تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

فکه...

 

حق میدهم به آنها که تو را قتلگاه میخوانند...

 

حق دارند

 

چه کم داری از کربلا..؟

 

رمل...  آفتاب سوزان...  عطش... شهادت...

       

شاهد شهادت مردان عشق بودی که بعد از روزها تشنگی،فقط جام شهادت سیرابشان کرد...

 

تشنگی زخمی های گردان حنظله...

 

زنده به گور شدن مجروحان در کانال کمیل...

 

 

کدامیک از بزرگ مردان روزگار را در خود به دست شهادت نسپردی؟

 

سید مرتضی آوینی

 

مجید بقایی

 

حسن باقری

 

علی محمود وند

 

مجید پازوکی

 

عده زیادی در تو جاماندند،

 

برخی بر اثر تشنگی در بیابان سوزان تو شهید شدند

 

شهدای «والفجر مقدماتی» از سال 61 تا 71 در میان رمل‌های داغ تو  مانده بودند و گروه تفحص آنها را بعد از سالها به شهرهایشان بازگرداندند...

 

آری...ای فکه...

 

از امروز من هم تو را قتلگاه میخوانم ...


جستجوگر نـــــور

 

آقامجید را بیشتر با تفحص شهدا میشناسند.

 

پس از شهادت یار دیرینش شهید علی محمودوند،او را به عنوان فرمانده «گروه تفحص لشگر27محمد رسول الله» برگزیده بودند.

 

چهره شادابی داشت و خوش‌رو و خوش‌برخورد بود. بعدها كه آقا مجید در میان جوانان خصوصا دانشجویان می‌رفت، عجیب این دانشجویان را شیفته خود می‌كرد.

 


در عملیات والفجر 8 از فاصله چند متری 11 گلوله به بدنش نشست، كه 8 تای آن تنها سینه‌اش را شكافت، سینه‌ای كه لبریز از محبت «مادر سادات» بود، هیچ كس فكرش را هم نمی‌كرد كه آقا مجید دوباره برگردد.

 

با این حال در عملیات"فتح6" که عملیاتی برون مرزی بود موثر واقع شد.درعملیات برون مرزی،حتی آنها که سلامتی کامل دارند به مشکل برمیخورند زیرا این نوع عملیات مشکلات خاص خود را دارد و گاهی باید روزها پیاده روی کرد تا به هدف رسید. ولی عشق به شهادت و امام و انقلاب،انگیزه آقا مجید برای رفتن به این عملیات بود.

 

در آخر نامه هایش مینوشت:

 

(غلام ونوکر بچه های فاطمه(س)-مجید پازوکی)

 

اجر و مزد نوکریش را در مهرماه 1380 در فکه از مادرسادات گرفت و "برگ ریزان دنیا" را به مقصد "بهار جاوید"ترک گفت...

                            منبع: طلایه داران عشق




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: قتلگاه، فکه، کربلا، عطش، تشنگی، جام شهادت، گردان حنظله، کانال کمیل، رمل، شهید سید مرتضی آوینی، شهید مجید بقایی، شهید حسن باقری، شهید علی محمودوند، شهید مجید پازوکی، والفجر مقدماتی، تفحص شهدا، گروه تفحص لشگر27محمد رسول الله، مادر سادات، عملیات فتح 6، عشق به شهادت، ‌ شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،

تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1391 | 11:22 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

امام حسین (ع): آنکه خونش را به راه ما می بخشد و جانش را بهر دیدار خدا آماده ساخته، پس با ما بیاید.

 

عاشورا به ما درس می دهد که در ماجرای دفاع از دین بصیرت بیش از چیزهای دیگر برای انسان لازم است. «حضرت امام خامنه ای»

 

همه عاشورایی باشیم تا زمینه ظهور حضرت ولی عصر (عج) فراهم شود. «امام خامنه ای»

 

عاشورا درس می دهد که جبهة دشمن با همة توانایی های ظاهری، بسیار آسیب پذیر است.

 

عاشورا یک حادثه نبود، بلکه یک فرهنگ بود. «حضرت امام خامنه ای»

 

 مسلمانان توسط دو بال قرمز و سبز بر جهان غالب می شوند، بال قرمز نماد مسلمانان بخصوص شیعیان به قیام کربلاست و بال سبز اعتقاد به منجی عالم بشریت است.  « فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز پنتاگون»

 

وقتی به وادی مودت و محبت و عشق به حسین (ع) رسیدی، آنجاست كه متوجه می شوی عجبا! هزاران برابر آنچه ما به او محبت داریم، حسین (ع) به ما محبت دارد، همانا حسین (ع) آینة تمام نمای محبت خدا به بندگانش است. «استاد اصغر طاهرزاده»

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، امام حسین (ع)، کربلا و محرم، پیامک و اس ام اس مناسبتی،
برچسب ها: کربلا، جملات زیبا درباره کربلا، جملات زیبا درباره محرم، جملات زیبا درباره عاشورا، جملات زیبا درباره امام حسین (ع)، همه جا همین جاست، اس ام اس کربلا، اس ام اس محرم، اس ام اس عاشورا، اس ام اس امام حسین (ع)، پیامک کربلا، پیامک عاشورا، پیامک محرم، پیامک امام حسین (ع)، دهه محرم، غدیر، چراغ هدایت، گشتی نجات، هل من ناصر ینصرنی، زندگی، خواب غفلت، ظهور، نهضت امام حسین (ع)، عاشق، روز عاشورا، امام زمان (عج)، دکتر علی شریعتی، قتلگاه، صدقه، سید الشهداء، ‌ ظهر عاشورا، بین الحرمین، فرانسیس فوکویاما، بصیرت، امام زمان (ع)، مقام معظم رهبری، ‌امام خامنه ای، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

                                                                                                       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت نهم»

جادِّه و اشك مهیّاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست بیا تا برویم

ایستاده‌ست به تفسیر قیامت خورشید

آن‌سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

خاك در خون خدا می‌شكفد، می‌بالد

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

تیغ در معركه می‌افتد و برمی‌خیزد

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

دستِ عباس به خون‌خواهی آب آمده است

آتش معركه برپاست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

كاش، ای‌كاش كه دنیای عطش می‌فهمید

آب مهریّه‌ی زهراست بیا تا برویم

كربلا منتظره ماست، بیا تا برویم

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، کربلا، تربت کربلا، شهید ابوالفضل ضابط، نماز، نماز ظهر، معرفت، آرامش، بوی یاس، با بوی یاس، ذبح عظیم، آوای محزون، قنوت نماز، گریه، گردان حنظله، کانال، تشنگی، زیارت عاشورا، عطش، امام حسین 0ع)، اباالفضل العباس، ساقی، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، قتلگاه، علی اصغر (ع)، اشک، روز عاشورا، حقیقت کربلا، بوی سیب، روایت فتح، شهید سید مرتضی اوینی، سید شهیدان اهل قلم، عاشق، حضرت مهدی (عج)، صادق آهنگران، آهنگران، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

       

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت چهارم»

شاید حدود نیم‌ساعت یا بیشتر به اذان مغرب مونده بود. وقتی پا گذاشتم رو زمینِ خاكیش، دلم می‌خواست همون‌جا بنشینم و فقط نگاه كنم.

 

تا حالا این‌قدر یك‌دلی و یك‌رنگی‌رو یه‌جا ندیده بودم. اوّلین‌بار بود كه می‌دیدم جوون‌های زیادی، دختر و پسر، هر كدوم یه گوشه‌ای نشستن، سجده كردن، نماز می‌خونن‌؛ انگار ‌نه ‌انگار كه لباس‌هاشون خاكیِ،خاكی شده! تو اون خلوت قشنگ‌شون، یا تو‌ فكر بودن یا آروم، آروم گریه می‌كردن. خیلی‌هارو می‌دیدی، پشت سیم‌خاردارها نشسته بودن، زُل زده بودن به روبروشون! فقط باید بری و ببینی تا بفهمی من چی ‌می‌گم. منم یه ‌جایی‌ رو پیدا كردم، نشستم و رفتم به سجده.

                        

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شلمچه، قدمگاه شهیدان، کعبه، ایمان، نماز، قتلگاه، یا زهرا (س)، رمز یا زهرا (س)، سنگر، دژ، تانک، نمایشگاه دفاع مقدس، سجده، لباس خاکی، سیم خاردار، دختر و پسر، تانکآنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1391 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

این‌جا فکه؛ قلب سوزان جنوب و قرینه‌ی کربلای حسین(ع)

در هوای سرد زمستانی جنوب، خورشید آرام‌آرام از پشت تپه‌ها به‌سوی قلب آسمان در حرکت بود و در آن صبح دل‌انگیز زمستانی در منطقه‌ی دشت‌عباس، اردوگاه را در میان سروصدای بچه‌های گردان که با نزدیک شدن زمان عملیات به تکاپو افتاده بودند، به تماشا نشسته بود. همین چند ساعت پیش بود که در مراسم نماز صبح و پس از آن صبحگاه، فرماندهان نوید عملیات را دادند و بعد از آن گویی جشنی در پیش باشد، هرکس به کاری سرگرم شد. یکی پوتین‌ها را واکس می‌زد، دیگری سلاحش را روغن‌کاری می‌کرد و عده‌ای در گوشه‌ای دور از بقیه، صورت بر خاک گذاشته و با معبود خود، گرم عشق‌بازی بودند. برخی وصیتنامه‌هایشان را بازنویسی می‌کردند و اردوگاه در شمیم عملیات غرق شده بود. آن‌چه بیش از همه، بچه‌ها را به شور آورده بود، وعده‌ی دیدار با فرمانده‌ی لشکر، «مهدی باکری» بود. روز به‌سرعت در حال تمام شدن بود و صف‌های طولانی بچه‌ها جلوی حمام‌های صحرایی برای غسل شهادت، روحیه‌ی بالای بسیجی‌ها برای عملیات را نوید می‌داد.

                                    برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهید و شهادت، شهدا، جبهه، جبهه و جنگ، فکه، والفجر مقدماتی، تفحص، عاشورا، شهیدان، شهید حمید باکری، شهید مهدی باکری، تانک، بی سیمچی، سنگر، کربلای ایران، پرواز، حضرت علی اصغر (ع)، امام حسین (ع)، مهمات، دشمن، ارتش، تیر سه شعبه، حرمله، آر.پی.جی، موج انفجار، سفیر عشق، بوسه عاشقانه، حضرت رقیه (س)، شیپور جنگ، قتلگاه، یا حسین(ع)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج)، عطش، قمقمه های خالی، بدنهای مطهر شهدا، پیکرهای مطهر شهدا، نجوای عاشقانه، مسلخ عشق، پروانه های عاشق، کانال، رملهای فکه، عاشقی، توپ، خمپاره، دوشکا، شب عملیات، بسیجی، روزهای جنگ، نماز صبح، عشقبازی، نماز جماعت، تفحص شهدا، عملیات خیبر، عملیات بدر، میدان مین، منور، منور خوشه ای، غسل شهادت، وصیتنامه شهدا، فرماندهان جنگ، شوروی، خاکریز، ستون پنجم، طلائیه، طلاییه، تیپ عمار، حضرت رسول (ص)، مولانا، مولوی، ضد هوایی، سماع عاشقانه، اسارت، غزل مولانا، منطقه عملیاتی فکه، ترکش و خون، رمل، خاکهای رملی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic