تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

جلیلی مـــــرد دوران صلابـــت

جلیلی زنـده در حال شهـــادت

 

در ایــــــن آوردگه پـــر مدعیان

جلیلی عاشـــق و یـــار ولایت

 

در این غوغـا و وانفسای نخوت

جلیلی معنی جهــد و صداقت

 

میان هرچه گفتند و شنیدیم

جلیلی مظـــهر مهر و نجابت

 

وطن در انتظــــار پاســـخ دوست

جلیلی گوشه ی چشمی عنایت

 

شعـار هر شب و روز دل ماست

جلیلی ، پایـــــــداری در عدالت




طبقه بندی: انتخابات ریاست جمهوری 1392، شعر و ادبیات، شعر مناسبتی و مذهبی و آیینی،
برچسب ها: شعر درباره جلیلی، شهادت، یار ولایت، عاشق، صداقت، مهر، نجابت، پایداری، عدالت، وطن، انتظار، دوست،
دنبالک ها: حامیان بوشهری جلیلی،

تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 12:47 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«نواده حبابه والبیه»

از فضایل و سیره امام حسن عسگری (ع)

حبابه والبیه زنى بود كه در كوفه به خدمت امیرالمؤمنین (ع) رسید و گفت: یا امیرالمؤمنین! خدا تو را رحمت كند، دلیل امامت چیست؟ امام سنگى را نشان داد و فرمود: آن سنگ (1) را پیش من آور، زن سنگ را پیش امام آورد، حضرت مهر خودش را به سنگ زد (اثر مهر در سنگ آشكار شد). بعد فرمود: یا حبابه! وقتى كه یك نفر ادعاى امامت كرد و توانست مانند من این سنگ را مهر كند بدان او امام مفترض الطاعة است.


این زن تا زمان امام رضا (ع) زنده ماند، با معجزه امام سجاد (ع) جوانى به او بازگشت و سنگ را تا مهر امام ثامن (ع) رسانید، آنگاه فرزندان وى در زمان امامان دیگر این كار را ادامه دادند.


ثقه جلیل‏القدر داود بن قاسم جعفرى گوید: نزد امام حسن عسكرى (ع) بودم كه به امام گفتند: مردى از اهل یمن اجازه ورود مى‏خواهد، امام اجازه فرمود، دیدم مردى بلند قامت و قوى بازو داخل شد، به امام سلام ولایت داد، حضرت جواب داده و امر به نشستن كرد.


او در نزد من و چسبیده به من نشست، من به خود گفتم: اى كاش مى‏دانستم این شخص كیست؟ امام (ع) فرمود: این از فرزندان آن زنى است كه پدران من سنگى كه او داشت مهر كرده‏اند، و اثر مهرشان در آن نقش شده است، آن را آورده است تا من نیز مهر كنم. بعد فرمود: سنگ را بیاور، او سنگ را بیرون آورد، دیدم جایى از آن صاف است و مهر نخورده .


ابو محمد عسكرى (ع) آن را گرفت، مهر خویش بیرون آورد و آن را مهر كرد، گویى الان نقش مهر را مى‏بینم كه «الحسن بن على» بود، من به مرد یمانى گفتم: تا به حال امام را دیده بودى؟ گفت: نه واللّه ولى مدتى بود كه به دیدارش شایق بودم، گویى الساعه جوانى كه او را ندیده بودم نزد من آمد و گفت: برخیز به محضر امام برو، من وارد خدمتش شدم.


سپس مرد یمانى برخاست و مى‏گفت: «رحمة الله و بركاته علیكم اهل البیت ذریة بعضها من بعض اشهد بالله ان حقك الواجب كوجوب حق امیرالمؤمنین والائمة من بعده صلوات الله علیهم اجمعین» آنگاه رفت و دیگر او را ندیدم.
ابو هشام گوید: از او پرسیدم اسمت چیست؟ گفت: نام من مهجع پسر صلت پسر عقبه، پسر سمعان، پسر غانم، پسر ام غانم و آن زن اعرابیه یمنى صاحب سنگى است كه امیرالمؤمنین (ع) بر آن مهر زد و فرزندانش مهر زدند تا زمان امام أبى الحسن رضا (ع).

مجلسى رحمة الله آن را در بحار: ج 50 ص 302 از ابوهاشم از اعلام الورى نقل كرده و اشعار ابوهاشم را نیز درباره آن آورده است .

پی نوشت ها

1- عبارت عربى «حصاة» است ظاهراً منظور سنگ كوچكى است .

منبع: سایت شهید سید مرتضی آوینی




طبقه بندی: فضایل و سیره امام حسن عسگری (ع)،
برچسب ها: فضایل و سیره امام حسن عسگری (ع)، بحار الانوار، ابوهاشم، امیرالمومنین (ع)، امام رضا (ع)، جوانی، مهر، علامه مجلسی، ابومحمد عسگری (ع)، سنگ، فرزند، معجزه امام سجاد (ع)، حبابه والبیه،
دنبالک ها: سایت شهید سید مرتضی آوینی،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

«سیمای خداوند درنیایش عرفة امام حسین(ع)»

ستایش، مخصوص آن خدایست كه قضای او را، كسی نراند و عطای او را، كسی باز ندارد و همچون سازة او، سازة هیچ سازنده ای نیست و او، بخشنده دست باز است. انواع نو آفریده ها را بیافریند و با حكمت خود، همة مصنوعات را استوار داشت. جلوداران آفرینش بر او پوشیده نمی ماند و امانتها و سپرده هایِ دار هستی نزد او تباه نمی گردد؛ كتاب جامع قرآن را فرود آورد و شریعت اسلام، این نور درخشان هدایت را پدید آورد.

 

و اوست كه همة خلایق را بیافرید و اوست كه بر ناگواریها یاریش جویند؛ هر سازنده ای را پاداش دهد و هر قناعت پیشه ای را سامان بخشد و روزی رساند و به هر زاری كنندة به درگاهش، مهر ورزد و همة منافع خلق را، از نزد خود فرود آورده و این كتاب جامع آسمانی(قرآن مجید) را، با نور درخشان خود، نازل فرموده است.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، قضای الهی، حکمت، آفرینش، قرآن، قناعت، قرآن مجید، مهر، نیایش بندگان، اشک چشم، آسمان، گناه، بردباری، فرشتگان، قهر الهی، بردگی، حضرت ایوب (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت یونس (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت یوسف (ع)، حضرت زکریا (ع)، بنی اسرائیل، عقوبت الهی، بی دینی، مهربانی، شرک، فضل و احسان، عرش الهی، ستایش، زیبایی، آمرزش، نافرمانی خدا، دل و جان، آغاز آفرینش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مهر پاکان در میان جان نشان          دل مده الّا به مهر دلخوشان

جان و دل انسان از وجود پاک و مطهر خداوند سرچشمه می گیرد. در حقیقت جان آدمی صندوقچه و مخزن جواهرات گرانبهای اسرار الهی است. این مکان پاک و مقدس جای اشیا و پدیده های بی بها و کم ارزش نیست. مهر و محبت از جان انسان بر می خیزد و این سرمایه ارزشمند را صرف بیگانگان و بیماردلان نمودن خردمندانه نیست. جانِ پاک محل مهر و محبت پاکان است. آنان که جانشان را پاکیزه نگه داشته اند و از آلودگی ها گریزان بوده اند.

 

جلال الدین به ما می گوید: برای اینکه بتوانی عمر عزیز را به ثمر برسانی و از این سرمایه گرانسنگ به درستی استفاده کنی باید همواره دوستی و معاشرت با پاکان را برای خود برگزینی و با آنان حشر و نشر داشته باشی. دوست یکی از سرمایه های مهم زندگی است که انسان باید در انتخاب آن همواره حکیمانه و خردمندانه بیاندیشد.

 

گر تو سنگ صخره و مرمر شوی          چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، مهر، اسرار الهی، مهر و محبت، سرمایه زندگی، زندگی، دوستی، معاشرت، حشر، حقیقت جان آدمی، گوهر، سنگ مرمر، بیمار دل، عمر، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«مهر افروزان»

از سر جان بهر پیوند کسان برخاستم

چون الف در وصل دل‌ها از میان برخاستم

وازگون هرچند جام روزی‌ام چون لاله بود

از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم

بزم هستی را فرض مهر فروزان تو بود

همچو شبنم چهره چون کردی عیان برخاستم

همچو بلبل با گران‌جانان ندارم الفتی

طوطیان چون لب گشودند از میان برخاستم

از لگدکوب حواث عمر دیگر یافتم

چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم

طاقت دم‌سردی دوران ندارم همچو گل

در بهار افکنده رخت و در خزان بر‌خاستم

آزمودم عیش راحت را به کنج دام تو

از سر جولانگه کون و مکان برخاستم

صحبت شوریده‌حالان مایة شوریدگی است

با «امین» هر گه نشستم بی‌امان برخاستم

     «شعری از مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»




طبقه بندی: اشعاری از مقام معظم رهبری،
برچسب ها: شعر، اشعار مقام معظم رهبری، اشعار حضرت آیت الله خامنه ای، اشعار امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، حضرت آیت الله خامنه ای، اشعار حضرت آقا انتظار، عمر، کاروان، مهر، بلبل، لاله، شبنم، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic