تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر کس برای رسیدن به حقیقت از شاهراه انبیا (علیهم‌السلام) جدا شود، در تعریف و شناخت حقیقت هم به بیراهه رفته است.

 منبع: امتداد شماره 76




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: شاهراه انبیاء، ماهنامه امتداد، حقیقت، بیراهه، شناخت حقیقت، جملات زیبا و آموزنده، جملات زیبا و پند آموز،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای کاش همان‌گونه که در شام غریبان معصومان (ع) ده‌ها شمع روشن می‌کنیم، شمعی از سخنان آنان را نیز بر تاقچه‌ی دل خود روشن کنیم.

 منبع: امتداد شماره 76




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: شمعی از سخنان ائمه معصومین (ع)، شام غریبان ائمه معصومین (ع)، تاقچه دل، ماهنامه امتداد،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آسمان جای تو است»

توی گردان شایعه شده بود كه نماز نمی‌خونه. مرتضی رو كرد به من و گفت: «پسره انگار نه انگار كه خدایی هست، پیغمبری هست، قیامتی، نماز نمی‌خونه...»

باور نکردم و گفتم: «تهمت نزن مرتضی. از كجا معلوم كه نمی‌خونه، شاید شما ندیدیش. شایدم پنهونی میخونه كه ریا نشه.»

اصغر انگار كه مطلبی به ذهنش رسیده باشه و بخواد برای غلبه بر من ازش استفاده كنه، گفت: «آخه نماز واجب كه ریا نداره. پس اگه این‌طور باشه، حاج‌ آقا سماوات هم باید یواشكی نماز بخونه. آره؟»

مش صفر یه نگاه سنگین به اصغر و مرتضی كرد و گفت: «روایت هست كه اگه حتی سه شبانه روز با یكی بودی و وقت نماز به اندازة دور زدن یه نخل ازش دور شدی، نباید بهش تهمت تارك الصلاه بودن را بزنی. گناه تهمت، سنگین‌تر از بار تمامی كوه...»

اصغر وسط حرف مشتی پرید و گفت: «مشتی من خودم پریروز وقت نماز صبح، زاغشو چوب زدم، به همین وقت عزیز نمازشو نخوند...»

گفتم: «یعنی خودت هم نمازتو نخوندی؟»

- مرد حسابی من نمازمو سریع خوندم و اومدم توی سنگر، تا خود طلوع آفتاب كشیك‌شو كشیدم.
-
خوب شاید همون موقع كه تو رفتی نماز بخونی، اونم نمازشو خونده...

مشتی كه انگار یك هستة خرما توی گلویش گیر كرده باشد، سرفه‌ای كرد و دست گذاشت روی زانو و بلند شد. وقت بیرون رفتن از سنگر گفت: «استغفرالله ربی و اتوب الیه....»

بعد، انگار كه بخواهد از ‌جایی فرار كند، به سرعت از سنگر دور شد. اصغر كوتاه نیامد و رو به من گفت: «جواد جون، فدات شم! مگه حدیث نداریم كسی كه نمازشو عمداً ترك كنه، از رحمت خدا بدوره؟»

- بابا از كجا می‌دونی تو آخه؟! این بدبخت تازه یه هفته است اومده، كم‌كم معلوم میشه دنیا دست كیه...

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!



ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، داستانک،
برچسب ها: ماهنامه امتداد، خانم فاطمه زهرا (س)، آسمان جای توست، ترکش، خون، قفسه سینه، ماهی، قایق، صلیب، اولین نماز، خمپاره دشمن، سنگر کمین، نماز خواندن، اشک، چشمهای قشنگ، بغلم گرفت، سنگر عملیات، گردان عملیات، مراسم زیارت عاشورا، تارک الصلاه، نماز صبح، طلوع آفتاب، وقت نماز، داوطلب جبهه، منتظر، اهل نماز، دریا، سلام، لبخند، نگاه، دژبانی، ستون پنجم، عراق، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، اضطراب، عادت، پیغمبر،
دنبالک ها: امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 06:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«طنز دفاع مقدس»

بعضی اوقات به ما سهمیه كمپوت و كنسرو می دادند. من همیشه روی تمام وسایل خودم علامت می گذاشتم. یك روز كه به ما سهمیة كمپوت دادند، رویش علامت همیشگی را گذاشتم «هوالباقی». كمپوت را گذاشتم كنار سنگر. فردا رفتم سراغش و دیدم سبك است و از زیر خالی شده است. رویش هم نوشته شده بود «هو الخالی»!!!! كار سید مهدی بود. بعدها تو شلمچه شهید شد.

                               «به نقل از ماهنامه امتداد»




طبقه بندی: طنز دفاع مقدس، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: طنز دفاع مقدس، طنزه جبهه و جنگ، شلمچه، شهید و شهادت، ایثار و شهادت، ماهنامه امتداد، شهید، شهادت، شهدا،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

  آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

"

«وحیده افضلی» این شعر را در دیدار اخیر شعرا با مقام معظم رهبری ارائه دادند. شعر او در قالب ترانه و با تأثیر از مستند «آرمیتا مثل پری» تقدیم به آرمیتا، دختر شهید «داریوش رضایی‌نژاد» شد:

 

آرمیتا! بباف موهاتو! تا همه نگات کنن

همة فرشته‌های آسمون صدات کنن

هی بزن چرخ... بزن چرخ... بشین روی چمن

تا که گنجیشکا بیان گریه رو شونه‌هات کنن

توی چشمای سیاهت پر خنده... پر اشک

چی می‌شد گلوله‌ها نگا به گریه‌هات کنن

می‌دونی نقاشی‌هات، تاریخ کشورم می‌شن

یه روزی می‌اد که قهرمان قصه‌هات کنن

آرمیتا! اطلسی‌ها می‌خوان بیان رو دامنت

خودشونو قربون حالت خنده‌هات کنن

دوس دارم بالا بری بالا‌تر از ستاره‌ها

هی بری بالا‌تر و زمینیا نگات کنن

شک نکن یه روز می‌اد... یه روز که خنده‌های تو

همه‌ی قاتلای دنیا رو کیش و مات کنن

آرمیتا! موهاتو کوتاه نکنی! کبوترا

اومدن لونه توی قشنگی موهات کنن

تو می‌خوای حضرت آقا رو «پدر» خطاب کنی

حضرت آقا می‌خوان تو رو «پری» صدات کنن

 

منبع: ماهنامه امتداد (شماره 73)




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، آرمیتا رضایی نژاد،
برچسب ها: امتداد، ماهنامه امتداد، آرمیتا، آرمیتا مثل پری، درباره آرمیتا، شعری برای آرمیتا، شعری تقدیم به آرمیتا، آرمیتا رضایی نژاد، شهید داریوش رضایی نژاد، حضرت آقا، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، امام خامنه ای، قصه، تاریخ، گلوله، کبوتر، کیش، نقاشی، شعرخوانی، دیدار شعرا با مقام معظم رهبری، شعر، ترانه، وحیده افضلی، مستند آرمیتا مثل پری،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391 | 02:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«نت های حجاب»

آن‌چه در پی می‌آید، متن سرودی دربارة حجاب و ترجمة آن است كه خوانندة مسلمان، «داوود وارنزبی‌ علی»، آن را در قالب یك ترانة زیبا اجرا كرده است.

داوود وارنزبی علی با نام اصلی «دیوید وارنزبی» در سال1972 در اونتاریو به دنیا آمد. او كه یك موزیسین گروه‌های «فالك راك» بود، در سال 1993 با مطالعه و تعمیق بر روی قرآن، نامش را به داوود تغییر داد و علی را نیز به نام دومش اضافه كرد.

او به سبك فالك و هم‌چنین «ورلد موزیك»، نواهای مذهبی و ترانه‌های اسلامی می‌خواند. او طی این سال‌ها با خوانندگان مسلمان زیادی از جمله «یوسف اسلام، زین هیخا، سامی یوسف و ارشاد خان» هم‌كاری كرده است.

این اقدام او را باید حركتی مؤثر در برابر جریان «حجاب‌هراسی» دانست. این ترانه به شكلی زیبا، احساس عزت دختر مسلمان نسبت به حجاب خود نشان داده و پوچی و سردرگمی مخالفان او را به تصویر می‌كشد.

 

They say, "Oh, poor girl, you're so beautiful you know

آن‌ها می‌گویند: ای دختر بی‌چاره! تو خیلی زیبایی! اینو میدونی؟

It's a shame that you cover up your beauty so

این یك ننگه كه تو خودتو می‌پوشونی. تو خیلی زیبایی!

She just smiles and graciously responds reassuringly

آن دختر فقط به آن‌ها لبخند می‌زند و بزرگوارانه و با ‌آرامش پاسخ می‌دهد:

"This beauty that I have is just a simple part of me

این زیبایی كه من دارم، فقط بخش ساده‌ای از من است.

This body that I have, no stranger has the right to see

هیچ غریبه‌ای حق ندارد بدن من را ببیند.

These long clothes, this shawl I wear, ensure my modesty

این لباس‌های بلند و این روسری، عفت من را حفظ می‌كنند.

Faith is more essential than fashion, wouldn't you agree?

ایمان خیلی ضروری‌تر از مد است، موافق نیستید؟

This hijab, this mark of piety,

این حجاب، این نشانة تقوا،

Is an act of faith, a symbol for all the world to see.

عملی از ایمان است. نشانه‌ای است تا همة جهان آن را ببینند.

A simple cloth, to preserve her dignity.

لباسی ساده است كه شأن او را حفظ می‌كند.

So lift the veil from your heart to see the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

They tell her, "Girl, don't you know this is the West, and you are free?

آن‌ها به او می‌گویند: «ای دختر! نمی‌دونی كه این‌جا غرب است و تو آزادی؟!»

You don't need to be oppressed, ashamed of your femininity.

لازم نیست خودت رو محدود كنی و از زنانگی خودت خجالت بكشی.

She just shakes her head and she speaks so assuredly.

او فقط سرش را تكان می‌دهد و با اطمینان سخن می‌گوید:

See the bill-boards and the magazines that line the check-out isles

بیل بوردها و مجلات را ببینید كه جزایر مجزا را به خط می‌كنند

with their phony painted faces and their air-brushed smiles?

با چهره‌های ساختگی رنگ‌شده و خنده‌های نقاشی شده!

Well their sheer clothes and low cut gowns they are really not for me.

لباس‌های نازك و كوتاه آن‌ها واقعا مناسب من نیست.

You call it freedom, I call it anarchy.

تو آن را آزادی و من آن را هرج و مرج می‌نامم.

This hijab, this mark of piety,

این حجاب، این نشانة تقوا،

Is an act of faith, a symbol for all the world to see.

عملی از ایمان است. نشانه‌ای است تا همة جهان آن را ببینند.

A simple cloth, to preserve her dignity.

لباسی ساده است كه شأن او را حفظ می‌كند.

So lift the veil from your heart to see the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

Lift the veil from your heart and seek the heart of purity.

پس پلیدی را از قلبت پاك كن تا صفای قلب او را ببینی.

                                                       ترجمه: محمدحسین طهماسبی

ماهنامه امتداد (سایت امتداد)

شماره 60، بهمن 1389

صفحات (65-65)

 




طبقه بندی: شعر حجاب، مطالب به زبان انگلیسی،
برچسب ها: شعر درباره حجاب، سرود درباره حجاب، حجاب و عفاف، ماهنامه امتداد، زیبایی، هرج و مرج، نقاشی، قرآن، ترانه های اسلامی، مطالعه در اسلام، خوانندگان مسلمان، سامی یوسف، حجاب هراسی، ایمان، آزادی، لباسهای نازک و کوتاه، bill-boards، heart، A simple cloth، hijab، purity، freedom، anarchy، gown، you're so beautiful، magazine، so beautiful، symbol، fashion، smile، girl، femininity، beauty body،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1391 | 04:20 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قبلا درباره خطر هسته ای ایران هشدار دادم، اما امروز می خواهم خطر پیچش تاریخ به نفع ایران را گوشزد کنم و بگویم «آقای خامنه ای» از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش را به لرزه انداخته و ملتها را بسوی خود جلب کرده است!

«نتانیاهو»

 

«اجازه بدهید از یک حقیقت تلخ بگویم و آن اینکه اسرائیل با ظهور انقلاب اسلامی در ایران بوی «باروت» و با ظهور ولایت فقیهی که (امام) خمینی به راه انداخت بوی «مرگ» را استشمام کرد.»

«مارک بن» مشاور آسیا و خاور دور بیل کلینتون در جمع یهودیان آمریکا

منبع: روزنامه کیهان 22/11/1377

 

از محافظ سید حسن نصرالله سوال کردند چقدر سید حسن را دوست داری؟ گفت آنقدر که اگر امر کند الان بمیر، میمیرم. در سوال بعد پرسیدن چقدر «امام خامنه ای» را دوست دارید؟ گفت آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن را بیار، می برم.

«شبکة المنار»




طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: شبکه المنار، سید حسن نصر الله، اسرائیل، بیل کلینتون، یهودیان آمریکا، امام خمینی، ولایت فقیه، انقلاب اسلامی ایران، سید علی خامنه ای، حضرت آیت الله خامنه ای، ظهور، عربستان، تنگه جبل الطارق، تنگه خیبر، ایران هسته ای، انرژی هسته ای، روزنامه کیهان، ماهنامه امتداد، مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی،

تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 07:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«گریز از ریاست»

چند ماه پس از انتخاب ایشان به رهبری انقلاب، به دیدارشان رفته و درباره روزهای انتخاب پرسیدم. فرمودند:

روزی كه مجلس خبرگان درباره جانشین حضرت امام(ره) بحث می‌كرد، فكر نمی‌كردم كه خبرگان چنین تصمیمی بگیرند. از نیمه اول اجلاس ـ صبح تا ظهر ـ این طور متوجه شدم كه ممكن است نام بنده مطرح شود، لذا ظهر كه به منزل آمدم، دو ركعت نماز خوانده با حالت استغاثه و ناله و زاری، از خداوند درخواست كردم كه این مسئولیت را روی دوش من قرار ندهد. من كمتر یاد دارم برای یك تقاضا، چنین استغاثه و تضرع به درگاه خداوند كرده باشم. با تمام وجود از خدا خواستم كه این مسئولیت برعهده من قرار نگیرد. عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نكرد و كار با آن كیفیت انجام شد. گرچه از صمیم قلب داوطلب این كار نبودم، ولی وقتی این مسئولیت به لحاظ شرعی و قانونی بر دوش من قرار گرفت، تصمیم گرفتم با تمام وجود به وظیفه عمل كنم.

 «نقل از آقای غلامعلی حداد عادل»

«منبع: سایت و ماهنامه امتداد»




طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: ماهنامه امتداد، حضرت امام خمینی (ره)، امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، غلامعلی حداد عادل، نماز، خبرگان رهبری، مجلس خبرگان، خدا، رهبر انقلاب اسلامی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات