تاریخ : جمعه 1 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

توی عملیات رمضان،

ته صف جیره آب ایستاده بودم

بهم آب نرسید!

بغل دستیم لیوان آب رو داد دستم.

گفت:من زیادتشنه ام نیست،نصفش روتوبخور.

فرداش شوخی شوخی به بچه ها گفتم:

از فلانی یاد بگیرید،

دیروز نصف آب لیوانش رو داد به من.

یکی گفت:

لیوانا همش نصفه بود!!!




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: عملیات رمضان، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،
دنبالک ها: امتداد،

چرا ایران پس از آزادی خرمشهر و ایجاد شرایط مناسب برای صلح، باز هم به جنگ ادامه داد و وارد خاک عراق شد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 28)

یك اشكالى در این سؤال هست و آن اینكه اگر صلح را مجموعه‏اى از آتش بس، نحوه و شرایط آن، عقب نشینى و نحوه و شرایط آن، تعیین متجاوز، تأمین خسارت‏هاى وارده و... بدانیم، باید گفت كه در آن زمان هیچ گونه پیشنهاد صلحى ارائه نشد و شوراى امنیت و دیگران تنها آتش بس را توصیه مى‏كردند.

در آن زمان طرحى كه متضمن صلح واقعى باشد و مثلا شناسایى متجاوز و پرداخت غرامت را نیز شامل شود وجود نداشت و پیشنهادهاى ارائه شده تنها در حد آتش بس و مذاكره طرفین بود كه این امر با توجه به پشتیبانى بین‏المللى از عراق هیچ گاه نمى‏توانست شرایط ایران را براى یك صلح شرافتمندانه تحقق بخشد.

به این ترتیب ایران دلایل منطقى و عقلانى براى ادامه جنگ داشت.

این دلایل عبارت بودند از:

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، بغداد، اجلاس سران جنبش غیر متعهد، عملیات رمضان، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، اسرائیل، ارتفاعات جولان، صدام حسین، ارتش عراق، خرمشهر، شلمچه، طلائیه، فکه، قصر شیرین، سومار، نفت شهر، مهران، شورای امنیت سازمان ملل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

                                                                                                                                                               

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت پنجم»

فردای اون روز قبل از ظهر، همین‌‌طور كه با اتوبوس می‌رفتیم به منطقه‌ای رسیدیم، بهمون  گفتن این‌جا یادمان عدّه‌ی زیادی از عاشقاییه كه به خاك و خون كشیده شدن. دمِ درِ ورودی نگهبانی ایستاده بود. مارو كه دید لبخندی زد و با اشاره‌ی سر بهمون خوش‌آمد گفت. امّا؛ نه راننده و نه هیچ‌كدوم از مسافرها اون لبخندرو ندیدن و اتوبوس راهش‌رو كج كرد و رفت! چرا؟!

 

وقت تنگه، وقت نداریم! مگه نه این‌كه اون‌جا یادمانِ عزیزامون بود! پس چرا از اون‌ها یاد نكردیم و بی‌تفاوت گذشتیم؟!

 

                         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، بقیع، قبرستان بقیع، شهید گمنام، یادمان شهدای گمنام عملیات رمضان، عملیات رمضان، یادمان شهدا، شکار تانک، تانک،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic