تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

شکر قدرت قدرتت افزون کند          کفر نعمت از کفت بیرون کند

قدرت و توانایی های گوناگون انسان، نعمت هایی هستند که خداوند در وجود آدمی به ودیعه نهاده است. شکوفا کردن این توانایی ها و بکار گرفتن آنها در مسیر کمال و خدمت به انسانها، در حقیقت همان شکر نعمت را به جا آوردن است. این قانون به ما می آموزد: قدرت و توانایی های خود را در مسیر حق بکار بگیرید تا بر اثر استفادۀ صحیح از این توانمندی ها، قدرت شما فزونی یابد.

چنانچه انسان از استعدادهای خود در جهت مطلوب بهره بجوید، هم استعدادهایش شکوفاتر و قدرتمندتر می شود و هم باعث خلق توانایی های نو و تازه می شود. اما اگر از این استعدادها استفاده نشود، در وجود آدمی دفن می شوند و انسان بواسطۀ این غفلت، نعمت های فراوانی را از کف می دهدقرآن کریم می فرماید: لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم انّ عذابی لشدید

شکر نعمت به معنائی که در بالا گفته شد موجبات افزایش آن را فراهم می سازد و کفر نعمت که به معنای بهره نجستن از نعمت است، ناسپاسی تلقی می شود و باعث از دست رفتن نعمت می گردد.

زآنکه بی شکری بود شوم و شنار          می برد بی شکر را در قعر نار

شنار: زشت

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قانون زندگی، قوانین زندگی، ناسپاسی، قدرت، شکر نعمت، نعمتهای الهی، کفران نعمت، کمال انسان، مسیر کمال، مسیر حق، استعدادهای انسان، قرآن کریم، آپدیت آنتی ویروس نود32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز          تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

ستیزه کردن با قضا و قدر موجب می شود که قضا و قدر نیز با انسان به ستیزه برخیزد. پنجه افکندن در چهرۀ قضای الهی و مخالفت و جنگ با آن، از ویژگی های انسانهای عجول و هیجان زده است که می کوشند تقدیرها را به کناری نهند و راهی را در پیش گیرند که در سرنوشت آنان رقم نخورده است. اینگونه انسانها در واقع آب در هاون می کوبند.

 

ما در پیرامون خود افرادی را می بینیم که برای رسیدن به مطلوب خود، به هر راهی می روند و به هر وسیله ای متوسل می شوند، ولی در واقع دانسته یا نادانسته پنجه در قضای الهی می زنند. قضای الهی نیز متقابلاً با آنان ستیزه می کند و درنتیجه این انسانها هیچگاه به آنچه می جویند دست نمی یابند. جلال الدین در این بیت توصیه می کند که همواره تسلیم امر حق و قضای او باشید. چرا که خداوند احوال شما را بهتر می داند و نیک و بد شما را بهتر می شناسد.

 

مرده باید بود پیش حکم حق         تا نیاید زخم از ربّ الفلق

 

باید تسلیم امر خدا بود تا بواسطۀ خروج از مسیر حق، حوادث ناگوار برای انسان پیش نیاید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قضای الهی، قضا و قدر الهی، حکم حق، آب در هاون کوبیدن، مقام تسلیم، قضا و قدر، جنگ، مسیر حق،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات