تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«عملی ساده که پاداش حج مقبول را دارد!»

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: نیکی به پدر و مادر، نیکی به والدین، احسان به والدین، احسان به پدر و مادر، مهربانی، فروتنی، نماز اول وقت،
دنبالک ها: امید نیوز،

تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«كشف آفتاب»

تقدیم به شهید سروان پاسدار «محسن حیدری» 

سفر گزید از این كوچه باز همنفسى

پرید و رفت بدان‏سان كه مرغى از قفسى

 

كسى كه مثل درختان به باغ عادت داشت

شبیه لاله به انبوه داغ عادت داشت

 

كسى كه همنفس موج‏هاى دریا بود

صداقت نفسش در نسیم پیدا بود

 

بهار سبز در آشوب خشكسالى بود

شكوفه‏دارترین باغ این حوالى بود

 

كسى كه خرقه‏اى از جنس آب در بر داشت

كسى كه شعر مرا از ترانه می انباشت

 

كنون دریچه‏ى دل را به روشنى واكن

به یاد او گل خورشید را تماشا كن

 

میان آینه‏ها رد داغ را می جست

درخت بود و هوادار، باغ را می جست

 

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شهید سروان پاسدار محسن حیدری، بهار، مهربانی، سراب، نقاب، عطش، حیله، مرگ، همنفس، لاله، شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان،

تاریخ : چهارشنبه 6 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«چشم خوش بین»

(داستان آموزنده)

چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،

سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.

دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟

گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.

پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: داستان کوتاه چشم خوش بین، دانشگاه سانتاکلارای کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا، مهربانی، پیراهن، شلوار، دانشجو، داستانهای آموزنده، داستانکهای آموزنده، داستانهای کوتاه آموزنده، داستانکهای قشنگ و زیبا، داستانهای قشنگ و زیبا، داستانهای پند آموز، داستانهای زیبای پندآموز، داستانهای جذاب، داستانهای جذاب و خواندنی، داستانهای کوتاه قشنگ و زیبا، داستانهای زیبا و خواندنی، داستانهای قشنگ و خواندنی، حکایتهای پند آموز، ماجراهای جالب، ماجراهای واقعی، داستانهای طنز، داستانکهای طنز، داستانهای کوتاه طنز،
دنبالک ها: گروه اینترنتی خورشید،

تاریخ : سه شنبه 25 تیر 1392 | 02:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سخن آخر

خانواده موفق 15

دکتر شاهین فرهنگ

یك روز یك آقایی خیلی دیر وقت آمد خانه، كوچولوی سه، چهار ساله ای بابایش را كه دید گفت: «سلام بابا.»

گفت: «سلام هنوز نخوابیدی؟»

گفت: « نه بابا منتظر بودم بیایی تا یك سوالی ازت بكنم.»

گفت: «بگو پسرم.»

«بابا هر ساعتی كه توی اداره كار می كنی چقدر بهت می دهند.»

گفت: «هزار تومان.»

«هزار تومان، بابا می شود هزار تومان به من بدهی؟»

پدر خیلی عصبانی شد. گفت:

« پس سوالت واسة این بود كه از من پول بگیری؟ ای بی چشم و رو برو توی اتاقت.»

بچه كوچولوی سه چهار ساله گفت:« چشم پدر»

رفت توی اتاق و بلند بلند شروع كرد به گریه كردن.

دل بابا سوخت. از رفتارش پشیمان شد. رفت توی اتاق، پسرش كز كرده بود یك گوشه ای، بغض گلویش را گرفته و قطره های اشك صورتش را پوشانده.

گفت: «بابا جان ناراحت نشو، این هزار تومان. ولی خوب خرجش كنی ها.»

پسر پول را كه گرفت چشمانش برق زد، دست كرد زیر بالشش یك تعدادی اسكناس مچاله شده (پنجاه تومانی و صد تومانی و دویست تومانی) كشید بیرون.

گفت: «بابا این هم هزار تومان. حالا شد دو هزار تومان. بابا این دو هزار تومان را بگیر و فردا دو ساعت زودتر بیا خانه. بابایی، من دلم برایت تنگ می شود، بابایی دوست دارم با تو شام بخورم. مامان آنقدر منتظرت می نشیند تا با هم شام بخوریم.»

دوست من، اولویت اول در زندگی برای مردها خانواده است.  یك جوری زندگی كنیم كه اگر بچه هایمان كلمه های قشنگ را شنیدند «مهربانی، صداقت،عدالت،» اولین كسی كه به ذهنشان بیاید كه این كلمات را معنی كنند خانواده باشد.

«پایان»




طبقه بندی: خانواده موفق (دکتر شاهین فرهنگ)، داستانک،
برچسب ها: دوره خانواده موفق استاد شاهین فرهنگ، دوره خانواده موفق دکتر شاهین فرهنگ، مهربانی، اولویت اول در زندگی، دوست داشتن، سلام، منتظر،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 08:27 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

لحظه ای تا مرگ.....

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه انگار
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد

منبع: مهاجر




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: داستان، مرگ، داسنان مرگ، دعا، دوست داشتن، لحظه ای تا مرگ، انتظار مرگ، مهربانی، داستانهای زیبا، داستانهای پندآموز، داستان کوتاه، داستانهای جالب و خواندنی، آنتی ویرود نود 32، nod 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

«سیمای خداوند درنیایش عرفة امام حسین(ع)»

ستایش، مخصوص آن خدایست كه قضای او را، كسی نراند و عطای او را، كسی باز ندارد و همچون سازة او، سازة هیچ سازنده ای نیست و او، بخشنده دست باز است. انواع نو آفریده ها را بیافریند و با حكمت خود، همة مصنوعات را استوار داشت. جلوداران آفرینش بر او پوشیده نمی ماند و امانتها و سپرده هایِ دار هستی نزد او تباه نمی گردد؛ كتاب جامع قرآن را فرود آورد و شریعت اسلام، این نور درخشان هدایت را پدید آورد.

 

و اوست كه همة خلایق را بیافرید و اوست كه بر ناگواریها یاریش جویند؛ هر سازنده ای را پاداش دهد و هر قناعت پیشه ای را سامان بخشد و روزی رساند و به هر زاری كنندة به درگاهش، مهر ورزد و همة منافع خلق را، از نزد خود فرود آورده و این كتاب جامع آسمانی(قرآن مجید) را، با نور درخشان خود، نازل فرموده است.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، قضای الهی، حکمت، آفرینش، قرآن، قناعت، قرآن مجید، مهر، نیایش بندگان، اشک چشم، آسمان، گناه، بردباری، فرشتگان، قهر الهی، بردگی، حضرت ایوب (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت یونس (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت یوسف (ع)، حضرت زکریا (ع)، بنی اسرائیل، عقوبت الهی، بی دینی، مهربانی، شرک، فضل و احسان، عرش الهی، ستایش، زیبایی، آمرزش، نافرمانی خدا، دل و جان، آغاز آفرینش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«دعاهای امام حسین(ع) در نیایش عرفه»

بارالها! مرا ترسان از خودت بگردان، گویا تو را می بینم و با تقوای خود، خوشبختم ساز و با معصیت خود، بدبختم مساز و در قضای خود، خیرم گزین و در قدر خود، مباركم فرما تا نخواهم، شتاب آنچه را تو پس اندازی و نه، تاخیر افتادن آنچه را تو پیش اندازی.

 

بارالها! بی نیازیم را، در جانم و یقین را، در دلم و اخلاص را، در عملم و نور را، در دیده ام و بصیرت را، در دینم قرار ده و مرا، به اندامهایم بهره ور ساز، گوش و چشمم را دو، وارث من گردان (تا از عقل و ایمانم، فرمان برند) و بر آنچه بر من ستم كند، یارم باش و آرزوها(ی پیروزی، بر او) و انتقامم را روزی فرما و بدین وسیله چشمم را روشن كن.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: عرفه، دعای عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، مناجات عرفه، مناجات امام حسین (ع) در روز عرفه، دعاهای امام حسین (ع) در روز عرفه، معرفت، خلوص، عبودیت، جن، جن و انس، مهربانی، گناه، رزق، نیایش، تقوا، معصیت، قضا و قدر، بصیرت، غم اخرت، رحمت الهی، فاسقان، کردار نیک، احسان، دنیا و آخرت، قرب الهی، شیطان، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«رابطة خداوند و بنده در نیایش عرفه»

بار الها! من مشتاق تو هستم و به ربوبیت تو، گواهی می دهم، با اینكه اقرار دارم تو، پروردگار منی و بازگشت من به سوی توست؛ پیش از اینكه من چیزی یادشدنی باشم؛ آفرینش مرا آغاز كردی و مرا از خاك ناچیز بیافریدی، سپس در اصلاب پدران، جایم دادی تا از حوادث ناگوار و دگرگونی روزگار امانم بخشی؛ پس در آن ایام پیشین و دوران گذشته، پیوسته مرا از صلبی به رحمی، كوچ دادی و به خاطر مهربانی و لطف و احسانی كه به من داشتی، مرا در عصر حاكمیت كافرانی كه پیمان تو را شكستند و پیامبرانت را تكذیب نمودند به دنیا نیاوردی، بلكه از آنجا كه به من  دلسوز و مهربان بودی، مرا برای هدایت (توحیدی) كه در آن، روبراهم فرمودی و در آن پرورشم دادی و پیش از من، توسط خاتم پیامبرانت برایم فراهم گشت، به دنیا آوردی.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، آفرینش، ربوبیت الهی، مهربانی، عبودیت، اسماء الهی، صفات خدا، اسماء و صفات خدا، الطاف الهی، وحی، محمد و آل محمد، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت اسحاق (ع)، تورات، زبور، قرآن، انجیل، گناه و لغزش، وطن، ایمان، هدایت، نیکوکاری، توبه، احسان و نیکوکاری، برهنگی، رحمت الهی، عذاب الهی، پدر و مادر، پادشاهان، آسایش، اخلاص، افعال الهی، عوالم آفرینش، استغفار، انس با خدا، قضا و قدر، سوز عشق، وصال حق، مشیت الهی، مظاهر الهی، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آخر هر گریه آخر خنده ای است     مرد آخربین مبارک بنده ای است

سرانجامِ هر گریه ای شادی و خنده خواهد بود. انسان خردمند کسی است که به پایان کار بیندیشد و شادکامی پایانی را در نظر داشته باشد و از سختی ها و گرفتاری ها نهراسد و بداند که احوال روزگار متغیر است و در نهایت ایام به کام او خواهد شد. انسانهای عاقبت بین بندگان مبارک و فرخنده ای هستند که با رفع عیوب و کاستی های خود به کمال مطلوب می رسند و عروس شادکامی را به آغوش می کشند. چه بسا افراد و حاکمانی که در ابتدا روزگار به کامشان بود و در انتها به خاک سیاه نشستند و به بدبختی ها دچار آمدند.

 

گریاندن دیگران نیز از این قاعده خارج نیست. کسی که دیگر انسانها را با ظلم و تعدی خود برنجاند و بگریاند بی تردید چشمانش خواهد گریست. شفقت و مهربانی با خلق، نیازمند رقّت قلب و پاکی روح است. کسی که بر حال خود می گرید و نواقص خود را در نظر دارد، بر چشم اشک بار دیگران نمی خندد.

 

اشک خواهی رحم کن بر اشک بار          رحم خواهی بر ضعیفان رحم آر

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، گریه، خنده، انسان خردمند، اشک، شادی و خنده، شادکامی، آغوش، عروس، مهربانی، رقت قلب، کمال، پاکی روح، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391 | 12:12 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قلب.قلب های زیبا.رویایی

«تحقیق از دوستان و دشمنان در ازدواج»

«دکتر شاهین فرهنگ»

دوستهای آدم می توانند خیلی واضح شخصیت آن آدم را نشان بدهند. همانقدر که اصرار دارید بدانید خواستگار شما چه شخصیتی دارد (دختر یا پسر) اصرار داشته باشید که ببینید دوستهای او چه شخصیتی دارند چون ما به سمت کسی کشیده می شویم که خلق و خو و رفتارش شبیه به خودمان است و این کاملا طبیعی است. و اگر رفتار دوستهایش را دیدیم و متوجه شدیم مغایر با آن آدم بود باید بفهمیم که این آدم دارد برای ما فیلم بازی می کند. رفتاری که دارد به ما نشان می دهد غلابی و پلاستیکی است.

             برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج، ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، خواستگاری، ازدواج همسو، تحقیق در ازدواج، منابع تحقیق در ازدواج، تحقیق از دوستان و دشمنان در ازدواج، پرس و جو و تحقیق در ازدواج، پرس و جو در ازدواج، جلسات خواستگاری، قرآن، سوره حجرات، اهل ایمان، دروغ، دوست و دشمن، دشمن، منافق، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)، اصفهان، پیامبران الهی، رسول اکرم (ص)، انسان، روانشناسی، مهربانی، امام صادق (ع)،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آدم باید دلش پاک باشد، مؤمن بودن به حجاب و چادر نیست!!!

جواب از دکتر شاهین فرهنگ و دکتر سید مجتبی حورایی:

بعضی ها می گویند حجاب می خواهی چکار دلت پاک باشد.

من هم حرف شما را قبول دارم، اگر دل شما پاک باشد همه چیز حل است. به خدا قسم اگر دلی پاک باشد دیگر هیچ گره ای نیست.

ولی در این عالم هر چیزی یک ظاهر دارد و یک باطن. یک پوست دارد و یک مغز. یک بیرون دارد و یک درون. مثلا یک موبایل یک بدنه دارد و یک تجهیزات داخلی. قیمت موبایل که مال بدنة آن نیست مال تجهیزات داخل آن است. حالا اگر من بگویم موبایل من پوست احتیاج ندارد و بدنه اش را بردارم مطمئن باشید که خیلی زود خواهد سوخت (با اولین ضربه یا آسیب).

حتی محبت و مهربانی هم یک پوست دارد و یک مغز، مغزِ محبت همان محبت قلبی و درونی است که مثلا من به مادرم عشق می‌ورزم. آیا این کافی است؟ یا نیاز به یک پوست دارد؟ پوستِ محبت چیست؟ همان نشانه ها و ظاهر نمودن محبت که عبارتند از گفتن «دوستت دارم» هدیه خریدن، در آغوش گرفتن، بوسیدن و... بدون این پوست آیا می‌شود به دیگران محبت خودمان را نشان بدهیم؟ پس پوست مهم است.

هرچند خاصیت و خوشمزگی هر چیزی به مغز آن است نه پوست. (ما مغز گردو و فندق و پسته و هندوانه و... را می‌خوریم)

                   برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب دکتر شاهین فرهنگ، پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: دکتر شاهین فرهنگ، سید مجتبی حورایی، استاد حورایی، حجاب و عفاف، حجاب، پوشش و حجاب، نماز، روزه، عبادت، مغز، فلسفه حجاب، تلوزیون، جمجمه، عریان، چادر، پوست، دوستت دارم، موبایل، دانشمند، پاکی دل، قوانین عالم، جلوه گری، گل رز، شهرداری، هوس، زندگی، زیبایی، محبت، مهربانی، آغوش، بوسه،

تاریخ : جمعه 27 مرداد 1391 | 09:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقانه.خاص.رویایی

«دلایل ازدواج»

 (ازدواج موفق 3)

دکتر شاهین فرهنگ

رشد معنوی:

اگر ما قبول داریم که به این دنیا آمده ایم تا رشد کنیم و رشد بدهیم. بعضیها به خاطر خوشبختی ازدواج می کنند و دقیقا به همین دلیل خوشبخت نمی شوند. چون می خواهد خودش خوشبخت بشود. ما نیازهایی داریم که در ازدواج قصد برآورده کردن آنها را داریم، مثل نیاز روحی و روانی، نیاز جنسی، نیاز دیده شدن، نیاز به همراهی و همدلی و.... آن کسی که به قصد خوشبخت شدن ازدواج می کند چون فقط نیازهای خودش را می بیند زندگی خوبی نخواهد داشت. ما ازدواج می کنیم که هم خوشبخت بشویم و هم خوشبخت بکنیم. ما باید با شریک زندگی مان با هم رشد بکنیم.

ما در ازدواج به دنبال یک همراه می گردیم تا در قله های معنویت بالا برویم.

پیامبر (ص): فضیلت خواب متاهل از فضیلت جوان مجردی که روزها روزه بگیرد و شبها به عبادت بگذراند بیشتر است.

اگر در رشد معنوی کردن مجرد بودن بهتر بود حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) و سایر ائمه ازدواج نمی کردند.

پیامبر (ص): هیچ بنایی در اسلام محکم تر از بنای ازدواج نیست.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: امام صادق (ع)، ازدواج موفق، قیامت، خداوند، فیزیک، سورة یس، سورة زاریات، شهید مطهری، نماز شب، روزه، عبادت، موفقیت، انتظار، قانون خلاء، سورة نور، مهربانی، ضرب المثل، بالزاک، دکتر شاهین فرهنگ، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (ع)، فرزند صالح، آرامش، کنترل غریزة جنسی، خانواده، اسلام، خوشبختی، پیامبر (ص)،
دنبالک ها: خانة تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات