تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                            

  

هفتة دفاع مقدس «هفتة مراجعه به خویشتن با معیار شهدا» گرامی باد!

 

این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهدا حق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!

 

کاش گناهان ما هم مثل گناهان شهدا (ترک نماز شب و دیر شدن نماز اول وقت) بود!

 

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا!

 

                                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، راهیان نور، شلمچه، چزابه، طلائیه، انرژی هسته ای، عشق، فکه، شهید مرتضی مطهری، شهید صیاد شیرازی، شهید حاج ابراهیم همت، شهید محمد علی رجایی، شهید باهنر، شهید مفتح، شهید بهشتی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 01:32 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مؤمنان را بُرد باشد عاقبت          بر منافق مات اندر آخرت

سرانجامِ مؤمنان و حق جویان و حق خواهان، رستگاری و برنده شدن در مسابقه زندگی است چرا که در پایان کار، زمان درو کردن محصول عمر فرا می رسد و آنانکه راستی پیشه کردند و صراط حق رفتند با رهایی و سعادتمندی مواجه می شوند و آنان که با خود  و با خلق و با خداوند نفاق ورزیدند و با حیله و نیرنگ زیستند و راه صدق و صفا نرفتند دچار زیانکاری خواهند شد و چون درخت تلخ کاشتند ناگزیر محصول تلخ نصیب آنان می شود. دو رنگی و نفاق علاوه بر اینکه نتایج ناگواری در پی دارد، انسان را در طول زندگی به عدم دستیابی به آرامش درونی مبتلا می کند و همواره بر نگرانی او می افزاید و زندگی و مرگش را با سختی ها و دشواری های فراوان مواجه می سازد.

هرکس در پایان کار به سوی جایگاه ابدی که خود برای خویش فراهم کرده است رهنمون می شود. آنکه گندم کاشته است گندم درو می کند و آنکه بذر جو پاشیده است محصول جو برداشت می کند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، منافق، آخرت، مومن، رستگاری، زندگی، مسابقه زندگی، صراط حق، صدق و صفا، انسان، مرگ، سختی ها و دشواری ها، جایگاه ابدی، آرامش درونی، سرانجام مومنین، حق جویان، حق خواهان، دو رنگی و نفاق، نفاق، گندم، جو، آرامش، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 26 شهریور 1391 | 12:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نماز

دکتر شاهین فرهنگ

قسمت دوم

قبل از نماز وضو می گیرم، ما صورتی را می شوییم كه قراراست بر خاك بیفتد و در مقابل خدا خضوع و خشوع بكند.

 

 ما دستی را می شوییم كه بناست گدایی بكند، بناست به درگاه خدا برای نیاز بلند بشود.

 

ما سری را مسح كرده و تمیز و پاك می كنیم كه وقتی در حالت ركوع و سجود قرار می گیریم روبروی خانة خدا قرار می گیرد.

 

 ما پایی را می شوییم كه بناست مقابل محبوب نشست و برخاست كند.

 

                برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث نماز دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: نماز، دکتر شاهین فرهنگ، سجده، رزق و روزی، انسان، استغفار، ضمیر ناخودآگاه، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)، حواس پرتی در نماز، امام صادق (ع)، سلمان فارسی، ابوذر، فاطمه زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، رکوع، سجود، بهشت، وضو، خضوع و خشوع، قرآن، شهوت، مقام، شهرت، آداب نماز، درباره نماز، حضور قلب در نماز، معنی نماز، ذکر نماز، فلسفه نماز، فلسفه وضو، رحمان و رحیم، مرگ،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391 | 02:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« معرفت النفس 10»

«جلسة چهارم/ قسمت دوم»

«دعوای علامه حسن زادة آملی با شیطان در خواب»

علامه حسن زاده می فرمودند که ما در خواب دیدیم که با یک قول بزرگی (شیطان) داریم دعوا می کنیم و بعد از کلی زدن و خوردن، دست این قول را گرفتم و گذاشتم توی دهانم و شروع کردن به گاز گرفتن. بعد از شدت درد بیدار شدم و دیدم که دست خودم را دارم گاز می گیرم. و فرمودند که آن قول و شیطانی که با او دعوا می کردم خودم بودم و باید با خودم مبارزه کنم.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، انسان شناسی، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعه فرهنگی و علمی سفیران بصیر علوی، قوه خیال، سرطان، سرطان خون، سرطان حنجره، تاثیرات تلقین، تلقین به نفس، سکته قلبی، مرگ، بیماری، فرانسه، شکنجه، مولوی، داستانی از مولوی، ازدواج، عشق، عاشق و معشوق، کوهنوردی، مارهای سمی، لذت، زندگی، مثنوی مولوی، سمرقند، مسجد، نماز، فشار قبر، عالم خواب، اراده تکوینی، اراده تشریعی، امیرالمومنین (ع)، امام علی (ع)، شیطان، علامه حسن زاده آملی،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس 4»

«جلسة دوم» قسمت دوم

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

ادامة بحث:

« «من»ِ شما کم و زیاد نمی شود»

 اگر «من» شما همین «تن» شما باشد اگر یک چیزی از بدنتان کم شد باید از من شما هم کم بشود. یعنی یک جانباز عزیزی مثل آقای «روغنی» که دو تا دست و دو تا پا ندارد و چشمهایش هم نابینا است (تو صندلی داغ هم یک بار دعوتش کردند و این آقای نجفی مجری برنامه زار زار گریه می کرد. چیز عجیبی هستند این آقای «روغنی» می گفتند ما که چیزی ندادیم کاش بازم داشتیم و می دادیم. می گفت اینهایی که نگهداشتیم اشتباه کردیم نگهداشتیم کاش تمامش را داده بودیم! بد نیست این را هم بگویم در زمان پیامبر (ص) گوسفندی را قربانی کردند و تمام آن را دادند بیرون برای فقرا و فقط یک ران از آن را نگهداشتند و عایشه گفت یا رسول الله همه گوسفند را دادید رفت فقط همین ران را نگهداشتید؟ حضرت در جواب فرمودند بقیه اش را (که دادیم) نگهداشتیم (چون روز قیامت نزد خودمان داریم) و این را (که نگهداشتیم) از دست دادیم. (چون می خوریم و بعد تو دستشویی دفع می کنیم و تمام می شود می رود پی کارش)) حالا این عزیز جانباز که «تن» او نصف است «من» او هم نصف است؟ یعنی «نیم من» است؟ یعنی باید بگوید بنده «نیم من» روغنی هستم!

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: آیات قرآن، مرگ، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، معرفت النفس، روح، امام علی (ع)، فوتبال، مغز و اعصاب، جامعه، پلاسیبو، مومن، مسلمان، کافر، ظهور، نحوة حضور غیبی امام زمان (عج) در عالم، معلم، مسجد، فلسفی، رویای صادقه، فلسفه، جانباز، صندلی داغ، عایشه،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، مجموعة فرهنگی لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

« معرفت النفس 3»

«جلسة دوم» قسمت اول

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

«حضور غیبی حضرت حجت (عج) در عالم»

در روایت داریم که چهاردهم ماه شعبان که شب نیمة شعبان باشد، امام حسن عسگری (ع) حلیمه را صدا زدند و گفتند عمه جان امشب بیایید من صاحب فرزندی می شوم. حلیمه با اینکه خودش یک قابله است و زنی است که بارداری را خوب تشخیص می دهد وقتی آمدند و جناب نرجس خاتون را دیدند گفتند این زن اصلا باردار نیست. چرا  امام از من درخواست کردند که بیایم؟ (در صورتی که قابله ها زنها را اگر در ماه دوم و سوم بارداری هم باشد می توانند تشخیص بدهند. چه برسد به ماه های آخر که کاملا مشخص است.) حلیمه می گوید من با خودم درگیر بودم چون امام که دروغ نمی گویند. چرا به من گفته امشب باید بیایم؟ می گوید نیمه شب که نماز شبم را می خواندم، در این شک و تردیدها بودم که صدای امام از پشت پرده آمد، که عمه جان شک نکن ساعت تولد فرزند نزدیک است. و بعد حضرت مهدی به دنیا آمد. یک نکتة ظریف در این داستان وجود دارد و آن این‌که «غلبة باطن بر ظاهر امام زمان بیشتر است.» غلبة غیب امام زمان (عج) به ظاهر امام زمان (عج) حتی در بدن مادی شان هم بیشتر است. لذا امام در بدن عادی‌شان هم نمایشی که ما به دنبال آن هستیم ندارد. این یک نکته را داشته باشید.

                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، حجت الاسلام موسویان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، حضرت مهدی (عج)، جنگلهای آمل، نفس اماره، نفس لوامه، آخر الزمان، توبه، سورة حج، نفس مطمئنه، روح، حکومت امام زمان (عج)، ظهور حضرت حجت (عج)، قرآن، قیامت، حضرت عیسی (ع)، اسلام، مسیحیت، امام حسن عسگری (ع)، مرگ، نرجس خاتون، تولد حضرت مهدی، ماه شعبان،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر،

تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1391 | 05:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

                                      

 

«هر کجا که دفاع از فلسطین باشد ما در آنجا حضور داریم.»

  

«ملتهای مسلمان به عنوان یک فریضة دینی مکلفند از قیام مردم مظلوم فلسطین حمایت کنند.» 

 

«ما جهاد با صهیونیست ها را واجب می دانیم.»

 

«ما اعلام می کنیم که حتی یک روز و یک ساعت با دولت غاصب و غیر قانونی و خبیث اسرائیل دوستی و محبت و کوچکترین رابطه نداشته و نخواهیم داشت.»

 

«علاج مسئلة فلسطین فقط قطع غدة سرطانی حکومت صهیونیستی است و این کاملا ممکن است.»

 

«ملت فلسطین فهمیده است که راه نجات فلسطین آماده شدن برای فداکاری است. شهادت را تجربه کرده و فهمیده اند که مقابل شهادت طلبی و نترسیدن از مرگ ناتوان است.»

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: سخن ولایت، اسرائیل و صهیونیسم، فلسطین، انتفاضه، قدس،
برچسب ها: صهیونیسم، انتفاضه، غیر قانونی، معنویت، قوانین، مقررات، دوستی، محبت، رژیم صهیونیستی، آیت الله خامنه ای، جهاد، حکومت، ملت، آمریکا، فلسطین، اسرائیل، مظلوم، لبنان، مسلمان، شهادت، شهادت طلبی، مرگ،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                                       

 

قسمت دوم (جبهه و جنگ)

دقیقا چه سالی بود كه در جبهه حضور پیدا كردید چند سال داشتید و چند سال توی جبهه بودید؟

من سال 62 جبهه بودم و تا پایان جنگ هم بودم، پنج سال. آنموقع پانزده سالم بود. داوطلبانه رفته بودم به عنوان بسیج.

در كدام عملیاتها حضور داشتید و در كدام عملیات شرایط دشوارتری داشتید؟

خوب توی عملیاتهای زیادی بودم، توی محورهای عملیاتی زیادی بودم، توی جنوب كشور تقریبا جبهه ای نبوده كه توی آن نبوده باشم. ولی در غرب كشور فقط در «بوكان» یك مدت محدودی. توی جنوب خیلی از عملیاتها را بودم. تمام محورهای حالا معروفی كه مردم به گوششان خورده، عملیاتهای مختلف مثل عملیاتهایی كه  در جزیرة مجنون انجام می شد. شلمچه انجام می شد. عملیاتهایی كه در فاو ؛  عملیات والفجر. بستان، بیشتر مناطق عملیاتی جنوب را بوده ام.

اما اینكه گفتید كدامشان برایم دشوارتر بوده است؛ هیچكدام. چون اصلا مفهوم دشواری یعنی چه؟

اینكه از لحاظ جسمی به شما فشار زیادی آمده باشد.

یك آدم وقتی عاشق شد دیگر تو عشق بازی به او نمی گویند كه سختت نبود هشت ساعت بنشینی پیش معشوق ات مثلا. نه. من سختی توی جنگ حس نكردم.

               

                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: صدام، اقتصاد، جزیرة مجنون، زیست شناسی، مثلثات، شیمی، جانبازی، مرگ، رئیس جمهور، خامنه ای، مناطق جنگی، آمریکا، ایران، خانواده، نظامی، جبر، دکتر شاهین فرهنگ، قطعنامه، کاسة زهر، جنگ، انگلیسی، رادار، جبهه، بسیج، فاو، شلمچه، بستان، غیر قانونی، عراق، سپاه پاسداران، انقلاب اسلامی، خنده، شهید، شهادت،

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات