تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

خود چه جنس شاه باشد مرغکی؟

مشـنـوش گـر عـقـل داری انـدکـی

 

مولانا در این بیت به ما متذکر می شود: یک مرغ کوچک و بی مقدار چه سنخیتی با پادشاه دارد که بخواهد ادعای بزرگی و همنشینی با سلطان را بکند؟ چه کسی باور می کند فرومایگانی که لافِ نزدیکی و معاشرت با پادشاه را می زنند و خود را ساعدنشین سلطان معرفی می کنند، از جلال و عزت و عظمت او بهره ای برده باشند؟ آیا آن مرغکِ شکاری، هم جنس و هم وزن پادشاه است که خود را اینچنین می نمایاند؟ آنان که مدعی اند همچون باز به ساعد حضرت حق متصلند، در حقیقت حیله گران و یاوه گویانی هستند که می خواهند با خدعه و نیرنگ، ساده اندیشان را به دام اندازند و اهل سلامت را از راه به در کنند.
 

لاف از شه می زند وز دست شه

تـا بـرد او مـا سـلـیـمــان را ز ره


آنان که اینگونه ادعاها را باور می کنند و حق را از باطل تمیز نمی دهند، ابلهانی بیش نیستند.
 

هر که ایـن بـاور کـنـد از ابلـهـی اسـت

مرغک لاغر چه در خورد شهی است؟

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: حق و باطل، ابلهی، سلیمان، ساده اندیشان، حضرت حق، معاشرت، پادشاه، سلطان، عقل، حقیقت، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مهر پاکان در میان جان نشان          دل مده الّا به مهر دلخوشان

جان و دل انسان از وجود پاک و مطهر خداوند سرچشمه می گیرد. در حقیقت جان آدمی صندوقچه و مخزن جواهرات گرانبهای اسرار الهی است. این مکان پاک و مقدس جای اشیا و پدیده های بی بها و کم ارزش نیست. مهر و محبت از جان انسان بر می خیزد و این سرمایه ارزشمند را صرف بیگانگان و بیماردلان نمودن خردمندانه نیست. جانِ پاک محل مهر و محبت پاکان است. آنان که جانشان را پاکیزه نگه داشته اند و از آلودگی ها گریزان بوده اند.

 

جلال الدین به ما می گوید: برای اینکه بتوانی عمر عزیز را به ثمر برسانی و از این سرمایه گرانسنگ به درستی استفاده کنی باید همواره دوستی و معاشرت با پاکان را برای خود برگزینی و با آنان حشر و نشر داشته باشی. دوست یکی از سرمایه های مهم زندگی است که انسان باید در انتخاب آن همواره حکیمانه و خردمندانه بیاندیشد.

 

گر تو سنگ صخره و مرمر شوی          چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، مهر، اسرار الهی، مهر و محبت، سرمایه زندگی، زندگی، دوستی، معاشرت، حشر، حقیقت جان آدمی، گوهر، سنگ مرمر، بیمار دل، عمر، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات