تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟

گفت: برو عزیزم.

رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!

پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟

گفت: برو عزیزم.

رفت و عملیات خیبر شهید شد!

پدر گفت:

حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه

رفت و کربلای پنج شهید شد!

مادر به خدا گفت:

همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن

رفت و در حج خونین شهید شد!




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: عملیات خیبر، تفنگ، والفجر مقدماتی، حج خونین، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،
دنبالک ها: امتداد،

آیا سرزمین و یا شهری از کشور عراق به تصرف نیروهای نظامی ایران در آمد؟ چرا و به چه مدت؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 31)

بله؛ پس از آنكه عملیات بیت المقدس با موفقیت به اجرا در آمد و دشمن اشغالگر از قسمت وسیعى از خاك ایران عقب نشست به دلایل زیر ایران تصمیم گرفت كه عملیات برون مرزى خود را آغاز كند:

 

اول: آنكه پس از استقرار نیروهاى ایرانى در شهرهاى سومار، مهران و قصر شیرین و مشاهده‏ى اوضاع، مشخص شد كه حسن نیتى در كار نبوده و تمام این شهرها با خاك یكسان شده است، لذا این جنایات قطعا نباید بدون پاسخ مى‏ماند.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، عملیات والفجر 10، عملیات نصر 4، سلاح های شیمیایی، صدام حسین، حلبچه، خرمال، شهر ماووت عراق، عملیات خیبر، عملیات بدر، عملیات محرم، جزایر مجنون، هورالهویزه، ام النعاج، عملیات قدس 1، عملیات قدس 5، شهر زبیدات عراق، عملیات والفجر 8، فاو، بندر فاو، خمپاره انداز، موشک انداز، توپخانه، ارتش عراق، سومار، مهران، قصر شیرین، شهادت، عملیات بیت المقدس، به روز رسانی آنتی ویروس نود 32، nod 32،

دلایل و زمینه های برتری ارتش عراق در ماه های پایانی جنگ چه بود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 22)

مهم‏ترین عوامل این برترى چنین بود:

١- اتفاق نظر بین‏المللى به ویژه شوروى و امریكا براى پایان دادن به جنگ.

٢- استفاده وسیع عراق از سلاح‏هاى شیمیایى و سكوت مجامع جهانى در برابر این اقدام عراق.

٣- بسته شدن راه كارهاى عملیاتى و ضرورت یافتن راه كارهاى جدید كه نیاز به تجهیزات پیشرفته داشت و فن‏آورى آن در اختیار جمهورى اسلامى نبود.

٤- عدم تمركز تجهیزات نظامى موجود در كشور در سازمانى كه عمل كننده اصلى در جنگ بود (سپاه).

٥- مهم‏تر از همه، عقب‏ماندگى اساسى ایران از نظر تجهیزات نظامى پیشرفته بود.

به ویژه بعد از سال ١٣٦٣ به دو علت توازن ابزارهاى پیشرفته به نفع عراق سنگینى مى‏كرد:

١- تحریم همه جانبه كشورهاى جهان در واگذارى تجهیزات هر چند عمومى نظامى به ایران.

 

٢- كاهش توان اقتصادى كشور براى خرید اقلام نظامى.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، انگلستان، آمریکا، جمهوری اسلامی ایران، قایق موتوری، تحریم تسلیحاتی ایران، تحریم اقتصادی ایران، موشک اسکاد، تجهیزات مخابراتی، شوروی، سلاح شیمیایی، فرانسه، هواپیمای میراژ، هواپیمای میگ، عملیات بدر، عملیات کربلای 5، سیانور، تهران، ادوات نظامی، هواپیمای سوپراتاندارد، عملیات خیبر، موشک اگزوسه، دولت سوئد، ارتش عراق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1391 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

این‌جا فکه؛ قلب سوزان جنوب و قرینه‌ی کربلای حسین(ع)

در هوای سرد زمستانی جنوب، خورشید آرام‌آرام از پشت تپه‌ها به‌سوی قلب آسمان در حرکت بود و در آن صبح دل‌انگیز زمستانی در منطقه‌ی دشت‌عباس، اردوگاه را در میان سروصدای بچه‌های گردان که با نزدیک شدن زمان عملیات به تکاپو افتاده بودند، به تماشا نشسته بود. همین چند ساعت پیش بود که در مراسم نماز صبح و پس از آن صبحگاه، فرماندهان نوید عملیات را دادند و بعد از آن گویی جشنی در پیش باشد، هرکس به کاری سرگرم شد. یکی پوتین‌ها را واکس می‌زد، دیگری سلاحش را روغن‌کاری می‌کرد و عده‌ای در گوشه‌ای دور از بقیه، صورت بر خاک گذاشته و با معبود خود، گرم عشق‌بازی بودند. برخی وصیتنامه‌هایشان را بازنویسی می‌کردند و اردوگاه در شمیم عملیات غرق شده بود. آن‌چه بیش از همه، بچه‌ها را به شور آورده بود، وعده‌ی دیدار با فرمانده‌ی لشکر، «مهدی باکری» بود. روز به‌سرعت در حال تمام شدن بود و صف‌های طولانی بچه‌ها جلوی حمام‌های صحرایی برای غسل شهادت، روحیه‌ی بالای بسیجی‌ها برای عملیات را نوید می‌داد.

                                    برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهید و شهادت، شهدا، جبهه، جبهه و جنگ، فکه، والفجر مقدماتی، تفحص، عاشورا، شهیدان، شهید حمید باکری، شهید مهدی باکری، تانک، بی سیمچی، سنگر، کربلای ایران، پرواز، حضرت علی اصغر (ع)، امام حسین (ع)، مهمات، دشمن، ارتش، تیر سه شعبه، حرمله، آر.پی.جی، موج انفجار، سفیر عشق، بوسه عاشقانه، حضرت رقیه (س)، شیپور جنگ، قتلگاه، یا حسین(ع)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج)، عطش، قمقمه های خالی، بدنهای مطهر شهدا، پیکرهای مطهر شهدا، نجوای عاشقانه، مسلخ عشق، پروانه های عاشق، کانال، رملهای فکه، عاشقی، توپ، خمپاره، دوشکا، شب عملیات، بسیجی، روزهای جنگ، نماز صبح، عشقبازی، نماز جماعت، تفحص شهدا، عملیات خیبر، عملیات بدر، میدان مین، منور، منور خوشه ای، غسل شهادت، وصیتنامه شهدا، فرماندهان جنگ، شوروی، خاکریز، ستون پنجم، طلائیه، طلاییه، تیپ عمار، حضرت رسول (ص)، مولانا، مولوی، ضد هوایی، سماع عاشقانه، اسارت، غزل مولانا، منطقه عملیاتی فکه، ترکش و خون، رمل، خاکهای رملی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1391 | 01:18 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ماییم که ماندیم و مردیم!

یک عده از خواهران دانشگاه شهید بهشتی تهران آمده بودند و با فرماندة تفحص طلائیه می‌خواستند عکس بگیرند. ایشان گفت: چرا می‌خواهند عکس بگیرند؟ مسئولشان گفت: پارسال که آمدیم این‌ها همه‌شان مانتویی بودند! با خودشان گفتند ما چقدر در برابر شهدا شرمنده‌ایم! ما چه بکنیم که اینان از ما راضی باشند؟ این‌ها سوختند و قطعه قطعه شدند و دم نزدند، ولی ما این‌همه طلبکاریم و اخلاق و رفتار درستی هم نداریم! با خودشان یک تصمیمی گرفتند که کمترین کار این است که چادر را از سر خود جدا نکنند و بعد از یکسال لذت بردن از زندگی با عفاف بیشتر، حالا آمده‌اند در آن‌جایی که نقطة عطف زندگی‌شان بود یک عکس یادگاری بگیرند.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید بهشتی، تهران، شهدا، شهید، طلائیه، تفحص، عکس، سلوک، تهذیب، شهید ابوالفضل ضابط، عملیات خیبر، عفاف،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic