تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

معجزه سخن گفتن خورشید با حضرت علی(ع)

در کتب مختلف، از راویان متعدّدی همانند سلمان فارسی، عمّار یاسر، ابوذر غفاری، عبداللّه بن مسعود، عبداللّه بن عبّاس و... آورده اند که چون خداوند متعال، مکّه را توسّط پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و با فداکاری امام علی بن ابی طالب علیه السّلام فتح کرد، پیش از آن که حضرت رسول صلوات اللّه علیه و آله عازم و آماده جنگ هَوازن گردد، در حضور جمعی خطاب به علی علیه السّلام اظهار داشت:


"ای علی! برخیز و به همراه اصحاب در گوشه ای از قبرستان بقیع وارد شده و هنگامی که خورشید طلوع نمود، با وی سخن بگو."

 

علی بن ابی طالب علیه السّلام طبق دستور حضرت رسول صلوات اللّه علیه و آله بلند شد و به همراه بعضی از اصحاب به قبرستان بقیع رفت و چون خورشید طلوع کرد؛ آن را مخاطب قرار داد و گفت:


«السّلام علیک ایها العبد الدّائر فی طاعة ربّه»


و خورشید جواب سلام حضرت علی علیه السّلام را این چنین پاسخ گفت:


«و علیک السّلام یا اخا رسول اللّه و وصیه و حجّة اللّه علی خلقه»


بعد از آن، مولای متّقیان علی علیه السّلام به شکرانه چنین کرامت و عظمتی که خداوند متعال عطایش فرموده بود سر بر خاک نهاد و سجده شکر به جای آورد. سپس حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله او را گرفت و بلند نمود و فرمود:

 

"ای حبیب من! تو را بشارت باد بر این که خداوند به میمنت وجود تو بر ملائکه؛ و بر اهل آسمان مباهات می کند."

 

و پس از آن افزود: "شکر و سپاس می گویم خدا را، که مرا بر سایر پیامبران فضیلت و برتری بخشید، همچنین:

 

مرا به وسیله علی بن ابی طالب که سید تمام اوصیاء است تأیید و یاری نمود." (1)

و همچنین به نقل از جابر بن عبداللّه انصاری امام باقر علیه السّلام فرموده اند:

خورشید هفت مرتبه با حضرت علی علیه السّلام سخن گفت و تکلّم کرد. (2)

 

1) ینابیع المودّة: ص 166، فضائل شاذان بن جبرئیل: ص 69، س 9.

2) نویسنده کتاب الصراط المستقیم: ج 1، ص 204، س 17 به طور مفصّل مراحل هفت گانه را بیان نموده است.
*برگرفته از کتاب چهل داستان و چهل حدیث از أمیرالمؤمنین علی علیه السّلام از عبدالله صال

(ارسالی از مهدی باقریان)




طبقه بندی: معرفتی و دینی، امام علی (ع)،
برچسب ها: معجزه سخن گفتن خورشید با حضرت علی (ع)، سلمان فارسی، عمار یاسر، ابوذر غفاری، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عباس، مکه، فداکاری های علی بن ابیطالب، فتح مکه، پیامبر اکرم (ص)، جنگ هوازن، قبرستان بقیع، طلوع خورشید، اصحاب پیامبر، مولای متقیان علی (ع)، کرامت، عظمت، سر بر خاک، سجده شکر، ملائکه، اهل آسمان، امام باقر (ع)، کتاب صراط مستقیم، چهل حدیث از امیرالمومنین، فضائل شاذان بن جبرئیل، شکر و سپاس، فضیلت پیامبر بر سایر پیامبران، ‌تکلم خورشید با حضرت علی (ع)،

«امر به معروف و نهى از منكر، یك وظیفه عمومى است»

«مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»

بخش دیگرى كه باز آن را مختصر عرض مى ‏كنم - كه مربوط به عموم مردم است - در درجه اوّل عبارت است از امر به معروف و نهى از منكر در مسائل اجتماعى. البته در مسائل فردى، تقوا بسیار زیاد مورد توصیه امیرالمؤمنین است؛ اما در زمینه مسائل اجتماعى شاید هیچ خطابى به مردم شدیدتر، غلیظتر، زنده ‏تر و پُرهیجان ‏تر از خطاب امر به معروف و نهى از منكر نیست. امر به معروف و نهى از منكر، یك وظیفه عمومى است. البته ما باید تأسّف بخوریم از این‏كه معناى امر به معروف و نهى از منكر درست تشریح نمى‏شود. امر به معروف، یعنى دیگران را به كارهاى نیك امر كردن. نهى از منكر، یعنى دیگران را از كارهاى بد نهى كردن. امر و نهى، فقط زبان و گفتن است. البته یك مرحله قبل از زبان هم دارد كه مرحله قلب است و اگر آن مرحله باشد، امر به معروفِ زبانى، كامل خواهد شد.

 

                   برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: واجب فراموش شده (امر به معروف و نهی از منکر)، سخن ولایت،
برچسب ها: امر به معروف، نهی از منکر، امر به معروف و نهی از منکر، امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، سخنان مقام معظم رهبری، بیانات مقام معظم رهبری، امیرالمومنین، امام علی (ع)، اسلام، نهج البلاغه، جامعه، منابع عمومی، منکرات، خانواده، حقوق زن، گناه، حرام، واردات، حجاج بن یوسف ثقفی، کوفه، مسلمان، کافر، غیبت، دروغ، تهمت، تجاوز به نوامیس، نظام اسلامی، اخلاق، عبادت، دزدی، نان، نظارت عمومی، سوء استفاده از منابع طبیعی، رفیق بازی، اسراف، مکه، مدینه، دوران خلافت حضرت علی، مسائل عمومی کشور، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 08:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« معرفت النفس 7»

چرا گاهی وقتها انسان خواب نمی بیند؟

بعضی وقتها عالَم خوابی که ما خواب می بینیم یک عالمی بوده که بدون صورت است. مثلا اگر از شما سوال کنند آن زمان که از شما سوال کردند «الست بربکم» و شما گفتید «قالوا بلی» کی گفتید؟ کجا گفتید؟ چه شکلی گفتید؟ همه با هم جواب دادید یا یکی یکی گفتید؟ هر چقدر هم که بنشینید فکر کنید می بینید که چیزی یادتان نمی آید. چرا؟ چون جنس آن «عالم ذر» از جنس فکر نیست. که بتوانید به آن فکر کنید. اما اگر به عالم حضور رفتید همین الان این «قالوا بلی» را که گفتید را پیدا می کنید. چون همین الان همة ماها در «قالوا بلی» هستیم. البته حقیقت وجودی ما و نه این بدن مادی!

مثلا اگر کسی در عالم خواب یک گل یاس را خواب ببیند. گل یاس چه بویی می دهد؟ به من بگویید ببینم گل یاس چه بویی می دهد؟ هیچ کس نمی تواند بگوید چون اصلا گفتنی نیست. حالا اگر شما در خواب با یک حقیقتی روبرو بشوید که اصلا صورت ندارد. این حقیقتی که صورت ندارد در خواب چه شکلی است؟ هیچ شکلی! چون صورت ندارد. برای همین شما فکر می کنید که خواب ندیده اید.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، استاد اصغر طاهرزاده، خویشتن پنهان، مجموعه فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، انسان شناسی، اثرات طهارت و وضو، اثرات وضو، شیطان، نماز عشاء، بوعلی سینا، ابن سینا، آیت الله حسن زاده آملی، رویای صادقه، سحر، روح و نفس، عالم خواب، گل، مکانیسم مغز انسان، بیماران روانی، انرژی، دموی، بلغمی، صفراوی، سودایی، اعتدال مزاج، صدق و راستی، امام صادق (ع)، شیخ عباس قمی، همسر، علم حصولی، علم حضوری، اصفهان، مشهد، معراج پیامبر اکرم، ازدواج، ام سلمه، مسجد الاقصی، پیامبر اکرم، مکه، قیامت، قبر، میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، حضرت یوسف (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، فتح مکه، علم الهی، جبر و اختیار، مختار، الست بربکم، عالم الست،
دنبالک ها: مجموعه فرهنگی و علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 11:05 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

« معرفت النفس 5»

«جلسة دوم/ قسمت سوم»

موضوع این جلسه:

«حقیقت انسان «منِ» اوست و همة ادراکات مخصوص «منِ» انسان است.»

ادامة بحث:

«اراده از من»ِ شماست»

به دست من نگاه کنید که دارد باز و بسته می شود. الان من دستم را می بندم. و می گویم تو را خدا باز شو! باز شو! باز شو! چرا باز نشد؟ چون من نخواستم. پس دقت کنید من است که اراده می کند این دست باز و بسته می شود. تا حالا فکر می کردید این گوشت و پوست و استخوان هاست که باز و بسته می شد. در صورتی که شما دارید ارده های من را می بینید. تا الان شما یک گل را در بیرون می دیدید ولی الان یک اراده را می بینید که پشت این گل وجود دارد تا این گل رشد کند. برای همین است که مومن در پس اشیاء خدا را می بیند. این که می بینید حضرت علی (ع) می فرماید من هیچ چیزی را ندیدم جز اینکه قبل و بعد و همراه با آن چیز خدا را دیدم از این جهت است.

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: استاد اصغر طاهرزاده، مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، معرفت النفس، امام حسین (ع)، ملاصدرا، ابن سینا، هنر، ارادة تکوینی، ارادة تشریعی، روح، هیپنوتیزم، رویای صادقه، جهان، مسائل پزشکی، آیات متشابه، آیات محکمات، خودشناسی، قرآن، اباعبد الله، رسول الله، کربلا، حضرت علی اکبر (ع)، وجه الله، امام سجاد (ع)، عاشورا، آیت الله طباطبایی، آیت الله قاضی طباطبایی، امام خمینی (ره)، امام صادق (ع)، حضرت علی (ع)، شیخ مفید، شیخ بهایی، مکه، امام حسن (ع)، سید رضی، امام محمد باقر (ع)، شهادت، اصحاب کربلا، آیت الله زاهد، پیامبر اکرم (ص)، خویشتن پنهان،
دنبالک ها: مجموعة فرهنگی علمی سفیران بصیر علوی خمینی شهر، مجموعة فرهنگی لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

قسمت چهارم (نظرات و ایده ها)

با توجه به اینكه امریكا درس خواندید نظرتان در مورد جامعة امریكا چی است؟

جامعة امریكا، یك جامعة قشنگی نیست. به دلیل اینكه حتی مذهبی ترین و معنوی ترین آدمها در آمریكا اولین پارامتری كه برایشان ارزش دارد پول است. آنقدر پول در جامعة امریكا مهم است كه در معنوی ترین خانوادة امریكایی هم وقتی بچه دختر یا پسر فرقی هم نمی كند به سن شانزده سالگی می رسد، از درآمدهای آن خانواده محروم می شود، پدر به بچه می گوید من به تو دیگر یك سنت هم پول نمی دهم، خودت می دانی، برو كار كن. دختر خانه است، می رود تو پیتزا فروشی كار می كند، مدرسه هم می رود تا پولش را خودش در بیاورد. و خوب اینكه پول برای آدمها در اولویت اول باشد كمی عرصه را برای آدم تنگ می كند. زندگی قشنگی نیست. مواردش زیاد است. آن فسادی كه آنجا می بینید. بی خیال بودن آدمها نسبت به خیلی از ارزشهای اخلاقی. این كه عنصری به نام خانواده بسیار بسیار بسیار آنجا كمرنگ است. اینكه آدمهای دیندار هم در دینداریشان خیلی محكم نیستند. همة اعمال دینی شان خلاصه می شود توی یك كلیسا رفتن كه آن هم چهار هفته یكبار می روند. چیز قشنگی نیستند. یعنی آدم چیزی را آنجا نمی بیند كه جذب بشود و دوست داشته باشد آنجا زندگی بكند. اینكه تكنولوژی بالا است خوب باشد. ولی زندگی را من در آنجا حتی تك ثانیه هم دوست ندارم.

               

                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: سهراب سپهری، احمدی نژاد، فاطمه فاطمه است، دکتر علی شریعتی، شجریان، محمد خاتمی، جامعه، خدا، جنگ، انسان، عکس، رهبر، سیاسی، ازدواج، بینوایان، همسر، پرواز، ایران، جبهه، حجاب، عشق، پول، حافظ، دکتر محمود حسابی، رئیس جمهور، سراج، شیراز، مکه، امام حسن، امام حسین، شعر، زیبا، ماتریالیست، پیامبر، علیرضا افتخاری، مختاباد، هاشمی رفسنجانی، دختر، خانواده، دوست،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات