تاریخ : شنبه 11 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون قضا آید شود دانش به خواب          مه سیه گردد بگیرد آفتاب

مقصود از قضای الهی، ارادۀ خداوند است که گاهی خارج از قواعد عادی عمل می کند. و مقصود از قَدَر همان  قوانین عادی و جاری جهان است. با این توضیح مختصر، روشن می شود که چنانچه ارادۀ خداوند ظهور یابد، دانش و اندوخته های فکری انسان که بر اساس قوانین و قواعد عادی شکل گرفته است به خواب می رود و هشیاری و کارایی خود را از دست می دهد. چه بسا افرادی که با دانش کافی و سرمایۀ لازم وارد میدان فعالیتی می شوند و به ظاهر همۀ شرایط نیز مهیّا می باشد ولیکن به مقصود نمی رسند و در حقیقت اراده ای خارج از ارادۀ آنان دخالت می کند و کارشان به سامان نمی رسد.

مولانا به عنوان یک مثال بیان می کند که قَدَر و قوانین عادی و جاری برای ماه و خورشید آن است که گردش کنند و نورافشانی نمایند، لکن گاهی خارج از قواعد عادی، خسوف و کسوف رخ می دهد. ماه و خورشید تیره می شوند و روند عادی فعالیت آن دو مختل می شود.

من ببینم دام را اندر هوا          گر نپوشد چشم عقلم را قضا

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خسوف، کسوف، قضای الهی، قضا و قدر الهی، اراده خداوند، ظهور اراده خداوند، ماه و خورشید، چشم عقل، خسوف و کسوف، هشیاری، قواعد جاری در جهان، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز          تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

ستیزه کردن با قضا و قدر موجب می شود که قضا و قدر نیز با انسان به ستیزه برخیزد. پنجه افکندن در چهرۀ قضای الهی و مخالفت و جنگ با آن، از ویژگی های انسانهای عجول و هیجان زده است که می کوشند تقدیرها را به کناری نهند و راهی را در پیش گیرند که در سرنوشت آنان رقم نخورده است. اینگونه انسانها در واقع آب در هاون می کوبند.

 

ما در پیرامون خود افرادی را می بینیم که برای رسیدن به مطلوب خود، به هر راهی می روند و به هر وسیله ای متوسل می شوند، ولی در واقع دانسته یا نادانسته پنجه در قضای الهی می زنند. قضای الهی نیز متقابلاً با آنان ستیزه می کند و درنتیجه این انسانها هیچگاه به آنچه می جویند دست نمی یابند. جلال الدین در این بیت توصیه می کند که همواره تسلیم امر حق و قضای او باشید. چرا که خداوند احوال شما را بهتر می داند و نیک و بد شما را بهتر می شناسد.

 

مرده باید بود پیش حکم حق         تا نیاید زخم از ربّ الفلق

 

باید تسلیم امر خدا بود تا بواسطۀ خروج از مسیر حق، حوادث ناگوار برای انسان پیش نیاید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قضای الهی، قضا و قدر الهی، حکم حق، آب در هاون کوبیدن، مقام تسلیم، قضا و قدر، جنگ، مسیر حق،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic