تاریخ : شنبه 21 اردیبهشت 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

کـز کـمـیِ خـشــت دیــوار بـلـنــد

پست تر گردد به هر دفعه که کند

 

تشنه ای بر سر دیوار بلندی نشسته بود. بین او و جوی آب، همان دیواری قرار داشت که بر آن نشسته بود. پس از مدتی آن تشنه کام خشتی از سر دیوار بر کند و درون جوی آب افکند و از صدای آب که همچون ندای معشوق دلنشین بود، مست و بی خود شد. او به ذوق شنیدن بانگ خوشِ آب، خشت های دیوار را یکی پس از دیگری می کند و درون آب می انداخت. از او پرسیدند: فایدۀ این کارِ تو چیست؟ در پاسخ گفت: مرا از این کار دو فایده خواهد بود. اول آنکه با پرتاب خشت در میان آب، صدای دلنواز معشوق خود را می شنوم و از آن نوای خوش لذت می برم. فایده دوم آن است که با هر خشتی که از دیوار بر می گیرم و در آب می افکنم، دیوار جدایی کوتاه تر می شود و من به محبوب خود نزدیک تر می شوم.


مولانا با ذکر این داستان می گوید: "من طبیعی" انسان مانند دیواری میان او و خدای حکیم حائل شده است و انسان آگاه باید همچون آن تشنه کام با جدیت و ممارست، خشت های آن دیوار را یک به یک برگیرد و با شنیدن صدای هدایتگر معشوق، گام به گام به او نزدیک تر شود، تا آنجا که به وصال معشوق ازلی و ابدی سرخوش گردد.

 

پستـی دیـوار قربـی می شود     فصل او درمان وصلی می بود

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: معشوق، من طبیعی، لذت، خشت دیوار، وصال معشوق، جدایی، ندای معشوق، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

 

                                    «به‌نام یگانه‌محبوب دل‌های پاك و بی‌‌آلایش»

«از با بوی یاس (1)، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت اول»

نمی‌شناختم، هنوز نشناخته‌ام، نخواهم شناخت!

چهارده نور الهی‌‌رو نمی‌شناختم!، اون معصومین‌رو هنوز نشناخته‌ام!، اهل‌البیت(ع)، امام‌حسین(ع) و فرزندان پاك و مطهّرش، تا‌ آخرین اون‌هارو، حجت خدا، غریب و تنها، قائم منتظر، مهدی موعود، صاحب‌الزمان(عج)‌؛ نخواهم شناخت!

 

هر دفعه‌ عكسش‌رو می‌بینم، لبخند قشنگش كه زبان‌زدِ همه‌ی هم‌رَزم‌هاشِ بِهم آرامش می‌ده، می‌دونی در مورد كی حرف می‌زنم؟ هَمونی كه همه شیفته‌ی مَرامش بودن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، اباعبدالله الحسین (ع)، امام حسین (ع)، شهید حاج حسین خرازی، حاج حسین خرازی، لشکر 14 امام حسین (ع)، لشگر 14 امام حسین (ع)، دوکوهه، پادگان دوکوهه، گناه، زهرای مطهر، حضرت زهرا (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، مولا علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، سالار شهیدان، حضرت علی (ع)، غرق خون، امام حسن (ع)، حضرت زینب (س)، زهرای پهلو شکسته، در نیم سوخته، پهلوی شکسته، عاشق، معشوق، عاشق و معشوق، شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهید حاج ابراهیم همت، شهید همت، حسینه شهید همت، حسینه شهید حاج ابراهیم همت، میعادگاه عاشقان، میعادگاه عشاق، بزرگداشت شهدا، سال تحویل، طلائیه، طلاییه، اباالفضل العباس، بسیج، چفیه، اهل البیت (ع)، مهدی صاحب الزمان (عج)، عطش، عباس بن علی (ع)، دخیل یا اباالفضل،

تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چرا نماز را باید به عربی بخوانیم؟

«دکتر شاهین فرهنگ»

دلیل اول:

اینكه نماز كلام خدا است، و همانی است كه خدا گفته است. ما حق نداریم كلام خودمان را با كلام محبوب مقایسه بكنیم. بین آنچه كه خدا گفته و آنچه كه ما از كلام خدا ترجمه می كنیم تفاوت بسیاری وجود دارد. ما وقتی  نماز را  به عربی می خوانیم بخاطر این این است كه داریم با كلام معشوق صحبت می كنیم، همانجوری كه او می خواهد. و از طرفی نماز ذكر قرآن است كه بیان ما در برابر آن بسیار كوچك و ناچیز است و از طرفی تكنیك عشق بازی حرف زدن به زبان معشوق است.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث نماز دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: نماز، دکتر شاهین فرهنگ، چرا نماز را به عربی بخوانیم؟ زبان عربی، عربی، زبان فارسی، فارسی، زیبایی، زبان فرانسه، عشق، عشق بازی، تکنیک عشق بازی، معشوق، کلام معشوق، کلام محبوب، قرآن، زبان شناسی، دنیا، کاملترین زبان دنیا، چرا نماز؟، اسم خاص، اسم عام، کلمات نماز، نماز فارسی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نماز

دکتر شاهین فرهنگ

قسمت اول

همة آفریده های خدا حكمت دارد، اگر من و شما حكمت آن را نمی فهمیم، دال بر حكیمانه نبودن فرمان خدا نیست.

 

نماز یكی از آفریده های معنوی خدا است.

 

برای بهره مندی از مواهب الهی الزامی ندارد كه ما فلسفه اش را بدانیم. مگر شما آب كه می خورید برای این است كه خاصیت آن را می دانید؟

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث نماز دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: نماز، دکتر شاهین فرهنگ، دوست داشتن، عاشق، رسم عاشقی، عاشقی، انسان، گناه، خدا، عفو و بخشش، فساد، دنیا و آخرت، نعمتهای خدا، امام رضا (ع)، شرک، بت پرستی، خضوع و تواضع، معشوق، عشقهای زمینی، عبادت خدا، نماز تشکر از خدا، فلسفه، فلسفه نماز، حکمت، فرامین الهی،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقان جام فرح آنگه کشند       که به دست خویش خوبانشان کُشند

مدعیان عاشقی آن هنگام جام نوشین شادکامی و فرحناکی را می نوشند که تعلقات (من طبیعی) را در پیشگاه عشق قربانی کنند و از هستی مجازی خود بگذرند و در معشوق حقیقی فنا شوند.

انسان عاشق مادامی که از هواهای خود عبور نکند و وابستگی ها را به قربانگاه عاشقی نبرد شراب ظهور خوشدلی و کمال را نمی نوشد. برای راهی شدن در جاده کمال و رسیدن به معشوق و دست یافتن به مقام وصل راهی جز رهایی از خویش وجود ندارد. برای همین است که مجنون در دایره عشق لیلی سر از پای نمی شناخت و حتی قهر او را علامت لطف و مهر لیلی به خود می دانست.

اگر با دیگرانش بود میلی          چرا ظرف مرا بشکست لیلی

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، مثنوی مولوی، اشعار مولانا، مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، عاشق، عشق، معشوق، مجنون، لیلی و مجنون، انسان عاشق، عاشقی، کمال، قربانگاه عاشقی، عشق مجازی، فنا،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پرده بردار و برهنه گو که من          می نخسبم با صنم با پیرهن

در این بیت برهنه گویی و شفاف سخن گفتن و در لفافه ننهادن حقایق توصیه شده است و مولانا برای روشن شدن مطلب ضرب المثلی آورده است که:

انسان عاقل با صنم و محبوب خود پوشیده نمی خوابد. بلکه پیراهن و حجاب از تن بیرون می کند و با عروس زیبای حقیقت عریان و بی حجاب روبرو می شود.

روابط انسانها در عالم دوستی باید دور از پرده پوشی و کتمان حقیقت باشد وگرنه رفاقت ها پایدار و استوار نمی ماند. کما اینکه اگر انسانی با محبوب و معشوق خود پوشیده روبرو شود از گرمای محبت و حلاوت عشق و لذت حضور او بهره مند نمی گردد.

گفت مکشوف و برهنه بی غلول          باز گو دفعم مده ای بوالفضول

گفت ای صاحب فضیلت های ناب، بدون کم و کاست و عریان سخن بگو و بهانه جویی مکن.

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مثنوی معنوی مولوی، اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، شرح مثنوی معنوی مولوی، صنم، ضرب المثل، معشوق، محبوب، انسان عاقل، ححاب، عروس زیبا، بی حجاب، عریان، پرده پوشی، رفاقت و دوستی، حلاوت عشق، گرمای محبت، لذت حضور، پندهای مولانا،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 06:59 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای لقای تو جواب هر سؤال     مشکل از تو حل شود بی قیل و قال

لقای حضرت حق و دیدار اولیاء الهی و حضور در جوار معشوق حقیقی دافع همه مشکلات و گرفتاری هاست. انسان تا به مرحله وصل نرسیده است چون و چرا می کند و پرسش هائی برای او رخ می نماید که به دریافت پاسخ نیاز دارد. همینکه عاشق به مطلوب خود دست یافت و او را در کنار گرفت و لقاء حاصل شد دیگر مشکلی باقی نمی ماند که برای حل آن نیاز به گفتگو و جدال و قیل و قال باشد. چراکه معشوق و مراد بالاترین خواست عاشق و مرید است و چون دیدار میسر شد پاسخ سؤال ها نیز در آن ملاقات و رسیدن به مطلوب مستتر است و چنانچه نقصی هم باقی بماند سالک در جوار مراد بدون نگرانی با استفاده از اشراف ولی خدا آنها را مرتفع می کند.

به طور کلی سؤال تا زمانی وجود دارد که وصال رخ نداده است و لذا به محض تحقق وصال، دیگر سؤالی باقی نمی ماند.




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی، مثنوی معنوی، مولوی، جلال الدین محمد بلخی، مولانا، مثنوی معنوی مولوی، عاشق، وصال یار، معشوق، عاشق و معشوق، سالک الی الله، لقای حق، مرید و مراد، ملاقات حق،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات