تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پس زیادت ها درون نقص هاست

مر شهیدان را حیات اندر فناسـت

 

قاعده بر این است که همواره نواقص و کاستی ها، آبستن کمال ها و فراوانی هاست. بطور مثال انسانی که عضو مهمی از بدن خود را در اثر سانحه ای از دست می دهد، استعدادهای نهفته اش بیدار می گردد و اعضای دیگر بدن او با شکوفا شدن، جبران این نقیصه را عهده دار می شوند. در بسیاری از نابینایان دیده شده است که حواس دیگرشان مثل گوش و ذهن و حافظه، از حالت عادی فراتر رفته و تا حدود زیادی نقصان بینایی آنها را برطرف ساخته است. چنانچه انسان وجود مادی خود را در راه حق به قربانگاه جهاد گسیل دارد، همچون شهیدان راه خدا حیات جاودانه می یابد. در حقیقت، بقای او از فنای ظاهری او متولد می شود. شهید همینکه گلوی رزق خوار خود را در معرض تیغ دفاع از حق قرار می دهد، رزق و روزی او از بارگاه الهی سرازیر می شود و  شادمان و فرحمند از عطایای حضرت حق بهره مند می گردد.

 

چون بریده گشت حلق رزق خوار

یُــرزقــون فـرّحــیــن شــد گــوار

 

این بیت به آیات 170-169 سوره آل عمران اشاره دارد که می فرماید: هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند، مرده مپندارید. بلكه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند. آنان بواسطۀ آنچه در راه حق داده اند و نقصان ظاهری که یافته اند، به لقای حق رسیده و جاودانه شدهاند.

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: پس زیادت ها درون نقص هاست، شهیدان، حیات، فنا، نواقص و کاستی ها، آبستن کمال، فراوانی، سوانح، استعدادهای نهفته، شکوفا شدن استعدادها، نابینایان، حواس، گوش، ذهن، حافظه، نقصان بینایی، وجود مادی، در راه حق، قربانگاه، جهاد، شهیدان راه خدا، حیات جاودانه، بقا، فنای ظاهری، شهید، رزق، دفاع از حق، رزق و روزی، بارگاه الهی، عطایای حضرت حق، چون بریده گشت حلق رزق خوار، سوره آل عمران، کشته شدن در راه خدا، مرده، نقصان ظاهری، لقای حق، جاودانه، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقان جام فرح آنگه کشند       که به دست خویش خوبانشان کُشند

مدعیان عاشقی آن هنگام جام نوشین شادکامی و فرحناکی را می نوشند که تعلقات (من طبیعی) را در پیشگاه عشق قربانی کنند و از هستی مجازی خود بگذرند و در معشوق حقیقی فنا شوند.

انسان عاشق مادامی که از هواهای خود عبور نکند و وابستگی ها را به قربانگاه عاشقی نبرد شراب ظهور خوشدلی و کمال را نمی نوشد. برای راهی شدن در جاده کمال و رسیدن به معشوق و دست یافتن به مقام وصل راهی جز رهایی از خویش وجود ندارد. برای همین است که مجنون در دایره عشق لیلی سر از پای نمی شناخت و حتی قهر او را علامت لطف و مهر لیلی به خود می دانست.

اگر با دیگرانش بود میلی          چرا ظرف مرا بشکست لیلی

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، مثنوی مولوی، اشعار مولانا، مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، عاشق، عشق، معشوق، مجنون، لیلی و مجنون، انسان عاشق، عاشقی، کمال، قربانگاه عاشقی، عشق مجازی، فنا،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic