تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سایۀ یزدان بود بندۀ خدا          مردۀ این عالم و زندۀ خدا

بندگان پاک و بی غرض خداوند که خیر و سعادت انسانها را می خواهند در حقیقت سایه های خداوندند. آنان بندگی خدا می کنند و خادمان بی چشمداشت خلق اویند. در این عالم چون مردگانند و برای خود هیج نمی خواهند. حیاتشان به خداوند متصل است و جانشان در غم بندگان خداوند می گدازد. آدمیان برای رهایی از بند صیادان راه باید به دامان مردان الهی پناه جویند و بر حبل استوار اینان دست یازند تا به سوی نور رهنمون گردند.

مردان الهی دلیل راهند و انسانها را به جانب مقصود می برند. جلال الدین می گوید: برای دستیابی به حقیقت و کمال، بدون دلیل راه که همانا اولیاء الهی اند گام در راه منه و از ابراهیم خلیل متابعت کن که فرمود: پدیده های زائل شدنی و افول کننده را دوست ندارم .

اندر این وادی مرو بی این دلیل          لا احب الآفلین گو جون خلیل

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، بندگی خدا، مردان الهی، حقیقت و کمال، اولیاء الهی، مردگان، ابراهیم خلیل، حضرت ابراهیم (ع)، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات