش گردیده و امیر مؤمنان علی(ع) در خطابه ها و در سیره و روش خود نظم و قانون را مورد تأكید فراوان قرار داده و همگان را به تقوا و نظم در امور توصیه فرموده است. حكما و فلاسفه نیز بزرگترین دلیل خود برای اثبات وجود خداوند را با برهان نظم اقامه كرده اند.

 

هستی با همۀ ابعاد پیدا و پنهان خود در دریای قوانین غوطه می خورد و قوانین سرّ و علن چنان در سطح و عمق پدیده ها نفوذ كرده و جاری و ساری شده است كه گویی جز قانون، هیچ چیز دیگری در این عالم وجود ندارد. پیشرفت علم و دانش، آدمیان را به وجود قوانین بی شمار در اجسام و موادِ عالم بیش از گذشته واقف كرده است و دانشمندان پدیده های هستی را به واسطۀ كشف قوانین حاكم بر آنها به استخدام انسان در آورده اند. در روزگار ما بر اثر گسترش علوم، قانونمند بودن همۀ اجزای موجودات زمینی و آسمانی به اثبات رسیده و بشرِِ امروز به قوانین و ضوابط حاكم بر اتمها و الكترون ها و موجودات تك سلولی تا اجرام حیرت انگیز آسمانی پی برده است و بسیاری از این قوانین را برای تسلط بر پدیده ها به خدمت گرفته است.

 

جهان غیب و پدیده های خارج از حواس ما نیز بر پایۀ قوانین مخصوص به خود استوارند و شناخت و بكارگیری آنها آدمی را بر عالم معنا و سرزمین غیب مشرف و مسلط می سازد. انبیا و اولیای الهی با عنایات حضرت حق و با فعال كردن حواس درونی توانسته اند به قوانین حاكم بر عالم غیب دست یابند و ضوابط حاكم بر جهان غیب را بشناسند و آن را در مسیر كمال خود و انسان ها بكار گیرند. عارفان و فیلسوفان در آثار خود از وجود حواس دیگری غیر از حواس ظاهری پرده برداشته اند و به فراخور حال، روزنه هایی بر عالم معنا گشوده اند. اشرف العارفین حضرت علی(ع) گریز از سیطرۀ حكومت خداوند و قوانین حاكم بر عالم را غیر ممكن دانسته اند . در تعالیم انبیای الهی و در سنت و سیرۀ آنان همواره از قوانین موجود در عالم ملك و ملكوت سخن رفته و حكمت های فراوانی از این بزرگان همچون لولو و مرجان به آدمیان هدیه شده است. بی مبالغه باید گفت: همچنان كه تمام ذرات عالم در مسیر حیات و كمال خود از قوانین مسلّم پیروی می كنند، انسانها نیز كه اشرف مخلوقات جهان هستند باید برای طی طریق و حركت به سوی كمال از قوانین خاص خود پیروی كنند. تفاوت آشكار میان انسان با سایر موجودات و پدیده های جهان، برخورداری او از قوۀ عقل و اختیار است.  توانایی بهره گیری از اختیار، انسان ها را در دو راهی سقوط و صعود قرار داده است. پیمودن هر یك از این دو راه مستلزم ورود به حوزۀ قوانین همان راه خواهد بود. جناب جلال الدین محمد بلخی قانونمند بودن حیات آدمیان را در یك بیت شعر به صورت حكیمانه خلاصه كرده و چنین گفته است:

 

این جهان كوه است و فعل ما ندا          سـوی مـا آیـد نـداهـا را صـدا

 

 گل زرد

 

مولانا جلال الدین معتقد است كه فضای لایتناهی هستی، مانند كوهستانی است كه آثار اعمال و افكار انسان ها را به آنان باز می گرداند و در حقیقت همۀ آدمیان رهین فعل و قول خویش هستند. انسان هوشیار و رها شده از مستی های نفس همواره می كوشد تا با استفاده از دانش و تجربۀ گذشتگان و بهره گیری از قواعد و قوانین عالم غیب و شهود، در مسیر تعالی روح و توسعۀ جان گام بردارد. مولانا جلال الدین در مسیر گشودن ابواب حكمت و معرفت و باز كردن دریچه های نور به سرزمین روح، با بهره گرفتن از مبانی مبدأ و معاد و پر كردن جام خویش از خمخانۀ انبیای الهی و سیراب شدن از وحی و گشودن پرده ها و افشای اسرار، در مثنوی شریف حكمت های فراوانی را برای انسان ها به ارمغان آورده است. سراسر مثنوی و دیوان كبیر پر است از گوهرهای ناب و

 

حكمتهای بی بدیل كه هر یك در جایگاه خود قانونی مسلّم است كه هر كس بدان دست یابد و آن را در زندگی به کار بندد، هرگز در ورطۀ هلاكت و گمراهی نیفتد و راه به سلامت برد و بر بام بلند كمال انسانی برآید. این فقیر الی الله به تشویق آن رفیق طالب و آن جمال بدیعی كه به قول جلال الدین "آن كشنده می كشد" خدای حكیم را به یاری گرفت و از او كه خود منشأ همۀ حكمت ها و حكومتها است مدد خواست و او را به عطای صدق و خلوص فراخواند و عنان كار بدو سپرد و بر آن شد تا با مساعی و همراهی آن رفیق به دیار طلب درآید و از خزانۀ گهربار مثنوی به احصاء و گزینش قوانین مسلّمی كه هر یك از آن ها می تواند راهگشای حل مشكلات فردی و اجتماعی انسان ها باشد دست یازد. بر آن امید كه بتواند با بضاعت اندک خود از این بحر ژرف و بیكران حكمت ها، دُرها برگیرد و به طالبان طرب تقدیم دارد.

 

آنچه در پی خواهد آمد، ابیات برگزیده ای از مثنوی معنوی جلال الدین رومی است كه هر یك در موضوع خود قانونی متقن و راهبردی نورانی است و همچون فانوسی در جادۀ تاریك زندگی انسانها نور افشانی می كند. آنچه در پیش روی شماست گزیده ای از ابیات قانون-محور مثنویِ سی هزار بیتی مولانا است كه با زندگی روزمرۀ انسان ها درآمیخته است. این مجموعه تحت عنوان هزار قانون زندگی تدوین و در اختیار شیفتگان حیات سلم قرار گرفته است. تلاش عامدانه ای صورت گرفته كه توضیحات ذیل هر یك از ابیات، با زبانی ساده و نثری روان نگاشته شود تا امكان بهره برداری از آن برای همۀ علاقه مندان و در همۀ سطوح اجتماعی میسر باشد.

 

در خاتمه از خوانندگان عزیز و صاحبان خرد و دلدادگان كوی حق برای كاستی ها و خطاها و نواقص احتمالی این اثر طلب عفو می كنیم. نصایح حكیمانه و توصیه های خردمندانه و انتقادات سازندۀ شما عزیزان راهگشای ما در ادامۀ این مسیر خواهد بود و پاداش شما را نزد حضرت حق محفوظ خواهد داشت. امید است كه این خدمت صادقانه، روزنه ای به سرزمین حكمت و نور بگشاید و طالبان عزیز را مفید فایده افتد و دردی دوا كند و رنجی بزداید و حلاوتی بیافریند و روح و جان ما را حیات و روشنی بخشد.

و ما توفیقی الا با الله علیه توكلت و الیه انیب

محمود قنبری (شاهد)




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، جمال جان، روی جانان، نظام هستی، حاکمیت قانون، نظم آفرینش، آسمان و زمین، نظم و قانون، قرآن کریم، قسط و عدل، نظام زندگی، خیر و شر، اجرام آسمانی، تمثیل، انبیاء، اولیای الهی، امیرالمومنین، امیرالمونان، تقوا، حکما و فلاسفه، برهان نظم، اثبات وجود خدا، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)، قوانین هستی، دانشمند، کشف قوانین عالم، اتمها، الکترونها، جهان غیب، سرزمین غیب، مسیر کمال انسان، عرفا و فلاسفه، عالم معنا، هدیه، حکمت، تعالیم انبیای الهی، قوانین حاکم بر عالم، ملک و ملکوت، حرکت به سوی کمال، لولو و مرجان، طی طریق، قوه عقل، اختیار، فضای لایتناهی هستی، عالم غیب و شهود، تعالی روح، مستی نفس، مبدأ و معاد، سرزمین روح، زندگی، هلاکت و گمراهی، دریای بیکران حکمت، دیار طلب، مشکلات فردی و اجتماعی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون بر آورد از میان جان خروش          اندر آمد بحر بخشایش به جوش

راه پیوستن به عالم معنا و پیوند گرفتن با خدای سبحان، از طریق شکوفایی جان و برآوردن خروش از عمق ضمیر گشوده می شود. چنانچه آدمی از مسیر جان پاک خود با خداوند جهان رابطه بر قرار کند و او را از عمق جان فرا بخواند، دریای لطف و عطای الهی جوشش می کند و پروردگار دریچه های رحمت خود را می گشاید و طلب کننده را سیراب می سازد.

توسل بر غیر خداوند، و غیر از او را در حل مشکلات مؤثر دانستن، و اصل پنداشتن مسببات و غافل شدن از صاحب الاسباب موجب می شود که انسان از یاوری حق محروم بماند و خداوند او را به حال خود رها کند. توجه به خداوند و از او مدد خواستن و سایر پدیده ها را در حد اسباب و قواعد دیدن، بحر بخشایش حضرت حق را به جان آدمی روان می سازد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، توسل، بحر بخشایش، عالم معنا، شکوفایی جان، عطای الهی، لطف الهی، حضرت حق، جان آدمی، آنتی ویروس نود 32، noe 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آینه ات دانی چرا غمّاز نیست          زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست

آنان که از عالم معنا و دنیای اسرار نشانی نمی یابند و دریافتی ندارند، بدانند که آینۀ جانشان بر اثر آلودگی ها و غلبۀ هواهای نفسانی و سیطرۀ منِ طبیعی غبار و زنگار گرفته است و تیرگی ها مانع از انعکاس حقایق در آینۀ جان آنان می شود. برای دریافت حقایق عالم و پیوند خوردن با جان و گشودن حجاب های درون، راه چاره آن است که روح و جان انسان صیقلی شود و زنگار و آلودگی از آینۀ دل زدوده شود. چرا که آینۀ غبار آلوده و زنگار گرفته، چهرۀ انسان را آنگونه که هست نمی نماید.

به زبان دیگر، تا جان آدمی به وسیلۀ صفات حسنه پاک و مطهر نشود و شفّافیت و خلوص پیدا نکند، استعداد دریافت حقایق را نمی یابد و اسرار الهی در جانش جلوه گر نمی شود. زنگ زدایی عامل اصلی درخشندگی جان است که با بندگیِ حق میسر می شود.

غمّاز: آشکار کننده

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خلوص، صفات حسنه، اسرار الهی، بندگی حق، عالم معنا، دنیای اسرار، هواهای نفسانی، انعکاس حقایق، روح و جان، آینه جان، حجاب درون، زنگار دل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،